پرونده مسعود جامعی به یکی از هشداردهندهترین نمونههای استفاده ابزاری از مجازات مرگ
در میانه موج فزاینده سرکوب و اعدام در ایران، پرونده مسعود جامعی به یکی از هشداردهندهترین نمونههای استفاده از مجازات مرگ برای خاموش کردن صدای معترضان و زندانیان سیاسی تبدیل شده است. در شرایطی که شمار اعدامها در ایران رو به افزایش است، زندانیان زیر حکم اعدام در قزلحصار با اعتصاب غذا و شعار «نه به اعدام» جان خود را به میدان اعتراض آوردهاند. همزمان، اعدامهای سیاسی اخیر نشان میدهد که ماشین سرکوب، حکم مرگ را نه بهعنوان عدالت، بلکه بهعنوان ابزار ارعاب و کنترل جامعه به کار میگیرد. در چنین فضایی، نجات جان مسعود جامعی یک مطالبه فوری حقوق بشری است.
۱. معرفی پرونده و آخرین وضعیت حکم
مسعود جامعی (باوی)، ۵۰ ساله، شهروند از ملیت عرب ایران اهل روستای شاخکوپال از توابع اهواز است. او در ۱۰ مرداد ۱۴۰۲ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از طی مراحل بازجویی به زندان شیبان اهواز منتقل شد. مسعود جامعی فردی متأهل، پدر چهار فرزند و پیش از بازداشت، شاغل در حوزه نفت بوده است.
شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز به ریاست قاضی احسان ادیبیمهر، این زندانی سیاسی را به اتهامهایی از جمله «افساد فیالارض»، «عضویت در گروههای باغی مخالف نظام»، «اجتماع و تبانی» و «تبلیغ علیه نظام» به دو بار اعدام و یک سال حبس تعزیری محکوم کرد که این حکم در ۲۰ تیر ۱۴۰۴ به او ابلاغ شد. متعاقباً این حکم سنگین در دیوان عالی کشور نیز به تأیید رسید. این در حالی است که سرعت رسیدگی، محرومیت از وکیل منتخب و اخذ اعترافات تحت اجبار، اعتبار دادرسی او را بهشدت مخدوش کرده است.
۲. فشار قضایی و امنیتی بر خانواده جامعی
فشار دستگاههای امنیتی بر خانواده مسعود جامعی، تنها به صدور دو بار حکم اعدام برای او ختم نمیشود؛ بلکه تمام اعضای این خانواده تحت پیگرد و احکام سنگین قرار گرفتهاند:
- زینب حزباپور (حزبه): همسر مسعود جامعی، در پاییز ۱۴۰۴ جهت اجرای حکم ۱۵ سال زندان به اتهام «عضویت در گروههای باغی» به بند زنان زندان سپیدار اهواز منتقل شد. وضعیت جسمی او نیز در زندان وخیم گزارش شده است.
- ناهید جامعی: دختر ۲۴ ساله این خانواده، توسط دادگاه انقلاب اهواز به اتهام «عضویت در گروه باغی» به ۱۲ سال زندان محکوم شده است.
- دلال و رقیه جامعی: دو فرزند دیگر خانواده (۲۰ و ۱۶ ساله) نیز با اتهام «ارتباط با گروههای مخالف نظام» تحت پیگرد قضایی قرار گرفتهاند، اما تاکنون هیچ اطلاعات رسمیای در رابطه با وضعیت و سرنوشت آنها منتشر نشده است.
۳. محرومیت شدید درمانی و خطر مرگ در زندان شیبان
وضعیت جسمانی مسعود جامعی به دلیل ابتلا به سرطان معده، بیماریهای کبدی، فشار خون بالا و عفونت شدید داخلی بسیار وخیم است. محرومیت یک زندانی بیمار از درمان تخصصی، بهویژه در حالی که زیر حکم اعدام قرار دارد، مصداق بارز رفتار غیرانسانی و شکنجه خاموش است. مقامات زندان و دستگاه قضایی مسئولیت دارند فوراً امکان معاینه مستقل، درمان تخصصی و انتقال پزشکی او را به خارج از زندان فراهم کنند.
۴. شکنجه، انفرادی و نقض بنیادین حق حیات
حق حیات بنیادینترین حق انسانی است. در پرونده مسعود جامعی، اتهامهای امنیتی گسترده و استفاده از اعترافات اجباری، خطر غیرقابل بازگشت سلب خودسرانه حق حیات را ایجاد کرده است. علاوه بر این، مسعود جامعی در روزهای اخیر پس از سر دادن شعار اعتراضی در زندان شیبان اهواز، به عنوان تنبیه به سلول انفرادی منتقل شد. نگهداری او در گرمای شدید اهواز در سلولی فاقد سیستم سرمایشی و تراشیدن موی سر با هدف تحقیر، در تعارض آشکار با ممنوعیت مطلق شکنجه و رفتارهای بیرحمانه و تحقیرآمیز است.
۵. درخواستها و اقدامات فوری از سازوکارهای سازمان ملل
۱. مکاتبه اضطراری مشترک: ضروری است که گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، همراه با گزارشگر اعدامهای فراقضایی، گزارشگر شکنجه و گزارشگر حق سلامت، فوراً یک مکاتبه اضطراری مشترک به جمهوری اسلامی ایران ارسال کنند و در آن خواستار توقف فوری اجرای حکم اعدام، دسترسی فوری به پرونده و انتقال مسعود جامعی به بیمارستان تخصصی خارج از زندان شوند.
۲. تعلیق رسمی حکم: ضروری است که دفتر کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل از دولت ایران بخواهد تا زمان بررسی مستقل پرونده، اجرای حکم را رسماً تعلیق کند و پاسخی شفاف درباره وضعیت جسمانی او ارائه دهد.
۳. اقدام گروه کاری بازداشتهای خودسرانه: این نهاد باید رسیدگی فوری به روند دادرسی ناعادلانه مسعود جامعی و خانواده او را آغاز کند.
۴.سازوکارهای سازمان ملل: ضروری است که این نهادها نام مسعود جامعی را در فهرست پروندههای فوری قرار دهند و با صدور بیانیه عمومی، هزینه سیاسی اجرای حکم را برای جمهوری اسلامی افزایش دهند.
۴. تضمین دسترسی به وکیل و خانواده: سازمان ملل باید مقامات ایران را مکلف به پایان دادن به فشار بر خانواده و تضمین ملاقات منظم مسعود جامعی با وکیل و بستگانش کند.
۵. فشار دیپلماتیک کشورهای عضو: برای توقف حکم اعدام و توقف فشارها بر این خانواده الزامی است که کشورهای عضو شورای حقوق بشر بهطور رسمی خواهان این توقف شوند و سفیران جمهوری اسلامی را احضار کنند.
۶. در صورت بیپاسخ ماندن درخواستها، نهادهای بینالمللی باید پرونده مسعود جامعی را بهعنوان نمونهای از خطر اعدام سیاسی، شکنجه و محرومیت درمانی در گزارشهای رسمی، نشستهای شورای حقوق بشر و مکانیسمهای پاسخگویی بینالمللی ثبت و پیگیری کنند.
۶. کلام نهایی
مسعود جامعی امروز نه فقط با خطر اجرای حکم اعدام، بلکه با مجموعهای از نقضهای جدی حقوق بشری روبهروست: دادرسی مورد مناقشه، شکنجه و اعتراف اجباری، محرومیت از درمان، فشار بر خانواده و نگهداری در شرایط خطرناک. فوریت پرونده او در این است که اجرای حکم اعدام، امکان هرگونه جبران بعدی را برای همیشه از میان میبرد. بنابراین، وظیفه نهادهای حقوق بشری، گزارشگر ویژه و سازوکارهای سازمان ملل تنها صدور نگرانی کلی نیست؛ نیاز است که آنان با مکاتبه اضطراری، بیانیه عمومی، مطالبه تعلیق رسمی حکم، پیگیری پزشکی مستقل، فشار دیپلماتیک و ثبت پرونده در سازوکارهای پاسخگویی، برای توقف اعدام و تضمین درمان فوری مسعود جامعی اقدام مادی و قابل سنجش انجام دهند.
s








