قتل حکومتی تدریجی زندانیان در ایران را متوقف کنید

گزارش‌های دریافتی از زندان‌های اوین، تهران بزرگ، قزلحصار، دستگرد اصفهان، مرکزی کرج، ملایر و گنبدکاووس نشان‌دهنده افت شدید استانداردهای زیستی، محرومیت‌های درمانی و عدم رعایت مقررات نگهداری زندانیان است. مجموع این شرایط، سلامتی و حیات زندانیان را با خطر مواجه کرده و می تواند مصداق «قتل حکومتی تدریجی» و سلب تدریجی حق حیات باشد.

۱. زندان اوین؛ گرمای بالای ۴۰ درجه، شیوع ساس و انتشار بیماری ویروسی

۲. زندان تهران بزرگ (فشافویه)؛ تراکم شدید، آب لجن‌آلود و تجارت مافیایی

اطلاعات دریافتی از تیپ ۵ زندان تهران بزرگ، تصویری نگران‌کننده از وجود یک شبکه ساختاریافته توزیع مواد مخدر و نابرابری در شرایط زندگی زندانیان ارائه می‌دهد:

۳. زندان قزلحصار؛ تراکم ۲۰۰ نفری در یک سوئیت و اجرای اعدام‌های نمایشی

گزارش‌ها از زندان قزلحصار نشان می‌دهد که از نیمه فروردین‌ماه ۱۴۰۵، با انتقال گسترده بازداشت‌شدگان از زندان‌های اوین و تهران بزرگ (فشافویه) به قزلحصار، جمعیت یک سوئیت بسته از حدود ۳۰ تا ۴۰ نفر به بیش از ۲۰۰ نفر افزایش یافته است. در میان منتقل‌شدگان، افرادی نیز حضور دارند که پیش‌تر در بند ۲۰۹ زندان اوین، بازداشتگاه امنیتی تحت مدیریت وزارت اطلاعات، نگهداری و بازجویی شده بودند.

۴. زندان دستگرد اصفهان؛ بیش از ۱۰ هزار محبوس در ظرفیت ۴ هزار نفری

۵. زندان‌های کرج، ملایر و گنبدکاووس؛ آلودگی فاضلاب و بحران زیستی

تحلیل حقوقی و موارد صریح نقض قوانین داخلی و بین‌المللی

اقدامات و شرایط احرازپذیر در این گزارش‌ها، نقض فاحش، ساختاری و مستمر تعهدات حقوق بشری جمهوری اسلامی ایران است:

۱. نقض حق حیات و منع شکنجه و رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز (مواد ۶ و ۷ میثاق ICCPR): محروم‌سازی عامدانه و مستمر زندانیان از مراقبت‌های پزشکی ضروری، آب آشامیدنی سالم، غذای کافی و شرایط مناسب نگهداری، از جمله رها کردن آنان در گرمای بالای ۴۰ درجه و بدون تهویه و سرمایش مؤثر، نقض تعهدات جمهوری اسلامی ایران تحت مواد ۶ و ۷ میثاق است. این محرومیت‌ها در حالی اعمال می‌شود که بنا بر گزارش‌های دریافتی، امکانات بهتر و حتی شرایط اقامت اختصاصی در برابر پرداخت پول برای برخی زندانیان فراهم می‌شود؛ بنابراین مسئله صرفاً ناتوانی یا کمبود امکانات نیست، بلکه الگوی تبعیض‌آمیز و عامدانه محروم‌سازی زندانیان از نیازهای اساسی است. استمرار این وضعیت، به‌ویژه در مواردی که مسئولان از خطرات ناشی از آن آگاه بوده و عمداً از رفع آنها خودداری می‌کنند، مصداق رفتار بی‌رحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز و در موارد واجد شرایط، شکنجه است و جان زندانیان را در معرض خطر مستقیم قرار می‌دهد. این وضعیت در مجموع، مصداق سلب تدریجی حق حیات و آنچه در این گزارش «قتل حکومتی تدریجی» نامیده می‌شود است.

۲. عدم رعایت قواعد حداقل استانداردهای سازمان ملل برای رفتار با زندانیان (قواعد نلسون ماندلا):

۳. نقض ماده ۷ کنوانسیون ضد شکنجه (UNCAT): اجرای «اعدام‌های نمایشی» و تهدید به مرگ برای اخذ اعتراف، مصداق مستقیم شکنجه شدید روانی است.

۴. نقض قوانین داخلی (آیین‌نامه اجرایی سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور، مصوب ۱۴۰۰):

ضرورت اتخاذ تدابیر عملی و بازدارنده برای توقف «قتل حکومتی تدریجی» زندانیان

وضعیت اسفبار زندان‌های ایران نشان می‌دهد که الگوی سرکوب و بدرفتاری حکومت از محیط بازجویی به محیط عمومی بندها گسترش یافته و محرومیت‌های زیستی، بهداشتی و درمانی به ابزاری برای فرسایش جسمی و روانی، شکستن مقاومت و در مواردی به خطر انداختن مستقیم جان زندانیان تبدیل شده است.

از این‌رو ضروری است که جامعه جهانی، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران و تمامی دولت‌های متعهد به موازین بین‌المللی از سطح ابراز تأسف و صدور بیانیه‌های تشریفاتی فراتر رفته و اقدامات فوری، عینی و بازدارنده زیر را در دستور کار قرار دهند:

خروج از نسخه موبایل