از سرکوب ایدئولوژیک تا ترور قضایی ورزشکاران
ورزش در ایران طی دهههای گذشته از یک نهاد مستقل حرفهای فاصله گرفته و به ابزاری برای کنترل سیاسی، ایدئولوژیک و امنیتی تبدیل شده است. در این مدت، شمار زیادی از ورزشکاران به دلیل فعالیتهای مدنی مسالمتآمیز، دیدگاههای سیاسی، باورهای مذهبی یا خودداری از تبعیت از سیاستهای ایدئولوژیک حکومت، با اعدام، زندان، شکنجه، اعترافات اجباری، محرومیت حرفهای و دیگر اشکال نقض جدی حقوق بشر روبهرو شدهاند.
این گزارش با بررسی پروندههای مستند ورزشکاران اعدامشده، کشتهشده و زندانی، نشان میدهد که سرکوب جامعه ورزش ایران مجموعهای از رویدادهای پراکنده نیست، بلکه بخشی از یک الگوی سازمانیافته و سیستماتیک نقض حقوق بشر است.
بخش نخست این گزارش بر ورزشکارانی تمرکز دارد که به دلیل بهرهمندی از حقوق و آزادیهای بنیادین خود جان باختهاند، اعدام شدهاند یا همچنان در زندان به سر میبرند.
قیام ۱۴۰۴؛ ورزشکاران در کنار مردم
قیام ۱۴۰۴ نقطه عطف دیگری در حضور جامعه ورزش ایران در اعتراضات مردمی بود. در این دوره، شماری از ورزشکاران، مربیان و قهرمانان رشتههای مختلف، همانند دیگر شهروندان، در کنار مردم قرار گرفتند و به دلیل حضور در اعتراضات یا حمایت از مطالبات عمومی، با شدیدترین برخوردهای امنیتی و قضایی روبهرو شدند. در میان قربانیان این قیام، شماری از ورزشکاران زن نیز حضور داشتند که پیشتر در رشتههای مختلف ورزشی افتخارآفرین بودند و در جریان اعتراضات جان خود را از دست دادند.
صالح محمدی، کشتیگیر جوان، پس از بازداشت در جریان اعتراضات با حکم اعدام روبهرو شد و حکم او به اجرا درآمد.
مهدی قدیمی، از ورزشکاران حاضر در اعتراضات، پس از بازداشت با اتهامات امنیتی محاکمه و اعدام شد؛ پروندهای که نگرانیهای گستردهای درباره رعایت اصول دادرسی عادلانه برانگیخت.
مسعود ذاتپرور، قهرمان بدنسازی، به دلیل حضور در اعتراضات بازداشت و در ادامه اعدام شد و به یکی از شناختهشدهترین قربانیان جامعه ورزش در این قیام تبدیل شد.
ساسان آزادوار، کاراتهکار جوان، نیز از چهرههای شاخص اعتراضات بود که پس از بازداشت با سنگینترین برخوردهای قضایی روبهرو شد و نام او در میان پروندههای برجسته سرکوب ورزشکاران ثبت شد.
عرشیا براری، قهرمان جوان فیتنس، پس از بازداشت در ارتباط با اعتراضات با حکم اعدام مواجه شد و پرونده او نیز به یکی از نمونههای شاخص سرکوب ورزشکاران در جریان قیام ۱۴۰۴ تبدیل شد.
در کنار این چهرههای شاخص، یزدان افروغ، عباس خادم، هادی فروغ، علیمحمد کردکاظمی، حسن کلهر، ربین مرادی، محمدحسین پرنون، مجتبی ترشیز، محمدرضا گلمکانی و قاسم وکیلی نیز از جمله ورزشکاران و مربیانی هستند که به دلیل ارتباط با اعتراضات، با بازداشت، فشارهای امنیتی، احکام قضایی یا دیگر اشکال نقض حقوق بشر مواجه شدند.
ورزشکارانی که در مسیر آزادی جان باختند
قیام سراسری دیماه ۱۴۰۴ تنها صحنه حضور شهروندان معترض نبود؛ شماری از ورزشکاران نیز در کنار مردم برای مطالبه آزادی و حقوق بنیادین خود به خیابان آمدند و جان باختند. آنان که پیشتر در میدانهای ورزشی برای کسب افتخار و قهرمانی رقابت میکردند، این بار بهای همراهی با مردم را با جان خود پرداختند.
زهرا آزادپور، فوتبالیست حرفهای، کوهنورد و دعوتشده به اردوی تیم ملی فوتبال زنان ایران، روز ۱۹ دی ۱۴۰۴ در کرج با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی کشته شد.
صهبا رشتیان، کمکداور ۲۳ ساله فوتبال زنان، فعال در رشتههای دوومیدانی و آمادگی جسمانی، روز ۱۹ دی ۱۴۰۴ در اصفهان هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
سکینه اکبری، مربی کوهنوردی و امدادگر، در جریان اعتراضات اردبیل بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی کشته شد.
سارا بهبودی، کوهنورد ۴۵ ساله اهل رشت و فاتح چندین قله، در ۱۹ دی ۱۴۰۴ هنگام حضور در اعتراضات مردمی هدف تیراندازی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
آرنیکا دباغ، قهرمان ۱۵ ساله شنای ایران و دارنده چندین مدال کشوری، بر اثر اصابت گلوله در گرگان کشته شد. قطع ارتباطات، امکان انتقال بهموقع او به مرکز درمانی را از بین برد.
مهنا دوکوشانی، قهرمان ۱۸ ساله تکواندو از کرمانشاه، در ۱۸ دی ۱۴۰۴ با شلیک نیروهای سرکوبگر جان باخت.
پرستو جراحیان، ورزشکار رشتههای بوکس و اسبسواری، پس از مجروح شدن در اعتراضات اراک، در شرایطی جان باخت که خانوادهاش از دسترسی به او در بیمارستان محروم شدند.
جانباختن این ورزشکاران نشان میدهد که در جریان قیام ۱۴۰۴، جامعه ورزش نیز همانند دیگر اقشار جامعه هدف استفاده مرگبار از زور قرار گرفت. نام آنان در کنار ورزشکاران اعدامشده، زندانی، شکنجهشده و تبعیدشده، بخشی از کارنامه نقض سیستماتیک حقوق بشر علیه جامعه ورزش ایران را تشکیل میدهد.
اعدام؛ سنگینترین ابزار سرکوب ورزشکاران
اعدام، شدیدترین و غیرقابل بازگشتترین شکل نقض حقوق بشر، در چهار دهه گذشته بارها علیه ورزشکاران ایرانی به کار گرفته شده است. مرور پروندههای موجود نشان میدهد که شماری از ورزشکاران پس از بازداشت در ارتباط با اعتراضات مردمی یا پروندههای امنیتی، در روندهایی که با گزارشهای متعدد از شکنجه، اعترافات اجباری، محرومیت از دسترسی به وکیل منتخب و دادرسیهای ناعادلانه همراه بوده، به اعدام محکوم یا اعدام شدهاند.
اعدام این ورزشکاران تنها به معنای سلب حق حیات از چند فرد نیست، بلکه بخشی از الگویی گستردهتر برای ایجاد هراس در جامعه ورزش و جلوگیری از تبدیل ورزشکاران به چهرههای تأثیرگذار اجتماعی است. محبوبیت و جایگاه اجتماعی این افراد، در بسیاری از موارد نهتنها از آنان محافظت نکرد، بلکه موجب شد پروندههایشان به نمونههایی بازدارنده برای دیگر ورزشکاران تبدیل شود.
در این بخش، مهمترین پروندههای ورزشکاران به اعدام محکوم و در شماری از پروندهها حکم اجرا شده است، بر اساس ترتیب زمانی و اطلاعات مستند، مرور میشود.
حبیب خبیری
کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران، در سال ۱۳۶۲ به دلیل فعالیتها و مواضع سیاسی بازداشت و پس از تحمل شکنجه، در تیر ۱۳۶۳ در زندان اوین اعدام شد. پرونده او از نخستین نمونههای اعدام یک چهره شناختهشده ورزشی پس از استقرار جمهوری اسلامی به شمار میرود.
فروزان عبدی
کاپیتان تیم ملی والیبال زنان ایران، در دهه ۱۳۶۰ بازداشت و پس از سالها زندان، در جریان اعدامهای دستهجمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ اعدام شد. نام او از شناختهشدهترین قربانیان زن جامعه ورزش ایران است.
نوید افکاری
قهرمان کشتی فرنگی، پس از بازداشت در ارتباط با اعتراضات مردمی سال ۱۳۹۷، بر پایه اعترافاتی که گفته میشد تحت شکنجه اخذ شده بود، به اعدام محکوم و در شهریور ۱۳۹۹ بهصورت ناگهانی اعدام شد. این پرونده واکنش گسترده جامعه ورزشی و نهادهای بینالمللی را در پی داشت.
محمدمهدی کرمی
قهرمان جوانان کاراته ایران، در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت و پس از محاکمهای که با انتقادهای گسترده درباره رعایت استانداردهای دادرسی همراه بود، در دی ۱۴۰۱ اعدام شد. پرونده او به یکی از نمادهای سرکوب ورزشکاران معترض تبدیل شد.
سید محمد حسینی
مربی داوطلب کاراته کودکان، همزمان با محمدمهدی کرمی در پرونده اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت و در دی ۱۴۰۱ اعدام شد. گزارشهای منتشرشده از پرونده او نیز به شکنجه، اعترافات اجباری و محرومیت از دادرسی عادلانه اشاره دارند.
مجیدرضا رهنورد
ورزشکار رشتههای کشتی و بدنسازی، پس از بازداشت در اعتراضات ۱۴۰۱، در روندی شتابزده به اعدام محکوم و در آذر همان سال در ملأعام اعدام شد. اجرای علنی حکم او بازتاب گستردهای در سطح بینالمللی داشت.
زندان؛ خاموش کردن صدای ورزشکاران
اعدام تنها ابزار سرکوب جامعه ورزش در ایران نبوده است. طی سالهای گذشته، دهها ورزشکار و مربی به دلیل حضور در اعتراضات، بیان دیدگاههای انتقادی یا مخالفت با سیاستهای رسمی، با بازداشت، حبسهای طولانیمدت، شکنجه و محرومیت از حقوق بنیادین خود روبهرو شدهاند. بسیاری از این پروندهها با گزارشهایی از سلول انفرادی، اعترافات اجباری، محرومیت از وکیل منتخب و دادرسیهای ناعادلانه همراه بوده است. این فهرست تمامی ورزشکاران زندانی را در بر نمیگیرد، بلکه تنها شامل شماری از شناختهشدهترین پروندههای مستند است.
محمدجواد وفاییثانی، مربی و ورزشکار بوکس، پس از بازداشت در ارتباط با اعتراضات آبان ۱۳۹۸، بارها به اعدام محکوم شد. او همچنان در زندان به سر میبرد و با وجود گزارشهای متعدد از شکنجه و نقض اصول دادرسی، خطر اجرای حکم اعدام همچنان او را تهدید میکند.
پیوند نعیمی، ورزشکار رشته شنا، در جریان قیام ۱۴۰۴ بازداشت شد و بنا بر گزارشها تحت شکنجههای شدید، از جمله «اعدام مصنوعی»، قرار گرفت. او همچنان در سلول انفرادی نگهداری میشود و با خطر صدور حکم اعدام روبهرو است.
برنا نعیمی، قهرمان کاراته و از شهروندان بهایی، پس از بازداشت با شوک الکتریکی، فشار برای اعتراف اجباری و تهدید خانواده مواجه شد. گزارشها حاکی از ادامه بازداشت و نگرانی جدی نسبت به وضعیت قضایی اوست.
پرهام پروری، قهرمان شنا، پس از بازداشت در اعتراضات ۱۴۰۱ به ۱۵ سال حبس و تبعید به زندان جاسک محکوم شد. پرونده او نمونهای از استفاده همزمان از مجازات حبس طولانی و تبعید برای اعمال فشار بر ورزشکاران است.
سهند نورمحمدزاده، قهرمان بدنسازی، ابتدا با حکم اعدام روبهرو شد، اما این حکم در ادامه به حبس تبدیل شد. با وجود لغو حکم اعدام، او همچنان دوران محکومیت خود را سپری میکند.
امیررضا نصرآزادانی، بازیکن سابق لیگ برتر فوتبال، در ارتباط با اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت و به حبس طولانیمدت محکوم شد. پرونده او از جمله مواردی است که واکنش گسترده جامعه فوتبال و نهادهای ورزشی بینالمللی را برانگیخت.
این پروندهها نشان میدهد که زندان، شکنجه، حبسهای طولانیمدت و تهدید مستمر به اعدام، در کنار اجرای احکام اعدام، به ابزارهایی برای خاموش کردن صدای ورزشکاران و ایجاد فضای هراس در جامعه ورزش ایران تبدیل شدهاند.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
ادامه مجموعه گزارش
بخش دوم: کنترل سیاسی ورزش و پاسخگویی بینالمللی
در بخش دوم میخوانید:
- ورزش؛ ابزاری برای کنترل سیاسی و ایدئولوژیک
- مداخله حکومت در ورزش ایران
- واکنش جامعه جهانی و نهادهای بینالمللی
- جمعبندی و نتیجهگیری
