سه شنبه, فروردین ۲۵, ۱۴۰۵
مانيتورینگ حقوق بشر ايران
  • صفحه اصلی
  • اخبار
    • شكنجه
    • بازداشت و دستگیری
    • زندانیان سیاسی
    • زندانیان عادی
    • قتل های خودسرانه
    • سرکوب اقلیت ها
    • حق تظاهرات
  • اعدام
  • کارزار نه به اعدام
  • گزارشات
    • گزارش ماهانه
    • گزارشات ويژه
  • جانباختگان راه آزادی
    • قتل عام ۱۳۶۷
    • قیام ایران
  • ارتباط با ما
  • English
نتیجه یافت نشد
مشاهده همه نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار
    • شكنجه
    • بازداشت و دستگیری
    • زندانیان سیاسی
    • زندانیان عادی
    • قتل های خودسرانه
    • سرکوب اقلیت ها
    • حق تظاهرات
  • اعدام
  • کارزار نه به اعدام
  • گزارشات
    • گزارش ماهانه
    • گزارشات ويژه
  • جانباختگان راه آزادی
    • قتل عام ۱۳۶۷
    • قیام ایران
  • ارتباط با ما
  • English
نتیجه یافت نشد
مشاهده همه نتایج
مانيتورینگ حقوق بشر ايران
نتیجه یافت نشد
مشاهده همه نتایج
خانه گزارشات گزارشات ويژه

قوه قضاییه در ایران؛ اهرم حقوقی سرکوب در چارچوب ولایت فقیه – قسمت دوم

۲۴ فروردین ۱۴۰۵
فیس بوکتوئیترایمیل

گزینش، آموزش و حذف قضات در قوه قضاییه ایران

ساخت بدنه قضایی در ایران؛ تقدم وفاداری ایدئولوژیک بر استقلال و صلاحیت حرفه‌ای

در هر نظام قضایی، قاضی باید ضامن بی‌طرفی، استقلال رأی و اجرای قانون باشد. استقلال قضایی فقط به این معنا نیست که قاضی در ظاهر از فشار مستقیم مصون باشد؛ بلکه مستلزم آن است که مسیر ورود، آموزش، ارتقاء و بقای او نیز بر پایه معیارهای حرفه‌ای، حقوقی و مستقل تنظیم شده باشد. بدون چنین بنیانی، دادرسی عادلانه از درون تهی می‌شود و دستگاه قضایی، به‌جای آن‌که پناهگاه حق باشد، به بخشی از سازوکار قدرت تبدیل می‌شود. در ساختار قضایی رژیم حاکم بر ایران، این وضعیت نه یک انحراف موردی، بلکه یک ویژگی نهادی و از پیش طراحی‌شده است.

مسئله اصلی این فصل صرفاً آن نیست که قضات در ایران چگونه استخدام می‌شوند؛ بلکه این است که چنین الگویی از گزینش، آموزش و کنترل، چه نوع قاضی‌ای تولید می‌کند و این قاضی در عمل در خدمت چه هدفی قرار می‌گیرد. در ساختار قضایی رژیم حاکم بر ایران، قاضی از آغاز از مسیر فیلترهای عقیدتی، سیاسی و فقهی عبور می‌کند؛ سپس در چارچوب رسمی آموزش قضایی و تعهد ایدئولوژیک شکل می‌گیرد؛ و در ادامه نیز تحت نظارت انتظامی، اداری و حفاظتی باقی می‌ماند. پیامد این الگو فقط تضعیف استقلال قضایی نیست؛ بلکه شکل‌گیری بدنه‌ای است که در آن «حفظ نظام» بر عدالت، حق دفاع و بی‌طرفی قضایی تقدم می‌یابد. همین منطق، یکی از پایه‌های ساختاری عملکرد سرکوب‌گرانه دستگاه قضایی ایران است.

۲. چارچوب قانونی انتخاب قضات

مبنای اصلی ورود به منصب قضا در ایران، «قانون شرایط انتخاب قضات دادگستری» مصوب ۱۴ اردیبهشت ۱۳۶۱ است. این قانون تصریح می‌کند که قضات باید از میان مردان واجد شرایطی چون ایمان، عدالت، تعهد عملی نسبت به موازین اسلامی و وفاداری به نظام جمهوری اسلامی ایران انتخاب شوند. در این قانون، صلاحیت علمی نیز نه به‌صورت مستقل، بلکه در پیوند با ساختار رسمی فقهی و قضایی تعریف شده و بر اجتهاد، اجازه قضا یا مدارک مورد تأیید تأکید شده است. آیین‌نامه اجرایی قانون گزینش و استخدام قضات مصوب ۱۳۷۹ نیز این چارچوب را در سطح اجرا تثبیت می‌کند و نشان می‌دهد که جذب قضات از همان ابتدا ترکیبی از آزمون، مصاحبه، گزینش و تعیین صلاحیت ایدئولوژیک و اداری است.

در نتیجه، انتخاب قاضی در ایران صرفاً یک فرایند علمی و حرفه‌ای نیست. از همان لحظه ورود، معیارهای عقیدتی و سیاسی در کنار معیارهای حقوقی قرار داده می‌شوند و در عمل بر آن‌ها تقدم می‌یابند. بنابراین، استقلال قضایی در این ساختار نه نقطه آغاز، بلکه از همان ابتدا موضوع محدودسازی و مهندسی است. داوطلب پیش از آن‌که به‌عنوان یک حقوقدان مستقل سنجیده شود، باید به‌عنوان فردی همسو با ساختار سیاسی حاکم مورد تأیید قرار گیرد.

۳. وفاداری پیش از صلاحیت؛ معیارهای عقیدتی در انتخاب قضات

بارزترین ویژگی قانون ۱۳۶۱ این است که قاضی را پیش از هر چیز بر اساس وفاداری سیاسی و عقیدتی تعریف می‌کند. «تعهد عملی نسبت به موازین اسلامی» و «وفاداری به نظام» از نخستین شروط ورود به قضاوت هستند. این ترتیب اتفاقی نیست. در چنین ساختاری، داوطلب پیش از آن‌که از منظر دانش حقوقی، قدرت استدلال یا توانایی تضمین دادرسی عادلانه سنجیده شود، باید از نظر ایدئولوژیک و سیاسی مورد تأیید قرار گیرد. آیین‌نامه اجرایی ۱۳۷۹ نیز همین منطق را بازتولید می‌کند و تعیین صلاحیت از طریق مصاحبه و گزینش را پس از آزمون علمی ضروری می‌داند. به این ترتیب، حتی موفقیت در آزمون علمی نیز بدون عبور از فیلتر سیاسی و عقیدتی بی‌اثر است.

اهمیت این معیارها به مرحله استخدام محدود نمی‌شود. تبصره ۱ قانون شرایط انتخاب قضات صراحتاً مقرر می‌کند که این شرایط درباره قضات شاغل نیز باید استمرار داشته باشد و اگر قاضی دیگر واجد آن‌ها شناخته نشود، می‌توان او را به مشاورت منتقل کرد، بازنشسته نمود، به کار اداری گمارد یا بازخرید کرد. این حکم نشان می‌دهد که وفاداری ایدئولوژیک نه فقط شرط ورود، بلکه شرط بقا در بدنه قضایی است. در نتیجه، قاضی در چنین ساختاری به‌خوبی می‌داند که استمرار جایگاه، ارتقاء شغلی و حضور او در مناصب مهم، به میزان انطباقش با همین معیارها وابسته است. در چنین فضایی، استقلال رأی نه یک حق حرفه‌ای، بلکه می‌تواند به یک مخاطره شغلی تبدیل شود.

۴. غلبه مسیر حوزوی بر مسیر حقوقی

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این ساختار، باز بودن مسیر ویژه برای ورود طلاب حوزه‌های علمیه به دستگاه قضایی است. تبصره ۲ قانون شرایط انتخاب قضات دادگستری اجازه می‌دهد برای دادسراهای عمومی و انقلاب، از میان طلابی که معلومات عمومی در حدود دیپلم دارند و دروس سطح حوزه را طی کرده‌اند، پس از کارآموزی، قاضی استخدام شود. آیین‌نامه اجرایی ۱۳۷۹ نیز این رویکرد را ادامه می‌دهد و طلاب را در کنار فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در زمره داوطلبان جذب قرار می‌دهد. برای آنان نظام آزمونی جداگانه‌ای بر پایه متون فقهی و دروس سنتی حوزه پیش‌بینی شده است؛ و حتی در مواردی، تأیید صلاحیت علمی توسط نهادهای حوزوی، آنان را از آزمون کتبی معاف می‌کند.

تفاوت میان دو مسیر دانشگاهی و حوزوی، صرفاً تفاوت در مدرک یا محتوای آزمون نیست؛ بلکه تفاوت در نوع نگاه به قانون، منبع مشروعیت حقوق و جایگاه قاضی است. در مسیر دانشگاهی، آموزش حقوق اصولاً بر تفسیر قانون، حقوق عمومی و خصوصی، آیین دادرسی و منطق استدلال حقوقی استوار است. در مسیر حوزوی، آموزش بر فقه، استنباط شرعی و قرائت رسمی از احکام اسلامی تکیه دارد. هنگامی که این مسیر حوزوی نه در حاشیه، بلکه در قلب بدنه قضایی و به‌ویژه در محاکم حساس تقویت می‌شود، نتیجه فقط تنوع آموزشی نیست؛ بلکه غلبه الگویی از قضاوت است که در آن تبعیت از قرائت رسمی شرع و وفاداری ایدئولوژیک، بر استقلال حقوقی و معیارهای دادرسی منصفانه تقدم می‌یابد.

پیامد این الگو در سطح ساختار قدرت نیز آشکار است. در نظامی که عالی‌ترین مناصب قضایی آن، از جمله ریاست قوه قضاییه، ریاست دیوان عالی کشور و دادستانی کل، عملاً در چارچوبی تعریف می‌شوند که روحانیون و مجتهدان را بر حقوقدانان کلاسیک برتری می‌دهد، برجسته‌ترین حقوق‌دانان مستقل نیز از دسترسی به رأس هرم قضایی محروم می‌مانند. این امر صرفاً یک ترجیح آموزشی یا مذهبی نیست؛ بلکه بیانگر آن است که رژیم حاکم بر ایران از آغاز، قوه قضاییه را نه به‌عنوان نهادی مستقل برای تضمین عدالت، بلکه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای بقای خود سازمان داده است. در چنین ساختاری، ورود گسترده طلاب به دستگاه قضایی صرفاً یک سیاست استخدامی نیست؛ بلکه بخشی از پروژه‌ای گسترده‌تر برای ایدئولوژیک‌سازی قضا، به‌حاشیه‌راندن حقوق‌دانان مستقل و تبدیل دستگاه قضایی به بازوی اجرایی حفظ نظام است.

این سلطه فقط به ترکیب نیروی انسانی محدود نمی‌ماند، بلکه بر منطق حقوقی حاکم بر دستگاه قضایی نیز اثر می‌گذارد. هنگامی که شالوده تقنینی و قضایی بر انطباق با شرع رسمی استوار می‌شود، حقوق نیز به‌جای آن‌که حوزه‌ای مستقل با منطق و اصول خاص خود باشد، در خدمت تفسیر ایدئولوژیک قرار می‌گیرد. در چنین نظامی، امکان نقد درونی، اصلاح مستقل و داوری بی‌طرفانه از همان پایه محدود می‌شود. به بیان دیگر، اشکال فقط در رفتار برخی قضات یا برخی شعب نیست؛ بلکه در بنیان ساختاری نهادی است که از اساس برای تولید قاضی مستقل طراحی نشده است.

۵. محدودیت ساختاری برای زنان

قانون شرایط انتخاب قضات دادگستری مصوب ۱۴ اردیبهشت ۱۳۶۱، از همان ابتدا قضاوت را بر پایه «مرد بودن» تعریف کرده است. در متن این قانون تصریح شده که قضات از میان مردان واجد شرایط انتخاب می‌شوند. بنابراین، محرومیت زنان از قضاوت مستقل، یک رویه موردی یا اداری نیست؛ بلکه در متن قانون نهادینه شده است. اصلاح بعدی قانون در سال ۱۳۷۴ نیز این ممنوعیت را برنداشت؛ بلکه تنها اجازه داد زنان با پایه قضایی در برخی سمت‌های محدود مانند مشاورت، قاضی تحقیق، اداره سرپرستی صغار، اداره حقوقی و برخی واحدهای دارای پست قضایی به‌کار گرفته شوند.

در نتیجه، حضور زنان در ساختار قضایی ایران به معنای برخورداری آنان از اختیار کامل و مستقل برای صدور رأی نهایی نیست. حتی در حوزه‌هایی مانند دادگاه خانواده، حضور قاضی مشاور زن جنبه مشورتی دارد و رأی نهایی توسط قاضی مرد صادر می‌شود. از این رو، مسئله زنان در قوه قضاییه ایران فقط «ممنوعیت» نیست؛ بلکه توزیع نابرابر قدرت قضایی است. زنان از دستگاه قضایی حذف کامل نشده‌اند، اما حضور آنان به‌گونه‌ای تنظیم شده که عمدتاً در سطوح غیرنهایی و غیرمحوری باقی بماند. این الگو نشان می‌دهد که ساختار قضایی رژیم حاکم بر ایران، تبعیض جنسیتی را نه فقط در استخدام، بلکه در سطح اختیار و قدرت قضایی نیز بازتولید می‌کند.

۶. آموزش، تحلیف و بازتولید ایدئولوژیک قاضی

فرایند شکل‌گیری قاضی در ایران به آزمون و گزینش محدود نمی‌شود. آیین‌نامه اجرایی ۱۳۷۹ تصریح می‌کند که داوطلب پس از پذیرش، برای گذراندن دوره کارآموزی قضایی و سپس برای صدور ابلاغ قضایی و شرکت در مراسم تحلیف معرفی می‌شود. به این ترتیب، دستگاه قضایی صرفاً داوطلب همسو را انتخاب نمی‌کند؛ بلکه او را در ساختار آموزشی و تشکیلاتی خود نیز بازتولید می‌کند. آموزش قضات در این نظام فقط آموزش حقوق و آیین دادرسی نیست؛ بلکه بخشی از فرایند نهادی‌سازی وفاداری است.

اوج این پیوند را می‌توان در متن سوگندنامه قضات دید؛ جایی که قاضی علاوه بر تعهد به کشف حقیقت، احقاق حق و اجرای عدالت، متعهد می‌شود که در تحکیم مبانی جمهوری اسلامی و حمایت از مقام رهبری نیز دین خود را ادا کند. این عبارت نشان می‌دهد که تعهد قاضی در پایان فرایند آموزشی، تنها به عدالت و اجرای قانون محدود نیست؛ بلکه آشکارا به حفظ ساختار سیاسی گره خورده است. قاضی در این نظام، حتی در لحظه ورود رسمی به منصب نیز نه فقط به عدالت، بلکه به صیانت از نظام سیاسی سوگند می‌خورد. چنین سوگندی ماهیت واقعی آموزش قضایی در ایران را روشن می‌کند: قاضی از آغاز برای ایفای نقش در یک ساختار ایدئولوژیک تربیت می‌شود، نه برای اعمال مستقل قانون.

۷. سازوکارهای کنترل، حذف و پالایش قضات

کنترل قضات در این ساختار، به گزینش و آموزش محدود نمی‌شود. پس از ورود به خدمت نیز شبکه‌ای از نهادهای انتظامی، اداری و حفاظتی بر بقای قضات نظارت می‌کنند. دادسرا و دادگاه عالی انتظامی قضات، بر اساس قانون نظارت بر رفتار قضات مصوب ۱۳۹۰، مسئول رسیدگی به تخلفات انتظامی قضات است و می‌تواند دامنه‌ای از تذکر و توبیخ تا کسر حقوق، تنزل پایه، تعلیق، انفصال موقت یا دائم و خاتمه خدمت را در بر گیرد. در کنار این، خود قانون شرایط انتخاب قضات نیز امکان حذف یا تنزل قضاتی را که دیگر واجد شرایط ایدئولوژیک و سیاسی لازم شناخته نمی‌شوند، پیش‌بینی کرده است. مرکز حفاظت اطلاعات قوه قضاییه نیز در عمل بخشی از سازوکار نظارت درون‌سازمانی بر قضات و کارکنان قضایی است.

با این حال، مسئله فقط وجود ابزارهای نظارت نیست؛ بلکه نوع قاضی‌ای است که این ساختار اجازه رشد و بقا به او می‌دهد. در دستگاهی که بقای شغلی، ارتقاء و حضور در مناصب حساس می‌تواند به التزام ایدئولوژیک، همراهی سیاسی و تبعیت از منطق «حفظ نظام» وابسته باشد، طبیعی است که قاضی مستقل، منتقد یا حق‌محور نه تقویت، بلکه حذف یا به حاشیه رانده شود. در چنین سیستمی، سازوکارهای انتظامی و حفاظتی فقط ابزار نظارت نیستند؛ بلکه ابزار پالایش مستمر بدنه قضایی به سود عناصر همسو هستند. این منطق توضیح می‌دهد که چرا در ساختار قضایی ایران، به‌ویژه در سطوح بالا و در محاکم حساس، سهم روحانیون و نیروهای برخاسته از آموزش فقهی و ایدئولوژیک چنین برجسته است. مسئله صرفاً حضور افراد مذهبی در قضاوت نیست؛ بلکه حاکم شدن الگویی است که در آن قضاوت با معیار عدالت، حق دفاع و بی‌طرفی سنجیده نمی‌شود، بلکه با معیار میزان کارآمدی در صیانت از ساختار سیاسی ارزیابی می‌گردد.

۸. پیامدهای ساختاری؛ از تضعیف استقلال تا مشارکت در سرکوب

وقتی قاضی با معیارهای عقیدتی و سیاسی انتخاب می‌شود، در مسیر آموزشی ایدئولوژیک شکل می‌گیرد، در تحلیف خود به حمایت از رهبری و تحکیم مبانی نظام متعهد می‌شود، و در طول خدمت نیز زیر نظارت انتظامی، اداری و حفاظتی باقی می‌ماند، نتیجه فقط کاهش استقلال رأی نیست؛ بلکه شکل‌گیری الگویی از قضاوت است که در آن حفظ نظام بر عدالت مقدم می‌شود. در چنین ساختاری، قاضی نه در خلأ حرفه‌ای، بلکه در فضایی آکنده از انتظار سیاسی، نظارت داخلی و هزینه‌های احتمالی شغلی تصمیم می‌گیرد. به‌ویژه در پرونده‌های سیاسی و امنیتی، این وضعیت آشکارتر می‌شود؛ جایی که قاضی عملاً بخشی از زنجیره‌ای می‌شود که از ضابط امنیتی آغاز و به صدور حکم ختم می‌گردد.

پیامد این ساختار را نمی‌توان صرفاً در سطح تئوریک توضیح داد. کارنامه قضایی رژیم حاکم بر ایران؛ از اعدام‌های گسترده و مستمر گرفته تا رسیدگی‌های امنیتی علیه مخالفان، معترضان، زندانیان سیاسی و عقیدتی؛ نشان می‌دهد که دستگاه قضایی در عمل نه مانعی در برابر سرکوب، بلکه یکی از مجاری اصلی اجرای آن بوده است. وقتی بدنه قضایی بر مبنای وفاداری ایدئولوژیک ساخته می‌شود، حاصل آن صرفاً تضعیف معیارهای حرفه‌ای نیست؛ بلکه تولید قضاتی است که هر رأی و هر حکم را با شاقول «حفظ نظام» می‌سنجند. در چنین الگویی، سلامت قضایی و اندیشه عدالت‌خواهانه جای خود را به انطباق سیاسی و ایدئولوژیک می‌دهد.

این مسئله در جنایت‌های بزرگ نیز خود را نشان داده است. در کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، در تهران و سایر نقاط کشور، نقش محوری در سازوکار مرگ را کسانی ایفا کردند که مشروعیت خود را از جایگاه شرعی، فقهی و سیاسی می‌گرفتند. در هیأت مرگ تهران، سه نفر روحانی بودند و تنها یک حقوقدان کلاسیک، یعنی مرتضی اشراقی، در جایگاه دادستان حضور داشت؛ با این حال، تصمیم‌گیری اصلی در دست حسینعلی نیری بود که خمینی نیز در حکم خود مستقیماً از او نام برده بود. در سایر نقاط کشور نیز عمدتاً حکام شرع بودند که فتوای خمینی را به اجرا گذاشتند و جنایت علیه بشریت را ممکن ساختند. این امر یک تصادف تاریخی نبود؛ بلکه تجلی مستقیم همان ساختاری بود که قضاوت را از معیارهای حقوقی مستقل جدا و به اجرای اراده سیاسی و ایدئولوژیک پیوند زده بود.

از همین رو، عملکرد سرکوب‌گرانه دستگاه قضایی ایران را نباید صرفاً محصول تصمیم چند قاضی یا چند شعبه خاص دانست. این عملکرد، نتیجه منطقی معماری نهادی قوه قضاییه‌ای است که از آغاز برای صیانت از رژیم ملایان ساخته شده و نه برای تضمین دادرسی عادلانه. در چنین ساختاری، قاضی نه صرفاً مجری قانون، بلکه بخشی از شبکه‌ای است که سرکوب را در پوشش حکم قضایی، اعدام را در پوشش دادرسی، و حذف مخالف را در پوشش اجرای عدالت ممکن می‌سازد.

۹. جمع‌بندی

برآیند این فصل روشن است: در قوه قضاییه رژیم حاکم بر ایران، قاضی نه در بستر یک نظام حرفه‌ای مستقل، بلکه در دل یک سازوکار ایدئولوژیک و سیاسی ساخته می‌شود. قانون، آیین‌نامه، مسیر ویژه طلاب، محدودیت ساختاری علیه زنان، آموزش رسمی، سوگند قضایی و شبکه‌های نظارتی و حفاظتی، همگی در کنار یکدیگر بدنه‌ای را شکل می‌دهند که بقای آن به وفاداری، انطباق و تبعیت از منطق حفظ نظام گره خورده است. در این ساختار، تنوع حرفه‌ای و استقلال قضایی جای خود را به همگنی ایدئولوژیک و کنترل مستمر می‌دهد.

از این رو، مسئله فقط این نیست که استقلال قضات محدود می‌شود؛ بلکه این است که دستگاه قضایی از ابتدا به‌گونه‌ای سازمان داده شده که نتواند به معنای واقعی پناهگاه حق و عدالت باشد. حتی برجسته‌ترین حقوقدانان کلاسیک نیز تا زمانی که در چارچوب ایدئولوژیک و فقهی مسلط نگنجند، از دسترسی به عالی‌ترین سطوح قدرت قضایی محروم می‌مانند؛ در مقابل، مسیر برای نیروهایی هموار می‌شود که مشروعیت قضاوت را نه از استقلال حقوقی، بلکه از همسویی با ساختار ولایت فقیه می‌گیرند.

به همین دلیل، عملکرد سرکوب‌گرانه دستگاه قضایی ایران را نمی‌توان یک انحراف موردی یا صرفاً نتیجه رفتار چند مقام قضایی دانست. این عملکرد، محصول مستقیم یک طراحی نهادی است؛ طراحی‌ای که از آغاز، قوه قضاییه را به یکی از مؤثرترین اهرم‌های بقای رژیم حاکم بر ایران تبدیل کرده است. فصل بعدی نشان خواهد داد که این بدنه قضایی ایدئولوژیک، در دادگاه‌های انقلاب و دادسراهای امنیت چگونه در عمل به سازوکار اجرایی سرکوب قضایی تبدیل می‌شود.

پست قبلی

آپارتاید دیجیتالی و قتلهای حکومتی دو روی سکه « نقض فاحش حقوق بشر» توسط جمهوری اسلامی

مطالب مرتبط

گزارشات ويژه

گزارش تحلیلی-حقوقی: مهندسی معکوس عدالت- چگونه سند تحول قضایی ۱۴۰۳ ماشین اعدام اژه‌ای را قانونی کرد

۲۱ فروردین ۱۴۰۵
گزارشات ويژه

قوه قضاییه در ایران؛ اهرم حقوقی سرکوب در چارچوب ولایت فقیه – فصل اول

۲۰ فروردین ۱۴۰۵
گزارشات ويژه

ایران: «استراتژی بقا در سایه جنگ»؛ فرمان تسریع اعدام‌ها و سرکوب سیستماتیک در ایران

۱۹ فروردین ۱۴۰۵

محبوب‌ترین‌ها

اعدام دو زندانی سیاسی در ایران؛ اجرای مخفیانه احکام در شرایط جنگی

۱۰ فروردین ۱۴۰۵

کودکان ایران؛ به جای  نیمکت‌ های مدرسه، در ایست بازرسی

۱۳ فروردین ۱۴۰۵

ایران؛ به‌کارگیری کودکان ۱۲ ساله در گشت‌های امنیتی

۸ فروردین ۱۴۰۵

کودک‌کشی تحت لوای امنیت در ایران

۱۵ بهمن ۱۴۰۴

ما را در توئیتر دنبال کنید

سایت مانیتورینگ حقوق بشر ایران

درباره ما

مانیتورینگ حقوق بشر ایران، سازمانی غیردولتی و غیرسیاسی است که در زمینه افشای موارد نقض حقوق بشر در ایران فعالیت میکند. این مجموعه، که از فعالین حقوق بشر مستقل تشکیل شده و در فرانسه مستقر است، در سال ۲۰۱۶ فعالیت خود را آغاز نمود. مانیتورینگ حقوق بشر در همکاری با شورای ملی مقاومت بوده و تلاش دارد تا اخباری از قبیل اعدامها، اجرای مجازاتهای بی‌رحمانه نظیر قطع عضو، وضعیت زندانیان در زندانهای ایران، نقض آزادی بیان و حقوق شهروندی و … را به منظور جلب توجه جهانیان به مسئله نقض حقوق بشر در ایران، منعکس کند.

تماس با ما: [email protected]

ما را دنبال کنید

  • خانه
  • گزارشات
  • اعدام
  • زندانيان
  • سرکوب اقلیت ها
  • قتل های خودسرانه
  • کارزار نه به اعدام
  • قیام ایران
  • ارتباط با ما

استفاده از منابع درج در سایت با ذکر منبع بلامانع است - ۲۰۲۱

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه یافت نشد
مشاهده همه نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار
    • شكنجه
    • بازداشت و دستگیری
    • زندانیان سیاسی
    • زندانیان عادی
    • قتل های خودسرانه
    • سرکوب اقلیت ها
    • حق تظاهرات
  • اعدام
  • کارزار نه به اعدام
  • گزارشات
    • گزارش ماهانه
    • گزارشات ويژه
  • جانباختگان راه آزادی
    • قتل عام ۱۳۶۷
    • قیام ایران
  • ارتباط با ما
  • English

ده از منابع درج در سایت با ذکر منبع بلامانع است - ۲۰۲۱