سه شنبه, فروردین ۲۵, ۱۴۰۵
مانيتورینگ حقوق بشر ايران
  • صفحه اصلی
  • اخبار
    • شكنجه
    • بازداشت و دستگیری
    • زندانیان سیاسی
    • زندانیان عادی
    • قتل های خودسرانه
    • سرکوب اقلیت ها
    • حق تظاهرات
  • اعدام
  • کارزار نه به اعدام
  • گزارشات
    • گزارش ماهانه
    • گزارشات ويژه
  • جانباختگان راه آزادی
    • قتل عام ۱۳۶۷
    • قیام ایران
  • ارتباط با ما
  • English
نتیجه یافت نشد
مشاهده همه نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار
    • شكنجه
    • بازداشت و دستگیری
    • زندانیان سیاسی
    • زندانیان عادی
    • قتل های خودسرانه
    • سرکوب اقلیت ها
    • حق تظاهرات
  • اعدام
  • کارزار نه به اعدام
  • گزارشات
    • گزارش ماهانه
    • گزارشات ويژه
  • جانباختگان راه آزادی
    • قتل عام ۱۳۶۷
    • قیام ایران
  • ارتباط با ما
  • English
نتیجه یافت نشد
مشاهده همه نتایج
مانيتورینگ حقوق بشر ايران
نتیجه یافت نشد
مشاهده همه نتایج
خانه گزارشات گزارشات ويژه

پرستاران ایران، فرشتگان فراموش شده درمان

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
فیس بوکتوئیترایمیل

قربانیان بی پناه نظامتجلیل از قهرمانان زندگی بخش به بهانه روز پرستار

با لباس سفید، در دل شبهای سیاه

پرستار ایرانی، نه تصویر یک قهرمان روی پوسترها، که انسانی رنج‌کشیده در مرز فرسودگی است. او نجات می‌دهد، التیام می‌بخشد، اما هیچ‌کس از زخم‌های خودش نمی‌پرسد.

روز پرستار، نه فقط زمانی برای تبریک، که فرصتی است برای بازتاب فریادی خاموش‌شده در نظامی که انسانیت را به پول می‌فروشد و مهر را با تازیانه پاسخ می‌دهد.

این گزارش، روایتی‌ست از زندگی پرستار ایرانی، از زخم‌هایی که دیده نمی‌شوند؛ از رنجی که در زیر ماسک‌های سفید پنهان مانده؛ از صدایی که هنوز به فریاد نرسیده. روایت بی‌صدایی، فقر، فشار، و ایستادگی در خاموش‌ترین میدان‌های نبرد، با دستان خالی و قلب‌هایی پر از مهر، زندگی می‌بخشد؛ و در همان حال، خود قربانی فراموشی، تبعیض و سرکوب است.

خط اولِ فرسایش: ایستادن تا مرز فروپاشی

پرستاری، تنها یک شغل نیست؛ نماد مراقبت، تعهد و ایستادن در میانه بحران است .در بسیاری از کشورها، پرستاران را سربازان خط مقدم می‌نامند. اما در ایران، این سربازان بدون سلاح، بدون زره، و حتی بدون غذا به میدان فرستاده می‌شوند. کمبود نیروی انسانی در مراکز درمانی به بحرانی مزمن بدل شده، تا جایی که گاه یک پرستار، مسئول رسیدگی به بیست تا سی بیمار در یک شیفت است. نظام درمانی ایران پرستار را تا مرز نابودی پیش می‌برد. پرستارِ خسته، بیمار و دل‌زده، دیگر نمی‌تواند التیام باشد. این فرسایش، نه فقط پایانِ آرامش یک انسان، که زنگ خطری‌ست برای کل جامعه.

زخم‌های عمیق یک حرفه: تبعیض، فقر و بی‌عدالتی

در شرایطی که کشور با کمبود شدید پرستار در بیمارستان‌ها مواجه است، ده‌ها هزار پرستارِ تحصیل‌کرده، سال‌هاست در انتظار استخدام، پشت درهای بسته وزارت بهداشت گرفتارند. پرستاران ایرانی با درآمدی معادل حدود ۱۳۰ میلیون ریال) ۱۴۰ دلار در ماه( در شرایطی زندگی می‌کنند که خط فقر چند برابر این رقم است یا با دستمزدی کمتر از ۵۰۰ هزار تومان، بدون بیمه، و با تأخیرهای شش‌ماهه تا یک‌ساله حقوق مواجه‌اند. فقر جسم را فرسوده می‌کند، و روان را فرو می‌ریزد. صدای پرستارانی را شنیده‌ایم که می‌گویند: «ما جان می‌دهیم، اما زندگی نمی‌کنیم.» این صدای فقر در لباس سفید است.

بیکاری در دل نیاز : قراردادهای کوتاه، اخراج‌های گسترده

با وجود بحران کمبود پرستار، بسیاری از آنها با قراردادهای کوتاه‌مدت، حقوق ناچیز و بدون امنیت شغلی، به کار گرفته می‌شوند. ده‌ها هزار پرستار با قراردادهای ۸۹ روزه، بدون بیمه، بدون امنیت شغلی و بدون امید استخدام رسمی به‌کار گرفته شدند پس از پیک کرونا، بیش از ۳۰۰۰ پرستار از ۸۰۰۰ پرستار استخدام‌ شده، اخراج شدند آن‌ها صرفاً یک‌بار مصرف شدند  نه قهرمان، نه همکار، بلکه ابزار بحران.

مهاجرت: فرار از جهنم

در قیاس با درآمد پرستاران در کشورهای همسایه و غربی از ۲۰۰۰ دلار در خلیج فارس تا ۶۰۰۰ دلار در آمریکا شکاف عمیقی به‌وجود آمده که نه‌تنها احساس تحقیر، بلکه موج مهاجرت را شدت بخشیده است.

در سال‌های اخیر بیش از ده هزار پرستار از ایران مهاجرت کرده‌اند. این مهاجرت نه از سر رفاه‌طلبی، بلکه گریز از مرگ تدریجی در ساختاری ضدانسانی‌ست. پرستاران جوان، بهترین استعدادهای درمانی کشور، به دلیل بی‌عدالتی مزمن، ایران را ترک می‌کنند و این فرار مغزها، زخمی جبران‌ناپذیر بر پیکر سلامت کشور است.

کار فرساینده: شیفت‌های اجباری، و فرسودگی روانی

با نسبت یک پرستار به صد تخت )در برابر استاندارد جهانی ۱به8( فشار کاری تا حد مرگ افزایش یافته است پرستاران ایرانی گاه بیش از ۲۴۰ ساعت در ماه کار می‌کنند شیفت‌های پی‌در‌پی، اضافه‌کاری اجباری، تغذیه نامناسب، نبود حمایت روانی، و ترس دائمی از خطا یا برخورد امنیتی و فشار روحی ناشی از مرگ مداوم بیماران، آن‌ها را به مرز فروپاشی جسمی و روانی رسانده است در طول سه سال اخیر، دست‌کم ۲۰ پرستار بر اثر فشار کاری جان باختند پرستاری که روز را با ۱۸ ساعت شیفت در بیمارستان می‌گذراند، شب را در مطب خصوصی یا اورژانس‌ها به «دومین شیفت» می‌رود؛  از ترس گرسنگی

زن بودن، جرم مضاعف:  تبعیض برای پرستاران زن در ساختاری مردسالار

پرستاری در ایران شغلی زنانه تلقی می‌شود، اما زنان پرستار دو چندان بار فشار را بر دوش می‌کشند. علاوه بر تبعیض‌های حقوقی و صنفی، آن‌ها در محیط‌های کاری با آزار جنسی، تبعیض در ارتقا، و نگاه‌های مردسالارانه مواجه‌اند. مادران پرستار بدون حمایت برای فرزندپروری، در معرض تهدید اخراج در دوران بارداری، و با تبعیض آشکار در دریافت مزایا مواجه‌اند.

کرونا و مرگ بی‌صدا:  از فداکاری تا فراموشی

در طول پاندمی، بیش از ۳۴۰ کادر درمان، از جمله ۱۰۰ پرستار، جان باختند. بیش از ۶۰ هزار پرستار به کرونا مبتلا شدند و هزاران نفر قرنطینه شدند. اما هیچ تقدیر، دلجویی و هیچ ساختار حمایتی برای بازماندگان در کار نبود.
نام‌هایی مانند فاطمه شفیعی‌مقدم، زهرا شیرویه، و نرجس خنالی‌زاده، تنها بخشی از این لیست قربانیان هستند؛ چهره‌هایی که بدون سنگ قبر رسانه‌ای، خاموش شدند.

خاموش کردن صدای اعتراض: سرکوب و اعدام

در سال‌های اخیر، تجمعات اعتراضی پرستاران در شهرهای مختلف ایران افزایش یافته است. ده‌ها پرستار به دلیل شرکت در تجمعات صنفی یا انتشار مطالب انتقادی در فضای مجازی، تحت تعقیب قضایی قرار گرفته‌اند. وقتی صدای اعتراض از راهروهای بیمارستان برخاست، حکومت به جای پاسخ، در را بست. پرستارانی که به خیابان آمدند تا از حداقل‌های شغلی و کرامت انسانی خود دفاع کنند، با تهدید، احضار، تعلیق، بازداشت و حتی زندان روبه‌رو شدند. در چشم حکومت، پرستارِ معترض نه درمانگر، که دشمن امنیت تلقی شد.

محمد قبادلو، جوانی از دل جامعه درمانی کشور، به اتهامی در جریان اعتراضات ۱۴۰۱، بدون طی روندی عادلانه، به اعدام محکوم و قربانی شد  در حالی‌که خانواده‌اش و نهادهای مستقل حقوق بشری بارها از شکنجه، فقدان وکیل، و ناعادلانه بودن دادرسی او سخن گفته‌اند. مرگ محمد، نه فقط یک فاجعه حقوقی، که نشانه‌ای از عمق بی‌رحمی حاکمیت با صدای پرستاران بود.

پریسا بهروزی‌راد، پرستار جوانی که پس از اعتراضات، به‌شکل مداوم احضار و تهدید می‌شد، در نهایت به شکلی مشکوک جان باخت. خانواده‌اش بارها اعلام کرده‌اند که این یک خودکشی نبوده، بلکه پیامدی از فشارهای روانی و امنیتی بر او بوده است.

 فرهاد راستی، پرستاری دیگر، در میانه‌ی اعتصابات و فشارهای طاقت‌فرسا، بر اثر سکته قلبی جان داد مرگی که می‌توان آن را مستقیم نتیجه‌ی ستم ساختاری، شرایط معیشتی نابسامان، و فرسایش شدید روانی دانست. و فیروزه مجریان‌شرق که پس از بازداشت به کما رفت

 این‌ها نمونه‌ای از صدها پرستار خاموش‌شده اند. پرستارانی که به جای حمایت، به جای شنیده‌شدن، با مرگ، سکوت، و فراموشی پاسخ گرفتند.

محروم از اتحادیه: دور از عدالت

پرستاران ایران از داشتن اتحادیه مستقل محروم‌اند. تشکل‌های موجود، دولتی و امنیتی‌اند و نه نماینده خواسته‌ها. هیچ امکان واقعی برای خواسته‌های جمعی وجود ندارد و هر صدای بلند، جرم محسوب می‌شود. این محرومیت از تشکل‌یابی، پرستار ایرانی را حتی از ابتدایی‌ترین سازوکارهای دفاع از خود نیز محروم کرده است.

نتیجه‌گیری:  پرستاران ایران، قهرمانانی که به جای تجلیل، مجازات می‌شوند

آنکه در دل شب، صدای ناله بیمار را می‌شنود، خود بی‌صدا مانده. پرستار ایرانی، قربانی فقر ساختاری، تبعیض جنسیتی، فشار روانی، بی‌ثباتی شغلی و سرکوب امنیتی است. او سزاوار تجلیل جهانی‌ست، نه نادیده‌گرفتن.
جامعه بین‌المللی، سازمان‌های حقوق بشری، نهادهای سلامت جهانی، اکنون مسئول‌اند؛ در برابر سکوتی که در ایران به مرگ می‌انجامد.
این صدا، صدای زندگی‌ست— بشنویدش، تا هنوز شنیده می‌شود.

پست قبلی

ممانعت نهادهای امنیتی و قضایی از آزادی برنامه‌ریزی‌شده محمد آشتیانی

پست بعدی

موج تازه اعدام‌ها در ایران؛ اجرای حکم اعدام دیگر در زندان‌های شاهرود، میانه و زاهدان

مطالب مرتبط

گزارشات ويژه

قوه قضاییه در ایران؛ اهرم حقوقی سرکوب در چارچوب ولایت فقیه – قسمت دوم

۲۴ فروردین ۱۴۰۵
گزارشات ويژه

گزارش تحلیلی-حقوقی: مهندسی معکوس عدالت- چگونه سند تحول قضایی ۱۴۰۳ ماشین اعدام اژه‌ای را قانونی کرد

۲۱ فروردین ۱۴۰۵
گزارشات ويژه

قوه قضاییه در ایران؛ اهرم حقوقی سرکوب در چارچوب ولایت فقیه – فصل اول

۲۰ فروردین ۱۴۰۵

محبوب‌ترین‌ها

اعدام دو زندانی سیاسی در ایران؛ اجرای مخفیانه احکام در شرایط جنگی

۱۰ فروردین ۱۴۰۵

کودکان ایران؛ به جای  نیمکت‌ های مدرسه، در ایست بازرسی

۱۳ فروردین ۱۴۰۵

ایران؛ به‌کارگیری کودکان ۱۲ ساله در گشت‌های امنیتی

۸ فروردین ۱۴۰۵

کودک‌کشی تحت لوای امنیت در ایران

۱۵ بهمن ۱۴۰۴

ما را در توئیتر دنبال کنید

سایت مانیتورینگ حقوق بشر ایران

درباره ما

مانیتورینگ حقوق بشر ایران، سازمانی غیردولتی و غیرسیاسی است که در زمینه افشای موارد نقض حقوق بشر در ایران فعالیت میکند. این مجموعه، که از فعالین حقوق بشر مستقل تشکیل شده و در فرانسه مستقر است، در سال ۲۰۱۶ فعالیت خود را آغاز نمود. مانیتورینگ حقوق بشر در همکاری با شورای ملی مقاومت بوده و تلاش دارد تا اخباری از قبیل اعدامها، اجرای مجازاتهای بی‌رحمانه نظیر قطع عضو، وضعیت زندانیان در زندانهای ایران، نقض آزادی بیان و حقوق شهروندی و … را به منظور جلب توجه جهانیان به مسئله نقض حقوق بشر در ایران، منعکس کند.

تماس با ما: [email protected]

ما را دنبال کنید

  • خانه
  • گزارشات
  • اعدام
  • زندانيان
  • سرکوب اقلیت ها
  • قتل های خودسرانه
  • کارزار نه به اعدام
  • قیام ایران
  • ارتباط با ما

استفاده از منابع درج در سایت با ذکر منبع بلامانع است - ۲۰۲۱

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه یافت نشد
مشاهده همه نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار
    • شكنجه
    • بازداشت و دستگیری
    • زندانیان سیاسی
    • زندانیان عادی
    • قتل های خودسرانه
    • سرکوب اقلیت ها
    • حق تظاهرات
  • اعدام
  • کارزار نه به اعدام
  • گزارشات
    • گزارش ماهانه
    • گزارشات ويژه
  • جانباختگان راه آزادی
    • قتل عام ۱۳۶۷
    • قیام ایران
  • ارتباط با ما
  • English

ده از منابع درج در سایت با ذکر منبع بلامانع است - ۲۰۲۱