مقاومت جمعی در برابر ماشین مرگ
مقدمه و روایت از درون زندان
روز شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴ (۱۸ اکتبر ۲۰۲۵)، زندان قزلحصار کرج شاهد یکی از بزرگترین اعتراضهای جمعی زندانهای ایران بود. بیش از ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در واحد ۲، عمدتاً با اتهامات مواد مخدر و قتل از دوشنبه ۲۱ مهر در اعتصاب غذای سراسریاند. جرقه اعتصاب، انتقال ۱۶ زندانی به سلولهای انفرادی در آستانه اجرای حکم بود و اعتراض تا ۲۷ مهر (هفتمین روز) ادامه یافت.
به گفته منابع داخل زندان، مأموران کوشیدند زندانیان با لبهای دوخته را از بند خارج کنند اما با مقاومت جمعی روبهرو شدند. ویدئوهای منتشرشده صحنههایی از لبهای دوخته و پلاکاردهای «نه به اعدام» را نشان میدهد؛ بر یک پارچه نوشتهاند: «به خاکسپاریمان نیایید، به یاریمان بشتابید»
اعتصابکنندگان با امتناع از دریافت جیره و تحصن در راهروها، به سیاست اعدامهای فلهای اعتراض کردند. در واکنش، مسئولان آب آشامیدنی بند را قطع و با جَمرها ارتباط تلفنی را مختل کردند. چندین مورد افت فشار و بیهوشی گزارش شد.
تمایز این اعتصاب، فقط عدد بیسابقه نیست؛ ماهیت اجتماعی و طبقاتی آن است. بیشترِ اعتصابکنندگان از زندانیان غیرسیاسی و محرومان جامعهاند. پیوستن آنان به جنبش «نه به اعدام» و تکرار «زندگی حق ماست» شکاف سنتیِ سیاسی/ غیرسیاسی را شکست و واحد ۲ قزلحصار را از بندی خاموش به نماد مقاومت جمعی علیه مرگ بدل کرد. در ششمین روز اعتصاب، یکی از زندانیان در پیام صوتی گفت: «برای نان، برای آزادی، برای فرزندانمان، برای حق زندگی؛ ما لب دوختهایم تا مرگ را متوقف کنیم.»
انگیزهها، پیام نمادین و تأثیر اعتصاب بر رژیم
این اعتصاب، واکنش لحظهای نبود؛ بیانیهای جمعی علیه منطق مرگ در نظام قضایی است. انتقال گروهی به انفرادی، «اعلام مرگ قریبالوقوع» تلقی شد، اما اعتراض بهسرعت از کنش دفاعی به حرکتی هدفمند تبدیل شد: دوختن لبها و پیامهای جمعی یعنی «مرگ را در آستانهاش به چالش کشیدن».
جمله «به خاکسپاریمان نیایید، به یاریمان بشتابید» جوهر روح اعتصاب است: امید جمعی در دل ناامیدی. پیوستن بیش از ۱۵۰۰ زندانی ؛ عمدتاً از طبقات فرودست که زیر فشار فقر، اعتیاد و تبعیض به دام اعدام افتادهاند، نشان داد اعدام به جای بازدارندگی، خود به سرچشمه مقاومت تبدیل شده است.
از منظر اجتماعی، اعتصاب مرز سیاسی/غیرسیاسی را برداشت و «حق حیات» را مطالبهٔ مشترک کرد. از منظر سیاسی، اعتصاب قزلحصار نقطه شکست بازدارندگیِ قضایی رژیم است: حکومتی که سالها از اعدامهای فلهای بهعنوان مکانیسم کنترل اجتماعی استفاده کرده، اکنون میبیند اعدام دیگر نمیترساند؛ خشم و همبستگی میآفریند.
این حرکت در امتداد کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» است که از قزلحصار آغاز و به بیش از پنجاه زندان گسترش یافته. اعتصاب واحد ۲ اوج بلوغ همین کارزار است؛ مقاومت ساختاری و سازمانیافته درون زندان. قزلحصار دیگر فقط محل اجرای احکام نیست؛ صحنه نمایش شکست سیاست مرگ است. جایی که «زندان سکوت»، به بلندترین فریاد علیه بیعدالتی بدل شده.
از صدای لبهای دوخته تا پژواک جهانی، صدای زندان؛ «نه به اعدام» در دل تاریکی
در هفتمین روز اعتصاب، سعید ماسوری از قدیمیترین زندانیان سیاسی نوشت:
«اینان زندگی و زیستن شرافتمندانه را چنان عاشقند که حاضرند برای آن بمیرند، تا شاید این حق زندگی را اگر نه برای خودشان، حداقل برای دیگرانی بعد از خود تبدیل به حق مسلم و در دسترس کنند.»
او درباره «نه به اعدام» افزود:
«زیرا دفاع از حق حیات میتواند به مطالبه آزادی و عدالت بینجامد، و همین است که حکومت مرگ از آن میترسد.»
همزمان گروهی از زندانیان سیاسی در بیانیهای از داخل قزلحصار اعلام کردند:
«مهر امسال با بیش از ۲۰۰ اعدام، خونینترین ماه برای محکومان به مرگ بود. ما زندانیان واحد ۲ قزلحصار، خسته از انتظار مرگ، لبهایمان را دوختهایم تا بگوییم: اعدام راهحل نیست.»
این دو صدا، قلب اعتصاب را روشن میکنند: مقاومت انسانی در دل مرگ و ایمان به اینکه حتی پشت دیوارهای زندان، میتوان حقیقت را فریاد زد.
واکنشهای رسمی؛ فشارهای دیپلماتیک علیه رژیم
انتشار تصاویر و اخبار وخامت حال زندانیان، موجی از واکنشهای بینالمللی را برانگیخت.
- ایالات متحده در اقدامی کمسابقه، زندان قزلحصار را بهدلیل «رفتار غیرانسانی با زندانیان اعتصابی» و «نقض فاحش حقوق بشر» تحریم کرد. در بیانیه رسمی آمده است:
«زندان قزلحصار محل شکنجه و رفتار تحقیرآمیز با زندانیانی است که تنها از حق آزادی بیان خود برای اعتراض به اعدامها استفاده کردهاند. ما در کنار مردم ایران و حق آنان برای زندگی بدون ترس میایستیم.»
- اتحادیه اروپا ضمن محکومکردن موج اعدامها از تهران خواست فوراً اجرای احکام مرگ را متوقف کند. سخنگوی اتحادیه تأکید کرد:
«اعدام در هر شرایطی نقض حق بنیادین حیات است. هرگونه توسعهٔ روابط دیپلماتیک یا اقتصادی با ایران، منوط به توقف فوری اعدامها خواهد بود.»
- در سازمان ملل، فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر، بار دیگر خواستار موراتوریوم جهانی بر اعدامها شد و گفت:
«اعدامهای گسترده در ایران از آستانه جدیترین جرایم فراتر رفته و به ابزاری برای ارعاب جامعه تبدیل شده است.»
- کارشناسان ویژه سازمان ملل هشدار دادند روند شتابگرفته اعدامها بهویژه در قزلحصار میتواند نشانه تکرار الگوی قتلهای جمعی دهه شصت باشد و خواستار هیأت حقیقتیابِ مستقل شدند.
صدای جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری
- عفو بینالملل در ۲۷ مهر اعلام کرد:
«اعدامهای اخیر در قزلحصار، از جمله اعدام بهروز احسانی و مهدی حسنی، خودسرانه و هولناک است. حکومت از طناب دار برای ایجاد وحشت استفاده میکند. خواستار توقف فوری تمام احکام مرگ هستیم.»
- شبکه جهانی فعالان ضد اعدام (۶۷ سازمان حقوق بشری) در بیانیهای مشترک نوشت:
«اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار نخستین اتحاد گسترده میان زندانیان سیاسی و غیرسیاسی در تاریخ معاصر ایران است. این جنبش مرز میان جرم و عدالت را درهم شکسته و دفاع از زندگی را به خواست همگانی بدل کرده است.»
- بیش از ۳۰۰ شخصیت جهانی از اعضای پارلمانهای اروپا تا برندگان نوبل و حقوقدانان بینالمللی هشدار دادند:
«افزایش افسارگسیخته اعدامها در ایران نشانه آمادگی برای جنایتی در مقیاس گستردهتر است. جامعه جهانی باید اکنون اقدام کند، پیش از آنکه دیر شود.»
تجمعات حمایتی در ونکوور، پاریس و مالمو و پویشهای آنلاینِ Stop Executions in Iran نشان داد قزلحصار به موضوعی جهانی بدل شده است نمادی از مبارزهٔ انسانی در برابر سیاست مرگ. در مجموع، این واکنشها از محکومیت اخلاقی فراتر رفتهاند. برای نخستینبار، یک اعتراض درونزندان معادله سیاسی بیرون را تغییر داده است: قزلحصار از حاشیهٔ ترس به مرکز توجه جهانی رسیده؛ جایی که «حق حیات» فقط اصطلاح حقوقی نیست، بلکه فریادی از درون ایران برای زندگی است.
نتیجهگیری و فراخوان اقدام بینالمللی
اعتصاب غذای ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در قزلحصار، یک اعتراض موردی نیست؛ بیانیهای ملی علیه سیاست مرگ است که ریشه در تبعیض و بیعدالتی ساختاری دارد. زندانیان عمدتاً غیرسیاسی از طبقات فرودست، لبهای خود را دوختهاند تا بگویند اعدام نه عدالت است و نه بازدارندگی؛ بلکه سلاح سرکوب و انتقام حکومت علیه مردم است. این همگرایی کمسابقه سیاسی/غیرسیاسی، مرزهای ترس و انزوا را شکست و نقطه عطفی در جنبش ضد اعدام رقم زد.
معنای عمیقتر این اعتصاب در تأثیرش بر مشروعیت قضایی و سیاسی رژیم است: قزلحصار از «مرکز اجرای احکام» به نماد بحران درونی حاکمیت بدل شد. جایی که ابزار ارعاب، به ابزار افشاگری تبدیل شد. حکومتی که اقتدار خود را به طناب دار گره میزند، ضعف و ترس خود را فاش میکند.
این بحران مرز نمیشناسد. واکنشهای سازمان ملل، اتحادیه اروپا، ایالات متحده و صدها شخصیت جهانی نشان میدهد مسئله اعدام در ایران دیگر «موضوع داخلی» نیست؛ نقض یک ارزش جهانی است.
بر این اساس، اقدامات مشخص زیر ضروری است:
- تحریم هدفمند مقامات مسئول اعدامها و مدیران قزلحصار بهویژه عاملان سرکوب اعتصابکنندگان؛
- موراتوریوم فوری بر اجرای اعدامها و نظارت مستقل بینالمللی بر وضعیت زندانها؛
- گسترش مأموریت حقیقتیاب سازمان ملل برای مستندسازی و پیگرد نقض حق حیات؛
- حمایت از خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام و تسهیل رساندن صدای آنان به نهادهای بینالمللی؛
- شرطیسازی روابط سیاسی و اقتصادی با رژیم حاکم بر ایران بر توقف کامل مجازات اعدام و رعایت میثاق حقوق مدنی و سیاسی.
جامعه جهانی باید درک کند که هر حلقه طناب در قزلحصار فقط بر گردن یک فرد نمیافتد؛ بر مشروعیت ارزشهای انسانی در جهان سایه میاندازد. اگر امروز این حلقه خاموش نشود، فردا در جای دیگری تکرار خواهد شد. این گزارش بر همبستگی جهانی با زندانیان اعتصابی تأکید میکند؛ آنان برای لغو حکم خود نمیجنگند، بلکه برای بازگرداندن حق حیات به جامعهای میکوشند که مرگ، زبان رسمی حاکمیت آن شده است.
قزلحصار امروز نماد یک انتخاب است: سکوت در برابر مرگ یا ایستادگی برای زندگی.
مسئولیت با ماست که کدام را برمیگزینیم.








