زندانیان ایران در وضعیت جنگی با خطرهای همزمان و فزایندهای روبهرو هستند: تهدید ناشی از حملات نظامی در نزدیکی زندانها و مراکز امنیتی، امنیتیتر شدن فضای بازداشتگاهها، قطع یا محدودیت دسترسی به غذا، آب، درمان و ارتباط با خانواده، انتقالهای نامعلوم، و فشار بر برخی زندانیان برای ثبتنام جهت اعزام به مناطق جنگی مانند جزیره خارک و استان هرمزگان. این وضعیت نشان میدهد که زندانیان، بهویژه زندانیان سیاسی، محکومان به اعدام، بازداشتشدگان اعتراضات، زندانیان بیمار و افراد فاقد دسترسی مؤثر به وکیل، در یکی از آسیبپذیرترین موقعیتهای حقوق بشری قرار گرفتهاند.
بر اساس گزارشهای دریافتی از داخل زندانها، مسئولان برخی زندانها از جمله زندان کرمان در هفتههای اخیر با حضور در بندها از زندانیان خواستهاند برای اعزام به مناطق جنگی نامنویسی کنند. این درخواستها با وعده پرداخت پول، بهبود شرایط زندان، برخورداری از امتیازات اداری و در مواردی تهدید به سختگیری بیشتر، محدودیت امکانات، مشکل در مرخصی یا فشارهای امنیتی همراه بوده است. هرچند این اعزامها از سوی مسئولان به عنوان «داوطلبانه» معرفی شده، اما در شرایط حبس و وابستگی کامل زندانی به تصمیم مقامهای زندان، مفهوم رضایت آزادانه بهشدت مخدوش است.
گزارشهای موجود نشان میدهد که بخش قابل توجهی از زندانیان با وجود فشارها و وعدهها حاضر به ثبتنام نشدهاند. برخی زندانیان این طرح را استفاده ابزاری از افراد محروم از آزادی توصیف کرده و گفتهاند با آنان مانند «گوشت قربانی» رفتار میشود. این مقاومت در شرایطی رخ میدهد که زندانیان از دسترسی آزاد به رسانهها، ارتباط امن با خانواده و وکیل، و امکان اعتراض بدون پیامد محروماند.
۱. وخامت شرایط زندانها در سایه جنگ
از آغاز جنگ و همزمان با قطعی گسترده اینترنت، گزارشهایی از کمبود غذا، تعطیلی فروشگاههای زندان، محرومیت از درمان، شرایط غیربهداشتی و تحقیرآمیز، محدودیت شدید دسترسی به نیازهای اولیه، انتقالهای خودسرانه و نظامیتر شدن فضای زندانها دریافت شده است. همچنین دستکم یک زندانی بر اثر محرومیت از مراقبت پزشکی فوت کرده است.
کنترل شماری از زندانها در استانهایی مانند خراسان رضوی، اصفهان، لرستان، آذربایجان غربی، قم، قزوین و تهران به یگانهای ویژه واگذار شده و فضای زندانها بهشدت نظامی شده است. در چنین وضعیتی، زندانیان از یکسو در برابر خطرهای ناشی از جنگ امکان خروج یا پناهگیری مستقل ندارند و از سوی دیگر، با تشدید کنترل امنیتی داخل زندان، بیشتر در معرض فشار، محدودیت، انتقال ناگهانی و محرومیت از حقوق پایه قرار میگیرند.
عفو بینالملل نیز هشدار داده است که حملات هوایی در نزدیکی زندانها و هدف قرار گرفتن مراکز امنیتی محل نگهداری بازداشتشدگان، زندانیان از جمله کودکان را در معرض خطر مرگ یا آسیب جدی قرار داده است. این سازمان همچنین از انتقال برخی زندانیان به مکانهای نامعلوم یا مناطق نزدیک به اهداف احتمالی نظامی، محرومیت از غذا و آب کافی و ناپدیدسازی قهری خبر داده است.
۲. اعزام زندانیان به مناطق جنگی و نبود رضایت آزادانه
اعزام یا جذب زندانیان برای حضور در مناطق جنگی، حتی اگر در ظاهر با عنوان «داوطلبانه» مطرح شود، در چارچوب حقوق بشر باید با معیار رضایت آزادانه، آگاهانه و بدون اجبار سنجیده شود. زندانی به دلیل محرومیت از آزادی، ترس از تنبیه، نیاز به مرخصی، درمان، ملاقات، امکانات اولیه و احتمال تخفیف مجازات، در برابر مقامهای زندان در موقعیت نابرابر قرار دارد. بنابراین، اگر زندانی در چنین شرایطی و تحت تأثیر وعده پول، مرخصی، بهبود شرایط حبس یا ترس از تنبیه و فشار امنیتی با اعزام موافقت کند، این موافقت نشانه انتخاب آزادانه نیست؛ بلکه میتواند نتیجه فشار و ناچاری در محیط زندان باشد.
استفاده از فقر، بدهی، نیاز خانواده یا امید زندانی به بهبود شرایط حبس برای ترغیب او به حضور در منطقه جنگی، مصداق بهرهبرداری از آسیبپذیری افراد محروم از آزادی است. این امر بهویژه زمانی نگرانکنندهتر میشود که مقصدهای ذکرشده، مانند جزیره خارک و استان هرمزگان، از مناطق حساس راهبردی و در معرض خطرهای نظامی معرفی شدهاند.
۳. نقض حقوق بینالملل و استانداردهای رفتار با زندانیان
در وضعیت جنگی، دولت همچنان مسئول حفظ جان، کرامت و سلامت همه افراد محروم از آزادی است. بازداشت یا محکومیت کیفری، دولت را از تعهد به تأمین غذا، آب، درمان، امنیت، تماس با خانواده، دسترسی به وکیل و حمایت در برابر خطرهای جنگی معاف نمیکند. قواعد نلسون ماندلا تصریح میکند که همه زندانیان باید با احترام به کرامت ذاتی انسان رفتار شوند و هیچ شرایطی نمیتواند شکنجه یا رفتار ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز را توجیه کند.
فشار بر زندانیان برای اعزام به مناطق جنگی میتواند با ممنوعیت کار یا خدمت اجباری در ماده ۸ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، حق حیات و امنیت شخصی، منع شکنجه و رفتار غیرانسانی، و اصل کرامت انسانی در تعارض قرار گیرد. همچنین انتقال زندانیان به مکانهای نامعلوم یا نزدیک اهداف احتمالی نظامی بدون اطلاعرسانی، ضرورت روشن و تضمینهای حفاظتی، خطر نقض حق حیات و ممنوعیت ناپدیدسازی قهری را افزایش میدهد.
از منظر حقوق بینالملل بشردوستانه، زندانها و بازداشتگاهها در اصل اماکن غیرنظامی محسوب میشوند و همه طرفهای درگیر موظفاند اصول تفکیک، تناسب و احتیاط را رعایت کنند. دفتر کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و هیئت حقیقتیاب سازمان ملل درباره ایران هشدار دادهاند که در جریان مخاصمه مسلحانه، حفاظت از غیرنظامیان از جمله بازداشتشدگان شکنندهتر میشود و سرکوب دولتی میتواند در سایه جنگ تشدید شود.
اقدامات اخیر علیه زندانیان در ایران، با اصول و معاهدات بینالمللی زیر در تعارض مستقیم قرار دارد:
- قواعد نلسون ماندلا (قطعنامه ۷۰/۱۷۵ مجمع عمومی سازمان ملل): این قواعد تصریح میکند که همه زندانیان باید با احترام به کرامت ذاتی انسان رفتار شوند و هیچ شرایطی (حتی وضعیت جنگی) نمیتواند شکنجه یا رفتار ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز را توجیه کند.
- ممنوعیت کار یا خدمت اجباری (ماده ۸ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی – ICCPR): فشار بر زندانیان برای اعزام به مناطق جنگی با این ماده، حق حیات، امنیت شخصی و اصل کرامت انسانی مغایرت دارد. همچنین طبق کنوانسیون شماره ۲۹ سازمان بینالمللی کار (ILO)، خدمتی که تحت فشار، تهدید یا وعده امتیازات اساسی (مثل مرخصی و آزادی) از زندانی گرفته شود، فاقد «رضایت آزادانه» و مصداق کار اجباری است.
- منع استفاده از «سپر انسانی» (کنوانسیونهای سوم و چهارم ژنو): طبق ماده ۲۳ کنوانسیون سوم و ماده ۲۸ کنوانسیون چهارم ژنو، انتقال زندانیان به مکانهای نامعلوم یا نزدیک به اهداف احتمالی نظامی (مانند جزیره خارک) بدون اطلاعرسانی و تضمینهای حفاظتی، استفاده ابزاری از آنها به عنوان سپر انسانی محسوب شده و خطر نقض حق حیات و ناپدیدسازی قهری را بهشدت افزایش میدهد.
۴. مسئولیت نهادهای حقوق بشری و جامعه بینالملل
مسئولیت نهادهای حقوق بشری در برابر وضعیت زندانیان ایران در وضعیت جنگی، فراتر از صدور بیانیههای کلی است. برای این نهادها لازم است بهطور مادی و عملی نام زندانها، نام و وضعیت زندانیان در معرض خطر، محل انتقالها، شیوههای فشار برای اعزام، وضعیت دسترسی به غذا، آب، درمان، تماس تلفنی، ملاقات و وکیل را مستند کنند و شهادت خانوادهها، زندانیان آزادشده، وکلا و کارکنان پیشین زندانها را ثبت و راستیآزمایی نمایند.
در همین راستا، اتخاذ اقدامات فوری زیر از سوی جامعه بینالملل و سازوکارهای بینالمللی ضروری است:
- تبیین ضرورتها برای مقامات ایرانی: لازم است بر دولت ایران جهت آزادی فوری همه زندانیان خودسرانه بازداشتشده و صدور مرخصی یا آزادی بشردوستانه برای زندانیان بیمار، سالمند، کودک، زنان باردار، زندانیان سیاسی و افراد در معرض خطر فشار قانونی آورده شود. همچنین لازم است مقامات محل نگهداری همه منتقلشدگان را اعلام کرده و هرگونه استفاده مستقیم یا غیرمستقیم از زندانیان در فعالیتهای نظامی، امنیتی یا پرخطر را متوقف سازند.
- مداخله فوری کمیته بینالمللی صلیب سرخ (ICRC): با توجه به وضعیت شبهجنگی و به خطر افتادن اماکن غیرنظامی، ضروری است جامعه بینالملل خواستار ورود و بازرسی سرزده ناظران بینالمللی و کمیته بینالمللی صلیب سرخ از زندانهای تحت فشار (بهویژه زندان کرمان) جهت تضمین سلامت بازداشتشدگان شود.
- مستندسازی حقوقی برای پاسخگو کردن عاملان: برای سازوکارهای سازمان ملل، بهویژه گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران (مای ساتو) و هیئت حقیقتیاب سازمان ملل، لازم است اسناد مربوط به فشار بر زندانیان، انتقالهای نامعلوم، محرومیت از نیازهای اولیه و اعزام اجباری به مناطق جنگی را به عنوان شواهد بالقوه جرایم بینالمللی ثبت کنند. همچنین ضروری است به مقامات قضایی و رؤسای زندانهای ایران یادآوری شود که این اقدامات در آینده تحت اصل صلاحیت قضایی جهانی (Universal Jurisdiction) قابل تعقیب حقوقی خواهد بود.
جمعبندی
زندانیان ایران در وضعیت جنگی در نقطه تلاقی جنگ، سرکوب داخلی و فروپاشی حداقلهای حمایتی در زندانها قرار گرفتهاند. فشار برای اعزام زندانیان به مناطق جنگی (نظیر جزیره خارک و استان هرمزگان)، در کنار کمبود غذا و درمان، انتقالهای نامعلوم، نظامیشدن زندانها توسط یگانهای ویژه و قطع ارتباطات، نشاندهنده الگویی سیستماتیک از نقض حقوق افراد محروم از آزادی است.
تجربه تاریخی نشان میدهد که حکومتها از بحرانهای نظامی به عنوان پوشش و فرصتی برای «سرکوب بیصدا» و تصفیه بازداشتشدگان استفاده میکنند. در چنین شرایطی، ضروری است حفاظت از جان و کرامت زندانیان در سایه اخبار خط مقدم جنگ حاشیهنشین نشود، بلکه این مهم لازم است به مطالبه فوری، مشخص و عملگرایانه نهادهای حقوق بشری، دولتها و سازوکارهای بینالمللی تبدیل گردد.








