به مناسبت روز جهانی کودکان بیگناه قربانی تجاوز و خشونت
از کلاس درس تا پادگان؛ نظامیسازی و بسیج ایدئولوژیک کودکان
«بر اساس اصول پاریس (۲۰۰۷) کودک-سرباز فقط کودکی نیست که سلاح حمل میکند؛ بلکه هر فرد زیر 18 سال که توسط نیروهای مسلح یا ساختارهای وابسته برای نگهبانی، ایستهای بازرسی، پشتیبانی، جاسوسی یا فعالیتهای امنیتی بهکار گرفته شود، در این تعریف قرار میگیرد.»
چهارم ژوئن؛ «روز جهانی کودکان بیگناه قربانی خشونت»، معمولاً با یادآوری کودکانی همراه است که در جنگها کشته، آواره یا زخمی میشوند. اما در ایران، روندی دیگر نیز در حال گسترش است؛ روندی که در آن بخشی از کودکان و نوجوانان نه فقط قربانی خشونت، بلکه بهتدریج در ساختارهای ایدئولوژیک، امنیتی و شبهنظامی حکومت جذب میشوند.
طی سالهای اخیر، رژیم حاکم بر ایران شبکهای از ساختارهای آموزشی، تبلیغاتی و امنیتی را گسترش داده که هدف آن تنها آموزش ایدئولوژیک نیست، بلکه آمادهسازی نسل جدید برای ایفای نقش در ساختارهای کنترل، سرکوب و «جنگ نرم» است. از بسیج دانشآموزی و دبیرستانهای پلیس گرفته تا اردوهای راهیان نور، آموزشهای امنیتی، پلتفرم شاد، انیمیشنهای نظامی و گشتهای خیابانی، نظامیسازی کودکی به بخشی از سیاست رسمی حکومت تبدیل شده است..
از میدان مین تا ایست بازرسی
استفاده از کودکان در ساختارهای نظامی و امنیتی در ایران، پیشینهای چند دههای دارد. در جریان جنگ ایران و عراق، گزارشهای متعددی از بهکارگیری نوجوانان در عملیاتهای پرخطر، از جمله پاکسازی میادین مین، منتشر شد.
روزنامه اطلاعات در 11 اردیبهشت 1362 نوشت: «۱۵ساله، ۱۴ساله… شاد و شیرین و ذکرگویان… سحرگاه و صحرای مین… و لحظاتی بعد، گردوغبار که فرو مینشست، هیچ نبود؛ جز تکههای گوشت و استخوان در گوشه و کنار صحرا…»
مقامات رسمی جمهوری اسلامی نیز بعدها به گستردگی تلفات دانشآموزان در جنگ اعتراف کردند. مجتبی جعفری از کشته شدن «بیش از 33 هزار دانشآموز» در جنگ ایران و عراق خبر داده است.
در سالهای بعد نیز گزارشهایی از استفاده از نوجوانان در جنگ سوریه و ساختارهای وابسته به سپاه منتشر شد. نیکی هیلی؛ نماینده وقت ایالات متحده در سازمان ملل، در 26 مهر 1397 اعلام کرد: «سپاه پاسداران در جذب کودکان و آموزش آنها برای جنگ در سوریه و حمایت از رژیم اسد استفاده میکند.»
تحولات اخیر نشان میدهد این الگو اکنون از میدان جنگ به فضای داخلی و گشتهای امنیتی شهری منتقل شده است.
نسل انقلابی
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در مهر 1403 اعلام کرد: «نسل جدید باید برای حضور در میدانهای سخت امنیتی و دفاعی تربیت شود.» این اظهارات تنها یک شعار سیاسی نبود. طی سالهای اخیر، مقامات حکومتی بارها مدارس را بهعنوان مراکز «تربیت نسل انقلابی» و «افسران جنگ نرم» توصیف کردهاند.
علیرضا کاظمی؛ وزیر آموزش و پرورش، در آبان 1404 گفت: «مدارس ما شعبههای اصلی تربیت افسران جنگ نرم هستند.» مفهوم «افسر جنگ نرم» طی سالهای اخیر به یکی از محورهای اصلی ادبیات رسمی آموزش و پرورش تبدیل شده است؛ مفهومی که دانشآموز را نه بهعنوان شهروند مستقل، بلکه بهعنوان عنصر ایدئولوژیکِ آماده مقابله با «تهدیدات فرهنگی، رسانهای و امنیتی» تعریف میکند.
برنامههای وابسته به آموزش و پرورش و بسیج، مفاهیمی چون «جهاد تبیین»، «بصیرت انقلابی»، «دفاع ترکیبی» و «جنگ رسانهای» را به بخشی ثابت از ادبیات آموزشی تبدیل کردهاند.
۳۵هزار واحد
رئیس سازمان بسیج دانشآموزی در سال 1403 اعلام کرد: «35 هزار واحد بسیج دانشآموزی در مدارس کشور فعال است.» این شبکه یکی از گستردهترین ساختارهای حکومتی مرتبط با نوجوانان در ایران محسوب میشود. بسیج دانشآموزی علاوه بر حضور در مدارس، در اردوهای ایدئولوژیک، برنامههای «جهاد تبیین»، فعالیتهای سایبری، تجمعات حکومتی و طرحهای موسوم به «امنیت محلهمحور» نیز فعال است.
رسانههای وابسته به بسیج این برنامهها را بخشی از پروژه «کادرسازی نسل نوجوان انقلاب» توصیف کردهاند؛ پروژهای که شامل آموزش رسانهای، آموزش سایبری، فعالیتهای خیابانی و تربیت ایدئولوژیک نوجوانان میشود. تصاویر منتشرشده از این برنامهها بارها نوجوانان را با لباسهای نظامی، تجهیزات حفاظتی، بیسیم و پرچمهای بسیج نشان داده است.
از مدرسه تا پادگان
یکی از آشکارترین نشانههای نظامیسازی آموزش، تأسیس «دبیرستانهای پلیس» است. خبرگزاری مهر در 20 بهمن 1404 به نقل از سعید منتظرالمهدی؛ معاون فرهنگی و اجتماعی فراجا، اعلام کرد: «نخستین دبیرستان پلیس کشور مهر 1405 در تهران فعالیت آموزشی خود را آغاز خواهد کرد.»
او هدف این مدارس را «تربیت نسل آینده و نیروهای متعهد» توصیف کرد. تنها یک هفته بعد، احمدرضا رادان؛ فرمانده کل انتظامی، از گسترش دبیرستانهای پلیس به تهران و 6 استان دیگر خبر داد و گفت: «این دبیرستانها برای تربیت نسل آینده پلیس و نیروهای انقلابی، ولایی، جهادی، متعهد و متخصص راهاندازی میشوند.»
او همچنین این مدارس را «مسیر جدیدی برای نوجوانان و جوانان علاقهمند ورود به سازمان انتظامی و پلیس» توصیف کرد. محمدحسین حمیدی؛ معاون تربیت و آموزش فراجا، در 13 اردیبهشت 1405 اعلام کرد دبیرستانهای پلیس بهصورت «شبانهروزی» فعالیت خواهند کرد.
او افزود: «راهاندازی دبیرستانهای پلیس گامی جدی برای تربیت فرماندهان آینده فراجا و کادرسازی انتظامی است.» طبق گزارش رسمی، این مدارس دارای آزمایشگاههای هوش مصنوعی، کارگاههای مهارتی، خوابگاه، سالنهای رزمی، استخر شنا، امکانات کامل ورزشی و زیرساختهای تخصصی آموزشی خواهند بود.
در یکی از تحلیلهای منتشرشده درباره این پروژه آمده است: «دبیرستانهای پلیس، بخش عملیاتی و ضربتیِ سند تحول هستند؛ یعنی تربیت کادرهایی که نه تنها ذهنشان شستشو داده شده، بلکه برای سرکوب دیگران نیز آموزش نظامی دیدهاند.»
آموزش رایگان برای نیروهای سرکوب
سرمایهگذاری حکومت بر دبیرستانهای پلیس، در تضاد آشکار با وضعیت فروپاشیده آموزش عمومی در ایران قرار دارد. در حالی که بین 900 هزار تا 2 میلیون کودک از تحصیل بازماندهاند، 48 درصد کودکان کار ترک تحصیل کردهاند، بسیاری از کودکان سیستان و بلوچستان در مدارس کپری درس میخوانند و هزاران دختر به دلیل کودکهمسری از آموزش محروم میشوند، مقامات فراجا بارها تأکید کردهاند که تحصیل در دبیرستانهای پلیس «رایگان» خواهد بود.
طبق گزارشهای رسمی، این مدارس از امکانات گستردهای شامل خوابگاه، استخر، آزمایشگاههای هوش مصنوعی، سالنهای ورزشی، اردوهای علمی و تفریحی و آموزشهای تخصصی برخوردار خواهند بود.
در یکی از تحلیلهای منتشرشده درباره این سیاست آمده است: «جمهوری اسلامی از آموزش رایگان و لاکچری بهعنوان طعمه برای جذب کودکان خانوادههای کمدرآمد استفاده میکند.» همان تحلیل هشدار میدهد: «این یک نوع استثمار سیستماتیک ناداری برای تبدیل کردن قربانی (کودک محروم) به جلاد (نیروی سرکوب) است.»
طرح امین
همزمان با نظامیسازی آموزش، نظارت ایدئولوژیک بر مدارس نیز گسترش یافته است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، در قالب «طرح امین»، حدود 10 هزار طلبه در مدارس حضور یافتهاند تا بر فضای فکری و ایدئولوژیک دانشآموزان نظارت کنند.
این طرح بخشی از «سند تحول بنیادین» محسوب میشود؛ سندی که جایگزین بخشهایی از چارچوبهای آموزشی مرتبط با سند 2030 یونسکو شد. در یکی از تحلیلهای مرتبط با این روند آمده است: «مدارس از محیط رشد علمی به پادگانهای آموزشی تبدیل میشوند.»
همان تحلیل هشدار میدهد که قطع دسترسی آزاد به اینترنت و محدودسازی دانشآموزان در پلتفرمهای کنترلشده داخلی، بخشی از فرآیند «ایزولاسیون دیجیتال» و جلوگیری از شکلگیری تفکر انتقادی در میان نسل جوان است.
«شاد»
پلتفرم «شاد» که ابتدا بهعنوان شبکه آموزش مجازی معرفی شد، بهتدریج به ابزار کنترل اطلاعات و هدایت ایدئولوژیک کودکان تبدیل شد.
علی باقرزاده؛ مشاور وزیر آموزش و پرورش و رئیس مرکز منابع انسانی شورای راهبری شاد، در 23 آذر 1404 اعلام کرد: «شبکه شاد تنها یک سرویس آموزش ویدئویی نیست، بلکه یک زیستبوم کامل آموزشی، تربیتی و فرهنگی است.» او همچنین گفت: «دسترسی به واژهها، سایتها و محیطهای نامناسب عملاً برای کاربران دانشآموز مسدود شده است.»
این اظهارات نشان میدهد شاد صرفاً یک ابزار آموزشی نیست، بلکه بخشی از ساختار کنترل اطلاعات و هدایت فکری کودکان و نوجوانان محسوب میشود.
موشک برای کودکان
یکی از آشکارترین نمونههای تبلیغات نظامی برای کودکان، پویانمایی «هواگردان» است که در پلتفرم شاد منتشر شد.
خبرگزاری دانشجو در 14 اردیبهشت 1405 اعلام کرد این مجموعه با «استقبال گسترده دانشآموزان» روبرو شده و بیش از 40 هزار دانشآموز آن را همزمان تماشا کردهاند. خبرگزاری تسنیم نیز نوشت: «هواگردان» با هدف آشنایی نوجوانان با توانمندیهای دفاعی جمهوری اسلامی ایران ساخته شده است.
این مجموعه موشکها و پهپادهای ایرانی را با زبان طنز، شخصیتپردازی کودکانه و روایت سرگرمکننده به نوجوانان معرفی میکند. منتقدان معتقدند استفاده از طنز و انیمیشن برای عادیسازی موشک و پهپاد در ذهن کودکان، نوعی ترویج خشونت و نظامیگری در سنین پایین است.
این روند در حالی رخ میدهد که خود مقامات حکومتی از بحران شدید اضطراب کودکان خبر میدهند. سید حسن موسوی چلک؛ معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی، در اردیبهشت 1405 اعلام کرد 899 هزار و 793 کودک 5 تا 6 ساله غربالگری شدهاند و 186 هزار و 772 کودک مشکوک به اضطراب شناسایی شدهاند. او هشدار داد اضطراب درماننشده در کودکی میتواند به افسردگی، اختلالات شخصیتی و آسیبهای مزمن روانی در آینده منجر شود.
کودکی در ایست بازرسی
در شامگاه 20 اسفند 1404 (10 مارس 2026)، علیرضا جعفری؛ کودک 11 ساله و دانشآموز پایه پنجم ابتدایی، در جریان حمله پهپادی به یک ایست بازرسی در بزرگراه ارتش تهران کشته شد. نهادهای وابسته به بسیج، از جمله بسیج فرهنگیان، در بیانیهای رسمی اعلام کردند که او «حین انجام وظیفه» در محل حضور داشته است.
بر اساس گزارش روزنامه همشهری، مادر علیرضا جعفری گفت پدر او به دلیل «کمبود نیرو» فرزندش را به محل مأموریت برده بود. کشته شدن علیرضا جعفری تنها چند روز پس از اظهارات رحیم نادعلی؛ معاون فرهنگی سپاه تهران، رخ داد. او در 6 فروردین 1405 در گفتوگو با شبکه خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی اعلام کرده بود: «ما این سن را روی ۱۲ سال به بالا آوردیم… الآن بر و بچههای ۱۲ ساله و ۱۳ ساله میخواهند در این فضا حضور پیدا کنند.»
این اظهارات نشان میدهد حضور کودکان و نوجوانان در فضاهای امنیتی و ایستهای بازرسی، صرفاً یک رخداد موردی یا خانوادگی نیست؛ بلکه بخشی از روندی است که مشارکت افراد زیر 18 سال در ساختارهای امنیتی را عادیسازی میکند.
چارچوب حقوقی
ایران عضو کنوانسیون حقوق کودک (CRC) است. ماده 29 این کنوانسیون تأکید میکند آموزش باید در جهت صلح، تفاهم، کرامت انسانی و دوستی میان ملتها باشد. ماده 38 نیز دولتها را موظف میکند کودکان را از مشارکت در مخاصمات و فعالیتهای نظامی محافظت کنند.
«پروتکل الحاقی مشارکت کودکان در مخاصمات مسلحانه» (OPAC) نگرانیهای بینالمللی را از حضور مستقیم در جنگ فراتر برده و اشکال گستردهتر بهرهبرداری نظامی و امنیتی از کودکان را نیز شامل میشود. بر اساس این چارچوب، حتی در مواردی که مشارکت کودکان «داوطلبانه» عنوان میشود، به دلیل فشارهای محیطی، ایدئولوژیک و ساختاری، چنین رضایتی از منظر حقوقی معتبر تلقی نمیشود.
اساسنامه رم دادگاه کیفری بینالمللی نیز استفاده از کودکان زیر 15 سال در درگیریها را «جنایت جنگی» تعریف میکند. اگرچه وضعیت کنونی ایران در قالب یک مخاصمه کلاسیک تعریف نمیشود، اما بهکارگیری کودکان در ساختارهای امنیتی، ایستهای بازرسی، گشتهای شبهنظامی و شبکههای نظارتی، نگرانیهای جدی درباره نقض استانداردهای بینالمللی حقوق کودک و مسئولیت کیفری فردی ایجاد میکند.
تحلیل نهایی
گسترش استفاده از کودکان و نوجوانان در ساختارهای ایدئولوژیک، امنیتی و شبهنظامی، صرفاً مجموعهای از اقدامات پراکنده یا تبلیغاتی نیست؛ بلکه بخشی از یک راهبرد گستردهتر برای کنترل پیشدستانه جامعه و بازتولید ساختارهای سرکوب است.
پس از اعتراضات سراسری سالهای اخیر، حکومت ایران حضور ایستهای بازرسی، گشتهای بسیجی، شبکههای نظارتی و ساختارهای امنیت محلهمحور را افزایش داده است. در این چارچوب، کودکان و نوجوانان تنها مخاطب تبلیغات نیستند، بلکه بهتدریج در ساختارهای نظارتی، امنیتی و ایدئولوژیک ادغام میشوند.
احمد علمالهدی؛ امام جمعه مشهد، در سخنانی خطاب به نیروهای حامی حکومت گفت: «این حزبالله بودن خودتان را در خیابانها حفظ کنید… عرصه را حفظ کنید، روزها و شبها در این اجتماعات دخالت کنید.» چنین اظهاراتی نشان میدهد حضور مستمر نیروهای وفادار به حکومت در فضای عمومی، بخشی از سیاست آگاهانه کنترل داخلی است.
در این چارچوب، نظامیسازی کودکان در ایران صرفاً یک مسئله آموزشی یا ایدئولوژیک نیست؛ بلکه بخشی از گسترش شبکههای پایش، کنترل و سرکوب به لایههای پایینتر جامعه است؛ روندی که در آن مدارس، پلتفرمهای دیجیتال، گشتهای خیابانی و ساختارهای امنیتی، همگی برای شکلدهی نسلی مطیع، ایدئولوژیک و آماده مشارکت در ساختارهای کنترل اجتماعی بهکار گرفته میشوند.
