رفتار غیرقانونی و غیرانسانی با زندانیان با وارد کردن فشارهای روحی و روانی عمیق بر زندانیان و شکنجه آنها در ایران برای اخذ اعتراف اجباری امری رایج و شناخته شده است.
شکنجه هایی که باعث صدمات جبرانناپذیر روحی و جسمی زندانی میشود؛ بازجوییهای طولانی مدت، تهدید و ارعاب زندانی، توهینهای جنسی، ضرب و شتم زندانی در طول بازجویی، سلول انفرادی طولانی مدت، محروم کردن زندانی از دسترسی به خدمات درمانی، نمونههای رایجی از رفتار با زندانیان برای گرفتن اعتراف اجباری از آنان است.
این درحالیست که براساس قوانین و مقررات همین رژیم، اینگونه اقدامات ممنوع است.
با این وجود، روند فشار و شکنجه برای اعتراف اجباری زندانیان همچنان ادامه دارد. چنین اعترافاتی در موارد متعدد منجر به صدور احکام بسیار سنگین و حتی اعدام زندانیان گردیده است.
زندانیانی که حاضر به اعترافات اجباری و تلوزیونی نمیشوند، تحت فشارهای مضاعف قرار میگیرند. انتقال زندانی به بندهای زیاد از حد شلوغ و پرجمعیت یا در کنار زندانیان خطرناک، و محروم کردن وی از دسترسی به خدمات درمانی از شیوه های مجازات کسانی است که حاضر به اعترافات تلویزیونی نمی شوند.
ابعاد واقعی اعمال فشار بر زندانیان و شکنجه آنان تغییر مسیر پروندههای قضایی به دست اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات، هنوز روشن نشده است.
قوه قضاییه ایران، در گذشته و حال بهصراحت روال صدور حکم بر مبنای “اعترافات زیرشکنجه” را به رسمیت شناخته و مسئولان نهادهای گوناگون اطلاعاتی و امنیتی کشور، هرگز نگران تبعات قضایی استفاده از چنین رویه ای نبوده اند.
در یک نمونه از صدور احکام قضایی بر مبنای اعترافات اجباری، تلویزیون دولتی ایران شامگاه شنبه، ۱۵ شهریور ۱۳۹۹، برنامهای با مضمون «اعترافات» نوید افکاری، نایب قهرمان کشتی نوجوانان ایران، پخش کرد؛ اعترافاتی که نوید افکاری گفته بود «زیر فشار مداوم شکنجه» از او گرفته شده است.
تلویزیون حکومتی مکرراً اعترافاتی را که از زندانیان سیاسی گرفته میشود پخش میکند، اعترافاتی که دربارهٔ بسیاری از آنها بعدتر افشا میشود که تحت فشار و شکنجه گرفته شدهاند.
فدراسیون بینالمللی حقوق بشر، در گزارشی در ماه ژوئن ۲۰۲۰ گفت که رسانههای رژیم ایران بیش از ۳۵۵ اعتراف اجباری را در دهه گذشته، پخش کردهاند.
زندانیانی که در حال حاضر تحت فشار و شکنجه برای اعتراف اجباری هستند:
وحید و حبیب افکاری
نه ماه پس از اعدام نوید افکاری، کشتیگیر ۲۷ ساله، نگرانیها درباره وضعیت برادران وی، وحید و حبیب افکاری که در اعتراضات سال ۱۳۹۷ شیراز بازداشت شده بودند، شدت گرفته است؛ وحید و حبیب افکاری که در نه ماه گذشته فشار و شکنجه برای اعتراف اجباری بوده اند. آنها در سلول انفرادی محبوس بودند، بارها متحمل ضرب و شتم و شکنجه شدهاند و از سوی مقامات قضایی تهدید به مرگ شدهاند. شدت شکنجهها و اصرار مقامات قضایی برای اعتراف گرفتن از این برادران علیه یکدیگر باعث شده بود که وحید افکاری دوبار اقدام به خودکشی کند.
گذراندن حدود نه ماه حبس در سلول انفرادی، نامساعد بودن وضعیت جسمی و روحی و عدم درمان مناسب، اعمال محدودیتهای شدید در ملاقات با خانواده و ادامه روند شکنجه روحی برادران افکاری با تهدید به اعدام از سوی مقامات قضایی، از جمله مصادیق بارز فشارهای شدید قهری و غیرقانونی علیه برادران افکاری است. از سویی فرسایشی شدن روند دادرسی و تناقضات بیشمار در پرونده و ممانعت مقامات از انتشار جزئیات پرونده و دشواری دسترسی وکلای پرونده به جزئیات آن باعث شده تا مقامات امنیتی و قضایی درصدد عادی جلوه دادن شرایط پرونده برآیند و با اعمال فشار و تهدید، برادران افکاری را مجبور به اعتراف کنند.
پیشتر دو مقام بلند پایه جمهوری اسلامی که مستقیما از سوی رئیس قوه قضاییه ماموریت داشتند با برادران افکاری دیدار کردند؛ این مقامات از وحید خواسته بودند تا با اعتراف به قتل «پس از یک سال از زندان آزاد و شرایط زندگی در خارج یا داخل از ایران برای او فراهم شود».
این مقامات وحید را تهدید کردهاند که «در صورت عدم پذیرش این درخواست، او نیز اعدام خواهد شد.»
علی یونسی و امیرحسین مرادی
روند رسیدگی به پرونده علی یونسی و امیرحسین مرادی، دو دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف پس از گذشت بیش از یک سال از بازداشت این دانشجویان هنوز هم مسیری ناعادلانه و غیرشفاف را طی میکند. با پایان مراحل بازجویی، این دانشجویان همچنان در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری میشوند و از ملاقات با وکلای خود نیز همچنان محروم هستند. چندی پیش مجتبی حسینی، همبندی سابق علی یونسی، ضمن افشای بخشی از فشار و شکنجه برای اعتراف اجباری، گفته بود که بازجویان با اعمال فشار زیاد در صدد ناچار کردن علی یونسی به اعترافات تلویزیونی بودهاند. بازجویان تهدید کرده بودند که اگر علی یونسی اتهامات خود را نپذیرد، در همین زندان اوین «اعدام» میشود. بنا به گفته مجتبی حسینی، «علی شصت روز را در سلول انفرادی کوچک با یک لامپ بزرگ همیشه روشن و همچنین شوفاژی که در گرمای تیرماه ۲۴ ساعته روشن بود، گذرانده بود». در زمانی که مجتبی حسینی با علی یونسی همبند بوده، یعنی سه ماه بعد از تاریخ بازداشت علی یونسی، این دانشجوی نخبه هنوز از عفونت شدید چشمش که در اثر ضرب و جرح ماموران در لحظه بازداشت آسیب دیده بود، رنج میبرده است: «از چشمان علی همیشه خونابه بیرون میآمد و تنها درمانی که مسئولان زندان برای او داشتند، روزی چند قرص آنتیبیوتیک بود.»
پیشتر مصطفی نیلی، وکیل علی یونسی گفته بود «بحث نگهداری در سلول انفرادی یا بندهای امنیتی از مواردی است که نقض حقوق متهم شناخته می شود و چه اینکه در موارد متعدد این اقدام می تواند از مصادیق شکنجه تلقی گردد و متاسفانه موکلین با وجود ایرادات متعدد، همچنان در بازداشتگاه امنیتی بوده و حتی تماس آزادانه ای با خانواده خود ندارند. ما به عنوان وکلای ایشان نیز تا این لحظه به هیچ وجه اعم از حضوری یا تلفنی حتی یک کلمه! امکان صحبت نداشته ایم».
زینب جلالیان
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی از ارائه خدمات درمانی به خانم جلالیان خودداری کرده است تا این زندانی سیاسی تن به اعترافات تلویزیونی دهد. وزارت اطلاعات از انتقال این فعال سیاسی به زندانی در آذربایجان غربی نزدیک به محل سکونت خانوادهاش سر باز زده است تا خانم جلالی با حضور در مقابل دوربین از فعالیتهای سیاسی گذشته خود ابراز ندامت کند. وی که چهاردهمین سال حبس ابد خود را در زندان سپری می کند، بعد از ابتلا به بیماری کووید ۱۹ از تنگی نفس و سرفه های شدید رنج می برد. خانم جلالیان در زندان قرچک به بیماری کرونا مبتلا شد. بیماری آسم که از قبل به آن مبتلا بود، بر وخامت وضعیت جسمی زینب جلالیان در این بیماری افزوده است. زینب جلالیان در ۱۹ آبان ۱۳۹۹ به بند قرنطینه زندان یزد منتقل شد. این چهارمین جابجایی زینب جلالیان ظرف ۶ماه بود.








