روز جهانی نلسون ماندلا -۱۱۶ژوئیه ۲۰۲۶

کرامت انسانی در حبس

بررسی نقض نظام‌مند قواعد نلسون ماندلا در زندان‌های رژیم حاکم بر ایران

نلسون ماندلا:

«قضاوت درباره یک جامعه، نه بر اساس رفتار آن با قدرتمندان، بلکه بر اساس نحوه رفتار آن با آسیب‌پذیرترین افراد آن جامعه انجام می‌شود.»

روز جهانی نلسون ماندلا که هر سال در ۱۸ ژوئیه، هم‌زمان با زادروز نلسون ماندلا گرامی داشته می‌شود، یادآور مسئولیت مشترک دولت‌ها، نهادهای عمومی و جامعه جهانی در پاسداری از کرامت انسانی، عدالت، برابری، صلح و احترام به حقوق بنیادین همه انسان‌ها است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد با نام‌گذاری این روز، از دولت‌ها و شهروندان خواسته است با الهام از میراث ماندلا برای ساختن جوامعی عادلانه‌تر، فراگیرتر و مبتنی بر حاکمیت قانون تلاش کنند. این روز همچنین یادآور آن است که احترام به کرامت انسان، حتی در مورد افرادی که از آزادی محروم شده‌اند، یکی از بنیادی‌ترین معیارهای سنجش پایبندی دولت‌ها به حقوق بشر است.

در همین راستا، «قواعد استاندارد حداقل سازمان ملل متحد برای رفتار با زندانیان» که از سال ۲۰۱۵ با عنوان «قواعد نلسون ماندلا» شناخته می‌شوند، مهم‌ترین استاندارد بین‌المللی در زمینه حمایت از حقوق زندانیان به شمار می‌روند. این قواعد بر ممنوعیت شکنجه، دسترسی به خدمات درمانی، شرایط انسانی نگهداری، منع حبس انفرادی طولانی‌مدت، تفکیک مناسب زندانیان و حفظ ارتباط آنان با خانواده و وکیل تأکید دارند.

این گزارش، هم‌زمان با روز جهانی نلسون ماندلا، میزان انطباق وضعیت زندان‌های رژیم حاکم بر ایران با این استانداردها را بررسی می‌کند. یافته‌های آن نشان می‌دهد که نقض قواعد نلسون ماندلا در ایران به مواردی پراکنده محدود نیست، بلکه در حوزه‌هایی همچون محرومیت از درمان، شکنجه، شرایط غیرانسانی نگهداری، حبس انفرادی، کار اجباری و فقدان پاسخگویی، الگویی مستمر و ساختاری مشاهده می‌شود.

چارچوب حقوقی

قواعد نلسون ماندلا، معتبرترین استاندارد بین‌المللی در زمینه رفتار با زندانیان هستند و حداقل الزامات مربوط به سلامت، امنیت، بهداشت، منع شکنجه، اقدامات انضباطی، تفکیک زندانیان و حفظ کرامت انسانی را مشخص می‌کنند. اگرچه این قواعد در زمره اسناد «حقوق نرم» قرار می‌گیرند، اما بسیاری از اصول آنها بازتاب تعهدات الزام‌آور دولت‌ها بر اساس حقوق بین‌الملل، به‌ویژه مواد ۷ و ۱۰ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی است که جمهوری اسلامی ایران نیز به آن پیوسته است.

با این حال، بررسی شواهد و اسناد موجود نشان می‌دهد که در زندان‌های رژیم حاکم بر ایران، میان این تعهدات و وضعیت موجود شکافی عمیق وجود دارد. نقض حقوق زندانیان در حوزه‌های مختلف، نه به‌صورت استثنایی، بلکه در قالب الگوهایی تکرارشونده و ساختاری قابل مشاهده است.

محرومیت سازمان‌یافته از درمان؛ نقض حق سلامت و ابزاری برای شکنجه

دسترسی به خدمات درمانی مناسب، یکی از حقوق بنیادین همه افراد محروم از آزادی است. قواعد نلسون ماندلا تأکید می‌کنند که زندانیان باید بدون تبعیض از خدمات درمانی هم‌سطح با جامعه برخوردار باشند و تصمیم‌های پزشکی نباید تحت تأثیر ملاحظات امنیتی یا سیاسی قرار گیرد.

با وجود این استانداردها، شواهد موجود نشان می‌دهد که در زندان‌های رژیم حاکم بر ایران، محرومیت از درمان به یکی از الگوهای مستمر نقض حقوق بشر تبدیل شده است. تأخیر یا ممانعت از اعزام به بیمارستان، جلوگیری از دسترسی به داروهای ضروری و بی‌اعتنایی به نظر پزشکان، به‌ویژه درباره زندانیان سیاسی، عقیدتی و مدنی، در بسیاری از موارد به ابزاری برای اعمال فشار و تشدید مجازات تبدیل شده است.

بر اساس گزارش‌های مستند، ده‌ها زندانی در سال‌های اخیر در نتیجه محرومیت از خدمات درمانی جان خود را از دست داده‌اند. تنها یک گزارش، مرگ ۹۶ زندانی در ۳۰ زندان واقع در ۱۸ استان ایران را ثبت کرده است؛ مواردی که در بسیاری از آنها، انتقال به‌موقع به مراکز درمانی می‌توانست از مرگ جلوگیری کند. بیشترین موارد ثبت‌شده مربوط به زندان‌های ارومیه و زاهدان بوده که نگرانی‌هایی را درباره تأثیر تبعیض بر وضعیت برخی گروه‌های قومی نیز ایجاد کرده است.

نمونه‌های متعدد نیز نشان می‌دهد که این محرومیت تنها به بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن محدود نیست. استمرار محرومیت درمانی زینب جلالیان، جلوگیری از دسترسی مرضیه فارسی به داروهای سرطان، تأخیر در درمان آیدا نجفلو پس از شکستگی ستون فقرات و مرگ بهنام محجوبی و ساسان نیک‌نفس، تنها بخشی از موارد مستند این الگو هستند.

مجموع این شواهد نشان می‌دهد که محرومیت از درمان در بسیاری از موارد، نتیجه کمبود امکانات نیست، بلکه به روشی برای اعمال فشار، تنبیه و فرسایش جسمی و روانی زندانیان تبدیل شده است؛ وضعیتی که با قواعد نلسون ماندلا و تعهدات بین‌المللی ایران در زمینه منع شکنجه و رفتارهای بی‌رحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز مغایرت دارد.

شرایط غیرانسانی نگهداری و بحران‌های بهداشتی

قواعد ۱۲ تا ۱۷ نلسون ماندلا دولت‌ها را موظف می‌کنند که برای افراد محروم از آزادی، محل نگهداری ایمن، نور و تهویه مناسب، آب آشامیدنی، غذای کافی، امکانات بهداشتی و فضای خواب استاندارد فراهم کنند. با این حال، شواهد موجود نشان می‌دهد که در بسیاری از زندان‌های رژیم حاکم بر ایران، شرایط نامناسب نگهداری تنها ناشی از فرسودگی یا کمبود امکانات نیست، بلکه به ابزاری برای اعمال فشار جسمی و روانی بر زندانیان تبدیل شده است.

این وضعیت به‌ویژه پس از انتقال زنان زندانی سیاسی از اوین به زندان قرچک ورامین آشکار شد. آنان بدون دریافت مراقبت‌های پزشکی اولیه، به محیطی آلوده، فاقد تهویه مناسب و با امکانات بهداشتی بسیار محدود منتقل شدند. پس از بازگشت به اوین نیز در راهروها و فضاهای زیرزمینی فاقد امکانات اولیه اسکان یافتند و با رطوبت، بوی فاضلاب، هجوم موش‌ها، کمبود غذا و افزایش شدید هزینه اقلام ضروری روبه‌رو بودند.

شرایط برای زنان باردار، مادران دارای نوزاد، سالمندان و زندانیان بیمار به‌مراتب وخیم‌تر بوده است. گزارش‌ها از محرومیت برخی مادران از شیرخشک و سایر نیازهای اولیه نوزادان و نیز نگهداری زندانیان بیمار در سلول‌های فاقد شرایط بهداشتی مناسب حکایت دارد. پرونده‌های فاطمه ضیایی و شیوا اسماعیلی نیز نشان می‌دهد که شرایط نامناسب نگهداری با محرومیت درمانی همراه شده و سلامت آنان را به‌شدت به خطر انداخته است.

مجموع این شواهد نشان می‌دهد که نگهداری آگاهانه زندانیان در محیط‌های آلوده، فاقد امکانات اولیه و نامتناسب با وضعیت جسمانی آنان، می‌تواند مصداق رفتار بی‌رحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز باشد.

نقض اصل تفکیک زندانیان

قاعده ۱۱ نلسون ماندلا بر تفکیک زندانیان بر اساس جنسیت، سن، وضعیت حقوقی و نوع اتهام تأکید می‌کند تا امنیت آنان حفظ شود. با این حال، در زندان‌های رژیم حاکم بر ایران، زندانیان سیاسی و عقیدتی بارها در کنار محکومان جرایم خشن یا خطرناک نگهداری شده‌اند و انتقال میان بندها نیز به ابزاری برای اعمال فشار تبدیل شده است.

قتل علیرضا شیرمحمدعلی در زندان تهران بزرگ، پس از قرار گرفتن در کنار محکومان جرایم خشن، یکی از آشکارترین پیامدهای نقض این اصل بود. همچنین انتقال اجباری ده‌ها زن زندانی به بند زندانیان سیاسی در زندان اوین، که به تنش و درگیری انجامید، و تبعید امین خضری و حمید حاج‌جعفر کاشانی به بندهای نامتناسب با وضعیت حقوقی آنان، نشان می‌دهد که جابه‌جایی زندانیان در مواردی به‌عنوان ابزار تنبیه و ایجاد ناامنی به کار گرفته می‌شود.

حبس انفرادی طولانی‌مدت، شکنجه سفید و سوءاستفاده از روان‌پزشکی

قواعد ۴۳ تا ۴۵ نلسون ماندلا حبس انفرادی طولانی‌مدت و هر اقدامی را که موجب آسیب شدید جسمی یا روانی شود ممنوع می‌دانند. این قواعد همچنین تأکید می‌کنند که خدمات پزشکی و روان‌پزشکی نباید برای تنبیه یا سرکوب زندانیان مورد سوءاستفاده قرار گیرد.

با وجود این، گزارش‌ها نشان می‌دهد که حبس انفرادی طولانی، محرومیت از تماس با خانواده، محدودیت دسترسی به کتاب، هواخوری و ارتباط انسانی، همچنان از ابزارهای اعمال فشار بر زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران است. در بسیاری از پرونده‌ها، این شرایط با تهدید خانواده، بلاتکلیفی قضایی و فشارهای روانی مستمر همراه بوده است؛ مجموعه اقداماتی که از سوی بسیاری از کارشناسان حقوق بشر به‌عنوان «شکنجه سفید» توصیف می‌شود.

همچنین گزارش‌هایی درباره استفاده از مراکز روان‌پزشکی برای سرکوب مخالفان وجود دارد. انتقال رویا ذاکری به بخش امنیتی بیمارستان روان‌پزشکی رازی و پرونده بهنام محجوبی، که پس از انتقال اجباری به بیمارستان روان‌پزشکی جان باخت، از نمونه‌های نگران‌کننده این روند است. چنین اقداماتی با قواعد نلسون ماندلا و اصول اخلاق پزشکی مغایرت دارد.

کار اجباری و بهره‌کشی اقتصادی

قواعد ۹۶ تا ۱۰۴ نلسون ماندلا تصریح می‌کنند که اشتغال زندانیان باید با رعایت کرامت انسانی، ایمنی، رضایت و پرداخت منصفانه انجام شود و نباید به ابزاری برای بهره‌کشی تبدیل شود.

با این حال، گزارش‌ها نشان می‌دهد که ده‌ها هزار زندانی در کارگاه‌های وابسته به سازمان زندان‌ها و بنیاد تعاون زندان‌ها با دستمزدی ناچیز، بدون برخورداری از حمایت‌های کافی و در شرایطی نابرابر مشغول به کار هستند. در برخی زندان‌ها، از جمله قرچک ورامین و وکیل‌آباد مشهد، زنان زندانی برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای خود ناچار به پذیرش کارهای سخت با دستمزدی بسیار اندک شده‌اند. این وضعیت نگرانی‌های جدی درباره بهره‌کشی اقتصادی از افراد محروم از آزادی ایجاد می‌کند.

حفاظت از جان زندانیان و مسئولیت مقامات در شرایط بحرانی

بر اساس قواعد نلسون ماندلا، مسئولیت حفظ جان، سلامت و امنیت زندانیان در تمامی شرایط بر عهده مقامات مسئول اداره زندان است. این مسئولیت، صرف‌نظر از شرایط امنیتی یا سیاسی، شامل اتخاذ تدابیر لازم برای پیشگیری از آسیب، مدیریت بحران و حفاظت از افراد محروم از آزادی می‌شود.

با این حال، شواهد موجود نشان می‌دهد که در برخی رویدادهای اخیر، این مسئولیت به‌طور مؤثر ایفا نشده است. در جریان اعتراضات زندان دستگرد اصفهان در سال ۲۰۲۶، گزارش‌ها از استفاده از سلاح گرم و گاز اشک‌آور در محیط بسته زندان و کشته و زخمی شدن شماری از زندانیان حکایت دارد. همچنین گزارش‌هایی درباره عدم تحویل پیکر برخی قربانیان به خانواده‌ها و نبود امکان بررسی مستقل علت مرگ منتشر شده است.

در جریان حملات هوایی ژوئن ۲۰۲۶ که بخش‌هایی از زندان اوین آسیب دید، نیز گزارش‌ها حاکی از آن است که با وجود خطرات آشکار، اقدامات کافی برای حفاظت یا انتقال زندانیان انجام نشد و شماری از زندانیان، کارکنان و افراد حاضر در محوطه زندان جان خود را از دست دادند. صرف‌نظر از منشأ حمله، مقامات مسئول زندان موظف بودند همه اقدامات ممکن را برای حفاظت از افراد تحت اختیار خود به‌عمل آورند.

مصونیت از مجازات و فقدان پاسخگویی

اجرای مؤثر قواعد نلسون ماندلا مستلزم وجود نظامی مستقل، شفاف و پاسخگو برای رسیدگی به شکایت‌های زندانیان، تحقیق درباره موارد شکنجه و مرگ در بازداشت و پاسخگو کردن مسئولان ناقض حقوق بشر است. با این حال، شواهد موجود نشان می‌دهد که در بسیاری از موارد، مرگ در بازداشت، محرومیت از درمان، شکنجه و سایر نقض‌های جدی حقوق زندانیان، بدون تحقیقات مستقل، مؤثر و بی‌طرفانه باقی مانده است. خانواده‌های قربانیان نیز در بسیاری از پرونده‌ها به حقیقت، عدالت و جبران خسارت دسترسی نداشته‌اند.

در کنار این وضعیت، رد مکرر گزارش‌های نهادهای بین‌المللی حقوق بشر و نبود نظارت مستقل بر زندان‌ها، زمینه تداوم نقض حقوق زندانیان و تکرار موارد قابل پیشگیری را فراهم کرده است. استمرار این وضعیت، اصل پاسخگویی و حاکمیت قانون را با چالش جدی روبه‌رو می‌کند.

نتیجه‌گیری

روز جهانی نلسون ماندلا تنها بزرگداشت یک رهبر تاریخی نیست، بلکه فرصتی برای یادآوری این اصل بنیادین است که کرامت انسانی نباید با سلب آزادی از میان برود. احترام به حقوق افراد محروم از آزادی، یکی از مهم‌ترین معیارهای سنجش پایبندی دولت‌ها به حقوق بشر و حاکمیت قانون است.

شواهد و نمونه‌های مستند ارائه‌شده در این گزارش نشان می‌دهد که نقض قواعد نلسون ماندلا در زندان‌های رژیم حاکم بر ایران محدود به مواردی پراکنده یا ناشی از کاستی‌های اجرایی نیست، بلکه در حوزه‌هایی همچون محرومیت از درمان، شکنجه، حبس انفرادی طولانی‌مدت، شرایط غیرانسانی نگهداری، نقض اصل تفکیک زندانیان، بهره‌کشی از نیروی کار زندانیان و فقدان پاسخگویی، الگوهایی تکرارشونده و ساختاری مشاهده می‌شود که با تعهدات بین‌المللی ایران ناسازگار است.

همان‌گونه که نلسون ماندلا تأکید کرده است:

«قضاوت درباره یک جامعه، نه بر اساس رفتار آن با قدرتمندان، بلکه بر اساس نحوه رفتار آن با آسیب‌پذیرترین افراد آن جامعه انجام می‌شود.»

در همین چارچوب، نحوه رفتار با زندانیان، آزمونی برای سنجش میزان احترام به کرامت انسانی، عدالت و حاکمیت قانون است. استمرار نقض قواعد نلسون ماندلا در زندان‌های ایران، ضرورت توجه و اقدام مؤثر جامعه بین‌المللی برای حمایت از حقوق افراد محروم از آزادی را بیش از پیش آشکار می‌سازد.

توصیه‌های اجرایی

با توجه به یافته‌های این گزارش، از سازمان ملل متحد، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران، نهادهای بین‌المللی حقوق بشر و دولت‌های متعهد به حمایت از حقوق بشر درخواست می‌شود:

خروج از نسخه موبایل