بر زندانی سیاسی در ایران چه می‌گذرد؟

روز  ۱۱ خرداد خبری که با آن مواجه شدیم، اعدام دو زندانی سیاسی دیگر بود؛ دو معترض قیام دی‌ماه ۱۴۰۴ به نام‌های مهرداد محمدی‌نیا و اشکان مالکی. درست روز قبل از آن، رسانه‌های حقوق بشری در رابطه با اعدام این دو معترض در پرونده‌ای معروف به پرونده کوی نصر هشدار داده بودند. اما سکوت جامعه جهانی و عدم هرگونه اقدام مادی آن‌ها، جان این دو جوان را نیز گرفت. با خود فکر کردیم: شبیخون بر انسانیت که رژیم ایران سال‌هاست علیه زندانی سیاسی اعمال می‌کند، چرا این‌چنین از طرف جامعه جهانی و ارگان‌های حقوق بشری بدون اقدام عملی برای حسابرسی و توقف زدن به آن باقی مانده است؟

جهش بی‌سابقه در اعدام زندانی سیاسی

اگر از ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ شروع کنیم، ۳۷ زندانی سیاسی شامل اعضای کانون‌های شورشی سازمان مجاهدین خلق ایران و معترضین قیام دی‌ماه اعدام شده‌اند. یعنی هر ۴۹ ساعت یک زندانی سیاسی، یا به عبارتی تقریباً هر دو روز یک زندانی سیاسی اعدام شده است.

این رقم بی‌سابقه، تنها عدد محاسباتی نیست؛ این‌ها جان انسان‌هاست. انسان‌هایی که چیزی جز آزادی و رعایت حقوق بشر برای خودشان و مردمشان نخواستند و انسان‌هایی که با اعدامشان نه فقط حقوق انسانی آن‌ها مورد تعرض قرار گرفته، بلکه این شبیخون بر انسانیت از طرف رژیم جمهوری اسلامی، خانواده، دوستان و بالطبع جامعه‌ای را نیز لگدکوب کرده است. برای مقایسه تنها همین کافی که بگوییم در کل سال ۱۴۰۴ تعداد ۲۲ زندانی سیاسی و در کل سال ۱۴۰۳ تعداد ۵ زندانی سیاسی اعدام شده‌اند. آیا این زنگ هشدار نیست؟ اگر هست چرا این‌چنین از طرف جامعه جهانی و ارگان‌های حقوق بشری بدون اقدام عملی برای حسابرسی و توقف زدن به آن باقی مانده است؟

شبیخون بر انسانیت؛ اتهامات جاسوسی و احکام اعدام

دو برادر دوقلوی ۲۰ ساله محبوس در زندان قزلحصار کرج، حسن و حسین امیری، درست در سنی که باید لذت زندگی کردن را ببرند، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری به اعدام محکوم شدند. چرا؟ به این دلیل: «یک منبع مطلع از وضعیت این دو زندانی اعلام کرده که در کیفرخواست صادرشده علیه آنان، مشاهده تصاویری از ساختمان‌های آسیب‌دیده در جنگ اخیر در تلفن همراهشان به عنوان یکی از مبانی اصلی طرح اتهام جاسوسی به نفع اسرائیل مطرح شده است.»

حسن امیری و حسین امیری در یکی از ایست‌های بازرسی بازداشت شدند. مأموران پس از بررسی تلفن همراه آنان اقدام به بازداشت این دو برادر کرده‌اند. پس از بازداشت، آنان به زندان قزلحصار کرج منتقل شدند و حدود دو ماه در وضعیت بلاتکلیف نگهداری شدند.

یکی از نکات قابل توجه در این پرونده، شرایط خاص زندگی حسن و حسین امیری است. این دو برادر دوقلو از دو سالگی در مراکز بهزیستی رشد کرده‌اند و خانواده‌ای برای پیگیری وضعیت قضایی و حقوقی خود ندارند. نه تنها آن‌ها خانواده‌ای برای پشتیبانی از آنان ندارند. آنها در حال حاضر در سوئیت ۳۵ زندان قزلحصار که در اصل برای انفرادی، قرنطینه و نگهداری محکومان پیش از اجرای حکم اعدام استفاده می‌شده اما در ماه‌های اخیر تعداد زیادی از بازداشت‌شدگان اعتراضات—که بسیاری از آن‌ها اتهامات امنیتی یا سیاسی داشته‌اند—به این بخش منتقل شده‌اند، نگهداری می‌شوند. آیا می‌توانید فشار روحی‌ای که خود این امر بر این دو جوان می‌آورد تصور کنید؟ اگر می‌توانید چرا این‌چنین از طرف جامعه جهانی و ارگان‌های حقوق بشری بدون جواب اقدام برای حسابرسی و توقف زدن به آن باقی مانده است؟

شبیخون بر انسانیت؛ تو محارب هستی

سجاد ویسی ۳۰ ساله و شایان ویسی، دو جوان کُرد و از پیروان آیین یارسان که پسرعموی یکدیگر هستند، پس از گذشت چهار ماه از زمان بازداشت، همچنان در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه در بلاتکلیفی به‌سر می‌برند. پرونده این دو زندانی با اتهام «محاربه» به دادگاه انقلاب کرمانشاه ارجاع شده و خطر صدور احکام سنگین از جمله اعدام آنان را تهدید می‌کند.

اتهام مطرح‌شده علیه این دو جوان بر پایه پرونده‌سازی نهادهای امنیتی و اعترافات اخذشده تحت فشار و شکنجه عنوان شده است؛ موضوعی که نگرانی خانواده‌های آنان را نسبت به سرنوشتشان افزایش داده است. شایان ویسی در جریان اعتراضات دی‌ماه بازداشت شد و سجاد ویسی نیز روز یک‌شنبه ۳ اسفند ۱۴۰۴، هنگام حرکت به سمت سرپل‌ذهاب و در مسیر دره‌دریژ، توسط نیروهای حکومتی بازداشت شد. شایان ویسی پیش‌تر نیز از بازداشت‌شدگان خیزش سراسری ۱۴۰۱ در کرمانشاه بود.

سجاد ویسی برادر میثم ویسی و مجتبی ویسی است؛ این دو برادر از معترضین قیام دی‌ماه بودند که نیروهای امنیتی و رژیم به‌شدت در تعقیب آن‌ها بودند و به همین دلیل در مخفیگاه به‌سر می‌بردند. سرانجام بامداد ۷ خرداد ۱۴۰۵ در جریان حمله نیروهای سپاه پاسداران به مخفیگاه‌شان در روستای قلعه‌کهوش، توسط نیروهای سپاه به‌قتل رسیدند. این پرونده‌سازی امنیتی در حالی صورت می‌گیرد که خانواده ویسی هم‌زمان داغدار جنایت هولناک صورت گرفته می‌باشد و اکنون جان دو تن دیگر از جوانان این خانواده در خطر جدی قرار دارد. ادامه بازداشت سجاد ویسی و شایان ویسی و طرح اتهام «محاربه» علیه آنان، نگرانی‌ها درباره احتمال صدور حکم اعدام برای این دو زندانی را افزایش داده است. آیا چنین شبیخونی بر انسانیت در قبال یک خانواده نیاز به اقدام بازدارنده ندارد؟ اگر دارد، چرا این‌چنین از طرف جامعه جهانی و ارگان‌های حقوق بشری بدون اقدام عملی برای حسابرسی و توقف زدن به آن باقی مانده است؟

هشدارهای فوری: ناقوس مرگ برای زندانیان سیاسی در بی‌پناهی مطلق به صدا درمی‌آید

سازمان عفو بین‌الملل با انتشار مجموعه‌ای از پیام‌ها در شبکه اجتماعی ایکس، نسبت به خطر اجرای حکم اعدام چند زندانی سیاسی در ایران هشدار داد و خواستار اقدام فوری جامعه جهانی برای توقف اعدام‌ها شد.

این سازمان اعلام کرد که «زهرا شهباز طبری»، «ابوالفضل صالحی سیاوشانی»، «کریم خجسته»، «احسان حسینی‌پور حصارلو» و «منصور جمالی» پس از «محاکمه‌های ناعادلانه»، به اعدام محکوم شده‌اند و در معرض خطر جدی اجرای حکم قرار دارند.

عفو بین‌الملل در پیام‌های خود تأکید کرده است که این احکام عمدتاً در ارتباط با اتهاماتی نظیر «ارتباط واقعی یا فرضی با گروه‌های مخالف ممنوعه» یا مشارکت در اعتراضات سراسری صادر شده‌اند. این نهاد حقوق بشری هشدار داده که مقام‌های حکومت ایران همچنان از مجازات اعدام به‌عنوان ابزاری برای سرکوب معترضان و مخالفان استفاده می‌کنند.

یادداشت حقوقی پرونده: لجاجت قضایی در حکم اعدام زهرا شهباز طبری

نقش جامعه جهانی کجاست؟ سوخت‌رسانی به شبیخون بر انسانیت یا دفاع از زندانی سیاسی؟

این وضعیت زندانی سیاسی در ایران در زیر شبیخون بر انسانیت را می‌توان با بیشمار فاکت ادامه داد. شاعر فارسی‌زبان، سعدی در شعری گفته است:

بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار

یک لحظه تصور کنید که جامعه جهانی و ارگان‌های حقوق بشری با شروع اعدام‌های سیاسی در ایران در دهه ۶۰ به‌طور عملی جلوی جمهوری اسلامی قد برمی‌افراشتند. تمامی روابط خود با تهران را چه به لحاظ اقتصادی و چه سیاسی و دیپلماتیک منوط به توقف اعدام‌ها به‌ویژه اعدام‌های سیاسی در ایران می‌کردند. به نظر شما چهره جهان و لااقل خاورمیانه آیا به گونه‌ای دیگر نبود؟ اگر بود، چرا جمهوری اسلامی اینچنین از طرف جامعه جهانی و ارگان‌های حقوق بشری بدون اقدام عملی برای حسابرسی و توقف زدن به آن باقی مانده است؟

نگذاریم که در شبیخون بر انسانیت که نه تنها در ایران، بر مردم ایران و بر زندانی سیاسی اعمال می‌شود، بلکه کل خاورمیانه را به آتش کشیده است با بی‌عملی و عدم حسابرسی افزوده شود. جمهوری اسلامی ایران را همین الان متوقف کنید.

خروج از نسخه موبایل