کاهش سن مشارکت به ۱۲ سال، مصداق «سرباز-کودک» و نقض تعهدات بینالمللی حقوق کودک است
استفاده از کودکان ۱۲ ساله در گشتهای امنیتی در ایران، پرسشهای جدی حقوق بشری و ساختاری را مطرح میکند. این روند نشان میدهد رژیم حاکم بر ایران چرا به بهکارگیری کودکان در فعالیتهای اطلاعاتی و عملیاتی روی آورده، چه بحرانهایی این تصمیم را شکل داده، و این سیاست چه تصویری از وضعیت واقعی نهادهای امنیتی و نظامی ارائه میدهد. کاهش رسمی سن مشارکت در چارچوب طرح موسوم به «برای ایران» و حضور نوجوانان در ایستهای بازرسی و مأموریتهای شهری، نه تنها نقض تعهدات بینالمللی در قبال حقوق کودک است، بلکه نشانهای از الگویی در حال گسترش در استفاده ابزاری از کودکان در ساختارهای سرکوب داخلی به شمار میرود.
اعتراف رسمی؛ کاهش سن مشارکت به ۱۲ سال
در تاریخ ۶ فروردین ۱۴۰۵، رحیم نادعلی، معاون فرهنگی سپاه پاسداران در تهران، در یک مصاحبه تلویزیونی رسمی اعلام کرد که سن حضور در گشتهای اطلاعاتی، عملیاتی و ایستوبازرسی به ۱۲ سال کاهش یافته است. او گفت:
«ما این طرح را در حوزههای مختلف راهاندازی کردیم… بحث گشتهای اطلاعاتی و عملیاتی هستش که خب عزیزانمان جوانان و نوجوانانمان به کرار حضور پیدا کردند و گفتند ما میخواهیم در این گشتها حضور پیدا کنیم… در تورهای ایست و بازرسی بسیج که الآن در سطح شهرها میبینید، اتفاق افتاده مراجعه بسیار زیادی داشتیم از نوجوانان و جوانان… با توجه به اینکه سنینی که حضور پیدا میکردند و مطالبه میکردند که میخواهند حضور پیدا کنند ما این سن را روی ۱۲ سال به بالا آوردیم یعنی الآن بر و بچههای دوازده ساله سیزده ساله میخواهند حضور پیدا کنند در این فضا.»
این اظهارات، یک اعلام رسمی درباره بهکارگیری کودکان در ساختارهای امنیتی است؛ موضوعی که از سطح ادعا فراتر رفته و بهعنوان یک سیاست عملیاتی مطرح شده است.
گسترش عملیاتی؛ استقرار شبکه گسترده گشتها و ایستهای بازرسی
همزمان با این تحولات، مقامات انتظامی از گسترش گسترده حضور نیروهای امنیتی در سطح کشور خبر دادهاند. سعید منتظرالمهدی، سخنگوی نیروی انتظامی، اعلام کرد که ۱۴۶۳ ایست و بازرسی ویژه در سراسر ایران مستقر شده است؛ ایستهایی که بهگفته او بر اساس «اهمیت موقعیت جغرافیایی، انتظامی و تردد شهری» در مناطق مختلف سازماندهی شدهاند.
وی همچنین از استقرار بیش از ۱۲۹ هزار نیروی پلیس در قالب یگانهای مختلف، از جمله فوریتهای پلیسی، یگان امداد، یگان ویژه و پلیس راه، بهصورت شبانهروزی خبر داد. علاوه بر این، نزدیک به ۱۵ هزار واحد گشت خودرویی و موتوری بهطور مستمر در شهرها و جادهها در حال تردد هستند.
بر اساس اظهارات رسمی، در پی آسیب دیدن برخی مراکز انتظامی در جریان درگیریهای اخیر، بخشی از این گشتها بهصورت تاکتیکی به کلانتریها و پاسگاههای سیار تبدیل شدهاند. این تحول نشاندهنده تغییر در الگوی استقرار نیروهای امنیتی از ساختارهای ثابت به حضور گسترده، سیار و پراکنده در سطح شهرها است.
در چنین بستری، بهکارگیری نوجوانان در گشتهای اطلاعاتی، ایستهای بازرسی و مأموریتهای شهری، نه یک اقدام محدود، بلکه بخشی از یک سازوکار عملیاتی در حال اجرا تلقی میشود.
پیوند تاریخی؛ تداوم الگوی استفاده از کودکان در ساختارهای نظامی
استفاده از کودکان در ساختارهای نظامی و امنیتی در ایران، پیشینهای چند دههای دارد. در جریان جنگ ایران و عراق، گزارشهای متعددی از بهکارگیری نوجوانان در عملیاتهای پرخطر، از جمله پاکسازی میادین مین، منتشر شده است؛ اقداماتی که منجر به تلفات گسترده در میان دانشآموزان شد.
روزنامه اطلاعات در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۲ در توصیف این صحنهها نوشت:
«۱۵ساله، ۱۴ساله… شاد و شیرین و ذکرگویان… سحرگاه و صحرای مین… و لحظاتی بعد، گردوغبار که فرو مینشست، هیچ نبود؛ جز تکههای گوشت و استخوان در گوشه و کنار صحرا…»
تحولات اخیر نشان میدهد که این الگو، با تغییر شکل، از میدان جنگ به فضای شهری منتقل شده و در قالب گشتهای امنیتی و کنترل داخلی بازتولید شده است.
چارچوب حقوقی؛ مصداق «سرباز-کودک» و نقض تعهدات بینالمللی
بهکارگیری کودکان در فعالیتهای امنیتی و شبهنظامی، از منظر حقوق بینالملل بهطور صریح ممنوع است و در مواردی میتواند در زمره جرایم بینالمللی قرار گیرد. جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون حقوق کودک (CRC) پیوسته و بر اساس ماده ۳۸ این کنوانسیون، موظف است از مشارکت افراد زیر ۱۵ سال در مخاصمات و فعالیتهای مرتبط با درگیری جلوگیری کند.
علاوه بر این، پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک درباره مشارکت کودکان در منازعات مسلحانه (OPAC)، استانداردهای سختگیرانهتری را تعیین کرده و بر ضرورت عدم بهکارگیری افراد زیر ۱۸ سال در فعالیتهای نظامی و امنیتی تأکید میکند. بر اساس این چارچوب، حتی در مواردی که مشارکت «داوطلبانه» عنوان میشود، بهدلیل ماهیت فشارهای محیطی، ایدئولوژیک و ساختاری، چنین رضایتی از منظر حقوقی معتبر تلقی نمیشود.
در همین حال، اساسنامه رم دادگاه کیفری بینالمللی (ICC) استفاده از کودکان زیر ۱۵ سال در درگیریها را بهعنوان «جنایت جنگی» تعریف کرده است. هرچند وضعیت کنونی ایران در قالب یک مخاصمه مسلحانه کلاسیک تعریف نمیشود، اما بهکارگیری کودکان در ساختارهای امنیتی و شبهنظامی داخلی، بهویژه در زمینه کنترل، پایش و سرکوب، در چارچوب نقضهای جدی حقوق بشر و مسئولیت کیفری فردی قابل بررسی است.
بر این اساس، استفاده از کودکان ۱۲ ساله در گشتهای اطلاعاتی، ایستهای بازرسی و مأموریتهای عملیاتی، نهتنها نقض تعهدات بینالمللی دولت در قبال حقوق کودک است، بلکه مصداقی از بهکارگیری «سرباز-کودک» در یک ساختار امنیتی داخلی محسوب میشود؛ وضعیتی که میتواند زمینهساز پیگرد حقوقی مسئولان ذیربط در سطوح مختلف فرماندهی و تصمیمگیری باشد.
نقلقولها و شواهد تکمیلی؛ تأیید الگوی استفاده از کودکان
در جریان جنگ ایران و عراق، مقامات رسمی نیز به تلفات گسترده در میان دانشآموزان اذعان کردهاند. بهعنوان نمونه، مجتبی جعفری از کشته شدن «بیش از ۳۳ هزار دانشآموز» در آن دوره خبر داده است.
در سالهای بعد نیز گزارشهایی از بهکارگیری کودکان در منازعات منطقهای منتشر شده است. نیکی هیلی، نماینده ایالات متحده در سازمان ملل، در جلسه شورای امنیت در ۲۶ مهر ۱۳۹۷ اعلام کرد:
«سپاه پاسداران در جذب کودکان و آموزش آنها برای جنگ در سوریه و حمایت از رژیم اسد استفاده میکند»
در کنار این موارد، گزارشهای نهادهای بینالمللی از جمله گزارشگران ویژه سازمان ملل نیز بارها نسبت به الگوهای خشونت علیه کودکان در ایران، بهویژه در جریان اعتراضات، ابراز نگرانی کردهاند؛ الگویی که شامل بازداشت، بدرفتاری و قرار دادن کودکان در معرض محیطهای خشونتآمیز بوده است.
این شواهد نشان میدهد که بهکارگیری کودکان در ساختارهای نظامی و امنیتی، نه یک اقدام مقطعی، بلکه بخشی از یک الگوی تداومیافته است که در تحولات اخیر، در بستر داخلی و در قالب گشتهای امنیتی و کنترل شهری بازتولید شده است.
تحلیل نهایی؛ کنترل پیشدستانه جامعه و گسترش شبکه پایش امنیتی
بهکارگیری کودکان در گشتهای امنیتی و ایستهای بازرسی، پیش از هر چیز نشاندهنده فشار فزاینده بر ساختارهای تأمین نیروی انسانی در نهادهای امنیتی و انتظامی است. کاهش سن مشارکت به ۱۲ سال، در کنار استقرار گسترده نیروها در سطح شهرها، حاکی از تلاش برای جبران محدودیتهای عملیاتی از طریق گسترش کمی نیروهای درگیر در کنترل داخلی است.
با این حال، کارکرد این شبکه صرفاً به حضور فیزیکی در خیابانها محدود نمیشود. ساختار ایستهای بازرسی و گشتهای شهری، بهگونهای طراحی شده که امکان جمعآوری اطلاعات، شناسایی افراد و پایش مستمر رفتار شهروندان را فراهم کند. در این چارچوب، استفاده از نوجوانان در نقشهای اطلاعاتی و نظارتی، میتواند بهعنوان بخشی از یک شبکه گستردهتر برای رصد تحرکات اجتماعی، بهویژه در میان جوانان، ارزیابی شود.
گسترش این سازوکار را میتوان در پیوند با تجربه اعتراضات سالهای اخیر تحلیل کرد؛ اعتراضاتی که در آن، نقش جوانان و دانشآموزان در شکلگیری و تداوم ناآرامیها برجسته بوده و همزمان سطحی از تقابل مستقیم با نیروهای انتظامی و بسیج شکل گرفته است. در این زمینه، افزایش حضور نیروهای امنیتی در فضاهای شهری و ایجاد ایستهای بازرسی متعدد، میتواند بهعنوان تلاشی برای کنترل پیشدستانه و جلوگیری از شکلگیری مجدد اعتراضات گسترده در نظر گرفته شود.
در سطح گفتمانی نیز، اظهارات برخی مقامات حکومتی بر ضرورت تداوم حضور نیروهای حامی حکومت در خیابانها تأکید کرده است. احمد علمالهدی، امام جمعه مشهد، در سخنانی خطاب به نیروهای بسیجی و حامیان حکومت گفته است:
«این حزبالله بودن خودتان را در خیابانها حفظ کنید… عرصه را حفظ کنید، روزها و شبها در این اجتماعات دخالت کنید.»
چنین اظهاراتی نشان میدهد که حضور مستمر نیروها در فضای شهری، بهعنوان یک سیاست آگاهانه برای حفظ کنترل و جلوگیری از عقبنشینی در برابر ناآرامیهای احتمالی دنبال میشود.
در این چارچوب، استفاده از کودکان در ساختارهای امنیتی، تنها یک اقدام تاکتیکی نیست، بلکه نشانهای از گسترش شبکههای پایش و کنترل به لایههای پایینتر جامعه است؛ روندی که در آن، هدف نهفقط مدیریت وضعیت موجود، بلکه پیشگیری از بروز بحرانهای آتی از طریق نظارت گستردهتر و مداوم بر جامعه است.
