روایت مستند از هدفگیری آگاهانه زنان در قیام سراسری با قصد کشتن
آنها ایستادهاند.
روبهروی پاسداران.
مشتها گره کرده است.
صداها بلند است.
گلولهها نه به پا خورد.
نه به دست.
به سر خورد.
به قلب.
به صورت.
در ویدیویی که از دل قیام سراسری دیماه ۱۴۰۴ بیرون آمده، لحظه شلیک ثبت شده است؛ زنانی که سینه سپر کردهاند و در برابر نیروهای مسلح ایستادهاند، با شلیک مستقیم از پا درمیآیند. فاصله شلیک نزدیک است. زاویه شلیک حسابشده. اصابت، مرگبار. این تیرها هشدار نیستند؛ حکماند.
این تصویر، روایت فرار نیست.
روایت ایستادن است.
روایت زنانی که عقب نکشیدند و خیابان را ترک نکردند.
این شلیکها برای متفرقکردن جمعیت نبود.
برای خاموشکردن مقاومت بود.
الگوی شلیک؛ پاسخ مستقیم به ایستادگی
آنچه در ویدیوهای ثبتشده و شهادتهای میدانی دیده میشود، واکنشی لحظهای یا نتیجهی آشفتگی نیروهای مسلح نیست. با الگویی روبهرو هستیم که تکرار میشود، تثبیت شده و قابل شناسایی است: شلیک به نقاطی که مرگ را قطعی میکند. سر، صورت، قلب. این انتخاب، انتخابی فنی و آگاهانه است؛ انتخابی که تنها یک معنا دارد: حذف فیزیکی معترض.
در لحظههایی که زنان و دختران قیام، خیابان را ترک نکردند و در برابر پاسداران ایستادند، ماهیت سرکوب تغییر کرد. دیگر خبری از تیر هشدار یا هدفگیری اندامهای غیرحیاتی نبود. گلولهها مستقیماً به نقاط حیاتی نشستند. این تغییر ناگهانی نیست؛ پاسخی حسابشده به ایستادگی است.
در این صحنهها، شجاعت با عقبنشینی پاسخ داده نشد؛ با مرگ پاسخ داده شد
شهادتها؛ ثبت لحظههایی که انکار نمیشوند
«تیرها از ارتفاع میآمد. از پشتبامها. زاویه شلیک طوری بود که فقط سر یا قلب را میگرفت. این تیرها برای ترساندن نبود؛ برای تمامکردن بود.»
«هیچکس پشت نکرده بود. زنها جلو بودند. مشتها گرهکرده. وقتی شلیک شد، فهمیدیم که تصمیم گرفتهاند جمعیت را نه متفرق، که حذف کنند.»
«اول گاز اشکآور، بعد رگبار. وقتی زنان ایستادند و عقب نرفتند، تکتیراندازها وارد شدند. شلیکها دقیق و هدفمند بود.»
این روایتها جدا از هم نیستند. کنار هم که قرار میگیرند، تصویر یک تصمیم از پیشگرفتهشده را نشان میدهند.
ثبت مرگ؛ اسامی زنانی که ایستادند
مائده مرادیکیا، ۲۲ ساله، تهران
۱۹ دی ۱۴۰۴؛ شلیک مستقیم به سر در جریان حضور در خیابان.
آرزو عابدی، ۵۰ ساله، اصفهان
۱۹ دی ۱۴۰۴؛ اصابت گلوله به سر در خیابان باغ دریاچه.
مونا حسینی، ۵۷ ساله، اصفهان
۱۸ دی ۱۴۰۴؛ شلیک گلوله جنگی به صورت؛ انتقال به بیمارستان و اعلام مرگ.
سونیا صالحیراد، ۳۴ ساله، شیراز
۱۸ دی ۱۴۰۴؛ هدفگیری مستقیم به نقاط حیاتی در جریان قیام.
غزل آقایی لیندی، ۲۸ ساله، تهران (قلعهحسنخان)
۱۹ دی ۱۴۰۴؛ شلیک مرگبار نیروهای سرکوبگر در خیابان.
اینها تنها چندنام معدود از اسامی ثبتشدهاند. شمار واقعی جانباختگان، بسیار بسیار فراتر از آن چیزی است که امکان ثبت عمومی یافته است.
بیمارستان؛ جایی که الگو تأیید شد
انتقال مجروحان به مراکز درمانی، روایت خیابان را متوقف نکرد؛ آن را کامل کرد. ورود همزمان پیکرهایی با جراحات مشابه، کادر درمان را با واقعیتی واحد روبهرو ساخت: اصابت گلوله به سر، گردن، قفسه سینه و قلب.
در بسیاری از موارد، مرگ پیش از هر اقدام درمانی اعلام شد. فاصله شلیک نزدیک بود و مسیر گلوله مستقیم. الگوی زخمها، تکرارشونده و همسان بود؛ نشانهای روشن از اجرای یک تصمیم واحد.
فروپاشی روایت رسمی
ادعای «مسلحبودن معترضان» در برابر این شواهد فرو میریزد. زنانی که هدف قرار گرفتند، با مشتهای گرهکرده ایستاده بودند، نه با سلاح. هیچ نشانهای از درگیری مسلحانه از سوی آنان ثبت نشده است.
وقتی شلیکها به نقاط حیاتی محدود میشود، روایت رسمی دیگر قابل ترمیم نیست. آنچه تهدید تلقی شد، نه سلاح، بلکه خود ایستادگی بود.
نامگذاری حقوقی؛ وقتی الگو به جنایت تبدیل میشود
هدفگیری آگاهانه زنان غیرنظامی با شلیک مستقیم به سر، صورت و قلب، مصداق روشن قتل فراقضایی است. تکرار این الگو در شهرهای مختلف، آن را در چارچوب یک حملهی گسترده و سیستماتیک علیه جمعیت غیرنظامی قرار میدهد؛ رفتاری که از منظر حقوق بینالملل، در زمرهی جنایت علیه بشریت تعریف میشود.
مسئولیت این جنایت، محدود به عاملان صحنه نیست؛ زنجیرهی فرماندهی و آمران آن یعنی علی خامنهآی و رئیس قوه قضاییه اژهای بانیان این کشتار جنایتکارانهاند
موضعگیریهای بینالمللی؛ اجماع کمسابقه بر قصد کشتن
در پی انتشار تصاویر و شهادتهای میدانی از شلیک مستقیم به سر، صورت و قلب زنان معترض، مجموعهای از نهادهای معتبر بینالمللی حقوق بشر موضعگیریهایی کمسابقه و صریح اتخاذ کردهاند که همگی بر وجود یک الگوی عامدانه و مرگبار تأکید دارد.
۱. سازمان عفو بینالملل (Amnesty International)
عفو بینالملل در گزارشها و بیانیههای متعدد مربوط به اعتراضات دیماه، استفاده نیروهای امنیتی از سلاحهای جنگی و تفنگهای ساچمهزنی را تأیید کرده است.
این سازمان مستند کرده است که شمار قابل توجهی از جانباختگان بر اثر شلیک مستقیم به سر، قلب و قفسه سینه کشته شدهاند؛ الگویی که به گفته این نهاد، نشاندهنده «قصد کشتن» یا بیاعتنایی کامل به حق حیات است.
در میان قربانیان ثبتشده، دهها زن و کودک دیده میشوند که در اثر شلیک از فاصله نزدیک جان خود را از دست دادهاند.
2. هیئت حقیقتیاب سازمان ملل (UN Fact-Finding Mission)
هیئت حقیقتیاب مستقل سازمان ملل در گزارشهای رسمی ارائهشده به شورای حقوق بشر اعلام کرده است که شواهد معتبری از ارتکاب «جنایت علیه بشریت» در جریان سرکوب اعتراضات، بهویژه علیه زنان، وجود دارد.
این هیئت تأکید کرده است که سرکوبها شامل قتل، حبس، شکنجه، تجاوز و سایر اشکال خشونت جنسی بوده و بهصورت گسترده و سیستماتیک علیه جمعیت غیرنظامی اعمال شده است.
کارشناسان سازمان ملل با تحلیل ویدئوها و اسناد پزشکی، از هدفگیری عامدانه سر، سینه، صورت و چشمهای زنان خبر دادهاند؛ اقدامی که به نابینایی یا مرگ صدها زن انجامیده و بهعنوان «آزار و تعقیب جنسیتی» ارزیابی شده است.
در گزارش ژانویه ۲۰۲۶، این هیئت همچنین به استفاده از تکتیراندازها و تسلیحات جنگی در مناطق مسکونی اشاره کرده و تأیید کرده است که برخی زنان حتی در بالکن یا پشت پنجره خانههای خود با شلیک مستقیم به سر کشته شدهاند.
3. مصادیق ثبتشده در قیام اخیر (دیماه ۱۴۰۴ / ژانویه ۲۰۲۶)
عفو بینالملل در آخرین یادداشت حقوقی خود (۱۴ ژانویه ۲۰۲۶) تأکید کرده است که تکرار و سازمانیافتگی این کشتارها، آنها را از سطح سرکوب عادی فراتر برده و در چارچوب «کشتار جمعی» در شرایط قطع اینترنت قرار میدهد.
4. روزنامه گاردین (The Guardian)
گزارش تحقیقی گاردین، مبتنی بر مصاحبه با پزشکان و پرستارانی که بهطور مخفی معترضان را مداوا کردهاند، از الگوی هدفگیری جنسیتی پرده برمیدارد.
بر اساس این گزارش، نیروهای امنیتی در موارد متعدد به صورت، و اندامهای حساس زنان شلیک کردهاند.
پزشکان تأکید کردهاند که در حالی که مردان بیشتر از ناحیه پا یا کمر هدف قرار میگرفتند، زنان بهطور هدفمند در نقاطی مورد اصابت قرار میگرفتند که منجر به جراحات ماندگار یا مرگ میشد.
جمعبندی
این گزارش، روایت ترس نیست؛ ثبت شجاعت و ایستادگی نسل قیام است. مردان و زنانی که عقب ننشستند، با گلوله پاسخ گرفتند. بدنهای آنها سند است. الگو روشن است. این پرونده، نه با انکار بسته میشود و نه با فراموشی.
