نقض سیستماتیک حق سلامت همگانی در ایران

از استراتژی «تلفات انسانی» در کرونا تا بازار سیاه دارو و مرگ خاموش زندانیان بیمار

  1. چارچوب گزارش و یافته‌های کلیدی

روز جهانی پوشش همگانی خدمات بهداشتی بر اصل دسترسی همه مردم، در همه‌جا، به خدمات درمانی ضروری، با کیفیت و بدون مانع مالی تأکید دارد. با این حال، شواهد گسترده و مستند نشان می‌دهد که در ایران، این اصل نه‌تنها محقق نشده، بلکه به‌طور سیستماتیک نقض شده است.

این گزارش با تکیه بر اعترافات رسمی مقامات حکومتی، گزارش‌های رسانه‌های وابسته به رژیم، داده‌های گردآوری‌شده توسط مقاومت ایران و واکنش‌های بین‌المللی، نشان می‌دهد آنچه در ایران جریان دارد، صرفاً یک بحران یا ناکارآمدی مدیریتی نیست، بلکه یک الگوی پایدار از تصمیم‌سازی و اجراست که سلامت و جان انسان‌ها را تابع ملاحظات سیاسی، امنیتی و اقتصادی کرده است.

اعتراف رسمی به 700 هزار قربانی

در 29 شهریور 1404، محسن منصوری، معاون اجرایی دولت ابراهیم رئیسی، اعلام کرد که در پایان دولت حسن روحانی، شمار جان‌باختگان کرونا حدود 700 هزار نفر بوده است. این اعتراف در تضاد آشکار با آخرین آمار رسمی اعلام‌شده در 12 مرداد 1401 است که تعداد قربانیان کرونا را 142 هزار نفر عنوان می‌کرد. اختلاف میان این دو رقم، بیش از 7.5 برابر است.

داده‌های مقاومت؛ بیش از یک میلیون قربانی

دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران اعلام کرد که از اسفند 1398، با اتکا به گزارش‌های روزانه سازمان مجاهدین خلق ایران از صدها شهر در هر 31 استان کشور و در قالب بیش از 730 اطلاعیه بدون وقفه، در 19 فروردین 1401 آمار واقعی قربانیان کرونا را با «احتیاط مفرط» بیش از 530 هزار نفر اعلام کرده بود. اعتراف اخیر منصوری نشان داد که رقم واقعی قربانیان کرونا در پایان پاندمی، بیش از یک میلیون نفر بوده و حتی برآورد پیشین مقاومت نیز محافظه‌کارانه بوده است.

در 13 اسفند 1398، علی خامنه‌ای در اوج گسترش کرونا اعلام کرد:
«این بلا آن‌چنان بزرگ نیست… می‌تواند یک دستاورد باشد… بلا برای ما تبدیل به نعمت می‌شود.»

این اظهارات از رسانه‌های رسمی رژیم پخش شد و نشان‌دهنده نگاه ابزاری حاکمیت به مرگ‌ومیر گسترده شهروندان است.

در 19 دی 1399، خامنه‌ای با صدور دستور مستقیم، واردات واکسن‌های آمریکایی و بریتانیایی را ممنوع کرد. این تصمیم در زمانی اتخاذ شد که واکسیناسیون عمومی در بسیاری از کشورها آغاز شده و مرگ‌های قابل پیشگیری در ایران ادامه داشت.

روزنامه حکومتی جوان در 11 شهریور 1400 فاش کرد که ایران بدون مطالعه علمی، واکسن‌های چینی بی‌اثر را در سطح هزار میلیارد تومان خریداری کرده و با علم به بی‌اثر بودن، مردم را مجبور به مصرف آن‌ها کرده است. در این گزارش آمده است که مسئولانی از جمله دکتر قانعی به بی‌اثر بودن و عوارض این واکسن‌ها اذعان کرده‌اند و حتی بیمارانی که «مردنی نبودند»، پس از دریافت این داروها جان باخته‌اند.

روزنامه شرق در 23 شهریور 1400 افشا کرد که شرکت «برکت» وابسته به سپاه پاسداران، بابت هر دوز واکسن 200 هزار تومان دریافت کرده و برای 120 میلیون دوز، بیش از یک میلیارد دلار از منابع دولتی برداشت شده است.

دارو؛ از کالای حیاتی تا کالای لوکس

خبرگزاری حکومتی مهر در دی 1403 گزارش داد که قیمت  955 قلم دارو به‌طور رسمی افزایش یافته است. بر اساس این گزارش، برخی اقلام با افزایش 50 تا 100درصدی مواجه شده‌اند. از جمله:

این ارقام مربوط به بازار رسمی است، در حالی که دسترسی واقعی بیماران اغلب در بازار غیررسمی تعیین می‌شود.

ناصرخسرو؛ قلب بازار سیاه دارو

رسانه‌های داخلی ایران سال‌هاست خیابان ناصرخسرو تهران را به‌عنوان مرکز اصلی بازار سیاه دارو معرفی کرده‌اند. گزارش‌های متعدد رسانه‌های حکومتی و نیمه‌رسمی نشان می‌دهد داروهایی که در داروخانه‌ها «یافت نمی‌شود»، در ناصرخسرو با قیمت‌های چندبرابری قابل خرید است.

داده‌های مقاومت نشان می‌دهد داروهای بیماران سرطانی، دیالیز، پیوند اعضا و بیماری‌های خاص که با ارز یارانه‌ای وارد شده‌اند، به‌صورت سازمان‌یافته از چرخه رسمی خارج و با قیمت‌هایی تا ده‌ها میلیون تومان در بازار سیاه عرضه می‌شوند.

عاملان و سازوکار

پایداری بازار ناصرخسرو بدون حمایت ساختاری ممکن نیست. این بازار:

فعال است.

سعید نمکی، وزیر سابق بهداشت، پیش‌تر به «فساد سازمان‌یافته در حوزه دارو و تجهیزات پزشکی» اشاره کرده و درباره سرنوشت 1.3 میلیارد دلار سؤال کرده بود. داده‌های مقاومت نشان می‌دهد بخش‌هایی از این شبکه به شرکت‌ها و نهادهای وابسته به سپاه پاسداران متصل است و از کمبود مصنوعی دارو سود می‌برد.

پیامد انسانی

کارگران و بازنشستگان، بنا بر آمارهای حکومتی، پیش از تشدید بحران نیز ماهانه حدود 1.4 میلیون تومان فقط برای درمان هزینه می‌کردند، در حالی که حقوق بسیاری از آن‌ها حدود 6 میلیون تومان بوده است. با جهش اخیر قیمت دارو، درمان برای بخش بزرگی از جامعه عملاً غیرممکن شده و بیماران میان فقر و مرگ قرار گرفته‌اند.

شواهد موثق از داخل زندان‌های ایران نشان می‌دهد که محرومیت درمانی زندانیان بیمار یک سیاست عامدانه است.

موارد شاخص

سازوکارهای محرومیت

این موارد نشان‌دهنده الگوی مشترکی از تأخیر عامدانه در اعزام، کنترل امنیتی بر تصمیم پزشکی، برچسب «تمارض»، شرط‌گذاری تحقیرآمیز مانند انتقال با دستبند و پابند، تحمیل هزینه دارو به زندانی و عدم تحویل داروهای حیاتی است.

نهادهای بین‌المللی و سازوکارهای ویژه سازمان ملل بارها نسبت به وضعیت سلامت در ایران، به‌ویژه در زندان‌ها، هشدار داده‌اند.
عفو بین‌الملل در گزارش تحقیقی خود با عنوان «در اتاق انتظار مرگ» اعلام کرده است که مقامات ایرانی با ممانعت عامدانه از دسترسی زندانیان بیمار به مراقبت‌های حیاتی، زندان‌ها را به اتاق‌های انتظار مرگ تبدیل کرده‌اند.
گزارشگران ویژه سازمان ملل در حوزه شکنجه و حق سلامت نیز در بیانیه‌ها و مکاتبات رسمی، محرومیت درمانی زندانیان در ایران را موجب نگرانی جدی دانسته و خواستار دسترسی فوری و بدون قید و شرط زندانیان بیمار به خدمات پزشکی شده‌اند.

مجموع شواهد نشان می‌دهد که در ایران، حق سلامت همگانی به‌طور سیستماتیک نقض شده است؛ از سیاست‌های مرگبار دوران کرونا و پنهان‌کاری درباره آمار واقعی قربانیان، تا غارت سازمان‌یافته در حوزه واکسن و دارو، شکل‌گیری بازار سیاه ناصرخسرو و در نهایت محرومیت عامدانه زندانیان بیمار از درمان که به مرگ‌های قابل پیشگیری انجامیده است.

این گزارش تصویری مستند از الگویی ارائه می‌دهد که سلامت انسان‌ها را تابع ملاحظات سیاسی، امنیتی و اقتصادی کرده و جان هزاران نفر را به مخاطره انداخته است.

خروج از نسخه موبایل