غلامحسین محسنی اژه‌ای؛ دکترین سرکوب، مسئولیت فرماندهی و جنایت علیه بشریت

غلامحسین محسنی اژه‌ای به‌عنوان یکی از چهره‌های کلیدی در ساختار قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی، دارای کارنامه‌ای گسترده و چندوجهی است؛ کارنامه‌ای که همزمان با نقش‌آفرینی مستمر در سرکوب و اعدام مخالفان، نام «قاضی مرگ» را برای او به اغان آورده است. از منظر حقوق بین‌الملل، بررسی کارنامه وی نشان‌دهنده تحقق جرم «مسئولیت فرماندهی» (Command Responsibility) در جنایات سیستماتیک است.

پیشینه و تکوین شخصیت امنیتی-قضایی: غلامحسین محسنی اژه‌ای کیست؟

غلامحسین محسنی اژه‌ای در سال ۱۳۳۵ در اژیه از توابع استان اصفهان متولد شد. او از جمله فارغ‌التحصیلان مدرسه حقانی است؛ مرکزی که بسیاری از چهره‌های تأثیرگذار در ساختار قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی از آن برخاسته‌اند.

غلامحسین محسنی اژه‌ای

فعالیت رسمی او از اواخر سال ۱۳۵۸ و با ورود به دادستانی انقلاب اسلامی آغاز شد؛ جایی که به‌عنوان بازجو و مقام قضایی مشغول به کار شد. در سال‌های ابتدایی دهه ۶۰، او در کنار چهره‌هایی مانند اسدالله لاجوردی (دادستان وقت انقلاب تهران که به دلیل قساوت در شکنجه و اعدام گسترده زندانیان سیاسی به «قصاب اوین» شهرت یافت) در ساختار قضایی حضور داشت و در روندهای قضایی آن دوران نقش‌آفرینی کرد.

محسنی اژه‌ای در سال‌های بعد مناصب متعددی را بر عهده گرفت، از جمله:

او همچنین ریاست شورای نظارت بر صدا و سیما و عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام را در کارنامه خود دارد.

نقش اژه‌ای در وزارت اطلاعات و زمینه‌سازی برای کشتار ۱۳۶۷

با تشکیل وزارت اطلاعات، محسنی اژه‌ای به‌عنوان یکی از نیروهای کلیدی در این نهاد شناخته شد. او در سال‌های ۱۳۶۳ و ۱۳۶۴ مسئول گزینش وزارت اطلاعات بود و سپس به‌عنوان نماینده قوه قضاییه در این وزارتخانه فعالیت کرد. در فاصله سال‌های ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۷ (سال قتل عام ۳۰,۰۰۰ زندانی سیاسی)، نقش او در تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌های امنیتی آغاز شد. وی در این بازه زمانی نماینده قوه قضائیه در وزارت اطلاعات بود. وی گرچه مستقیماً در هیئت مرگ (حکم‌کنندگان به اعدام‌ها) شرکت نداشت، ولی به خاطر منصبش نقش بسزایی در پیش‌بردن این قتل‌عام بر عهده داشت. این بازه زمانی مصداق بارز معاونت در نقض فاحش ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (حق حیات) است. پس از پایان این دوره، اژه‌ای همچنان در حوزه‌های امنیتی و قضایی فعال باقی ماند و در دانشکده وزارت اطلاعات نیز به تدریس پرداخت.

تثبیت جایگاه اژه‌ای در حذف هر گونه صدای مخالف (طرح الغدیر)

در دهه ۱۳۷۰، حضور او در وزارت اطلاعات ادامه یافت و در این دوره، نام وی به‌طور خاص با طرحی موسوم به «طرح الغدیر» گره خورده است. این طرح، بر اساس گزارش‌ها، شامل ربودن و ناپدیدسازی زندانیان سیاسی سابق و مخالفان بود؛ افرادی که پس از آزادی نیز تحت نظارت و تعقیب قرار داشتند. در چارچوب این طرح، برخی افراد بدون طی فرآیند قضایی مشخص، بازداشت و به مکان‌های نامعلوم منتقل می‌شدند که این امر مصداق عینی ناپدیدسازی قهری و نقض ماده ۹ میثاق (منع بازداشت خودسرانه) است. به‌تدریج، دامنه این اقدامات از زندانیان سیاسی سابق فراتر رفت و شامل روشنفکران، نویسندگان و منتقدان نیز شد؛ روندی که بعدها در قالب پرونده‌هایی مانند قتل‌های زنجیره‌ای مورد توجه قرار گرفت.

اژه‌ای و سرکوب سیستماتیک آزادی بیان

غلامحسین محسنی اژه‌ای به‌عنوان نماینده قوه قضائیه در هیأت نظارت بر مطبوعات، به‌ویژه در فاصله سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۳۷۹، نقش قابل توجهی در محدودسازی فضای رسانه‌ای کشور ایفا کرد. در این دوره، که یکی از مقاطع حساس در تاریخ مطبوعات ایران به‌شمار می‌رود، تعداد زیادی از نشریات توقیف و فعالیت بسیاری از روزنامه‌نگاران با محدودیت‌های جدی مواجه شد. این اقدامات در شرایطی صورت گرفت که فضای رسانه‌ای کشور شاهد رشد و گسترش نشریات مستقل و منتقد بود. بر اساس گزارش‌ها، تصمیم‌گیری درباره توقیف نشریات و برخورد با فعالان رسانه‌ای، در چارچوب رویکردی صورت می‌گرفت که رسانه‌ها را از منظر امنیتی ارزیابی می‌کرد. محسنی اژه‌ای نیز در مصاحبه‌ای با خبرگزاری فارس، با تأیید این رویکرد، اظهار داشته بود که از نظر برخی مسئولان، فعالیت بخشی از مطبوعات با «مصالح نظام» و «امنیت ملی» در تعارض قرار گرفته است. این دیدگاه، زمینه‌ساز برخوردهای گسترده با رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران شد و به کاهش چشمگیر تنوع و آزادی مطبوعات در آن دوره انجامید که نقض فاحش ماده ۱۹ میثاق (آزادی بیان) به شمار می‌رود.

نقش ویژه اژه‌ای در سرکوب اعتراضات مردمی

اعتراضات سراسری دی‌ماه ۲۰۲۶ و وحشیانه‌ترین مواضع ضدبشری

مهمتر و وحشیانه و ضدبشرترین مواضع محسنی اژه‌ای در قبال معترضین اعتراضات دی‌ماه و سرکوب بعد از این اعتراضات دیده می‌شود. وی در موارد متعددی به صدور حکم اعدام برای معترضین و بعد از جنگ اخیر صدور حکم اعدام به بهانه جاسوسی و ارتباط با رسانه‌ای بیگانه اصرار ورزیده است. به چند نمونه از اظهارات صریح وی که نشان‌دهنده قصد مجرمانه در ارتکاب جنایت علیه غیرنظامیان است، اشاره می‌کنیم:

خفگی کامل ارتباطی و موج نوین سرکوب‌های فله‌ای؛ بهانه‌های مجازی در غیاب اینترنت

در حالی که اینترنت بین‌المللی در ایران به مدت ۴۷ روز است که به‌طور کامل قطع شده و دسترسی مردم به جهان خارج برای سلب امکان افشاگری و استمداد قطع گردیده است، دستگاه قضایی-امنیتی تحت امر محسنی اژه‌ای، از این خاموشی مطلق به عنوان بهانه‌ای برای گسترش ابعاد سرکوب استفاده می‌کند.

نمونه آشکار این سرکوب کور در خبر منتشر شده توسط خبرگزاری دولتی ایرنا در تاریخ ۴ فروردین ۱۴۰۵ مشهود است؛ جایی که فرماندهی کل انتظامی، تحت نظارت و با چراغ سبز قوه قضائیه اژه‌ای، از «شناسایی و دستگیری ۴۶۶ نفر خودفروخته و وابسته به دشمن که با فعالیت غیرقانونی در فضای مجازی موجب اخلال در امنیت کشور شده بودند» خبر داد. طبق این گزارش‌های امنیت‌محور و فاقد وجاهت قانونی، این افراد به «تشویش اذهان عمومی، ایجاد ترس و اضطراب در جامعه، ناامنی ذهنی، تبلیغ به نفع دشمن و سازماندهی» متهم شده‌اند. انتساب این اتهاماتِ سنگین به فعالان و شهروندان در فضای مجازی، آن هم در شرایط انسداد کامل ۴۷ روزه اینترنت بین‌المللی، گویای یک حقیقت وحشتناک است: ساختن بهانه‌های واهی و فاقد ادله اثباتی برای توجیه بازداشت‌های گسترده و ارعاب جامعه.

تشدید اعدام‌های سیاسی؛ ضرورت مداخله فوری بین‌المللی

محسنی اژه‌ای در حالی دستور «تسریع در صدور و اجرای احکام سلب حیات» را صادر کرده است که در بازه زمانی اسفند ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵، ماشین اعدام تحت امر وی، جان ۱۳ تن را با هدف ایجاد فضای ارعاب و سرکوب مطلق گرفته است. کارنامه خونین اخیر وی شامل موارد تفکیک‌شده ذیل است:

این اعدام‌ها که در سایه قطع ۴۷ روزه اینترنت بین‌المللی و در بی‌خبری مطلق انجام شده‌اند، مصداق بارز قتل‌های فراقضایی و نقض فاحش ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هستند.

ما با ارائه این مستندات به مجامع حقوقی بین‌المللی، از جمله کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، کمیته حقیقت‌یاب و دادستان‌های دادگاه‌های با صلاحیت جهانی اعلام می‌کنیم که غلامحسین محسنی اژه‌ای بر اساس دکترین «مسئولیت ارشد فرماندهی» در رأس هرم یک حمله مرگبار سیستماتیک علیه غیرنظامیان در ایران قرار دارد. از این رو، تعقیب کیفری، صدور حکم جلب بین‌المللی و گشودن پرونده جنایت علیه بشریت علیه او، گامی حیاتی برای توقف این کشتار سیستماتیک است.

خروج از نسخه موبایل