ایران: نخبگان کشور تحت حمله قضایی-امنیتی

خلاصه اجرایی

طی ماه‌های اخیر، تشدید موج برخوردهای قضایی و امنیتی علیه نخبگان جامعه، به‌ویژه وکلای دادگستری، استادان دانشگاه، هنرمندان و دانشجویان، ابعاد نگران‌کننده‌ای به خود گرفته است. گزارش‌های دریافتی نشان می‌دهد نهادهای امنیتی و دادگاه‌های انقلاب با بازداشت‌های خودسرانه، محروم‌سازی زندانیان از درمان تخصصی، صدور احکام سنگین حبس و فشارهای انضباطی، ساختار علمی، فرهنگی و مدنی کشور را هدف قرار داده‌اند. این گزارش به بررسی و مستندسازی جزئیات پرونده‌های وکلای دادگستری، استادان دانشگاه (دکتر احمد رحیمی و علیرضا هژبری نوبری)، هنرمندان زندانی (محترم پرندین و ارسلان یزدانی) و احکام انضباطی دانشجویان می‌پردازد.

بخش اول: سرکوب ساختاری وکلای دادگستری و انهدام حق دفاع مستقل

مصونیت و استقلال حرفه وکالت، سنگ‌بنای دادرسی منصفانه و ضمانت‌کننده تحقق حق دفاع متهمان در برابر دستگاه قضایی است. با این حال، الگوی برخوردهای امنیتی-قضایی در ایران نشان می‌دهد که نهادهای حاکمیتی با هدف قرار دادن وکلای دادگستری—به‌ویژه وکلایی که مسئولیت دفاع از متهمان سیاسی، امنیتی و قربانیان نقض حقوق بشر را بر عهده دارند—رویکردی تلافی‌جویانه و مجرم‌انگارانه را در پیش گرفته‌اند. بازداشت وکلا در صحن دادگاه و در حین دفاع، تشکیل پرونده‌های جمعی بر پایه فعالیت‌های صنفی، و صدور احکام سنگین حبس، پیام صریحی جهت ارعاب جامعه وکالت و سلب امکان دسترسی متهمان به وکلای مستقل و شجاع است.

۱. بازداشت امیرسالار داوودی در جلسه دادگاه (اصفهان)

۲. قطعیت احکام حبس مهران انصاری و مهدی انصاری (شیراز)

پرونده این دو وکیل در شیراز در ادامه روند احضار و بازداشت وکلای استان فارس شکل گرفته است؛ جایی که پیش‌تر گزارش‌هایی از تشکیل پرونده برای حدود ۲۰ وکیل و بازداشت ۱۲ تن از آنان پس از اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ منتشر شده بود.

۳. پرونده دسته‌جمعی و احکام یکسان برای ۸ وکیل (استان گیلان)

شعبه رسیدگی‌کننده دادگاه انقلاب در گیلان در یک پرونده مشترک، هشت وکیل دادگستری به نام‌های معصومه پورشهرانی، شادی فلاحتی، طاهره پوراسماعیلی، غلامحسین لایقی، دلیلی، محمدرضا تاک، حسام پوراحمدی و لادن اصفی‌راد (به همراه یک شهروند دیگر به نام کیان طاهراجارود) را به احکام مشابه حبس محکوم کرده است.

۴. بازداشت با احضار ابهام‌آمیز: زهرا نقشینه (تبریز)

بخش دوم: پاک‌سازی دانشگاه‌ها و تقاطع سرکوب آکادمیک با برخوردهای امنیتی

نهادهای علمی و آکادمیک در ایران همواره نهادهایی پیشرو در دادخواهی و تحلیل نقدپذیرانه قدرت بوده‌اند؛ امری که موجبات تشدید فشارهای امنیتی جهت کنترل، تصفیه و خاموش ساختن بدنه علمی کشور را فراهم کرده است. برخورد با استادان برجسته و اعضای هیئت علمی که از اعتراضات یا تشکل‌های دانشجویی حمایت می‌کنند، نشان‌دهنده ابزارسازی حاکمیت از اهرم‌های انضباطی، لغو پروانه‌های تدریس و در نهایت بازداشت‌های غیرقانونی و سلول‌های انفرادی توسط نهادهای اطلاعاتی است. پرونده‌های زیر، تصویری دقیق از نقض آشکار آزادی آکادمیک و برخورد تلافی‌جویانه با نخبگان دانشگاهی را ارائه می‌دهند.

۱. دکتر احمد رحیمی (مشهد)

۲. علیرضا هژبری نوبری (استاد باستان‌شناسی)

بخش سوم: آزار هدفمند جامعه هنری و نقض سیستماتیک حقوق هنرمندان زندانی بیمار

برخورد با اعضای جامعه هنری، نشان‌دهنده دامنه فراگیر سرکوب هویت‌های مستقل و هرگونه ابراز عقیده مسالمت‌آمیز خارج از چارچوب‌های رسمی است. در این میان، دستگاه قضایی و امنیتی نه‌تنها با استناد به اتهامات مبهم، اقدام به حبس و پرونده‌سازی علیه هنرمندان و اقلیت‌های عقیدتی می‌کند، بلکه با اعمال شکنجه سفید—از طریق محروم‌سازی عمدی زندانیان مبتلا به بیماری‌های صعب‌العلاج از جراحی و خدمات پزشکی تخصصی، و اعزام آنان با اغلال و تحقیر—جان زندانیان را به ابزاری برای فشار و آزار مضاعف تبدیل کرده است.

۱. محترم پرندین (نقاش محبوس در اوین)

۲. ارسلان یزدانی (هنرمند بهایی در تهران)

بخش چهارم: صدور احکام انضباطی؛ ابزار امنیتی‌سازی محیط‌های دانشگاهی

شوراهای انضباطی در دانشگاه‌ها عملاً به بازوهای اجرایی نهادهای امنیتی در خارج از ساختار قضایی تبدیل شده‌اند تا حق تجمع، اعتراض و ابراز عقیده دانشجویان را سرکوب کنند. صدور احکام انضباطی بدوی و تعلیق‌های تحصیلی، فرآیندی ساختاری برای محروم‌سازی دانشجویان از حق بر آموزش، ایجاد وقفه در مسیر حرفه‌ای و شغلی آنان، و سوق دادن فضای علمی کشور به سوی خودسانسوری و ارعاب همه‌جانبه است.

بخش پنجم: ارزیابی حقوقی و نقض ساختاری تعهدات بین‌المللی

اقدامات سیستماتیک نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی ایران در تعقیب، بازداشت، محرومیت درمانی و محاکمه وکلای دادگستری، استادان دانشگاه، هنرمندان و دانشجویان، فراتر از نقض موارد خاص قانونی، نشان‌دهنده الگویی ساختاری در نقض تعهدات بین‌المللی حقوق بشری و زیر پا گذاشتن موازین آمره بین‌المللی است.

۱. نقض استقلال حرفه وکالت و تضعیف حق دفاع مؤثر

۲. نقض آزادی آکادمیک و استقلال دانشگاه‌ها

۳. نقض حق امنیت شخصی، منع بازداشت خودسرانه و ناپدیدسازی قهری

۴. نقض حق حیات، عدم اعمال شکنجه و رفتار انسانی با محرومان از آزادی

۵. سرکوب آزادی بیان، عقیده و پرونده‌سازی ساختاری

بخش ششم: نتیجه‌گیری و توصیه‌ها

پرونده‌ها و وقایع مستندشده در این گزارش به‌روشنی اثبات می‌کنند که نهادهای قضایی و امنیتی در ایران با اعمال سیاست ارعاب، ابزارسازی از قانون و شکنجه سفید (محرومیت درمانی و انفرادی)، پروژه‌ای هدفمند را برای از میان برداشتن استقلال وکلای دادگستری، سرکوب نخبگان علمی، و خاموش ساختن صدای جامعه هنری و دانشجویی دنبال می‌کنند. این رفتارهای ساختاری نه یک انحراف موقت قضایی، بلکه بخشی از یک سیستم فرسایشی برای انهادام جامعه مدنی است. آثار این روند تنها متوجه افراد بازداشت‌شده نیست، بلکه استقلال حرفه وکالت، آزادی آکادمیک، آزادی بیان و ظرفیت جامعه مدنی برای مشارکت آزادانه در حیات عمومی را نیز تضعیف می‌کند.

توصیه‌ها و مطالبات حقوق بشری

۱. به گزارشگران ویژه و سازوکارهای نظارتی سازمان ملل متحد:

۲. به جامعه بین‌المللی، کانون‌های وکلای جهان و نهادهای علمی-آکادمیک:

۳. به دولت‌های عضو سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و نهادهای بین‌المللی:

خروج از نسخه موبایل