در فاصله زمانی ۱۰ تا ۲۰ فروردینماه، ۱۰ زندانی سیاسی در زندان قزلحصار اعدام شدند. این افراد شامل زندانیان سیاسی وحید بنیعامریان، محمد تقوی، بابک علیپور، پویا قبادی، ابوالحسن منتظر و اکبر دانشورکار به همراه چهار تن از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، امیرحسین حاتمی، محمد امین بیگلری، شاهین واحدپرست و علی فهیم بودند.
این اعدامها با یورش نیروهای زندان به بند زندانیان سیاسی و اعمال خشونت گسترده همراه بوده است. گزارشهای رسیده به مانیتور حقوق بشر ایران Iran HRM نشان میدهد که این روند بهصورت هماهنگ و تحت نظارت مستقیم مسئولان زندان از جمله اللهکرم عزیزی و معاون وی حسن قبادی انجام شده است و در پست افسر کشیک قاسم صحرایی صورت گرفته است.
گزارش از داخل زندان
حوالی ساعت ۲۱۳۰ یکشنبه ۹ فروردین بیش از ۲۰ تن از ماموران گارد قزلحصار برای انتقال واعدام ۶ تن از زندانیان سیاسی، اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران شامل محمد تقوی، اکبر دانشورکار، پویا قبادی، بابک علیپور، وحید بنی عامریان و ابوالحسن متنظر به سالن شماره ۴ در زندان قزلحصار یورش بردند. فرماندهی آنها را فردی بنام حسن قبادی برعهده داشت. در این ساعت کلیه زندانیان در سلولهای خود بودند و کسی در ابتدا متوجه آمدن ماموران نشد چون این ساعت بطور معمول ساعت آمدن مامورین به داخل واحدها و سالن ها نیست.
در کنار هر سلول دو تن از مامورین ایستادند و لحظاتی بعد وارد شده و به زندانیان گفتند: «بدون اینکه به چیزی دست بزنید از سلولهایتان بیرون بیایید، بازرسی است.» هدف این کار فریب دادن زندانیان بود که به راحتی از سلولها و سالنها بیرون بیایند. حسن قبادی برای اطمینان خاطر دادن به زندانیان می گوید: «هیچ مشکلی نیست، فقط بازرسی است.» زندانیان از سلولها خارج شده و در راهرو تجمع کردند. ماموران شروع به پرسیدن اسامی زندانیان کردند و مشخص شد که قصد بردن ۶ مجاهد اعدامی را دارند.
وقتی خواستند به دستهای وحید بنی عامریان از پشت دستبند بزنند او مقاومت کرد. به همین دلیل چند مامور برسرش ریختند و با ضربات پیاپی سر و صورت او را خونین کردند.
سعید ماسوری که هنوز به راهرو نیامده بود فریاد زد: همه ما را بکشید- مرگ بر خامنه ای.
قاسم صحرایی افسر کشیک زندان از زندانیان سیاسی علی یونسی نام او را می پرسد. پاسخ می شنود: «علی». سپس نام فامیل او را می خواهد. وقتی علی فامیلش را گفت با مشت محکم به صورت او کوبید صورتش درجا ورم کرد. بعد از آن ۲۱ زندانی را دستنبد زدند و به زیر هشت بردند تا از آنجا به انفرادی بروند.
در زیر هشت ۶ مجاهد اعدامی را از بقیه جدا کردند. یکایک زندانیان دست بسته این قهرمانان را بوسیدند، خداحافظی کردند و بر ادامه راهشان تاکید کردند.
عاملان کشتار زندانیان سیاسی
الله کرم عزیزی
اللهکرم عزیزی بهعنوان یکی از مدیران اصلی زندانهای کشور، در نقض گسترده حقوق بشر نقش کلیدی ایفا کرده است. بر اساس گزارشها، وی مسئول مستقیم بسیاری از اقدامات از جمله پروندهسازی علیه زندانیان سیاسی، محرومیت از خدمات درمانی و اعمال خشونت علیه زندانیان بوده است.
در زندانهای تحت مدیریت او، برخورد با زندانیان سیاسی با فشار، تهدید و محدودیتهای شدید همراه بوده است. این اقدامات باعث شده شرایط نگهداری زندانیان بهطور قابل توجهی از استانداردهای انسانی فاصله بگیرد.
بر اساس گزارشهای موجود، زندانهای تحت سرپرستی اللهکرم عزیزی در سال گذشته از جمله مراکزی بودهاند که بیشترین آمار اعدام در آنها ثبت شده است. این موضوع نشاندهنده نقش ساختاری این مدیریت در اجرای گسترده احکام اعدام است.
زندان رجاییشهر، که پیشتر تحت مدیریت او قرار داشت، بهعنوان یکی از زندانهای شناختهشده در این زمینه مطرح بوده است. این زندان به دلیل شرایط نگهداری و اجرای احکام اعدام، مورد توجه نهادهای بینالمللی قرار گرفته است.
گزارشها نشان میدهد که در کنار نقض حقوق بشر، فساد سازمانیافته نیز در زندانهای تحت مدیریت اللهکرم عزیزی جریان دارد. بر اساس شهادتهای موجود، فعالیتهایی مانند توزیع مواد مخدر، فروش تجهیزات با قیمتهای بالا و سوءاستفاده از منابع مالی در این زندانها گزارش شده است.
این وضعیت، شرایط زندگی زندانیان را دشوارتر کرده و فشار مضاعفی بر آنان وارد کرده است. همچنین گزارشهایی از رفتارهای تحقیرآمیز با زندانیان و خانوادههای آنان منتشر شده است.
یکی از نکات قابل توجه در گزارشها، حضور مستقیم اللهکرم عزیزی در زمان اجرای احکام اعدام است. بر اساس شهادت زندانیان، او در برخی موارد شخصاً در محل اجرای اعدام حضور داشته و بر روند آن نظارت کرده است.
عملکرد منتسب به اللهکرم عزیزی نقض چندین اصل از قوانین حقوق بشری است از جمله:
نقض حق حیات – ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر:
اجرای گسترده احکام اعدام در شرایطی که نگرانی درباره روند قضایی وجود دارد، مصداق تهدید حق حیات است.
نقض منع شکنجه – ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر:
گزارشها از ضرب و شتم، فشار روانی و رفتارهای غیرانسانی با زندانیان، نشاندهنده اعمال شکنجه است.
نقض آزادی و امنیت شخصی – ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:
پروندهسازی و بازداشتهای طولانیمدت بدون روند شفاف، مصداق بازداشت خودسرانه است.
نقض حق دادرسی عادلانه – ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر:
رسیدگی غیرشفاف به پروندهها و صدور احکام سنگین، نشاندهنده نقض دادرسی عادلانه است.
نقض کرامت انسانی – ماده ۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر:
شرایط نگهداری، رفتارهای تحقیرآمیز و فشار بر زندانیان و خانوادهها، کرامت انسانی را نقض میکند.
قاسم صحرایی
سابقه این ماموران رژیم جمهوری اسلامی در یورش و ضرب و شتم زندانیان سیاسی فقط به مورد بالا ختم نمی شود. در نمونه ای دیگر:
بامداد روز شنبه ۴ مرداد ۱۴۰۴، زندان قزلحصار کرج صحنه یکی از خشونتبارترین و سازمانیافتهترین حملات به زندانیان سیاسی بود. این یورش، که به دستور مستقیم اللهکرم عزیزی رئیس زندان قزلحصار و معاونش حسن قبادی انجام شد، با مشارکت بیش از ۱۰۰ نیروی مسلح گارد ویژه، مأموران وزارت اطلاعات، مسئولان حفاظت و پاسداران بند همراه بود. هدف حمله، واحد ۴ این زندان بود؛ بخشی که محل نگهداری دهها زندانی سیاسی و عقیدتی است. در میان چهرههای حاضر در این سرکوب، نام قاسم صحرایی بهعنوان یکی از عوامل اصلی و مجریان خشونت برجسته است؛ فردی که سابقه طولانی در آزار، تهدید و شکنجه زندانیان دارد.
به گزارش منابع داخل زندان، قاسم صحرایی با لباس پلنگی در صحنه حضور داشت و در حالی که زندانیان بهشدت مورد ضرب و شتم قرار میگرفتند، بارها جمله «همه شماها را خواهیم کشت» را تکرار کرد. این تهدید حتی در هنگام انتقال زندانیان به سلولهای انفرادی ادامه داشت.
وقتی برخی از زندانیان به او اعتراض کردند، صحرایی با لحنی تحقیرآمیز و بیپروا پاسخ داد: «خوب میکنیم، همهتونو سر به نیست میکنیم.»
قاسم صحرایی، فرزند علیآقا و متولد شازند، پیشتر بهعنوان افسر جانشین زندان رجاییشهر نیز شناخته میشد؛ جایی که اخبار متعددی از رفتار خشن و غیرانسانی او منتشر شده است.
- مهر ۱۴۰۰: همراه با نیروهایش، بهنام موسیوند و سهیل عربی را پس از اعتصاب غذا با ضرب و شتم شدید به انفرادی منتقل کرد و به نقاط حساس بدن آنها آسیب زد.
- تیر ۱۴۰۱: رضا محمدحسینی را به انفرادی فرستاد و از ناحیه پا و کمر دچار جراحات شدید کرد.
- در حملهای دیگر، دکتر فرهاد میثمی و مهدی مسکیننواز را که بیمار بود، با شوکر و باتوم بهشدت مورد ضرب و شتم قرار داد.
- حتی به خاطر نوشتن شعار روی برف، محمدحسین حقیقتمنش را به طرز وحشیانهای کتک زد.
یک زندانی سیاسی، در نامهای سرگشاده به سازمان زندانها، از تهدید خود به تجاوز گروهی توسط قاسم صحرایی خبر داده بود.
پس از انتشار این نامه، در ۲۵ دی ۱۴۰۱، صحرایی به همراه چند مأمور به سلول وی یورش برد. به گفته زندانیان حاضر، او دستهایش را بر گلوی این زندانی حلقه کرد و به حدی فشار داد که لقمه غذا از دهانش بیرون آمد. سپس با مشت محکم به شقیقه او ضربه زد. یکی از شاهدان میگوید: «یک لحظه مرگ او را به چشم دیدیم.»
شاهدان تأکید کردهاند که قاسم صحرایی معمولاً زندانیان را به نقاط کور دوربینهای زندان میبرد و آنها را همراه با فحاشی، توهین و تحقیر بهشدت کتک میزند. گفته میشود هنگام خشونت، حالات چهرهاش تغییر کرده و نشانههایی از لذت بیمارگونه و اختلال روانی حاد در او دیده میشود.
رفتارهای منسوب به قاسم صحرایی و سایر عوامل زندان قزلحصار، نمونهای روشن از نقض جدی و سیستماتیک حقوق بشر است. بر اساس معیارهای بینالمللی، موارد زیر به وضوح زیر پا گذاشته شده است:
- ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر: منع شکنجه و رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز.
- ماده ۳: حق حیات و امنیت شخصی؛ تهدید به قتل و اقدام به خفگی نقض مستقیم این حق است.
- ماده ۹: ممنوعیت بازداشت و تبعید خودسرانه؛ انتقالهای مخفیانه به انفرادی مصداق این نقض است.
- ماده ۱۰: حق برخورداری از دادرسی عادلانه و علنی؛ محرومکردن زندانیان از وکیل و تماس با خانواده خلاف این اصل است.
سیاست انکار و مصونیت از مجازات و وظیفه جامعه بین الملل
جمهوری اسلامی سالهاست که از پاسخگویی به این موارد طفره میرود و اجازه ورود نهادهای بینالمللی حقوق بشری یا کمیتههای حقیقتیاب به کشور را نمیدهد. این مصونیت عملی، فضایی را ایجاد کرده که مأمورانی مانند قاسم صحرایی بدون ترس از پیگرد، به خشونت سیستماتیک ادامه دهند. موارد فوق بخشی از الگوی گسترده سرکوب زندانیان سیاسی در ایران است. یورشهای شبانه، ضرب و شتم در نقاط کور دوربینها، تهدید به قتل یا تجاوز و انتقال مخفیانه به انفرادی، همه اجزای این الگو هستند که هدف نهایی آن، شکستن روحیه مقاومت زندانیان و حذف فیزیکی مخالفان سیاسی است.
آنچه در قزلحصار رخ داده، باید بهعنوان بخشی از جنایات سیستماتیک علیه بشریت مستند و پیگیری شود. نامهایی مانند الله کرم عزیزی، حسن قبادی و قاسم صحرایی، تنها نشانههای یک ساختار خشونتبار هستند که تا زمان پاسخگویی بینالمللی و لغو مصونیت، همچنان قربانی میگیرند.
به یاد داشته باشیم که سکوت، بی عملی و عدم حسابرسی بین المللی، بزرگترین همدست شکنجهگران و جلادان اعدام است.
