زندانی سیاسی، گلرخ ایرایی یکی از برجستهترین چهرههای مقاومت برای آزادی اندیشه در ایران است. او که سالهاست به دلیل فعالیتهای حقوق بشری و نوشتن درباره ستم و نابرابری در زندان بهسر میبرد، در نامهای خطاب به انجمن قلم آمریکا تصویری روشن از سرکوب، سانسور و نقش قلم در مبارزه با بیعدالتی ارائه کرده است. این مقاله، معرفی زندگی و مبارزات زندانی سیاسی، گلرخ ایرایی و بازخوانی پیام او درباره آزادی نوشتن است.
زندانی سیاسی، گلرخ ایرایی کیست؟
زندانی سیاسی، گلرخ ایرایی نویسنده و فعال حقوق بشر متولد ۱۳۵۹ در آمل است. او به دلیل نوشتن درباره سنگسار، نقد ساختارهای سرکوبگر، دفاع از حقوق زنان و اعتراض به اعدامها بارها بازداشت و زندانی شده است.
پروندهسازی علیه او از سال ۱۳۹۳ آغاز شد؛ زمانی که مأموران امنیتی یک داستان منتشرنشده از او درباره سنگسار را بهانه کردند و او را به «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» متهم کردند.
از آن زمان تا امروز، گلرخ ایرایی بارها بازداشت شده، به زندانهای مختلف منتقل شده و اکنون بهعنوان زندانی سیاسی در بند زنان زندان اوین محبوس است.
نامه زندانی سیاسی، گلرخ ایرایی به انجمن قلم آمریکا
نامهای که زندانی سیاسی، گلرخ ایرایی از زندان اوین نوشته، یکی از مهمترین اسناد مقاومت برای آزادی بیان در سالهای اخیر است. او در آغاز نامهاش از «جهانی که در آن حقایق مجال آشکار شدن ندارند» سخن میگوید؛ جهانی که در آن نوشتن درباره رنج مردم «مجرمانه» تلقی میشود و نویسندگان بهجای تقدیر، محاکمه میشوند.
قلم؛ سلاح آگاهی در برابر اختناق
گلرخ ایرایی در نامهاش تأکید میکند که نوشتن از فقر، نابرابری، سرکوب و کشتار سیستماتیک، اگرچه پرهزینه است، اما «روزنه امید» و «محرک خشم آگاهانه» مردم است.
او قلم را ابزاری میداند که واقعیت تلخ را به آیندهای روشن پیوند میزند و سکوت تحمیلی را میشکند.
نوشتن حتی اگر آزادی به بند کشیده شود
زندانی سیاسی، گلرخ ایرایی در بخش مهمی از نامهاش مینویسد که نوشتن را حتی در زندان، حتی زیر تهدید، حتی در خطر جان ادامه میدهد.
او این نوشتن را ادامه مبارزهای میداند که مردم منطقه، از کوهها و جنگلها تا خیابانها، با «جان و خون» پیش بردهاند.
قلم؛ فریاد مشترک رنج انسانها
در ادامه، گلرخ ایرایی قلم را «فریاد رنج مشترک» مینامد؛ فریادی که مرز و نژاد و ملیت نمیشناسد.
او از رنج مادران داغدار، از کودکان فلسطینی، از دختران قربانی خشونت، و از خانوادههای دادخواه یاد میکند و قلم را زبان این رنجها میداند.
دعوت به مبارزه مشترک برای عدالت
گلرخ ایرایی در پایان نامهاش خطاب به نویسندگان و اعضای انجمن قلم آمریکا میگوید که تلاش آنان برای افشای حقیقت، «صدای بیصدایان» است و رهایی از خفگی تنها با «حرکتی مشترک» ممکن خواهد شد.
او نامه را با آرزوی «برقراری عدالت و برابری» به پایان میبرد.
زندانی سیاسی، گلرخ ایرایی ؛ مبارزه در زندان هم ادامه دارد
گلرخ ایرایی ا نشان میدهد که حتی در دل زندان، میتوان نوشت، اعتراض کرد و صدای مردم بود.
نامهاش به انجمن قلم آمریکا سندی است از اینکه قلم، حتی در سختترین شرایط، میتواند حقیقت را زنده نگه دارد.
او با تأکید بر اینکه «مینویسیم حتی اگر آزادیمان به بند کشیده شود»، یادآور میشود که قلم میتواند سکوت را بشکند و راهی به سوی عدالت بگشاید.
متن کامل او به انجمن قلم آمریکا به شرح زیر است:
از راهی دور به شما که برای گرامیداشت «آزادی نوشتن» در کنار هم ایستادهاید، سلام میگویم. از جهانی که در آن حقایق مجال آشکار شدن ندارند و شکستن اختناق و انقیاد، نه یک حق ساده، بلکه در رویارویی با حاکمانی که منافعشان با ترسی که بر زبان و عمل سایه میاندازد میسر میشود.
اینجا بیپروا نوشتن از رنج مردمانی که ستم را به پیکار برمیخیزند، مجرمانه است و «آنان که با قلم تباهی درد را به چشم جهانیان پدیدار میکنند»، در سکوت فرسوده میشوند و مجرماند و سزاوار محاکمه!
نوشتن از رنج مردم تحت ستم، از فقر و نابرابری و سرکوب و کشتار سیستماتیک ـ که همواره بخشی از زندگیمان بوده است ـ اگرچه بیدغدغه نیست، اما روزنهی امیدی است بر انگیزهی مبارزه و محرکی خواهد بود بر غلیان خشم مردمی که خفگی را زندگی میکنند و خروش خشم آگاهانه و هدفمندشان، به گواه تاریخ، تنها شیوهی برچیدن ستم خواهد بود.
ارتجاع حاکم، آزادی اندیشه و جسارت بیان را برنمیتابد، آنگاه که «قلم» بر چوبههای دار افراشته حمله میبرد و از فقر و نابرابری روایت میکند و بازتابی میشود از سفرههای خالی و قیام گرسنگان را نوید میدهد.
پس به شکستن قلم ایستادند. «قلم» که واقعیت تلخ موجود را به افق روشن فردا پیوند میزند و سکوت را که از سرکوب بیامان بیش از یک قرن سلطهی «شیخ و شاه» به آن وادار میشویم، با آگاهی اجتماعی، آگاهی سیاسی و آگاهی طبقاتی که رهاییبخش محرومان و تودههای تحت ستم است، در هم میشکند.
گلرخ ایرایی در نامهای به انجمن قلم آمریکا: «مینویسیم حتا اگر آزادیمان به بند کشیده شود مینویسیم برای مقابله با حذف فیزیکی انسان، نادیده انگاشتن اندیشه و حذف باور و حقوق سیاسی و ایدئولوژیک و اجتماعی. برای مقابله با حذف ارزشها و عقایدی که همواره وادار به طرد و گوشهنشینی بودهاند.
مینویسیم حتی اگر آزادیمان به بند کشیده شود. حتی اگر مورد تهدید و تحدید قرار بگیریم و وادار به تبعید و فدای جان شویم. ما این مبارزه را طی سالیان سلطهی بیامان دیکتاتورها، زیر یوغ استثمار و ارتجاع، بر فراز کوهها، از دل جنگلها و در خیابانهای شهرهامان، در خاورمیانهی مورد چپاول استعمار و مورد تهاجم ارتجاع، به شعر و شعار، با جان و خون سرودیم و نقشآفرینی کردیم.
آنگاه که «قلم» نوشتن میآغازد تا از رنج مردم بگوید، نه در مرز میگنجد، نه در نژاد و ملیت، نه در جنس و رنگ.
«قلم» فریاد رنجی مشترک میشود در برابر ستم، برای ما که در نبردی نابرابر پا به میدان گذاشتیم…
«قلم» فریاد میشود بر سفرههای بینان. فریاد میشود بر زبان مادران اندوه، آنگاه که جنازههای آن سربداران رشید را بر ارابههای مرگ به سوی گورهایی بینشان اشک میریزند.
فریاد میشود با کودکان فلسطین، آنگاه که خشم اشغال را در کولهبار آوارگی بر دوش کشیدند و رویاهایشان با خاکستر برجایمانده از درختان زیتون سوخته از کین دژخیم، دود شد و به هوا رفت.
فریاد میشود در آن آخرین نگاه ترسیدهی دختران میناب، در غبار و خون و گیسهای آشفتهی ماسیده بر گردنهای نحیفشان.
فریاد میشود در دادخواهی ماهمنیر مولاییراد، مادر کیان پیرفلک، آنگاه که از میان بازی کودکانهی کیان، فرزند کشتهشدهاش در اعتراضات ایذه، اندوهی بیپایان را به یاد میآورد و مینویسد ظلم پایدار نیست و ظالم به سزای عملش خواهد رسید.
«قلم» فریاد میشود بر هر رنجی و بر هر ستمی در هر گوشهی جهان و اگر جز این و به مصلحت بچرخد، رسالت خود را فرو گذاشته است.
و شما عزیزانم که قلبهاتان برای افشای حقیقت میتپد و دغدغهتان بیدغدغه نوشتن از واقعیت است، شما که «قلم» و مبارزه در راه برابری و رهایی را گرامی میدارید، تلاش آگاهانه و مسئولانهتان برای مردم تحت ستم که برای «حق» میجنگند، انعکاس صدای بیصدایان خواهد بود.
ما از خفگی رها خواهیم شد و میدانیم این جز در حرکتی مشترک میسر نخواهد بود.
برای برقراری عدالت و برابری ـ تا رهایی بشر از اختناق و انقیاد حاکمان
گلرخ ایرایی اردیبهشت ۱۴۰۵
