زندان دستگرد اصفهان، بر اساس روایتهای گردآوریشده از شاهدان عینی، زندانیان سابق و خانوادههای زندانیان، در روز ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ صحنه وقایعی بوده است که مصداق نقضهای جدی حق حیات، منع شکنجه و سایر رفتارهای بیرحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز، حق دسترسی به درمان، حق خانوادهها بر دانستن حقیقت، و حق برخورداری از تحقیق مستقل و مؤثر باشد.
بر اساس روایتهای گردآوریشده، واقعه زندان دستگرد اصفهان از اصابت پرتابهها به محدوده پادگان پشت زندان و بخشهایی از مجموعه زندان آغاز شد؛ اما آنچه این حادثه را به یک پرونده جدی حقوق بشری تبدیل میکند، صرفاً انفجار و آتشسوزی نیست، بلکه نحوه برخورد مأموران با زندانیان پس از آن است. زندانیانی که در شرایط دود، گرد و خاک، آتش و ترس از ریزش ساختمان از بندها خارج شده بودند، به جای انتقال به محل امن، با اخطار، محاصره، تیراندازی، گاز اشکآور، ضربوشتم و سپس انتقال تنبیهی مواجه شدند.
برای روشن شدن اصل ماجرا، این گزارش وقایع را به ترتیب رخدادها بازسازی میکند: اصابت پرتابهها، رها شدن پستهای نگهبانی، خروج زندانیان از بندها، درخواست آنان برای باز شدن مسیر خروج، بیپاسخ ماندن این درخواست، ورود یگان ویژه، تیراندازی به زندانیان، پناه بردن برخی افراد به بخشهای در حال سوختن، مرگ شماری از زندانیان در آتش یا بر اثر گلوله، انتقال اجساد، بیخبری خانوادهها، انتقال بازماندگان به بند خاص، شکنجه و محرومیت پس از حادثه، و تشکیل پروندههای جدید علیه زندانیان.
۱. آغاز حادثه: اصابت پرتابهها، آتشسوزی و رها شدن بندها
به گفته شاهدان، در روز ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ و در جریان جنگ، پادگان واقع در پشت زندان دستگرد اصفهان هدف حمله قرار گرفت. در همان زمان، دو پرتابه نیز به داخل مجموعه زندان اصابت کرد: یکی به آسایشگاه سربازان و دیگری به نزدیکی دیوار پشتی زندان، در مجاورت محدودهای که شاهدان آن را مرتبط با وزارت اطلاعات و با عنوان «الفتا» توصیف کردهاند. شدت انفجارها به حدی بود که بخشی از سقفها و درهای بندها آسیب دید و ترکشها به کارگاه نساجی زندان رسید و موجب آتشسوزی در آن بخش شد.
در پی انفجارها، به روایت زندانیان، مأموران پستهای نگهبانی و بخشی از مسئولان زندان محل خدمت خود را ترک کردند و درهای برخی مسیرها رها شد. زندانیان که تصور میکردند زندان ممکن است تخریب شود یا آتش به بندها برسد، برای نجات جان خود از بندها خارج شدند. نخست زندانیان بند مشاوره ۴ از بند بیرون آمدند و سپس زندانیان واحدهای ۱ و ۲ به سمت کریدور اصلی رفتند. خواسته اصلی آنان، بنا بر شهادتها، باز شدن مسیر خروج به حیاط مجاور و دور شدن از دود، گرد و خاک و خطر آتش بود.
شاهدان تأکید میکنند که خروج زندانیان در این مرحله نه یک اقدام سازمانیافته برای شورش، بلکه واکنشی فوری به خطر جانی بوده است. دود، گرد و خاک و صدای انفجار باعث وحشت عمومی شده بود و شماری از زندانیان در تماسهای کوتاه با خانوادهها گفته بودند که نفس کشیدن دشوار شده و نمیدانند ساختمان تا چه اندازه آسیب دیده است.
۲. محاصره زندان و ورود نیروهای یگان ویژه
همزمان با گسترش آشفتگی در داخل زندان، نیروهای یگان ویژه که بنا بر گزارشها پس از جنگ دوازدهروزه در خرداد ۱۴۰۴ در اطراف زندان و محدوده جهاد کشاورزی روبهروی زندان مستقر شده بودند، وارد صحنه شدند. به گفته شاهدان، نیروها از پشت در شماره ۳۶ به زندانیان اخطار دادند که به بندهای خود بازگردند؛ اما در حالی که آتش و دود در پشت سر زندانیان گسترش مییافت، بازگشت به بندها برای بسیاری از آنان به معنای قرار گرفتن در معرض خطر مستقیم مرگ بود.
خانوادههایی که در همان ساعات، نگران جان زندانیان، خود را به اطراف زندان رسانده بودند، از بسته شدن مسیرها و استقرار گسترده نیروهای امنیتی سخن گفتهاند. به گفته آنان، نیروهای سپاه، یگان ویژه و مأموران انتظامی مسیرهای اطراف زندان و بزرگراه مقابل آن را مسدود کردند و تا ساعاتی از بامداد روز بعد صدای انفجار، تیراندازی، فریاد و ناله از داخل زندان شنیده میشد. خانوادهها اجازه نزدیک شدن به زندان، پرسوجو یا دریافت اطلاعات روشن درباره وضعیت زندانیان را نداشتند.
۳. تیراندازی، گاز اشکآور و ضربوشتم زندانیان
تشدیدِ بحرانی که به سرکوب مرگبار انجامید زمانی رخ داد که نیروهای واحد ویژه وارد بخش داخلی زندان شدند.به جای هدایت زندانیان به فضای امن یا ایجاد مسیر تخلیه، از گلولههای ساچمهای، گلولههای جنگی، گاز اشکآور و ضربوشتم برای عقب راندن آنان استفاده شد. شاهدان گفتهاند شدت تیراندازی به حدی بود که زندانیان «مثل باران» بر زمین میافتادند. برخی زندانیان هنگام فرار هدف قرار گرفتند و برخی دیگر، پس از مجروح شدن و افتادن روی زمین، با شلیکهای بعدی یا ضربوشتم شدید جان باختند.
بر اساس یکی از شهادتها، پیش از ورود یگان ویژه، درگیری و تنش میان زندانیان و مأموران زندان وجود داشت، اما پس از ورود نیروهای یگان ویژه، شکل واقعه تغییر کرد و زندانیان به صورت گسترده هدف تیراندازی قرار گرفتند. در این مرحله، شماری از زندانیان برای فرار از گلوله به سمت بخشهایی رفتند که در حال سوختن بود. گروهی نیز به تالار زندان پناه بردند؛ تالاری که بنا بر گزارشها خود در معرض آتش قرار داشت. مقامات دربهای خروجی آن را به روی زندانیان قفل کردند، که این امر منجر به حبس آنها در میان شعلههای آتش و دود و جان باختن شمار زیادی از آنان شد.
شاهدان همچنین گفتهاند که بسیاری از مجروحان، پس از اصابت گلوله یا زمینگیر شدن، با باتوم، کابل، شوکر، چوب، اجسام فلزی و حتی سلاح سرد مورد ضربوشتم قرار گرفتند. این ضربوشتمها، بنا بر روایتها، تا صبح ادامه داشت. یکی از زندانیان سابق گفته است که چندین جسد را از زیر دست و پا بیرون کشیده و شاهد بوده که یک زندانی بر اثر اصابت گلوله جنگی به پهلو، گلولههای ساچمهای در ناحیه پایینتنه، جراحات سر و گردن، آسیب به آشیل پا جان باخته است.
۴. مرگ در آتش، خفگی و انتقال اجساد
بخشی از مرگها، بنا بر شهادتها، نه فقط بر اثر گلوله بلکه در نتیجه آتشسوزی و خفگی ناشی از دود رخ داد. برخی زندانیان که برای فرار از تیراندازی به تالار یا بخشهای دیگر پناه برده بودند، در میان آتش گرفتار شدند. بنا بر یک روایت، پس از ورود زندانیان به تالار، درهای آن بسته شد و زندانیانی که داخل تالار گرفتار بودند، در میان شعلهها جان باختند. شدت سوختگی برخی قربانیان چنان بوده که خانوادهها گفتهاند شناسایی آنان تنها از طریق آزمایش دیانای و نمونهگیری از والدین ممکن شده است.
درباره شمار قربانیان روایتهای متفاوتی وجود دارد. یک شاهد شمار کشتهشدگان را بسیار بیش از آمارهای رسمی دانسته و از حدود ۲۰۰ جانباخته سخن گفته است. شاهد دیگری روایت کرده که در روز ۱۲ فروردین، حدود ۲۵۰ جسد در قسمت بار یک کامیون بنز نارنجی از زندان خارج شد و در شب ۱۳ فروردین، اجساد متورم و آسیبدیده برای تحویل به پزشکی قانونی منتقل شدند. این ارقام پیش از هر چیز نیازمند شهادت داوطلبانه و بدون فشار خود زندانیان و بازماندگان، و سپس بررسی مستقل، دسترسی به فهرست رسمی زندانیان، سوابق آمبولانسها، گزارش پزشکی قانونی، تصاویر دوربینها و شهادت بدون فشار کارکنان زندان است.
۵. خانوادهها: بیخبری، تهدید و محرومیت از سوگواری
از روز حادثه تا روزهای بعد، خانوادهها با بیخبری گسترده روبهرو بودند. به گفته برخی خانوادهها، تا ۱۸ فروردین هیچ اطلاعات روشنی درباره وضعیت زندانیان، کشتهشدگان یا مجروحان ارائه نمیشد و در پاسخ به مراجعات آنان گفته میشد زندانیان در انفرادی هستند. خانوادههایی که مقابل زندان حضور داشتند، از شنیدن فریادها و نالههای طولانی از داخل زندان سخن گفتهاند و برخی این صداها را به «صدای سلاخی انسانها» تشبیه کردهاند.
در مواردی، خانوادهها اجازه مشاهده کامل پیکر، تصویربرداری از جراحات یا برگزاری مراسم عزاداری را نیافتند. درباره یکی از قربانیان گزارش شده که پیکر او دچار سوختگی بسیار شدید بوده و تنها کف پاهایش سالم مانده بود؛ با این حال خانوادهاش اجازه ملاقات در بیمارستان را پیدا نکردند و پس از مرگ نیز از تحویل پیکر محروم شدند و فقط محل دفن به آنان اطلاع داده شد. برخی خانوادهها گفتهاند مدتی طولانی از محل دفن عزیزان خود بیاطلاع بودهاند یا اجازه حضور آزادانه در مراسم تدفین را نداشتهاند.
۶. پس از سرکوب: بند خاص, قرنطینه و محرومیت از درمان
پس از پایان درگیریها، شماری از زندانیان از دیگران جدا و به عنوان «شورشی» معرفی شدند. بر اساس روایتها، اسامی ۷۵ نفر اعلام شد و آنان به بند خاص منتقل شدند. خانوادهها گفتهاند که پنج نفر از این گروه جان باختند؛ هرچند علت رسمی مرگ آنان «آتشسوزی» اعلام شد، خانوادهها معتقدند که برخی از آنان بر اثر شلیک مأموران کشته شدهاند. گزارش دیگری نیز از انتقال نزدیک به ۳۰۰ زندانی از بندهای مختلف به بند خاص در روز پس از حادثه سخن میگوید.
زندانیان منتقلشده به بند خاص، بنا بر شهادتها، برای حدود یک ماه بدون تلفن، بدون ارتباط با خانواده، با غذای اندک و بدون امکانات کافی نگهداری شدند. برخی زندانیان با دست و پا و چشمهای بسته ساعتها مورد ضربوشتم قرار گرفتند. در ماههای بعد نیز گزارشهایی منتشر شد که بند ۴ مشاوره یا اندرزگاه ۱۰ همچنان در وضعیت تنبیهی قرار دارد، داروهای بیماران به آنان داده نمیشود، و حتی داروهایی که خانوادهها برای بیماران خاص تهیه و تحویل زندان میدهند به دست زندانیان نمیرسد.
۷. پروندهسازی، نسبت دادن خسارتها و اعدامهای بعدی
پس از حادثه، به گفته شاهدان، دادستان و وزارت اطلاعات خسارتهای ناشی از اصابت پرتابهها، انفجار انبار مهمات و آتشسوزیهای داخل زندان را به زندانیان نسبت دادند و برای شماری از زندانیان پروندههای متعدد تشکیل شد. شاهدان از تنظیم «طوماری از اتهامات» برای برخی زندانیان سخن گفتهاند. این روند، اگر با هدف پوشاندن نقش مأموران یا انتقال مسئولیت حادثه به زندانیان انجام شده باشد، باید به طور مستقل بررسی شود.
در کنار این موارد، برخی خانوادهها و شاهدان از اعدام تعدادی از زندانیان در ماههای پس از حادثه سخن گفتهاند و معتقدند این اعدامها با وقایع زندان دستگرد اصفهان مرتبط بوده است. از جمله درباره رضا پدرام آسیوند گزارش شده که پس از حوادث زندان دستگرد اعدام شد و علت رسمی اعدام او جرایم مرتبط با مواد مخدر اعلام گردید؛ اما برخی شاهدان معتقدند اتهامات هنوز به طور قطعی اثبات نشده بود و اعدام وی با نقش یا حضور او در وقایع زندان دستگرد مرتبط بوده است. این ادعا نیز نیازمند بررسی مستقل پرونده قضایی، زمانبندی روند دادرسی، دسترسی به وکیل، وضعیت اعترافات احتمالی و ارتباط آن با وقایع ۱۱ فروردین است.
۸. وضعیت کنونی زندان دستگرد اصفهان
مجموعه اطلاعات گردآوریشده در این گزارش، تصویری از شرایطی را در حال حاضر ترسیم میکند که در آن زندانیان با مجموعهای از محدودیتها و فشارهای همزمان مواجه هستند؛ از تراکم جمعیت و کمبود تخت گرفته تا محدودیت در دریافت پوشاک، کیفیت پایین غذا، دشواری دسترسی به خدمات درمانی، محدودیت ارتباط با خانواده، نظارتهای امنیتی مستمر و برخوردهای انضباطی در برابر اعتراض.
در کنار این مسائل، گزارشهایی درباره رفتارهای خشونتآمیز در بندهای انفرادی، ضربوشتم برخی زندانیان، استفاده از الفاظ تحقیرآمیز و اعمال فشارهای روانی نیز مطرح شده است. همچنین تداوم بازداشتهای مرتبط با اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ و افزایش جمعیت زندان، بر مشکلات موجود افزوده است. با توجه به اهمیت این موضوع، انتظار میرود نهادهای مسئول با فراهم کردن امکان نظارت مستقل، نسبت به بررسی این گزارشها، رسیدگی به شکایتهای زندانیان و تضمین رعایت حقوق قانونی آنان اقدام کنند.
روششناسی و استاندارد اثبات در این گزارش
این متن بر پایه روایتهای شاهدان عینی، گزارش زندانیان سابق، اظهارات خانوادهها و اطلاعات گردآوریشده از داخل و پیرامون زندان دستگرد اصفهان تدوین شده است. با توجه به فضای امنیتی، قطع یا محدودیت ارتباطات، ترس شاهدان از انتقامجویی و فقدان دسترسی آزاد به اسناد رسمی، ماکزیمم تلاش در اطلاعرسانی در رابطه با این کشتار در این گزارش شده است.
در عین حال، تکرار الگوهای مشابه در شهادتها، از جمله اشاره به اصابت پرتابه، آتشسوزی، خروج زندانیان برای حفظ جان، ورود نیروهای یگان ویژه، تیراندازی، ضربوشتم، انتقال اجساد، بیاطلاعی خانوادهها و محدودیت در مراسم تدفین، ضرورت مداخله فوری سازوکارهای بینالمللی را تقویت میکند. این گزارش باید به عنوان یک درخواست رسمی برای حفظ ادله و آغاز تحقیق مستقل تلقی شود، و اقدام عاجل در رابطه با آن صورت بگیرد.
چارچوب حقوق بینالملل قابل اعمال
افراد زندانی، به دلیل قرار داشتن در کنترل کامل دولت، در برابر خطرات جانی و سوءرفتار از حمایت ویژه برخوردارند. حق حیات، منع شکنجه و رفتار یا مجازات بیرحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز، حق رفتار انسانی با اشخاص محروم از آزادی و حق برخورداری از درمان، از اصول بنیادین حقوق بینالملل بشر هستند. بر اساس میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، هیچکس نباید به طور خودسرانه از حق حیات محروم شود و هیچکس نباید تحت شکنجه یا رفتار غیرانسانی قرار گیرد. همچنین با زندانیان باید با کرامت ذاتی انسان رفتار شود.
قواعد نلسون ماندلا، به عنوان حداقل استانداردهای سازمان ملل برای رفتار با زندانیان، تأکید میکند که همه زندانیان باید با احترام به کرامت انسانیشان نگهداری شوند، به خدمات پزشکی دسترسی داشته باشند، از تماس با خانواده محروم نشوند، و در برابر مجازاتهای جمعی، خشونت و رفتار تحقیرآمیز محافظت شوند. روایتهای مربوط به زندان دستگرد اصفهان مواردی مانند محرومیت از درمان، نگهداری در شرایط تنبیهی، قطع ارتباط، تهدید خانوادهها و استفاده از خشونت علیه افراد مجروح با این استانداردها در تعارض جدی قرار میگیرد.
همچنین منع شکنجه و سایر بدرفتاریها در حقوق بینالملل مطلق است و هیچ وضعیت اضطراری، جنگ، تهدید امنیتی یا دستور مقام مافوق نمیتواند آن را توجیه کند. هرگاه نشانههایی از شکنجه، کشتار، مرگ در بازداشت یا سوءرفتار گسترده وجود داشته باشد، جامعه جهانی و حقوق بشر بینالملل مکلف است تحقیق فوری، مستقل، بیطرفانه و مؤثر انجام دهد؛ به خانوادهها حقیقت را اعلام کند؛ از شاهدان و خانوادهها در برابر انتقامجویی محافظت کند؛ و عاملان احتمالی را در روندی عادلانه پاسخگو سازد.
تحلیل حقوقی کوتاه بر پایه وقایع مستندشده: نقض حق حیات و استفاده غیرقانونی از نیروی مرگبار
با توجه به اینکه زندانیان در کنترل کامل دولت بودهاند، مسئولیت حفاظت از جان آنان بر عهده مقامهای زندان و نیروهای اعزامی بوده است. اگر تیراندازی به زندانیان در حال فرار، شلیک به مجروحان، بستن مسیر خروج یا رها کردن افراد در آتش و دود اثبات شود، این رفتارها مصداق محرومسازی خودسرانه از حیات باشد. بر اساس تفسیر کمیته حقوق بشر سازمان ملل درباره ماده ۶ میثاق حقوق مدنی و سیاسی، حق حیات حقی بنیادین است و دولتها موظفاند از مرگهای قابل پیشگیری، بهویژه در بازداشت، جلوگیری و درباره آنها تحقیق مؤثر انجام دهند.
جمعبندی یافتههای مستند
- خروج زندانیان از بندها در بستر خطر فوری ناشی از انفجار، آتش، دود و آسیب به ساختمان رخ داد و باید در همین زمینه بررسی شود.
- به جای تخلیه ایمن، نیروهای یگان ویژه و امنیتی وارد عمل شدند و بر اساس شهادتها از گلوله، گاز اشکآور و ضربوشتم شدید استفاده کردند.
- مرگ زندانیان بنا بر روایتها از چند مسیر رخ داده است: اصابت گلوله، سوختگی، خفگی ناشی از دود، جراحات ناشی از ضربوشتم و محرومیت از درمان فوری.
- انتقال اجساد، تأخیر در اطلاعرسانی به خانوادهها، محدودیت در شناسایی پیکرها، منع تصویربرداری و محدودیت در مراسم سوگواری، بخش مهمی از الگوی پنهانسازی پس از حادثه را تشکیل میدهد.
- انتقال دهها یا صدها زندانی به بند خاص، قطع تماس، محرومیت از دارو و غذا، و نگهداری در شرایط تنبیهی، نشان میدهد که سرکوب پس از پایان تیراندازی نیز ادامه داشته است.
- پروندهسازی علیه زندانیان و نسبت دادن خسارتهای ناشی از حمله و آتشسوزی به آنان، نیازمند بررسی فوری، مستقل و بینالمللی است.
درخواستهای مشخص از گزارشگر ویژه و سازوکارهای سازمان ملل
این فراخوان، با توجه به فوریت و ابعاد دهشتناک واقعه، بهطور مستقیم خطاب به مراجع زیر صادر میشود و خواهان اقدام قاطع آنان است:
- نهادهای حقوق بشری سازمان ملل: خانم مای ساتو (گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران)، گزارشگر ویژه شکنجه، گزارشگر ویژه اعدامهای فراقضایی و سایر سازوکارهای مرتبط.
- سازمانهای غیردولتی بینالمللی: سازمان عفو بینالملل و همه نهادهای مدافع حقوق بشر.
این پرونده نیازمند واکنش فوری، علنی و قابل پیگیری است؛ سکوت کافی نیست. بر این اساس، نیاز است تا مطالبات و اقدامات فوری زیر در دستور کار قرار گیرد:
۱. گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران و گزارشگر ویژه شکنجه، بهصورت فوری مکاتبه مشترک با دولت ایران درباره وقایع زندان دستگرد اصفهان انجام دهند.
۲. از دولت ایران خواسته شود فهرست کامل کشتهشدگان، مجروحان، منتقلشدگان، بازداشتشدگان مجدد و زندانیان تحت پروندهسازی پس از حادثه را منتشر کند.
۳. از دولت ایران خواسته شود تصاویر دوربینهای زندان، پروندههای پزشکی، گزارشهای پزشکی قانونی، سوابق انتقال اجساد، فهرست آمبولانسها و خودروهای انتقال، و اسناد مربوط به حضور نیروهای یگان ویژه و سپاه را حفظ و در اختیار تحقیقات مستقل قرار دهد.
۴. یک تحقیق مستقل، بیطرفانه و مؤثر درباره استفاده از نیروی مرگبار، مرگهای ناشی از آتشسوزی و دود، شکنجه و بدرفتاری، محرومیت از درمان و تهدید خانوادهها آغاز شود.
۵. حفاظت فوری از شاهدان، خانوادههای قربانیان، زندانیان مطلع و کارکنانی که امکان شهادت دارند تضمین شود.
۶. خانوادهها به اطلاعات دقیق، گواهی فوت معتبر، گزارش پزشکی قانونی، محل دفن، حق برگزاری مراسم و امکان پیگیری قضایی بدون تهدید یا بازداشت دسترسی داشته باشند.
۷. زندانیانی که پس از حادثه به بند خاص یا شرایط تنبیهی منتقل شدهاند، فوراً به خدمات درمانی، دارو، تماس با خانواده، وکیل و نظارت مستقل دسترسی پیدا کنند.
۸. هرگونه پروندهسازی مبتنی بر اعتراف اجباری، شکنجه، تهدید یا فقدان دادرسی عادلانه متوقف شود.
۹. نهادهای بینالمللی از جمله دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر، گزارشگر ویژه ایران، گزارشگر ویژه شکنجه، گروه کاری بازداشتهای خودسرانه و سازوکارهای مرتبط با اعدامهای فراقضایی، موضوع زندان دستگرد اصفهان را در دستور کار فوری خود قرار دهند.
موخره: ضرورت اقدام، نه صرفاً ابراز نگرانی
وقایع گزارششده در زندان دستگرد اصفهان، اگر بهموقع مستندسازی و پیگیری نشود، به نمونهای دیگر از چرخه خطرناک کشتار، انکار، تهدید خانوادهها و مصونیت از مجازات تبدیل خواهد شد. جامعه بینالمللی نباید منتظر پاک شدن آثار جرم، از بین رفتن مدارک، پراکنده شدن شاهدان یا مرگ مجروحان بماند. هر روز تأخیر، خطر از دست رفتن حقیقت و تکرار خشونت علیه زندانیان را افزایش میدهد.
از گزارشگر ویژه سازمان ملل، سایر گزارشگران موضوعی، دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر، دولتهای عضو شورای حقوق بشر، سازمانهای بینالمللی حقوق بشری و رسانههای مسئول خواسته میشود که موضوع زندان دستگرد اصفهان را به عنوان یک پرونده فوری حقوق بشری دنبال کنند؛ برای حفظ ادله فشار دیپلماتیک وارد کنند؛ از خانوادهها و شاهدان حمایت نمایند؛ و زمینه پاسخگویی آمران و عاملان احتمالی را در سطح ملی و بینالمللی فراهم سازند. قربانیان، خانوادهها و زندانیان بازمانده، بیش از همدردی، به حقیقت، عدالت، درمان، حمایت و تضمین عدم تکرار نیاز دارند.








