فقر آموزشی و طبقاتیشدن حق تحصیل
روز جهانی سوادآموزی، که هر سال در ۸ سپتامبر برگزار میشود، یادآور حق بنیادین همه انسانها برای برخورداری از آموزش و سواد است. این حق، پایه دسترسی به اشتغال، سلامت، استقلال فردی و مشارکت اجتماعی محسوب میشود.
در ایران، با وجود تعهدات قانونی و بینالمللی حکومت، دسترسی به آموزش برای همه افراد برابر نیست. فقر، هزینههای تحصیل، تفاوت امکانات میان مناطق شهری و روستایی و طبقاتیشدن مدارس، بسیاری از خانوادهها را از ادامه تحصیل فرزندانشان ناتوان کرده است.
آمارهای رسمی نشان میدهد که صدها هزار کودک و نوجوان در سن تحصیل، یا هرگز وارد مدرسه نشدهاند یا پیش از پایان دوره آموزشی از آن خارج شدهاند. این بحران فقط به کودکان محدود نمیشود و بزرگسالان کمسواد و بیسواد را نیز دربرمیگیرد.
۱. آمار بازماندگی از تحصیل و ترک تحصیل
وزارت آموزشوپرورش شمار بازماندگان از تحصیل را در سال تحصیلی ۱۴۰۱–۱۴۰۲، ۹۰۲٬۱۸۸ نفر و در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳، ۹۲۸٬۷۲۹ نفر اعلام کرده است؛ یعنی افزایش ۲۶٬۵۴۱ نفر در یک سال.
جدول آمار رسمی بازماندگان از تحصیل
| شاخص | سال تحصیلی ۱۴۰۱–۱۴۰۲ | سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ |
| بازماندگان از تحصیل | ۹۰۲٬۱۸۸ نفر | ۹۲۸٬۷۲۹ نفر |
| میزان افزایش | — | ۲۶٬۵۴۱ نفر |
توزیع رقم ۹۲۸٬۷۲۹ نفر در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ چنین اعلام شده است:
| مقطع تحصیلی | تعداد |
| ابتدایی | ۱۷۱٬۹۹۲ نفر |
| متوسطه اول | ۱۹۸٬۱۰۹ نفر |
| متوسطه دوم | ۵۵۸٬۶۲۸ نفر |
| مجموع | ۹۲۸٬۷۲۹ نفر |
بیش از ۷۵۶ هزار نفر از این افراد در دوره متوسطه اول و دوم قرار داشتهاند. این تمرکز نشان میدهد که موانع تحصیل پس از پایان دوره ابتدایی تشدید میشود؛ مرحلهای که هزینه رفتوآمد، فاصله مدارس، ورود نوجوانان به بازار کار، ازدواج زودهنگام و فشار اقتصادی خانوادهها نقش بیشتری پیدا میکند.
تفاوت بازماندگی از تحصیل و ترک تحصیل
«بازمانده از تحصیل» با «ترکتحصیلکرده» یکسان نیست. بازمانده از تحصیل ممکن است در سال مورد نظر ثبتنام نکرده باشد، اما ترکتحصیلکرده فردی است که وارد مدرسه شده و سپس تحصیل را رها کرده است.
| مقطع تحصیلی | ترک تحصیل در ۱۴۰۱–۱۴۰۲ | ترک تحصیل در ۱۴۰۳–۱۴۰۴ |
| ابتدایی | ۸۷٬۵۴۴ نفر | ۸۴٬۰۰۱ نفر |
| متوسطه اول | ۱۴۹٬۲۸۸ نفر | ۱۳۰٬۴۳۲ نفر |
| متوسطه دوم | ۵۰٬۷۸۵ نفر | ۳۲٬۸۰۹ نفر |
| مجموع | ۲۸۷٬۶۱۷ نفر | ۲۴۷٬۲۴۲ نفر |
کاهش رقم رسمی ترکتحصیلکردگان بهتنهایی به معنای بهبود وضعیت آموزش نیست؛ زیرا همزمان شمار ثبتنامنشدگان افزایش یافته است. همچنین بخشی از آمار رسمی ممکن است شامل افرادی باشد که مهاجرت کرده، فوت کرده یا بهدلیل معلولیت شدید از فهرست دانشآموزان خارج شدهاند.
در سال ۲۰۲۵، وزارت آموزشوپرورش از شناسایی ۱۵۲٬۲۸۷ کودک ۶ تا ۱۱ ساله بازمانده از تحصیل خبر داد و اعلام کرد حدود ۲۹ هزار نفر از آنان به مدرسه بازگشتهاند. این رقم نشان میدهد که حتی در دوره آموزش ابتدایی نیز شناسایی و بازگرداندن کودکان به مدرسه کامل نیست.
۲. فقر؛ مهمترین مانع دسترسی به آموزش
آموزش دولتی در ایران طبق اصل ۳۰ قانون اساسی باید رایگان باشد، اما خانوادهها برای تحصیل فرزندان خود با هزینههای متعددی روبهرو هستند:
- لباس فرم؛
- کتاب و نوشتافزار؛
- رفتوآمد؛
- تغذیه؛
- تجهیزات دیجیتال؛
- هزینه کلاسهای تقویتی؛
- مبالغ مطالبهشده از سوی مدارس.
بر اساس اظهارات نایبرئیس اتحادیه تولیدکنندگان لوازمالتحریر، خانواده حدود ۵ میلیون دانشآموز حتی توان خرید دفتر و مداد را ندارند.
نمونهای از هزینههای تحصیل
| قلم آموزشی | رقم یا تغییر قیمت گزارششده |
| لباس فرم دانشآموزی در سال ۱۴۰۳ | بیش از ۱٫۵ میلیون تومان |
| کمترین قیمت کیف مدرسه | حدود ۵۴۸ هزار تومان |
| میانگین قیمت کتاب درسی در بهار ۱۴۰۳ | حدود ۱۴۰ هزار تومان |
| افزایش قیمت کتاب درسی نسبت به سال قبل | ۳۲ درصد |
| حداقل شهریه مدارس خصوصی | ۳۵ میلیون تومان در سال |
| حداکثر شهریه گزارششده مدارس خصوصی | ۸۰ میلیون تومان در سال |
| هزینه منابع مطالعاتی برخی داوطلبان کنکور | حدود ۳۰۰ میلیون تومان |
برای خانوادههایی که با فقر، بیکاری و کاهش قدرت خرید مواجهاند، این هزینهها میتواند به حذف تدریجی کودک از مدرسه منجر شود. در بسیاری از موارد، کودک برای کمک به درآمد خانواده وارد بازار کار میشود یا بهدلیل ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه تحصیل، از مدرسه فاصله میگیرد.
این روند، چرخهای از فقر و محرومیت آموزشی ایجاد میکند: ترک تحصیل، فرصت اشتغال آینده را کاهش میدهد و فقر اقتصادی را به نسل بعد منتقل میکند.
۳. فقر غذایی و تأثیر آن بر یادگیری
فقر آموزشی با وضعیت تغذیه کودکان نیز ارتباط مستقیم دارد. مدیرکل مطالعات رفاه اجتماعی وزارت تعاون اعلام کرده است که ۵۷ درصد جمعیت کشور با سوءتغذیه مواجهاند و بیش از ۱۴ میلیون و ۵۰۰ هزار کودک در این گروه قرار دارند. نزدیک به ۱۰ میلیون نفر از این کودکان زیر ۱۲ سال هستند.
این آمار برای استفاده نهایی باید بر اساس تعریف دقیق «سوءتغذیه» بررسی شود، اما محرومیت از مواد غذایی ضروری مانند گوشت، مرغ، میوه و پروتئین، توان جسمی و ذهنی کودکان را کاهش میدهد و بر تمرکز، یادگیری و عملکرد تحصیلی آنان اثر میگذارد.
در چنین شرایطی، کودکانی که از نظر غذایی محروماند، نهتنها با خطر ترک تحصیل روبهرو هستند، بلکه حتی در صورت حضور در مدرسه نیز از فرصت برابر برای یادگیری برخوردار نیستند.
۴. طبقاتیشدن آموزش
در ایران، فاصله میان مدارس برخوردار و مدارس دولتی هر سال بیشتر میشود. خانوادههای ثروتمند میتوانند از مدارس خصوصی، مدارس استعدادهای درخشان، کلاسهای تقویتی و منابع آموزشی گرانقیمت استفاده کنند؛ در حالی که دانشآموزان خانوادههای کمدرآمد اغلب در مدارس فرسوده و پرتراکم تحصیل میکنند.
بر اساس دادههای گردآوریشده:
- بیش از یک میلیون دانشآموز در مدارس خصوصی یا غیردولتی تحصیل میکنند؛
- حدود ۱۰۰ هزار دانشآموز در مدارس استعدادهای درخشان قرار دارند؛
- حدود ۱۵ میلیون دانشآموز در مدارس دولتی با کمبود امکانات، معلم و تجهیزات مواجهاند؛
- شهریه مدارس خصوصی بین ۳۵ تا ۸۰ میلیون تومان در سال گزارش شده است.
دانشآموزان مدارس برخوردار به کلاسهای کمجمعیت، آزمایشگاه، تجهیزات آموزشی و کلاسهای تقویتی دسترسی بیشتری دارند. در مقابل، دانشآموزان مدارس دولتی، بهویژه در مناطق محروم، با کلاسهای پرتراکم، ساختمانهای فرسوده و کمبود معلم مواجهاند.
این شکاف در آزمون سراسری دانشگاه نیز نمایان شده است. سهم مدارس دولتی عادی در رتبههای برتر کنکور کاهش یافته و دانشآموزان مدارس استعدادهای درخشان، نمونه دولتی و غیردولتی سهم بیشتری از قبولی دانشگاههای برتر را به خود اختصاص دادهاند.
در نتیجه، موفقیت تحصیلی بیش از گذشته به توان مالی خانواده وابسته شده است. آموزش، که باید ابزاری برای کاهش نابرابری باشد، در عمل به عاملی برای بازتولید شکاف طبقاتی تبدیل شده است.
۵. بودجه ناکافی و انتقال هزینهها به خانوادهها
مرکز پژوهشهای مجلس اعلام کرده است که بخش عمده بودجه آموزشوپرورش صرف حقوق و دستمزد میشود و منابع محدودی برای تعمیر مدارس، تجهیزات، توسعه زیرساخت و ارتقای کیفیت باقی میماند.
بر اساس گزارشهای مورد استفاده در پرونده تحقیقاتی:
- سهم متوسط آموزشوپرورش از بودجه عمومی در دهه ۱۳۹۰ حدود ۹ درصد بوده است؛
- اسناد بالادستی سهم ۲۰ درصدی را هدفگذاری کردهاند؛
- کمتر از ۲ درصد تولید ناخالص داخلی به آموزش اختصاص مییابد؛
- تنها حدود ۸٫۲ درصد هزینههای دولت به مدارس میرسد؛
- حدود ۲ درصد برای تعمیرات و تجهیزات جدید باقی میماند.
این وضعیت، بخش مهمی از هزینه آموزش را به خانوادهها منتقل کرده است. خانوادههایی که توان پرداخت ندارند، ناچارند میان تغذیه، درمان، مسکن و تحصیل فرزندان یکی را انتخاب کنند.
جمعبندی
آمارهای رسمی نشان میدهد که بحران آموزش در ایران سه شکل اصلی دارد:
- محرومیت کامل از مدرسه: صدها هزار کودک و نوجوان در سن تحصیل ثبتنام نمیکنند.
- ترک تحصیل: صدها هزار دانشآموز پس از ورود به مدرسه، تحصیل را رها میکنند.
- آموزش نابرابر: میلیونها دانشآموز در مدرسه حضور دارند، اما بهدلیل فقر، تراکم کلاسها و تفاوت امکانات، از کیفیت آموزشی برابر برخوردار نیستند.
این وضعیت نشان میدهد که آموزش در ایران، بهرغم تعهد قانونی دولت، برای بسیاری از خانوادهها رایگان و قابل دسترس نیست و بر اساس طبقه اجتماعی، درآمد، محل زندگی و توان اقتصادی خانواده توزیع میشود.
در قسمت دوم بخوانید:
زنان، کودکان و اقلیتها؛ قربانیان تبعیض آموزشی
در قسمت دوم، وضعیت زنان و دختران، کودکان کار و بازمانده از تحصیل، کودکان افغانستانی، افراد دارای معلولیت و اقلیتهای قومی و زبانی، از جمله کردها و بلوچها، بررسی خواهد شد.








