پرسش «پیکرها کجاست؟»، دهههاست که به یکی از اصلیترین و دردانگیزترین مطالبات خانوادههای زندانیان سیاسی اعدامشده در ایران تبدیل شده است. این خانوادهها نه تنها از حق ابتدایی «آخرین دیدار» با عزیزان خود پیش از اجرای حکم محروم میشوند، بلکه پس از اعدام نیز، حق تحویل گرفتن پیکر و برگزاری مراسم سوگواری از آنان سلب میشود.
حقوق سلب شده؛ محرومیت از آخرین دیدار و تدفین شایسته
عدم تحویل پیکر و پنهان کردن محل دفن اعدامشدگان طبق قوانین بینالمللی، مصداق بارز «ناپدیدسازی قهری«و شکنجه روانی» خانوادهها محسوب میشود. حکومت با ایجاد ابهام و تعلیق دائمی درباره سرنوشت و محل دفن قربانیان، رنجی مضاعف، مداوم و طولانیمدت را به بازماندگان تحمیل میکند. این اقدام، خانوادهها را از حق برگزاری مراسم تدفین، سوگواری و مراسمی درخور و شایسته عزیزانشان محروم میکند. پیامدهای روانی این وضعیت میتواند تا سالها بر زندگی بازماندگان تأثیر بگذارد و به نوعی شکنجه مستمر تبدیل شود. این اقدامات در چارچوب الگوی مستمر محرومسازی خانوادهها از حق سوگواری و اعمال فشار روانی سیستماتیک ارزیابی میشود و نقض آشکار ماده ۷ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (ممنوعیت شکنجه و رفتارهای ظالمانه) است.
ماشین اعدام فروردین ۱۴۰۵؛ تداوم جنایت و گروگانگیری اجساد مجاهدین و معترضان
در طی ۸ روز از ۳۰ مارس تا ۶ آوریل دست کم ۱۰ زندانی سیاسی شامل شش تن از اعضای مجاهدین خلق ایران: وحید بنیعامریان، محمد تقوی، بابک علیپور، پویا قبادی، ابوالحسن منتظر، و اکبر دانشورکار و ۴ تن از بازداشت شدگان قیام دیماه ۱۴۰۴ به نامهای امیرحسین حاتمی، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست و علی فهیم اعدام شدهاند و هنوز پیکر آنها به خانواده هایشان بازگردانده نشده است.
حامد بنی عامریان برادر وحید بنی عامریان می نویسد: بعد از جنایت و اعدام زندانیان سیاسی، پیکرها را تحویل نمیدهند. کفتاران.
او خطاب به وحید می گوید: «میدانی چقدر شخصا به تو علاقه داشته ام و تا چه اندازه نسبت به سلامتی و همه جنبههای زندگیات حساس بودم؛ برایم بسیار مهم بودی، شاید حتی در اولویت همه چیز. هیچگاه فکر نمیکردم روزی برسد که با قلبی شکسته و سرشار از اندوه و حسرت، بخواهم برای تو و دوست و یار همیشگی ات پویا (قبادی اعدام شده در ۱۱ فروردین) سفره یادبود پهن کنم. تو هم علاقهای وصفنشدنی و فراتر از یک برادر به من داشتی، و همین شده بود اهرم فشاری در دست کفتارصفتان برای آزار تو در طول سالهای اسارت و شکنجه. اما با تمام عشقی که به خانواده داشتی، تمام سختی های وحشتناک را به جان خریدی و راه وطن و راه آزادی را انتخاب کردی؛ چون همانطور که به من گفته بودی، نمیتوانستی ظلم را ببینی و زندگی عادی داشته باشی.

پس از اجرای این احکام، دستگاههای امنیتی و قضایی نه تنها پیکر این جانباختگان را به خانوادههایشان تحویل ندادهاند، بلکه هیچ اطلاعات شفافی درباره محل دفن آنان ارائه نکردهاند. در موارد اخیر دیگری نظیر اعدام زندانیان سیاسی مهدی حسنی و بهروز احسانی نیز، همین رویه غیرقانونی تکرار شده است که این امر، بر شدت نگرانیها درباره سرنوشت سایر زندانیان میافزاید.
از خاوران تا امروز؛ چهار دهه سیاست پنهانسازی مزار زندانیان سیاسی
عدم تحویل پیکر زندانیانی که در اتاقهای مرگ حکومت جمهوری اسلامی به دار کشیده میشوند، موضوع تازهای نیست و ریشهای چهار دههای دارد. این رویه از دهه شصت آغاز شد؛ بهویژه در جریان قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، که هزاران اعدامشده توسط مأمورین حکومت در گورهای جمعی یا مکانهای بینامونشان دفن شدند و خانوادهها هرگز از محل دقیق مزار فرزندان خود مطلع نشدند.این سیاست سیستماتیک در دهههای بعد نیز استمرار یافت. آمار واقعی؟ واقعا مشخص نیست.
اردیبهشت ۱۳۸۹: اعدام فرزاد کمانگر، شیرین علمهولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامی(پنج زندانی سیاسی کُرد) که پیکرشان هرگز به خانوادهها تحویل داده نشد.

- شهریور ۱۳۹۷: اعدام زانیار مرادی، لقمان مرادی و رامین حسینپناهی که محل دفن آنها همچنان در هالهای از ابهام است.
رامین حسینپناهی – زانیار مرادی – لقمان مرادی
- بهمن ۱۴۰۲: اعدام پژمان فاتحی، محمد فرامرزی، محسن مظلوم و وفا آذربار (چهار زندانی سیاسی کُرد). سال بعد خانوادههای زندانیان اعدام شده شکایت خود را در کمیته ناپدیدسازی سازمان ملل ثبت کردند.

- چهارشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۴: حکم اعدام مجاهد کورکور، معترض زندانی اهل ایذه و از بازداشتشدگان خیزش سراسری ۱۴۰۱ – اجرا شد و تا مراسم چهلم او محل دفن پیکرش مشخص نشد و هنوز در ابهام است.
مجاهد کورکوری
چرا پنهانسازی پیگرها؟
پنهانسازی پیکرها و دفن مخفیانه زندانیان سیاسی، با هدف امنیتی و برای جلوگیری از شکلگیری «جنبش دادخواهی» انجام میشود. دستگاه امنیتی بهخوبی میداند که مزار مشخص قربانیان، امکان برگزاری مراسم، گردهماییهای اعتراضی و زنده نگهداشتن یاد آنان را فراهم میکند. از این رو، با بینامونشان کردن محل دفن، سعی در پاک کردن صورتمسئله و ممانعت از شکلگیری حرکتهای جمعی و اعتراضی برای پیگیری حقوق قربانیان دارد.
نگهبان حرمت کلمات- آیا جامعه بین المللی نیز حرمت کلمات را پاس می دارد؟
این زندانیان سیاسی کیستند که رژیم جمهوری اسلامی حتی از تحویل دادن پیکر آنها به خانواده هایشان ابا دارد. در دنیایی که واژهها به ابتذال کشیده شدهاند، تکیه وحید به پاسداری از حرمت کلمات است: او نقل قول کرد که «مجاهدین نگهبانان حرمت کلمات هستند». این جملهای است که در سلول انفرادی، ابعادی هستیشناسانه پیدا میکند. برای وحید، کلماتی چون «پایداری»، «آزادی» و «میتوان و باید»، حروفی بر روی کاغذ نیستند؛ آنها گوهرهایی هستند که بهای هر کدامشان را باید با شکنجه، تبعید و در نهایت اعدام پرداخت کرد. او بهخوبی درک کرده است که آزادی، کلمهای رایگان نیست؛ بلکه امانتی است که ۶۰سال خونبهای آن، نسل به نسل پرداخت شده تا امروز به دستان مصمم او برسد. او خود را نه یک قربانی، که یک «نگهبان» میبیند؛ نگهبان شرف کلماتی که اگر او و امثالش سکوت کنند، زیر چکمههای استبداد له خواهند شد. آخرین جملهٔ وحید در این نامه، طنین یک فریاد ابدی است: «حاضر، حاضر، حاضر». این ۳بار تکرار، امضای خونی کسی است که مرگ را به مبارزه طلبیده است.
امیر حسین حاتمی، جوان ۱۸ ساله از معترضین بازداشتی قیام که در تاریخ ۱۳ فروردین اعدام شد بی ترس و بیم در مقابل قضائیه جمهوری اسلامی می گوید: «هدف من براندازی نظام بود.» این جملهی کوتاه، نه صرفاً یک اعتراف، که بیان یک فلسفه است؛ تبیین «مرگ» در مبارزه برای آزادی، برابری، عدالت و آگاهی و در مقابله برای حفظ سلطه، تمامیتخواهی، تبعیض و استثمار. جوانی که سالیان از زندگی را در پیش رو دارد اما برای حفظ حرمت کلمه آزادی و حفظ حرمت آزادی انسان بدون هیچ ترسی فریاد می زند که با هر آنکه می خواهد این ارزشها را به زیر خاک سیاه بپوشاند می جنگد به بهای جان خودش. و برای همین حتی پیکرش که یادآور این فریاد است به گروگان گرفته می شود.
آیا جامعه بین المللی نیز با تمامی امکاناتی و اهرمهایی که در اختیار دارد حرمت کلمه حقوق بشر را حفظ کرده است؟ در حالی که وحید و وحیدها حرمت کلمات را به بهای جانشان حفظ نموده اند آیا این شایسته نیست که جامعه جهانی و حقوق بشر بین الملل نیر حرمت کلمه انسان را با متوقف کردن حاکمیت خونریز حاکم بر ایران در اعدامها، وادار کردن آن به تحویل پیکر همه اعدامیان مفقود شده به خانواده هایشان و حسابرسی بدون استثنا از عامل چنین جناباتی، حفظ نماید.








