نقش او در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی و سرکوب اعتراضات مردمی
چرا بررسی نقش مجتبی خامنهای برای جامعه حقوق بشری اهمیت دارد
در سالهای اخیر، با افزایش گمانهزنیها درباره جانشینی علی خامنهای در رأس حاکمیت ایران، نام مجتبی خامنهای بیش از گذشته در تحلیلهای سیاسی و گزارشهای رسانهای مطرح شده است. او فرزند دوم رهبر پیشین رژیم حاکم بر ایران است و اگرچه هیچ مقام رسمی در ساختار حکومتی ندارد، اما بسیاری از تحلیلگران او را یکی از افراد بانفوذ در حلقه داخلی قدرت میدانند.
برای جامعه حقوق بشری، مسئله جانشینی در ایران صرفاً یک موضوع سیاسی نیست. تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که تصمیمات اتخاذ شده در حلقههای نزدیک به رهبر رژیم، تأثیر مستقیمی بر وضعیت حقوق بشر در کشور داشته است؛ از سرکوب اعتراضات و بازداشتهای گسترده گرفته تا استفاده از خشونت مرگبار علیه معترضان.
در این میان، نام مجتبی خامنهای در بسیاری از گزارشها در ارتباط با شبکه امنیتی بیت رهبری، سپاه پاسداران و نهادهای اطلاعاتی مطرح شده است. همین شبکهها طی سالهای گذشته نقش اصلی را در سرکوب اعتراضات مردمی، بازداشت فعالان سیاسی و محدود کردن آزادیهای مدنی ایفا کردهاند.
در کنار این ساختار امنیتی، مجموعهای از بنیادهای اقتصادی و شرکتهای شبهدولتی نیز تحت نفوذ حلقههای نزدیک به بیت رهبری فعالیت میکنند. این شبکه اقتصادی که شامل برخی از بزرگترین بنیادهای مالی ایران است، بخش قابل توجهی از منابع اقتصادی کشور را در اختیار دارد.
بررسی نقش مجتبی خامنهای در این ساختار امنیتی و اقتصادی برای درک بهتر سازوکار قدرت در ایران و پیامدهای آن برای وضعیت حقوق بشر اهمیت ویژهای دارد.
به همین دلیل، در بسیاری از تحلیلهای بینالمللی از مجتبی خامنهای به عنوان یکی از مراکز غیررسمی قدرت در تهران یاد میشود؛ فردی که بدون داشتن مقام رسمی در ساختار حکومتی، در حلقه نزدیک به بیت رهبری و در ارتباط با سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی، نفوذ قابل توجهی در تصمیمگیریهای سیاسی و امنیتی دارد.
پیشینه و شکلگیری شبکه ارتباطی در سپاه پاسداران
مجتبی خامنهای در سال 1969 در مشهد متولد شد و دومین فرزند علی خامنهای است.
در سالهای پایانی جنگ ایران و عراق، او به جبهههای جنگ اعزام شد و در گردان حبیب بن مظاهر از لشکر 27 محمد رسولالله سپاه پاسداران حضور داشت. این یگان یکی از مهمترین واحدهای سپاه در دوران جنگ محسوب میشد و بسیاری از نیروهای آن بعدها به فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی تبدیل شدند.
از جمله چهرههایی که در این شبکه حضور داشتند میتوان به قاسم سلیمانی، حسین همدانی، احمد کاظمی و حسین طائب اشاره کرد. این شبکه که در دوران جنگ شکل گرفت، بعدها به یکی از حلقههای مهم نفوذ در ساختار سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی تبدیل شد.
ورود به عرصه سیاست و اتهام مهندسی انتخابات
نام مجتبی خامنهای برای نخستین بار بهطور گسترده در جریان انتخابات ریاست جمهوری 2005 مطرح شد. در آن زمان مهدی کروبی در نامهای به رهبر رژیم، فرزند او را به دخالت در روند انتخابات و سازماندهی حمایت از محمود احمدینژاد متهم کرد.
این نامه توجه افکار عمومی را به نقش احتمالی مجتبی خامنهای در پشت صحنه سیاست جلب کرد.
از آن زمان به بعد برخی تحلیلگران او را یکی از چهرههای تاثیرگذار در حلقههای میانی سپاه پاسداران و بسیج معرفی کردند.
نفوذ در سپاه پاسداران و نهادهای اطلاعاتی
ارتباط مجتبی خامنهای با سپاه پاسداران یکی از مهمترین منابع نفوذ او در ساختار قدرت محسوب میشود.
این رابطه که از دوران جنگ شکل گرفت، در دهههای بعد به شبکهای از روابط سیاسی و امنیتی تبدیل شد.
برخی گزارشها نشان میدهد حلقه نزدیک به بیت رهبری نقش مهمی در تقویت سازمان اطلاعات سپاه پاسداران داشته است. این سازمان طی سالهای گذشته به یکی از قدرتمندترین نهادهای امنیتی ایران تبدیل شده است که در اقدامات سرکوبگرانه زیر نقش اصلی داشته است:
بازداشت فعالان سیاسی
بازداشت روزنامهنگاران
سرکوب اعتراضات مردمی
انجام بازجوییهای امنیتی
پروندهسازی علیه فعالان مدنی
گزارشهای سازمان ملل نشان میدهد نیروهای وابسته به سپاه و سازمان اطلاعات سپاه در بازداشتهای گسترده معترضان در سالهای اخیر نیز نقش مستقیم داشتهاند.
نقش مجتبی خامنهای در هدایت سرکوب اعتراضات مردمی در ایران
در دو دهه گذشته، نام مجتبی خامنهای بهطور مکرر در ارتباط با ساختار تصمیمگیری امنیتی جمهوری اسلامی و سرکوب اعتراضات مردمی مطرح شده است. اگرچه او هیچ سمت رسمی در ساختار حکومتی ندارد، اما منابع متعدد سیاسی، رسانهای و امنیتی از نقش او بهعنوان یکی از چهرههای مؤثر در هماهنگی میان بیت رهبری، سپاه پاسداران و نهادهای اطلاعاتی یاد کردهاند. این نقش بهویژه در جریان اعتراضات گسترده سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ مورد توجه گزارشها و تحلیلهای بینالمللی قرار گرفته است.
اعتراضات ۱۳۸۸: مهندسی انتخابات و فرماندهی سایه سرکوب
در جریان اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، نام مجتبی خامنهای بهعنوان یکی از چهرههای کلیدی در ساختار تصمیمگیری امنیتی مطرح شد. مهدی کروبی، از نامزدهای آن انتخابات، پیشتر در نامهای سرگشاده خطاب به علی خامنهای نسبت به دخالت فرزند او در روند انتخابات هشدار داده بود و نوشت:
«اخباری مبنی بر حمایت فرزند شما، آقا سید مجتبی، از یکی از کاندیداها منتشر شده است.»
کروبی بعدها نیز تأکید کرد که دخالت حلقه نزدیک به بیت رهبری در مهندسی انتخابات نقش مهمی در شکلگیری بحران سیاسی پس از انتخابات داشت.
همزمان، روزنامه گاردین در سال ۲۰۰۹ به نقل از یک منبع بلندپایه سیاسی در ایران گزارش داد:
«مجتبی فرمانده این کودتا است. نیروهای بسیج مستقیماً تحت فرمان او عمل میکنند، اما نام او همواره پنهان نگاه داشته میشود.»
در همان دوره گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه برخی جلسات امنیتی که پیشتر در شورای عالی امنیت ملی برگزار میشد، به دفتر رهبری منتقل شده بود؛ جایی که حلقه نزدیک به بیت رهبری، از جمله مجتبی خامنهای، نقش فعالتری در تصمیمگیریها ایفا میکردند.
اعتراضات آبان ۱۳۹۸: ورود نام مجتبی خامنهای به اسناد تحریمها
نقش مجتبی خامنهای در ساختار امنیتی حکومت در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. در نوامبر ۲۰۱۹ وزارت خزانهداری ایالات متحده نام او را در فهرست تحریمها قرار داد و اعلام کرد که مجتبی خامنهای:
«به نمایندگی از رهبر ایران در پیشبرد اهداف بیثباتکننده منطقهای و سرکوب داخلی فعالیت میکند.»
در همان بیانیه به همکاری نزدیک او با فرماندهان سپاه پاسداران و نیروی قدس نیز اشاره شده بود.
اعتراضات آبان ۱۳۹۸ یکی از خونینترین سرکوبهای اعتراضات در تاریخ معاصر ایران محسوب میشود. در جریان این اعتراضات نیروهای امنیتی و نظامی با استفاده از گلوله جنگی علیه معترضان وارد عمل شدند و صدها نفر کشته شدند. نقش حلقههای نزدیک به بیت رهبری در هماهنگی میان سپاه پاسداران، بسیج و سایر نهادهای امنیتی در این سرکوب از سوی تحلیلگران مورد توجه قرار گرفت.
اعتراضات ۱۴۰۱: هدایت عملیات امنیتی
در جریان اعتراضات گسترده سال ۱۴۰۱ که پس از مرگ مهسا امینی آغاز شد، گزارشهای متعددی از نقش حلقههای امنیتی نزدیک به بیت رهبری در هدایت سرکوب منتشر شد. بر اساس گزارشهایی که به اسناد داخلی نهادهای امنیتی نسبت داده شده است، مجتبی خامنهای در جلسات امنیتی مرتبط با مدیریت اعتراضات حضور داشته و از نیروهای امنیتی برای «خنثیسازی» اعتراضات تقدیر کرده است.
در همین گزارشها آمده است که او از برخی فرماندهان بسیج به دلیل آنچه «آمادگی ناکافی برای مقابله با جنگ شهری» خوانده شده بود انتقاد کرده و خواستار تقویت توان لجستیکی و عملیاتی نیروهای بسیج برای مقابله با اعتراضات آینده شده است.
در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ شعارهای متعددی علیه ساختار قدرت در ایران مطرح شد. یکی از شعارهایی که در تجمعات اعتراضی به طور گسترده شنیده شد، شعار «مجتبی بمیری، رهبری رو نبینی» بود که نشاندهنده آگاهی بخشی از معترضان نسبت به نقش سیاسی و امنیتی او در ساختار قدرت محسوب میشد.
شبکه امنیتی وابسته به مجتبی خامنهای
یکی از عوامل مهم در نفوذ امنیتی مجتبی خامنهای، شبکهای از فرماندهان نظامی و امنیتی است که از دوران جنگ ایران و عراق با او ارتباط داشتهاند. بسیاری از این افراد در یگانی موسوم به گردان حبیب از لشکر ۲۷ محمد رسولالله حضور داشتند؛ یگانی که بعدها تعدادی از اعضای آن به مناصب مهم در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی رسیدند.
در میان چهرههایی که از این شبکه نام برده میشود میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
حسین طائب
رئیس پیشین سازمان اطلاعات سپاه پاسداران که در سالهای مختلف در سرکوب اعتراضات و پروندههای امنیتی نقش داشت.
حسین نجات
از فرماندهان ارشد سپاه و از مسئولان قرارگاه ثارالله که مسئولیت امنیت تهران و مدیریت بحرانهای امنیتی در پایتخت را بر عهده دارد.
قرارگاه ثارالله یکی از مهمترین نهادهای امنیتی سپاه پاسداران محسوب میشود که در زمان اعتراضات گسترده، مسئولیت مدیریت امنیت تهران را بر عهده میگیرد.
وجود چنین شبکهای از فرماندهان امنیتی باعث شده است که برخی تحلیلگران از مجتبی خامنهای به عنوان یکی از چهرههای مؤثر در هماهنگی میان بیت رهبری و ساختار امنیتی جمهوری اسلامی یاد کنند.
امنیت و قدرت؛ اما تنها بخشی از شبکه نفوذ
آنچه در این گزارش بررسی شد، تنها بخشی از سازوکار قدرتی است که طی دو دهه گذشته در اطراف بیت رهبری در ایران شکل گرفته است. مجموعهای از روابط سیاسی، امنیتی و نظامی که در آن نام مجتبی خامنهای بهعنوان یکی از چهرههای مؤثر در هماهنگی میان سپاه پاسداران، نهادهای اطلاعاتی و حلقه نزدیک به رهبر رژیم مطرح شده است.
نقش این شبکه در سرکوب اعتراضات مردمی در سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ نشان میدهد که ساختار تصمیمگیری امنیتی در ایران تنها به نهادهای رسمی محدود نمیشود، بلکه بخشی از آن در حلقههای غیررسمی قدرت در اطراف بیت رهبری شکل گرفته است.
با این حال، نفوذ در ساختار امنیتی تنها یکی از ابعاد قدرت در این شبکه محسوب میشود. در کنار آن، مجموعهای از بنیادها، شرکتهای شبهدولتی و شبکههای مالی نیز طی سالهای گذشته شکل گرفتهاند که منابع اقتصادی گستردهای را در اختیار حلقههای نزدیک به بیت رهبری قرار دادهاند.
در شماره بعدی این گزارش، به بررسی ابعاد اقتصادی این ساختار قدرت و شبکه مالی مرتبط با مجتبی خامنهای پرداخته خواهد شد؛ شبکهای که بخشی از منابع اقتصادی ایران را در اختیار گرفته و نقش مهمی در تثبیت قدرت سیاسی این حلقه ایفا میکند.
ادامه دارد | در بخش دوم: شبکه مالی قدرت در ایران








