از روز ۲۵ تیرماه تا امروز ۳۱ تیرماه ۵ زندانی سیاسی به نامهای محمد امینی دهاقانی، عارف خوشکار، عرفان اسفندیاری، گلمحمد محمدی و آخرین قربانی حکومت جمهوری اسلامی در امروز، مهدی خانکی اعدام شده اند. تمامی این ۵ نفر از معترضین اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بودند. کشتار ۵ زندانی سیاسی در طی شش روز یعنی تقریبا روزی یک زندانی سیاسی بطور متوسط حتی در تاریخچه اعدامهای سیاسی جمهوری اسلامی بی سابقه است و شدت سرکوب در ایران را بخوبی نشان می دهد. از طرف دیگر ۱۵۰۰ زندانی جرایم عادی دارای حکم اعدام در زندان قزلحصار برای نهمین روز متوالی در اعتصاب غذای خشک بسر می برند تا بر روند غیرعادلانه دادرسیها که منجر به صدور حکم اعدام برایشان شده است اعتراض کنند. جمهوری اسلامی حتی برای اعتراض هم راهی بجز گذشتن افراد از جان خود باقی نگذاشته است.
اما شدت سرکوب تنها به موضوع اعدامها ختم نمی شود. سرکوبی که به علت سکوت و بیعملی جامعه جهانی و ارگانهای بین المللی حقوق بشر در همه تار و پود جامعه ایران گسترده شده است.
زندان قزلحصار
اعتصاب غذای خشک زندانیان محکوم به اعدام در هشت سالن واحد ۲ زندان قزلحصار همچنان ادامه دارد. این اعتصاب از روز دوشنبه ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵ و در پی انتقال شش زندانی محکوم به اعدام به سلولهای انفرادی آغاز شده و تاکنون بدون پاسخگویی یا مداخله مسئولان زندان ادامه یافته است. شماری از زندانیان در نهمین روز اعتصاب غذا دچار افت شدید فشار خون و ضعف جسمانی شده و با کمک سایر زندانیان به بهداری زندان منتقل شدهاند.
این زندانیان در بیانیه خود در روز هشتم اعتصاب خشک دست کمک بسوی جهان دراز کرده اند: «امروز هشتمین روز از اعتصاب خشک ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در زندان قزلحصار و بیش از پنج هزار زندانی محکوم به اعدام در زندانهای سراسر کشور است؛ زندانیانی که طناب دار و مرگ از رگ گردن به آنان نزدیکتر است.» و در ادامه از وجدانهای بیدار خواسته اند که در برابر خطر جانی زندانیان سکوت نکنند.
و اعتصاب خشک ادامه دارد
صدور احکام اعدام
صدو ر احکام برای زندانیان سیاسی و معترضین اعتراضات ۱۴۰۴ کماکان ادامه دارد. در اخیرترین آنها مجتبی دهبندی ۲۳ ساله و کیانوش همزه ای کازرونی ۲۷ ساله به اتهام محاربه و اقدام علیه امنیت ملی به اعدام محکوم شده اند. این دو جوان پس از کمک به انتقال و مداوای معترضان زحمی بازداشت شدند و اکنون در زندان عادل آباد شیراز نگهداری می شوند. حکم اعدام در شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز به ریاست قاضی محمود ساداتی صادر شده است. گرچه آمارهای مختلفی از گروههای مختلف حقوق بشری از جمله مانیتورینگ حقوق بشر در رابطه با تعداد زندانیان سیاسی و عقیدتی و معترضین بازداشتی زیر اعدام وجود دارد ولی آمار جمع آوری شده نشان می دهد که حدود ۱۶۵ تن از این افراد اکنون حکم اعدام دریافت کرده اند که حدود ۴۵ تن از آنان از معترضین هستند. و این لیست ادامه دارد
فشار برروی زندانیان بلوچ
تنها در زندان مرکزی زاهدان از ابتدای ماه رمضان سال جاری، تعدادی از شهروندان بلوچ پس از بازداشت تحت بازجوییهای فشرده و فشارهای شدید قرار گرفتهاند و در جریان این روند، اعترافاتی از آنان اخذ شده است. همچنین برای شماری از این افراد پروندههای سنگین تشکیل و احکام قضایی شدیدی صادر شده است. علاوه بر این عدم رسیدگی پزشکی به بیماران در این زندان از حد گذشته و منجر به مرگ می شود. در اخیرترین مورد در روز چهارشنبه ۶ خردادماه ۱۴۰۵، یک زندانی، داوود میر، حدودا ۵۰ ساله که تنها سه روز قبل در ۳ خردادماه توسط نیروهای نظامی بازداشت و به این زندان مرکزی زاهدان منتقل شده بود، پس از «ایست قلبی و تأخیر در انتقال و رسیدگی پزشکی» جان خود را از دست داد. وی متاهل و دارای فرزند بود.

نمونه دیگر از عدم رسیدگی زندانی سیاسی بلوچ، «عبدالهادی شاهوزهی»، حدوداً ۳۳ ساله است که با وجود یک چشم آسیب دیده در اثر ضرب و شتم ماموران سرکوب جمهوری اسلامی، اعزام او برای درمان با ممانعت مسئولین زندان مرکزی زاهدان مواجه شده است. وی در بند ۹ زندان مرکزی زاهدان نگهداری می شود.

و این لیست ادامه دارد
احکام بیشمار زندان برای زندانیان بهائی
یکی از اقلیتهای مذهبی که مستمر در معرض سرکوب توسط حکومت ایران قرار گرفته و همچنان این سرکوب ادامه دارد و شدت یافته است شهروندان بهائی هستند. حقوق حقه این شهروندان در انتخاب مذهب توسط این حکومت ایران به یک جرم تبدیل شده است:
- شیده توکلی، شهروند بهائی توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۱۱ سال حبس، محرومیت دائم از اشتغال در خدمات دولتی و عمومی و پرداخت جزای نقدی محکوم شده است. دادگاه همچنین بخشی از اموال وی را مصادره کرده است.

- پژمان زارع، شهروند بهائی ساکن شیراز، بیش از چهار ماه است که بازداشت شده و هم اکنون به صورت بلاتکلیف در زندان عادل آباد شیراز نگهداری میشود.

- سعید حسنی، شهروند بهائی ساکن شیراز، که در روز ۲ تیر ۱۴۰۵ بازداشت شده به صورت بلاتکلیف در یکی از سلول های انفرادی زندان عادل آباد این شهر نگهداری می شود.

- سیما سبتو، شهروند بهائی ساکن شیراز که در تاریخ ۲ تیر بازداشت و تا کنون سه بار تحت بازجویی قرار گرفته است همچنان بهصورت بلاتکلیف در زندان عادل آباد شیراز بهسر میبرد.

و این لیست ادامه دارد
فشار برروی زندانیان کرد
- وریشه مرادی زن زندانی سیاسی کرد که به اعدام محکوم شده بود و اکنون پرونده او برای رسیدگی مجدد به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی «مرگ»، صلواتی، ارجاع داده شده است به علت امتناع از حضور در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به دستور این قاضی، از حق تماس و ملاقات با خانواده بصورت نامحدود محروم شده است.

- سروش کرمی از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ که با اتهام سنگین «محاربه» مواجه است، همچنان در سلول انفرادی بند امنیتی زندان مرکزی کرمانشاه (دیزلآباد) بدون حق دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده نگهداری میشود.

- بیش از ۳۰۰ شهروند که در جریان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای نظامی-امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و در ماههای گذشته به بند «امنیتی» زندان مرکزی کرمانشاه (دیزلآباد) منتقل شدهاند، همچنان در وضعیت بلاتکلیف بهسر میبرند و از ابتداییترین حقوق خود محروم هستند.
و این لیست ادامه دارد.
ایران در بسیج سرکوب، جامعه بینالمللی در بسیج بیعملی
فاکتها و مستندات سرکوب در ایران را میتوان تا بینهایت ادامه داد. اما پرسش بنیادی و حیاتی این است: در حالی که جمهوری اسلامی در وضعیت بسیج تمامعیار برای کشتار و سرکوب شهروندان خود قرار دارد، واکنش واقعی جامعه بینالمللی چیست؟
چگونه است که برای جلوگیری از اختلال در جریان نفت و امنیت انرژی در تنگه هرمز، قدرتهای جهانی ظرف چند ساعت به بسیج نظامی و دیپلماتیک دست میزنند، اما برای شتابِ جنونآمیزِ ماشین اعدام، شکنجههای سیستماتیک و سلب حق حیات انسانها، رفتاری جز بیانیههای خنثی و «ابراز نگرانی»های بیحاصل دیده نمیشود؟ آیا ارزش امنیت ترانزیت کالا از حق حیات معترضان و زندانیان بیدفاع در ایران بیشتر است؟
سکوت در برابر حکومتی که ابزار بقای سیاسی خود را در چوبههای دار میجوید، دیگر یک انفعال دیپلماتیک نیست؛ بلکه همدستی آشکار در چرخهٔ کشتار است. جامعه جهانی، سازمان ملل متحد و شورای حقوق بشر باید بدانند که زمان «تماشاگری» به پایان رسیده است.
اگر نهادهای بینالمللی و دولتهای دموکرات فوراً دست به اقدامات عملی، مادی و قابل سنجش — از جمله تعلیق روابط سیاسی، اخراج سفرا، اعمال تحریمهای هدفمند بر قضات و آمران جنایت، و مشروطسازی هرگونه تبادل اقتصادی به توقف کامل اعدامها — نزنند، تاریخ این بیعملی را نه به عنوان یک دیپلماسی محافظهکارانه، بلکه به عنوان چراغ سبزی به دیکتاتوری برای سلب حق حیات انسانها ثبت خواهد کرد.
جامعه جهانی در برابر این ماشین سرکوب، دقیقاً در کجای تاریخ ایستادهاست؟








