خبرگزاری مهر در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ با نقل قول از معاون فرهنگی و اجتماعی فراجا گفت: نخستین دبیرستان پلیس کشور مهر ۱۴۰۵ در تهران فعالیت آموزشی خود را آغاز خواهد کرد.
سعید منتظرالمهدی اظهار داشت: در راستای گسترش آموزشهای تخصصی، تربیت نسل آینده و نیروهای متعهد، دبیرستانهای پلیس با هدف شناسایی و پرورش استعدادهای جوان ابتدا در تهران و سپس در برخی استان ها و شهرستان های کشور راهاندازی میشوند.
این صحبتها و بویژه تاکید بر «تربیت نسل آینده و نیروهای متعهد» بلافاصله یادآور مدرسه حقانی است . در این مدرسه بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ نسلی که تربیت شد، نسلی بود سرسپرده به ولایت فقیه و هر فرهنگی که از آن نشات می گیرد، افرادی مانند ابراهیم رئیسی که مستقیم در قتل عام زندانیان سیاسی در قتل عام سال ۱۳۶۷ دخیل بوده و بعد به ریاست جمهوری جمهوری اسلامی رسید و محسنی اژه ای، رئیس کنونی قوه قضائیه که روزانه فرمان تسریع صدور احکام اعدام و اجرای آنها را می دهد و از روز ۲۸ اسفند تا کنون شاهد اعدام ۲۶ زندانی سیاسی بوده ایم، پرورش یافتند.
اکنون نیز طبق اعتراف سعید منتظرالمهدی دبیرستان پلیس نه برای تربیت کادرهای مدافع مردم و جامعه بلکه برای تربیت «نیروهای متعهد» به این نظام است و جهان در قیام دیماه ۱۴۰۴ دید که نیروهای متعهد به این نظام جز برای کشتار، دستگیریهای وحشیانه و شکنجه تربیت نمی شوند.
تسریع در تربیت نیروهای سرکوب آنروی سکه تسریع در صدور و اجرای احکام اعدام
اما همچنان که جمهوری اسلامی برای اعدام زندانیان سیاسی و معترضین بازداشتی بی طاقت است، در تربیت «نیروهای متعهد» نیز نتوانست از خود خویشتنداری نشان بدهد. یک هفته بعد از اظهارات معاون فرهنگی و اجتماعی فراجا در رابطه با تشکیل دبیرستان پلیس کشور، احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی کشور مجددا از تأسیس دبیرستانهای پلیس در تهران و ۶ استان دیگر و آغاز فعالیت اولین مرکز با ظرفیت ۱۲۰۰ دانشآموز خبر داد. این بار وی هیچگونه ملاحظه ای هدف از تشکیل دبیرستانهای پلیس در مناطق مختلف کشور را بیان می کند:« در پی درخواست های مردمی در خصوص راه اندازی دبیرستان های پلیس و تمایل شان برای تحصیل فرزندانشان در این مراکز، دبیرستان های پلیس، به منظور گسترش آموزشهای تخصصی، تربیت نسل آینده پلیس و نیروهای انقلابی، ولایی، جهادی، متعهد و متخصص و البته با هدف شناسایی و پرورش استعدادهای جوان در سطح کشور راهاندازی میشود. این دبیرستان ها با رویکرد تلفیق آموزشهای عمومی و مهارتی، زمینهساز تربیت دانشآموزانی با روحیه انضباط، مسئولیتپذیری و آمادگی ورود به مسیرهای حرفهای پلیسی خواهد بود و مسیر جدیدی برای نوجوانان و جوانان علاقمند ورود به سازمان انتظامی و پلیس است.»
کودکان ایران محروم از تحصیل، تربیت نیروی سرکوبگر مجانی
در حالی که آمارهای منابع مختلف داخلی و خارجه نشان می دهد که بین ۹۰۰هزار تا ۲ میلیون کودک و نوجوان در ایران از تحصیل محروم هستند، بویژه کودکان مناطق محروم مانند سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی، خوزستان و … ۴۸٪ کودکان کار (که طبق آخرین آمار خبرگزاری جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۳ تعداد آنها به ۱۲،۶۶۳ تن می رسید) از تحصیل باز مانده اند، دختران بسیاری به دلیل اجبار به ازدواج زود هنگام در رویای تحصیل مانده اند و ۱۵٪ کودکان دارای معلولیت کاملا محروم از تحصیل هستند، و بسیاری از مردم بخاطر فقر گسترده در ایران توان پرداخت هزینه تحصیل کودکانشان را ندارند، اما تحصیل در این دبیرستانهای پلیس رایگان است.
به گزارش خبرگزاری مهر در تاریخ ۱۳ اردیبهشت، محمد حسین حمیدی، معاون تربیت و آموزش فراجا اظهار داشت: « با ابعاد سنجی دقیق، کارشناسی و همه جانبه، راه اندازی « دبیرستان های پلیس» به عنوان راهبردی اساسی برای حرکت عالمانه به سوی تحقق پلیس حرفه ای، امین و مردمی در دستور کار فراجا قرار گرفت… در واقع دبیرستان های پلیس به منظور گسترش آموزشهای تخصصی و تربیت نسل آینده پلیس در دستور کار فرماندهی انتظامی قرار گرفت تا تلفیق آموزشهای عمومی، تخصصی و مهارتی، زمینهساز تربیت دانشآموزانی باهوش،دارای انگیزه و استعداد برای ورود به مسیر حرفهای پلیسی شود و دبیرستان های پلیس درگاهی برای نوجوانان و جوانان علاقه مند ورود به سازمان انتظامی و پلیس باشد… از طرفی، راهاندازی دبیرستان های پلیس به صورت «شبانه روزی» به نوعی علاوه بر فراهم آوری بستری مناسب و ایده آل برای آموزش، پرورش و تربیت نسل آینده، گامی جدی برای تربیت فرماندهان آینده فراجا و کادر سازی انتظامی است.»
در مورد رایگان بودن این دبیرستانها که بگفته خودش «گامی جدی برای تربیت فرماندهان آینده فراجا و کادرسازی انتظامی است» حمیدی می گوید: « در واقع ؛ فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، فرصت و امکان تحصیل و بهره مندی از بهترین و برترین فضا ، امکانات و مزایای آموزشی را برای نوجوانان باهوش، مومن، علاقه مند برای ورود به حرفه پلیسی را در دبیرستان های پلیس به صورت ” رایگان” فراهم کرده است تا این اقدام، سرمایه گذاری برای آینده کشور (بخوانید بقای جمهوری اسلامی با توسل به سرکوب مطلب) باشد.»
در حالی که کودکان سیستان و بلوچستان در کپرها درس می خوانند دبیرستانهای لاکچری برای تربیت نیروی سرکوبگر تاسیس می شوند
طبق این گزارش دبیرستان های پلیس از آزمایشگاه های مجهز و به روز علمی- آموزشی، آزمایشگاه های هوش مصنوعی، کارگاه های مهارت محور، اساتید و مربیان برتر، فضا و امکانات عالی خوابگاهی، اردوهای متنوع علمی، تفریحی، ورزشی، سالن فوتسال، استخر شنا، زمین چمن فوتبال، سالن های تخصصی آموزشی ورزشهای رزمی… برخوردار خواهد بود.
نقشه مسیر تولید نیرو و فرماندهان سرکوب، جذب فریبکارانه
بنابراین کودک و نوجوان ایرانی که در سطح وسیعی از جامعه از تمامی این امکانات و حتی مینیمم تحصیل محروم است ناخودآگاه و ناخواسته برای دستیابی به این امکانات آنهم بصورت رایگان ناخواسته پا بدرون مسلخی می گذارد که هویت انسانی وی را از او سلب و او را تبدیل به نیرویی سرکوبگر و شاید حتی فرمانده سرکوب می نماید.
جمهوری اسلامی با ایجاد تضاد طبقاتی، ابتدا آموزش عمومی را پولی و بیکیفیت کرده و حالا از «آموزش رایگان و لاکچری» به عنوان طعمه برای جذب کودکانِ خانوادههای کمدرآمد استفاده میکند. این یک نوع استثمار سیستماتیک ناداری برای تبدیل کردن قربانی (کودک محروم) به جلاد (نیروی سرکوب) است.
این طرح عملاً نوعی نظامیگری در آموزش و پرورش (Militarization of Education) است و با روح کنوانسیون حقوق کودک در تضاد است.
تکامل مدل مدرسه حقانی
مدرسه حقانی «تئوریسین» و «قاضی» اعدام تولید میکرد (مثل رئیسی و اژهای)؛ اما این دبیرستانها قرار است «بازوی اجرایی» و «ضارب» تولید کنند. یعنی جمهوری اسلامی در حال تکمیل زنجیرهی سرکوب از سطح استراتژیک به سطح عملیاتی در خیابان است. این حکومت همچنین با شبانه روزی کردن دبیرستانهای پلیس نوجوانان را کاملا از محیط خانواده و جامعه جدا و در قرنطینه یک محیط ایدئولوژیک برای تربیت عناصری قرار می دهند که بقای او را با سرکوب جامعه و مخالفین تضمین کنند.
از کلام تا عمل: متوقف کردن ماشین سرکوبِ آینده
سرمایهگذاری سنگین بر تربیت کادرهای سرکوبگر در میانه فقر مطلق آموزشی، ثابت میکند که اولویت اول و آخر این نظام، جنگ با جامعه است. از آنجایی که سرکوب به بخشی از DNA و “سرمایهگذاری آینده” این رژیم بدل شده، انتظاری جز استمرار کشتار از آن نمیرود. در چنین شرایطی، اکتفا به بیانیههای ملایم، عملاً دادن زمان به رژیم برای تولید نسل جدید جلادان است. تنها راه توقف این ماشین کشتار، فشارهای اجرایی و عملی بینالمللی است که مستقیماً ماشین سرکوب و بازوهای کادرسازی آن را هدف قرار دهد. صیانت از حقوق انسان در ایران، مستلزم عبور از محکومیتهای کاغذی و ورود به دوران اقدامات عملی و تنبیهی توسط جامعه جهانی و ارگانهای حقوق بشری است؛ چرا که این رژیم برای بقای خود، حتی از به مسلخ بردن آیندهی هویتی کودکان ایران نیز ابایی ندارد.
