کارخانه‌ی ذوبِ هویت؛ از نیمکت‌های مدرسه تا پادگان‌های بنیادگرایی

پیشگفتار

زمانی که در رابطه با تربیت نیروهای سرکوبگر برای بقا: دبیرستان‌های جدید پلیس و معماری سرکوب – مانيتورینگ حقوق بشر ايران هشدار دادیم چنین تصوری نداشتیم که این موضوع، یعنی به قول جمهوری اسلامی «تربیت مکتبی» کودکان و نوجوانان و تبدیل آنها به اهرمهایی در دست این حکومت چنین ابعاد گسترده ای داشته باشد که در این گزارش ویژه به آن می پردازیم.

آنچه در قالب «دبیرستان‌های پلیس» مشاهده کردیم، تنها نوک کوه یخ از یک استراتژی کلان به نام «پاک‌سازی و تهاجم ترکیبی به نظام آموزشی» است. جمهوری اسلامی پس از قیام‌های اخیر، به این نتیجه رسیده که کنترل خیابان بدون کنترل «ذهن کودک» ناممکن است. بر اساس اخبار و اسناد استخراج شده، این پهنه گسترده شامل چند لایه عملیاتی است که در این گزارش با جزئیات و منابع آورده شده است.

این گزارش نشان می دهد که جمهوری اسلامی تمرکز خود را برروی آموزش و پرورش گذاشته تا بقول خودش «انسانهای مکتبی»، بخوانید «انسانهای متعهد به ولایت فقیه و بنیادگرایی» تربیت کنند و در این میان کودک و حقوق کودک برایش هیچ معنایی ندارد. اگر جهان مانع چنین روندی نشود و بخصوص اگر قطع اینترنت جهانی ادامه داشته باشد، یکی دو نسل بعد، ایران دنیای دیگری را نخواهد شناخت و سرزمینی که زمانی مهد تمدن جهان بود و دنیای غرب در مقابل آن کودکی بیش نبود، با نقض تمام ارزشهای انسانی و حقوق بشری، تبدیل خواهد شد به کانون صدور بنیادگرایی و تروریسم، و یک تهدید اتمی انسانی برای کل جهان.

تمرکز بر تغییر ساختار نظام آموزشی برای تربیت نسلی همسو با ایدئولوژی حاکم، فراتر از تأسیس چند مدرسه خاص است و در واقع یک مهندسی اجتماعی کلان برای تضمین بقای بلندمدت و گسترش نفوذ ایدئولوژیک محسوب می‌شود. این موضوع نه تنها یک بحران داخلی برای هویت ملی ایران با نقض تمامی حقوقی که یک کودک یا نوجوان می بایست داشته باشد، بلکه به دلیل پتانسیل صدور بنیادگرایی، یک چالش امنیتی بین‌المللی است.

فصل اول:

تقابل دو جهان‌بینی (یونسکو ۲۰۳۰ در برابر سند تحول)

مقدمه

آموزش و پرورش در ایران دیگر یک نهاد مدنی نیست بلکه به زیرمجموعه ای از ساختار دفاعی- امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. در این حکومت «شهروند جهانی» تربیت نمی شود بله آموزش و پرورش در آن تمرکز دارد بر «تربیت سرباز مکتبی».

طبق گزارش تابناک در ۱۱ اردبیهشت ۱۳۹۸

https://www.tabnak.ir/fa/news/895932

۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، روز معلم، علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در آن زمان، سند ۲۰۳۰ را سندی می نامد که دنبال تربیت سرباز و رعیت برای غرب در مدارس ایران است.

وی می گوید: « غربی‌ها انتظار دارند معلمانِ متدین ما که علاقه‌مند به آینده کشور هستند، در کلاس درس خود برای آن‌ها سرباز تربیت کنند، تا دانش‌آموز ما سرباز و رعیت همان وحشی‌های کراوات‌زده‌ی ظاهرسازی شود که به راحتی آدم می‌کشند و به آدمکش‌ها کمک می‌کنند.» سپس وی از آخوند مطهری به عنوان یک معلم واقعی نام می برد و در تقدیر از او می گوید: «: شهید مطهریِ عزیز به معنای واقعی، یک معلم دلسوز بود که با فکر و بیان قوی، رسوخ اندیشه‌های عمیق اسلامی را در ذهن جوانان دنبال می‌کرد و شهادت او در این راه، به منزله امضای قطعی خداوند متعال بر کارنامه آن بزرگوار بود…. «

خامنه ای در ادامه در زمینه آموزش و پرورش، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی را بسیار مهم و قلب این وزارتخانه می داند و فرمان می دهد که: « متون آموزشی که این سازمان تولید می کند، باید منطبق با سند تحول باشد.»

تابناک ادامه می دهد: « حضرت آیت الله خامنه ای «گنجانده شدن مناسب و صحیح و ظریف پیامها و معارف انقلاب در همه متون آموزشی و پرورشی» را ضروری خواندند و خاطرنشان کردند: سازمان پژوهشی و برنامه ریزی باید از لحاظ انسانهای دانا، آگاه، خوشفکر، متدین و انقلابی غنی شود.» ایشان خاطرنشان کردند: «در این مراکز (دانشگاههای فرهنگیان و شهید رجایی) باید معلمانی تربیت شوند که به معنای حقیقی کلمه، معلم و تعلیم دهنده دین و تقوا و انقلاب باشند.»

سند ۲۰۳۰ در مقابل سند تحول

این دو سند در واقع دو نقشه راه کاملاً متضاد برای آینده هستند. یکی بر اساس استانداردهای جهانی و «حقوق بشر» تدوین شده و دیگری بر پایه «ایدئولوژی  باصطلاح اسلامی-انقلابی» ای که نظام جمهوری اسلامی آنرا نمایندگی می کند برای بقای نظام و تربیت «انسان مکتبی» تدوین شده است. در ادامه، تفاوت‌های کلیدی این دو را بر اساس اسناد رسمی بررسی می‌کنیم:

۱. سند ۲۰۳۰  یونسکو

این سند بخشی از برنامه «توسعه پایدار» سازمان ملل است که در سال ۲۰۱۵ تصویب شد. هدف اصلی آن (هدف چهارم/SDG 4) «تضمین آموزش باکیفیت، برابر و فراگیر برای همه» است.

چرا رژیم با آن مخالفت کرد؟ علی خامنه‌ای در سال ۱۳۹۸ صراحتاً اعلام کرد که این سند «سرباز برای غرب تربیت می‌کند» و مفاهیمی مثل برابری جنسیتی را با اسلام در تضاد دانست. او تأکید کرد که نظام آموزشی ایران نباید در بیرون از کشور نوشته شود.

۲. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (ایران)

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%86%D8%AF_%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84_%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86

این سند در سال ۱۳۹۰ به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و «قانون اساسی» آموزش در جمهوری اسلامی محسوب می‌شود. هدف آن تحول نظام آموزشی به سمت تربیت انسان‌هایی است که به «حیات طیبه» (زندگی بر اساس معیارهای اسلامی) برسند.

موضوعسند ۲۰۳۰ یونسکوسند تحول بنیادین (ایران)
هدف غاییشهروند جهانیِ پرسش‌گر و ماهرسربازِ متعهد به ولایت و مکتب
جنسیتبرابری کامل حقوقی و آموزشیتفکیک بر اساس نقش‌های سنتی و حجاب
ارزش‌هاصلح، مدارا و حقوق بشرجهاد، ایثار و شهادت‌طلبی
مرجعیتعلم و استانداردهای بین‌المللیمتون دینی و فرامین رهبری

این تغییر رویکرد، نقض آشکار اصل مصلحت عالیه کودک (Article 3 of CRC) است. طبق این اصل، در هر تصمیمی که برای کودکان گرفته می‌شود، منافع عالیه آن‌ها باید اولویت اول باشد؛ حال آنکه در “سند تحول”، مصلحت بقای نظام بر سلامت روان و حق انتخاب کودک مقدم گشته است.

در یک گزارش تحلیلی تقابل میان این دو جهان بینی کاملا متفاوت در حوزه آموزش و پرورش بررسی می شود. یکی بر پایه «حقوق بشر و صلح جهانی» (یونسکو ۲۰۳۰) و دیگری بر پایه «ایدئولوژی مذهبی و تربیت کادر سرکوب» در سند تحول بنیادین جمهوری اسلامی.

تحلیل تطبیقی سند ۲۰۳۰ یونسکو و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ایران

A Comparative Study of the UNESCO 2030 agenda with the Fundamental Transformational Document of Iran’s Education

https://journal.cesir.ir/article_146300.html

۱. چشم‌انداز و هدف غایی (Citizenship vs. Loyalty)

۲. برابری جنسیتی و نقش‌های اجتماعی (Equality vs. Segregation)

۳- رویکرد «حق‌مدار» در برابر رویکرد «تکلیف‌مدار»

۴- عینیت علمی در برابر فیلتر ایدئولوژیک

۵- سواد دیجیتال جهانی در برابر قرنطینه اطلاعاتی

۶- تکثرگرای در برابر انحصارگرایی

سند ۲۰۳۰ یونسکو (احترام به تنوع): آموزش باید بر اساس احترام به تنوع نژادی، مذهبی، زبانی و عقیدتی باشد. هدف، همزیستی مسالمت‌آمیز میان پیروان تمام افکار است.

محور مقایسهسند ۲۰۳۰ یونسکوسند تحول بنیادین ایران
مبنای تربیتیفرد به عنوان صاحب حق (Rights-based)فرد به عنوان مأمور به تکلیف (Duty-based)
محتوای علمیبی‌طرف و مبتنی بر استانداردهای جهانیجهت‌دار و مبتنی بر «اسلامی‌سازی»
ارتباطاتسواد رسانه‌ای و دسترسی به وب آزاداینترنت ملی و پلفترم‌های نظارتی (شاد)
پذیرش تفاوت‌هاکثرت‌گرایی و مدارا با دگراندیشانانحصار ایدئولوژیک و حذف تفکرات مخالف

۳. جدول مقایسه‌ای شاخص‌های کلیدی

شاخصسند ۲۰۳۰ یونسکو (استاندارد جهانی)سند تحول بنیادین (استراتژی بقای نظام)
محور آموزشحقوق بشر و صلح جهانیجهاد، ایثار و شهادت‌طلبی
رویکرد علمیسکولار، مبتنی بر تحقیق و علمایدئولوژیک، مبتنی بر نفی علوم انسانی غربی
آزادی اندیشهترویج پرسشگری و تفکر انتقادیتربیت کادر وفادار و اطاعت مطلق
دسترسی به اطلاعاتاینترنت آزاد و سواد رسانه‌ای جهانیشبکه ملی (شاد) و قرنطینه دیجیتال
نقش نهادهای نظامیمدرسه محیطی غیرنظامی و امن استحضور فراجا و طلاب (طرح امین) در مدارس

نظامی‌گری در آموزش: از مدرسه تا پادگان

یکی از خطرناک‌ترین تفاوت‌های این دو سند در «میلیتاریزه کردن آموزش» نهفته است. در حالی که پروتکل‌های بین‌المللی (مانند اعلامیه مدارس ایمن) بر دوری مدارس از نفوذ نظامیان تأکید دارند، «سند تحول» در ایران عملاً راه را برای ورود نهادهای امنیتی باز کرده است:

پیامد جهانی: تهدید علیه امنیت انسانی

جایگزینی سند ۲۰۳۰ با سند تحول، تنها یک مسئله داخلی نیست. این اقدام به معنای قطع ارتباط یک نسل با ارزش‌های جهانی است. محصول این نظام آموزشی، نسلی است که به دلیل «ایزولاسیون دیجیتال» و «شستشوی مغزی سیستماتیک»، جهان را دشمن می‌پندارد. این فرآیند، ایران را از مهد تمدن و خرد، به کانون تربیت نیروهای بنیادگرا تبدیل می‌کند که نه تنها برای ملت ایران، بلکه برای صلح و امنیت جهانی یک تهدید ساختاری محسوب می‌شوند و این مسیر را با عبور از تمام حقوق جهانی کودکان و نوجوانان طی می کند.

جایگزینی کامل سند ۲۰۳۰ با «سند تحول»، مدارس را از محیطی برای رشد علمی به «پادگان‌های آموزشی» تبدیل می‌کند.

وقتی آموزش از حالت «بی‌طرف» خارج شده و بر پایه «صدور بنیادگرایی» و «نظامی‌گری» قرار می‌گیرد، خروجی آن نسلی است که به جای تعامل با جهان، راه حل مشکلات را در «حذف فیزیکی و تروریسم» می‌بیند. قطع اینترنت (اینترنت ملی) در واقع ساختن دیواری به دور این آزمایشگاهِ بزرگِ انسان‌سازی است تا از «نفوذِ» هرگونه تفکر انتقادی جلوگیری شود.

دبیرستان‌های پلیسی که قبلاً درباره‌شان صحبت کردیم، در واقع بخش عملیاتی و ضربتیِ همین «سند تحول» هستند؛ یعنی تربیت کادرهایی که نه تنها ذهن‌شان شستشو داده شده، بلکه برای سرکوبِ دیگران هم آموزش نظامی دیده‌اند.

نگاهی به شبکه شاد

عصر ایران- ۲۳ آذر ۱۴۰۴

https://www.asriran.com/fa/news/1123173

مشاور وزیر و رئیس مرکز منابع انسانی و امور اداری در شورای راهبری شاد، علی باقرزاده گفت: «شبکه شاد تنها یک سرویس آموزش ویدئویی نیست، بلکه یک زیست‌بوم کامل آموزشی، تربیتی و فرهنگی است… شاد به‌عنوان یک محیط کنترل‌شده و پاک، با نظارت مستمر تیم‌های تخصصی، امکان دسترسی دانش‌آموزان به محتوای سالم و مناسب را فراهم کرده است. سایت‌ها و منابعی که از نظر محتوایی تأیید می‌شوند، با اولویت بالاتر در نتایج جست‌وجوی دانش‌آموزان نمایش داده می‌شوند و دسترسی به واژه‌ها، سایت‌ها و محیط‌های نامناسب عملاً برای کاربران دانش‌آموز مسدود شده است.»

حال به نمونه ای از آنچه این مشاور وزیر و رئیس مرکز منابع انسانی برای کودکان مناسب و تربیت فرهنگی می بیند اشاره می کنیم.

خبرگزاری دانشجو ۱۴ اردیبهشت 1405

https://snn.ir/fa/news/1400691

استقبال گسترده دانش‌آموزان از پویانمایی «هواگردان»

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، پویانمایی طنز «هواگردان» در ایام جنگ رمضان در پلتفرم «شاد» منتشر شد و با استقبال گسترده دانش‌آموزان رو به رو شد بازدیدی معادل تماشای هم‌زمان این پویانمایی توسط بیش از ۴۰ هزار دانش‌آموز در یک نوبت پخش است.

استقبال قابل توجه از این اثر، بار دیگر ظرفیت بالای قالب انیمیشن و زبان طنز را برای انتقال مفاهیم آموزشی و جذاب به نسل نوجوان نشان می‌دهد.

پخش این مجموعه در اپلیکیشن شاد ادامه دارد و پیش‌بینی می‌شود با انتشار قسمت‌های جدید، رکورد‌های تازه‌ای در حوزه محتوای آموزشی سرگرمی این پلتفرم به ثبت برسد.

حال این طنز «هواگردان» چیست؟

خبرگزاری تسنیم- ۲۷ اسفند ۱۴۰۴

https://www.tasnimnews.ir/fa/news/1404/12/27/3543224

به گزارش خبرگزاری تسنیم، مجموعه پویانمایی «هواگردان» با هدف آشنایی نوجوانان با توانمندی‌ها و ظرفیت‌های دفاعی جمهوری اسلامی ایران، از 24 اسفند  در پلتفرم «شاد» آغاز به انتشار کرده است.  

این مجموعه به تهیه‌کنندگی محمدحسین صادقی و کارگردانی محمد صالح دهقانی،با بیانی طنز و رویکردی جذاب برای نسل نوجوان، به معرفی تسلیحات ایرانی به‌ویژه در حوزه‌های موشکی و پهپادی می‌پردازد و تقابل نظامی میان ایران و رژیم صهیونیستی را در قالبی داستان‌محور و سرگرم‌کننده به تصویر می‌کشد.  

از ویژگی‌های خلاقانه این اثر، شخصیت‌پردازی اختصاصی برای هر یک از تسلیحات ایرانی بر اساس ویژگی‌های ذاتی آن‌هاست؛ شیوه‌ای ابتکاری که باعث ارتباط نزدیک‌تر مخاطب نوجوان با مفاهیم فنی و دفاعی شده و بستر طراحی محتواهای جانبی را فراهم کرده است.  

بنابراین در حالی که آموزش باید “تربیت برای صلح” باشد، این اقدام کودکان را در سنی که قدرت تمیزِ پیامدهای فاجعه‌بار جنگ را ندارند، به ابزارهای جنگی دلبسته می‌کند. این نقض مستقیم ماده ۲۹ کنوانسیون است که آموزش را ابزاری برای تفاهم و دوستی میان ملت‌ها می‌داند.

استفاده از زبان طنز و پویانمایی برای عادی‌سازی موشک و پهپاد در ذهن کودکان، فراتر از یک سرگرمی ساده، مصداق ترویج خشونت (Incitement to Violence) است. و این در حالی است که به اعتراف معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، سید حسن موسوی چلک وضعیت اضطراب پنهان کودمان به وضعیت هشداری رسیده است:

همشهری آنلاین ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

https://www.hamshahrionline.ir/news/1032237

… معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با اشاره به اجرای برنامه ملی غربالگری اضطراب کودکان گفت: «تاکنون به صورت تقریبی ۸۹۹ هزار و ۷۹۳ کودک ۵ تا ۶ ساله در کشور غربالگری شده‌اند که از این تعداد ۱۸۶ هزار و ۷۷۲ کودک مشکوک به اضطراب شناسایی شده‌اند از مجموع کودکان مشکوک، ۱۴۱ هزار و ۲۹۳ نفر برای دریافت خدمات روانشناختی به مراکز مشاوره ارجاع شده‌اند که این رقم حدود ۷۶ درصد کودکان شناسایی‌شده را شامل می‌شود. وی هشدار داد: اگر اضطراب مزمن در این سنین مورد درمان قرار نگیرد خطر بروز افسردگی، اختلالات شخصیت و حتی سوءمصرف مواد در سال‌های بعد افزایش می‌یابد. اضطراب درمان‌نشده در کودکی همچنین می‌تواند به افت تحصیلی، ضعف مهارت‌های اجتماعی، کاهش عزت‌نفس و شکل‌گیری اختلالات اضطرابی مزمن در بزرگسالی منجر شود.»

نتیجه‌گیری حقوقی:

اقدامات اخیر جمهوری اسلامی در راستای اجرای «سند تحول» و لغو سند ۲۰۳۰، نقض فاحش بند ۲ ماده ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۲۹ کنوانسیون حقوق کودک است. آموزش باید در جهت «تقویت احترام به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی» باشد، نه ابزاری برای تضمین بقای یک نظام از طریق استثمار نوجوانیِ کودکان. «سند تحول بنیادین» عملاً یک «پروتکلِ ایزولاسیون» است. وقتی رژیم دسترسی به اینترنت را قطع می‌کند و دانش‌آموز را در پلتفرم «شاد» محصور می‌سازد، در واقع در حال اجرای بخش «فناوری» همین سند تحول است. دبیرستان‌های پلیس هم بخش «نظامی-اجرایی» این سند هستند. این ساختار نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی نه تنها به حقوق بین المللی کودکان و نوجوانان وقعی نمی نهد بلکه به دنبال ساختن یک «انسانِ تک‌بعدی»است که فاقد توانایی تحلیل مستقل باشد؛ یعنی دقیقاً نقطه‌ی مقابلِ شهروند پرسشگری که یونسکو به دنبال تربیت آن است

خروج از نسخه موبایل