بررسی جنایت علیه بشریت و الگوهای سرکوب سازمان‌یافته علیه جمعیت غیرنظامی- قسمت اول

 در وقایع دی‌ماه 1404 در ایران

مقدمه

این گزارش با لحاظ تشخیص رسمی هیئت حقیقت‌یاب مستقل سازمان ملل متحد مبنی بر احراز جنایت علیه بشریت در ایران، بر پایه مجموعه‌ای گسترده از شهادت‌های مستقیم شاهدان میدانی، خانواده‌های قربانیان، کادر درمان و مستندات میدانی گردآوری‌شده از نقاط مختلف کشور تنظیم شده است. بخش قابل توجهی از این اطلاعات در شرایط خاموشی یا اختلال گسترده اینترنت، فضای شدید امنیتی، تهدید شاهدان و محدودیت‌های جدی در انتقال امن اطلاعات از داخل ایران جمع‌آوری شده است.

یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که وقایع دی‌ماه 1404 نه مجموعه‌ای از موارد منفرد، بلکه بخشی از یک حمله گسترده و نظام‌مند علیه جمعیت غیرنظامی بوده‌اند؛ حمله‌ای که از طریق قتل، حبس، شکنجه، تجاوز، ناپدیدسازی قهری، محرومیت عامدانه از درمان، دفن‌های مخفیانه و اعمال فشار سازمان‌یافته بر خانواده‌ها برای سکوت اجرا شده است. با توجه به ماهیت پنهان‌کارانه این جنایت‌ها و موانع ساختاری در دسترسی به اطلاعات، این گزارش ناگزیر تنها بخشی از ابعاد واقعی وقایع را منعکس می‌کند و مستندسازی آن در آینده، با دسترسی بیشتر به شواهد و شهادت‌ها، قابل تکمیل و تدقیق خواهد بود.


هدف و روش‌شناسی

هدف گزارش

هدف این گزارش، مستندسازی و تحلیل وقایع دی‌ماه 1404 در ایران در چارچوب جنایت علیه بشریت است؛ با تمرکز بر شناسایی الگوهای سرکوب سازمان‌یافته علیه جمعیت غیرنظامی، سازوکارهای اجرایی این سرکوب و پیامدهای حقوقی آن. این گزارش با هدف تکمیل، تعمیق و انسجام‌بخشی به مستندات موجود تهیه شده و در پی ارائه تصویری دقیق و مبتنی بر شواهد از ماهیت، گستره و نظام‌مندی این وقایع است.

منابع اطلاعاتی

اطلاعات و شواهد به‌کاررفته در این گزارش از مجموعه‌ای متنوع و مستقل از منابع میدانی گردآوری شده‌اند، از جمله:

این گزارش به منابع یک نهاد یا گزارش واحد محدود نیست و بر تلاقی و هم‌پوشانی شواهد مستقل تکیه دارد.

شیوه گردآوری و راستی‌آزمایی

گردآوری اطلاعات به‌صورت مرحله‌ای و مستمر انجام شده است. هر ادعا یا یافته، تا حد امکان، بر اساس:

مورد ارزیابی قرار گرفته است.

در مواردی که امکان راستی‌آزمایی کامل وجود نداشته، این موضوع به‌عنوان محدودیت در نظر گرفته شده و از تعمیم شتاب‌زده پرهیز شده است.

ملاحظات امنیتی و اخلاقی

با توجه به خطرات جدی متوجه شاهدان، خانواده‌های قربانیان و منابع اطلاعاتی داخل ایران، این گزارش:

محدودیت‌ها

بخش قابل توجهی از اطلاعات این گزارش در شرایط خاموشی یا اختلال گسترده اینترنت، فضای شدید امنیتی، تهدید و ارعاب شاهدان و محدودیت‌های جدی در انتقال امن اطلاعات از داخل ایران گردآوری شده است. این شرایط، دسترسی به همه شواهد، ثبت دقیق همه موارد و راستی‌آزمایی کامل برخی داده‌ها را با دشواری جدی مواجه کرده است.

بر این اساس، این گزارش لزوماً تنها بخشی از ابعاد واقعی وقایع و دامنه کامل جنایت‌ها را منعکس می‌کند. با رفع محدودیت‌ها، دسترسی به منابع بیشتر و ادامه روند جمع‌آوری شهادت‌ها و مستندات، یافته‌های این گزارش در آینده قابل تکمیل و تدقیق خواهد بود.

این گزارش جایگزین تحقیقات رسمی یا قضایی نهادهای بین‌المللی نیست؛ بلکه با هدف تکمیل، تقویت و پشتیبانی از تلاش‌های مستقل حقیقت‌یابی و پاسخگویی تهیه شده است.


یافته‌ها: الگوهای نقض و سرکوب سازمان‌یافته

یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که وقایع دی‌ماه 1404 در ایران واجد ویژگی‌های یک حمله گسترده و نظام‌مند علیه جمعیت غیرنظامی بوده است. نقض‌های صورت‌گرفته نه واکنشی و موردی، بلکه مبتنی بر الگوهای مشخص، تکرارشونده و هماهنگ بوده‌اند که در مناطق مختلف کشور با روش‌هایی مشابه اجرا شده‌اند.

1.استفاده از نیروی مرگبار با قصد کشت

شواهد گردآوری‌شده نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی و انتظامی در جریان وقایع دی‌ماه 1404 به‌طور گسترده از سلاح گرم و مهمات جنگی علیه معترضان غیرمسلح استفاده کرده‌اند. الگوی شلیک‌ها، نوع مهمات و نقاط هدف‌گیری، حاکی از قصد کشت یا وارد کردن آسیب مرگبار بوده است، نه متفرق‌سازی جمعیت.

در موارد متعدد:

نقل‌قول‌های مستند:

۱۸ دی 1404 – تهران | شاهد عینی خیابانی
«گلوله از پشت خورد. داشت می‌دوید که تیر به سرش خورد و افتاد. نه سنگی دستش بود نه چیزی. فقط داشت فرار می‌کرد.»

۱۹ دی 1404 – مشهد | شاهد عینی محلی
«نیروها مستقیم به بالاتنه شلیک می‌کردند. انگار دستور داشتند بزنند برای کشتن. چند نفر کنارم افتادند، یکی‌شان با تیر به گردن.»

۲۰ دی 1404 – اراک | کادر درمان (ناشناس)
«اکثر مجروحانی که آوردند تیر به سر یا قفسه سینه داشتند. این زخم‌ها با تیراندازی هشداردهنده یا کنترل جمعیت سازگار نیست. »

این شواهد، در کنار پراکندگی جغرافیایی موارد مشابه، نشان‌دهنده اجرای یک سیاست واحد استفاده از نیروی مرگبار علیه جمعیت غیرنظامی است.

2.کشتار جمعی و تلفات گسترده غیرنظامیان

گزارش‌های میدانی و شهادت‌های شاهدان نشان می‌دهد که شمار قابل توجهی از قربانیان:

هم‌زمانی وقایع در شهرهای مختلف و شباهت روش‌ها، نشان‌دهنده الگوی کشتار هماهنگ در سطح ملی است.

نقل‌قول‌های مستند:

۱۹ دی 1404 – اصفهان | شاهد عینی
«ما فقط تماشاچی بودیم. ناگهان شلیک شروع شد. یک پسر ۱۷–۱۸ ساله کنارم افتاد. هیچ کاری نکرده بود. »

۱۸ دی 1404 – تهرانپارس | عضو خانواده قربانی
«برادرم از سوپر برمی‌گشت. نه تجمع بود، نه درگیری. تیر خورد به سینه‌اش. گفتند “اشتباهی” بوده، ولی هیچ توضیحی ندادند. »

3. بازداشت‌های گسترده و خودسرانه

در پی وقایع دی‌ماه، نیروهای امنیتی اقدام به بازداشت‌های وسیع، سریع و فاقد تشریفات قانونی کرده‌اند. این بازداشت‌ها در خیابان‌ها، منازل، مراکز درمانی و محل کار افراد صورت گرفته و اغلب بدون ارائه حکم قضایی انجام شده است.

نقل‌قول‌های مستند:

۲۱ دی 1404 – تهران | بازداشت‌شده آزادشده
«گفتند فقط چند سؤال داریم. چشم‌بند زدند و بردند. سه روز هیچ‌کس نمی‌دانست کجا هستم. »

۲۰ دی 1404 – کرج | عضو خانواده بازداشت‌شده
«آمدند خانه، در را شکستند. فقط گفتند “پسرت اغتشاش‌گر است”. نه حکم، نه توضیح. »

4.پنهان‌سازی اجساد، دفن‌های مخفیانه و فشار بر خانواده‌ها

یافته‌ها نشان می‌دهد که مقامات در موارد متعدد از تحویل اجساد قربانیان خودداری کرده یا خانواده‌ها را به دفن شبانه و بدون مراسم وادار کرده‌اند. در برخی موارد، تحویل پیکر منوط به پرداخت مبالغ مالی و امضای تعهد به سکوت بوده است.

نقل‌قول‌های مستند:

۲۰ دی 1404 – تهران (کهریزک) | شاهد عینی
«گفتند اگر مراسم بگیرید، جنازه را نمی‌دهیم. گفتند شبانه دفن کنید و تمام. »

۲۲ دی 1404 – مشهد | عضو خانواده قربانی
«گفتند یا پول را بدهید و امضا کنید، یا همین امشب بدون اطلاع شما دفن می‌شود. »

این الگوها با هدف کتمان ابعاد واقعی کشتار، جلوگیری از مستندسازی عمومی و شکستن مقاومت خانواده‌ها اجرا شده‌اند.

5. ناپدیدسازی قهری و بی‌اطلاعی عامدانه خانواده‌ها

یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که ناپدیدسازی قهری یکی از ابزارهای محوری سرکوب در جریان وقایع دی‌ماه 1404 بوده است. در موارد متعدد، افراد پس از بازداشت یا مجروح‌شدن، برای روزها یا هفته‌ها از دسترس خانواده‌ها خارج شده‌اند و هیچ اطلاعات رسمی درباره محل نگهداری، وضعیت سلامت یا حتی زنده‌بودن آنان ارائه نشده است.

این الگو شامل موارد زیر بوده است:

نقل‌قول‌های مستند:

۱۹ دی 1404 – تهران | مادر یک بازداشت‌شده
«از شب دستگیری تا شش روز هیچ‌جا جواب ندادند. هرجا می‌رفتیم می‌گفتند این‌جا نیست. آخرش گفتند فوت کرده، بدون اینکه بگویند کِی و کجا. »

۲۱ دی 1404 – کرج | خواهر ناپدیدشده
«سپاه می‌گفت دست ما نیست، پلیس می‌گفت سپاه برده. دادستانی گفت اصلاً بازداشتی نداریم. ده روز بعد فقط گفتند برای تحویل جسد بیایید. »

۲۰ دی 1404 – مشهد | پدر یک مجروح ناپدیدشده
«در بیمارستان بود، تیر خورده بود. صبح رفتیم گفتند شب بردنش. هیچ‌کس نگفت کجا. هنوز هم نمی‌دانیم زنده است یا نه. »

در برخی موارد، خانواده‌ها تنها پس از امضای تعهدنامه سکوت یا پرداخت مبالغ مالی، اطلاعات حداقلی دریافت کرده‌اند. این رفتارها نشان می‌دهد که ناپدیدسازی نه نتیجه آشفتگی، بلکه بخشی از یک سیاست آگاهانه برای ایجاد ترس، بی‌قدرت‌سازی خانواده‌ها و جلوگیری از پیگیری حقوقی بوده است.

6. شکنجه و رفتارهای بی‌رحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز

شهادت‌های متعدد بازداشت‌شدگان آزادشده و خانواده‌ها نشان می‌دهد که شکنجه و بدرفتاری در مراکز بازداشت رسمی و غیررسمی، نه استثنا بلکه رویه‌ای رایج بوده است. این رفتارها با هدف اعتراف‌گیری، ارعاب و شکستن روانی افراد اعمال شده‌اند.

الگوهای گزارش‌شده شامل:

نقل‌قول‌های مستند:

۲۲ دی 1404 – تهران | بازداشت‌شده آزادشده
«چشم‌بند داشتم. هر بار که جواب باب میل‌شان نبود، می‌زدند. می‌گفتند اگر اعتراف نکنی، خواهرت را می‌آوریم. »

۲۳ دی 1404 – اصفهان | بازداشت‌شده زن
«تهدید جنسی مستقیم بود. می‌گفتند کاری می‌کنیم که خانواده‌ات از دیدنت شرم کنند. این بدتر از کتک بود. »

۲۱ دی 1404 – مشهد | هم‌بند یک بازداشتی جان‌باخته
«دیگر توان ایستادن نداشت. درخواست دکتر کرد، گفتند “می‌گذرد”. دو روز بعد دیگر نفس نمی‌کشید.»

در مواردی، خانواده‌ها پس از آزادی فرد یا تحویل پیکر، آثار آشکار شکنجه از جمله شکستگی، کبودی‌های گسترده، آثار کابل و سوختگی را گزارش کرده‌اند. این شواهد، در کنار تکرار الگوها در شهرهای مختلف، نشان‌دهنده اعمال سیستماتیک شکنجه در چارچوب سیاست سرکوب است.

جمع‌بندی یافته‌ها

الگوهای ناپدیدسازی قهری و شکنجه، در کنار استفاده از نیروی مرگبار و پنهان‌سازی اجساد، یک زنجیره منسجم از نقض‌های شدید حقوق بشر را شکل می‌دهد که هدف آن نه صرفاً خاموش‌کردن اعتراضات، بلکه شکستن اراده فردی و جمعی جامعه بوده است. این الگوها، از منظر حقوق بین‌الملل، واجد عناصر روشن جنایت علیه بشریت هستند.

موخره

یافته‌ها و الگوهای مستندشده در این بخش نشان می‌دهد که وقایع دی‌ماه 1404 را نمی‌توان مجموعه‌ای از تخلفات موردی یا واکنش‌های پراکنده تلقی کرد. گستردگی جغرافیایی، تکرار روش‌ها، هماهنگی میان نهادهای مختلف و شدت نقض‌ها، همگی از وجود ساختاری منسجم در اعمال سرکوب حکایت دارد.

با این حال، مستندسازی وقایع و الگوهای نقض، تنها گام نخست در مسیر پاسخگویی است. پرسش‌های اساسی درباره تصمیم‌سازی، زنجیره فرماندهی، آگاهی مقامات، و مسئولیت حقوقی ناشی از این وقایع، مستلزم تحلیل در چارچوب حقوق بین‌الملل کیفری است.

بخش دوم این گزارش به بررسی این پرسش‌ها می‌پردازد و با تمرکز بر زنجیره فرماندهی، سیاست‌های اعمال‌شده، اذعان‌های رسمی و معیارهای حقوقی، وصف «جنایت علیه بشریت» و مسئولیت ساختاری و فردی ناشی از آن را مورد ارزیابی قرار می‌دهد.

خروج از نسخه موبایل