هشدار: این گزارش حاوی شرح شکنجه، خشونت جسمی و جنسی، محرومیت درمانی، تهدید به مرگ و اجرای نمایشی اعدام است.
برای حفاظت از زندانی و خانواده او، هویت، زمان و محل دقیق بازداشت منتشر نمیشود. این گزارش بر اساس روایت مستقیم زندانی از بازداشت، بازجویی، انتقال میان بازداشتگاهها و پیامدهای جسمی و روانی، پس از آزادی موقت تهیه شده است.
این زندانی میگوید طی دورهای طولانی در بازداشتگاههایی در تهران و سنندج، با سلول انفرادی طولانیمدت، ضربوشتم، تهدید، محرومیت از تماس با خانواده و وکیل، محرومیت از درمان، خوراندن اجباری قرصهای ناشناس، سه مورد تعرض جنسی و اجرای نمایشی حکم اعدام روبهرو بوده است. به گفته او، بخش مهمی از این فشارها برای وادار کردنش به پذیرش اتهامات و امضای برگههایی انجام میشد که محتوای آنها را قبول نداشت.
بازداشت و انفرادی
به گفته زندانی، مأموران پس از بازداشت چشمهای او را بستند و بدون اطلاع از علت بازداشت، اتهام یا مقصد، به مکانی نامعلوم منتقل کردند و مستقیماً به سلول انفرادی بردند.
نخستین سلول حدود دو در دوونیم متر بود و توالت و سینکی کوچک در همان فضا قرار داشت. نبود تهویه، آلودگی، سرمای شدید و کیفیت نامناسب غذا شرایط را دشوار کرده بود. او در مدت نگهداری در تهران تنها یک بار اجازه استحمام یافت این محدودیت، همراه با لباسهای آلوده و نبود وسایل شوینده، موجب خارش دائمی بدن و تشدید مشکلات پوستی شد.و هواخوری نیز گاه با فاصله یک هفته یا بیشتر و تنها برای چند دقیقه و با چشمبند انجام میشد.
در مقطعی به سلولی کوچکتر و بدون توالت منتقل شد و به گفته خودش، مأموران گاهی برای بردنش به دستشویی تأخیر طولانی میکردند؛ بهگونهای که در چند مورد مجبور شد نیازهای طبیعی خود را در سلول برطرف کند.
این شرایط، از منظر ماده ۱۰ میثاق حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) درباره رفتار انسانی با افراد محروم از آزادی و همچنین قواعد نلسون ماندلا درباره شرایط نگهداری زندانیان قابل بررسی است.
قطع ارتباط و فشار برای اعتراف
زندانی میگوید در تمام مدت حضور در تهران از تماس با خانواده محروم بود و خانوادهاش از وضعیت او اطلاعی نداشتند. همچنین به وکیل دسترسی مؤثر نداشت و پیش از بازجویی یا امضای برگهها امکان مشورت حقوقی فراهم نبود. هیچ کتاب، روزنامه، ساعت یا وسیلهای برای گذراندن زمان در اختیارش قرار نگرفت. او نمیدانست روز است یا شب.
بازجوییها چند روز پس از انتقال به انفرادی آغاز شد. پس از آنکه اتهامات را نپذیرفت، به گفته او، توهین، تهدید، فریاد و ضربوشتم آغاز شد. برگههایی برای امضا در اختیارش قرار میگرفت و فشار جسمی و روانی برای وادار کردن او به امضا ادامه داشت.
ماده ۷ ICCPR شکنجه و رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز را ممنوع میکند و ماده ۱۴ نیز تضمینهای دادرسی عادلانه و حقوق دفاعی را مقرر کرده است. خشونت و تهدید برای گرفتن اعتراف یا امضا ، از هر دو منظر اهمیت دارد.
ضربوشتم و محرومیت پزشکی
این زندانی پیش از بازداشت به دلیل تومور تحت عمل جراحی قرار گرفته بود و پزشک نسبت به وارد شدن ضربه به محل جراحی هشدار داده بود. با این حال، به گفته او، مأموران با اطلاع از سابقه پزشکیاش بارها به صورت و محل جراحی ضربه زدند. پس از برخی بازجوییها، خونریزی بینی او ساعتها ادامه داشت، اما درمان مؤثری دریافت نکرد.
او همچنین از درد کلیه، معده، کبد، پا و کمر، سردردهای مداوم و ضعف شدید جسمی خبر میدهد و میگوید در دوران بازداشت از تصویربرداری، آزمایش و معاینه تخصصی محروم بوده است.
زندانی همچنین گزارش میدهد که در تهران و سنندج چندین بار مجبور به مصرف قرصهایی شد که نام، ماهیت و مقدار آنها برایش مشخص نبود. به گفته او، امکان خودداری یا دریافت توضیح درباره دارو وجود نداشت، و این داروها به اجبار به وی خورانده میشده است در حالی که داروهای مورد نیازش نیز همیشه در اختیارش قرار نمیگرفت.
انتقال به سنندج و خشونت جنسی
پس از چند ماه، او با چشمبند به سنندج منتقل شد. به گفته وی، انفرادی، قطع ارتباط و بازجوییهای مکرر ادامه یافت و شدت فشار و ضربوشتم افزایش پیدا کرد.
این زندانی همچنین میگوید در دوران نگهداری در سنندج سه بار مورد تعرض جنسی قرار گرفته است. او به دلیل شدت آسیب روانی و ملاحظات امنیتی از بیان جزئیات بیشتر خودداری کرده است. این ادعا باید با رعایت کامل محرمانگی، رضایت قربانی و اصول تحقیقات مبتنی بر آسیب روانی بررسی شود. خشونت جنسی در بازداشت، بسته به شرایط و هدف آن، میتواند در چارچوب ممنوعیت شکنجه یا سایر رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز بررسی شود.
حبس در تاریکی مطلق
پس از خودداری از امضای یکی از برگهها، به گفته زندانی، او را به سلولی زیرزمینی و در تاریکی مطلق منتقل کردند. نه نور طبیعی وجود داشت و نه نور مصنوعی و او چندین روز در این شرایط نگهداری شد.
به روایت او، این اقدام پس از خودداری از امضا و با هدف فرسایش روانی و شکستن مقاومتش انجام شد و سرانجام برای پایان دادن به این وضعیت، برگه مورد نظر را امضا کرد.
قواعد نلسون ماندلا استفاده از سلول تاریک یا دائماً روشن را ممنوع میدانند و انفرادی ۲۲ ساعت یا بیشتر در شبانهروز بدون تماس انسانی معنادار را «حبس انفرادی» تعریف میکنند.
اجرای نمایشی اعدام
شدیدترین بخش روایت به آنچه زندانی اجرای نمایشی حکم اعدام مینامد مربوط است.
به گفته او، نیمهشب مأموران وارد سلول شدند و گفتند حکم اعدام صادر شده و همان شب اجرا خواهد شد. سپس از او خواستند وصیتنامه بنویسد و به اتهامات اعتراف کند. پس از خودداری از اعتراف به اتهامات، چشمهایش بسته و به محلی منتقل شد که تصور میکرد محل اجرای حکم است. طناب دار را دور گردنش انداختند و او بر اثر شدت ترس و فشار روانی بیهوش شد.
بعد در محلی شبیه درمانگاه و در حالی که دستها و پاهایش بسته بود، به هوش آمد.
قرار دادن فرد در شرایطی که باور کند مرگ قریبالوقوع است، بهویژه همراه با شکنجه، تهدید و اجبار به اعتراف، میتواند از منظر ماده ۷ ICCPR مورد بررسی قرار گیرد.
پیامدهای جسمی و روانی
زندانی میگوید در دوران بازداشت حدود ۱۰ تا ۱۵ کیلوگرم وزن کم کرده و پس از آزادی همچنان از مشکلات جسمی، ضعف، دردهای مداوم و عوارض ناشی از ضربوشتم رنج میبرد.
او همچنین میگوید بازداشتهای قبلی و بازداشت اخیر موجب وخامت شدید وضعیت روانیاش شده است. پس از یکی از آزادیهای موقت، در همان هفته نخست اقدام به خودکشی کرده است. اکنون از بیخوابی، ترس از تاریکی، دشواری حضور در جمع و بازگشت مکرر خاطرات سلول، بازجویی، تعرض و اعدام نمایشی رنج میبرد.
جمعبندی حقوقی و ضرورت تحقیق
بر اساس این روایت، موارد زیر می بایست توسط هیئت حقیقتیاب سازمان ملل در مورد ایران و گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران و گزارشگر منع شکنجه مورد تحقیق قرار بگیرد و عاملان آن نیز مورد حسابرسی واقع شوند:
- شکنجه، ضربوشتم و تهدید؛
- سه مورد خشونت جنسی؛
- انفرادی طولانی و حبس در تاریکی مطلق؛
- اجبار به مصرف داروهای ناشناس؛
- محرومیت از درمان و مراقبت پزشکی؛
- محرومیت از تماس با خانواده و دسترسی مؤثر به وکیل؛
- اجبار به امضای برگهها و اعتراف؛
- و اجرای نمایشی حکم اعدام.
ایران عضو ICCPR است و بنابراین تعهدات ناشی از مواد ۷، ۹، ۱۰ و ۱۴ این میثاق در ارزیابی چنین ادعاهایی اهمیت دارد.
با توجه به سابقه جراحی، آسیبهای جسمی، کاهش وزن، ادعای مصرف اجباری دارو و آسیبهای روانی، معاینه پزشکی و روانپزشکی مستقل و محرمانه ضروری است. در صورت امکان، مستندسازی باید بر اساس استانداردهای پروتکل استانبول انجام شود.
ضرورت اقدام فوری و تحقیقات مستقل بینالمللی
روایت پیشرو، نمونهای عریان از سیستم ساختاری شکنجه، گرفتن اعترافات اجباری تحت اکراه و اعمال رفتارهای ظالمانه و تحقیرآمیز در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی ایران است. با توجه به وخامت آسیبهای جسمی و روانی واردشده بر این زندانی، گزارشگران ویژه سازمان ملل متحد—بهویژه گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران و گزارشگر ویژه شکنجه—باید فوراً این پرونده را در اولویت بررسی قرار دهند. جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری و دولتهای متعهد به میثاقهای بینالمللی موظفند با اعمال فشار مؤثر دیپلماتیک، اعزام هیئتهای مستقل پزشکی بر اساس استانداردهای پروتکل استانبول، و پاسخگو ساختن آمران و عاملان این جنایات، از تداوم شکنجه و نقض سیستماتیک حقوق انسانها در بازداشتگاههای ایران جلوگیری کنند. بیکیفرمانی ناقضان حقوق بشر، تنها راه را برای بازتولید خشونت و فاجعه هموارتر خواهد ساخت.








