قربانی شدن حقوق بشر در پای دیپلماسی انرژی

در حالی که جهان درگیر توافق صلح بین ایران و آمریکاست و برای باز شدن تنگه هرمز و براه افتادن جریان نفت و انرژی برای جهان لحظه شماری می کند، متاسفانه پدیدهٔ قربانی شدن حقوق بشر در این توافق به وضوح به چشم می‌خورد. در خطوط این تفاهم بین‌المللی، نه درخواستی برای توقف اعدام‌ها وجود دارد، نه درخواستی برای آزادی زندانیان سیاسی و نه حسابرسی ای از کشتار، قتل‌عام و جنایات جنگی ای که بیش از ۳۰ هزار جان—اغلب از جوانان ایران—را به کام نیستی کشاند. خواندن حتی تیتر خبرهای نقض حقوق بشر در ایران نیاز به توان و ظرفیت بالایی دارد چه رسد وارد جزئیات آن‌ها شدن؛ اما از جهان «متمدن» چیزی بجز سکوت کرکنندهٔ بی‌عملی به گوش نمی‌رسد.

ماشین اعدام بی‌وقفه و قربانی شدن حقوق بشر در هفت روز

اعدام زندانیان سیاسی  درست بعد از خبر توافق

۲۶ خرداد- خبرگزاری میزان از اجرای حکم اعدام جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی، دو تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ در استان سمنان خبر داد. با وجود اعلام فهرستی از اتهامات امنیتی علیه این دو زندانی سیاسی، تاکنون هیچ اطلاعات شفافی درباره روند بازجویی، نحوه رسیدگی قضایی، کیفیت دادرسی و امکان دسترسی آنان به حقوق دفاعی منتشر نشده است

اعدام زندانیان جرائم عادی فقط در طی یک هفته

این یعنی ۴۵ زندانی در طی فقط یک هفته؛ ۴۵ انسان، ۴۵ خانواده.

۲- سرکوب معترضین، دانشجویان، اعضای کانونهای صنفی: پرونده سازی و بلاتکلیفی

الف) معترضان و شهروندان بازداشت‌شده

ب) معلمان و فعالان صنفی

ج) دانشجویان و فضای دانشگاهی

د) زنان بازداشت‌شده

و این لیست را برای صفحات طولانی می‌توان ادامه داد.

۳. فشار ساختاری بر اقلیت‌های دینی

به این موارد می توان وضعیت زندانها, شکنجه ها، لیست افراد زیر حکم اعدام، لیست زندانیان سیاسی اعدام شده از شروع جنگ و … دهها لیست دیگر را اضافه نمود ولی یک سوال باقی می ماند.

چرا سرکوب داخلی نادیده گرفته می‌شود؟

چرا جهان این همه تلاش کرد تا تنگه هرمز باز شود ولی ما اندکی تلاش و اقدام عملی برای متوقف کردن بیشمار نقض حقوق بشر در ایران نمی بینیم؟ آیا دفاع از حقوق بشر در جهان فقط به یک پوسته تبلیغاتی تبدیل شده است؟

تفکیک منفعت اقتصادی از پرنسیب‌های انسانی در این توافق، پیامی مخاطره‌آمیز به ماشین سرکوب حاکمیت می‌فرستد: اینکه تا زمانی که جریان انرژی برقرار است، روند قربانی شدن حقوق بشر و بازی با جان و سرنوشت معترضان، معلمان، دانشجویان و اقلیت‌ها در دایرهٔ معاملات دیپلماتیک محلی از اعراب ندارد. این بی‌عملی، نه تنها سکوت در برابر بی‌عدالتی، بلکه نوعی مشروعیت‌بخشی ضمنی به بقای ساختاری است که حقوق اولیه شهروندان خود را به اسارت گرفته است. زمان آن فرا رسیده که جامعه بین‌المللی دریابد ثبات واقعی در منطقه هرگز از مسیر چشم‌پوشی بر نظام سرکوب تأمین نخواهد شد.

خروج از نسخه موبایل