صدور نظام‌مند و خودسرانه احکام اعدام

تحلیل دادرسی‌های شتاب‌زده و اعترافات اجباری در اعتراضات ۲۰۲۶

تأکید مکرر مقامات قضایی و امنیتی ایران بر «تسریع در روند دادرسی» بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری ژانویه ۲۰۲۶، مصداق بارز جایگزینی “عدالت قضایی” با “انتقام‌جویی سیاسی” است. صدور کیفرخواست در بازه‌های زمانی بسیار کوتاه (بعضا کمتر از ۲۴ ساعت)، در حالی که متهمان در انزوای کامل و محروم از حق دسترسی به وکیل مستقل هستند، تمامی استانداردهای «دادرسی منصفانه» (Due Process) را از میان برده است.

اعلام رسمی صدور احکام با کلیدواژه‌هایی چون «قاطعیت» و «سرعت»، نشان‌دهنده الگویی از «محاکمات شتاب‌زده» (Summary Trials) است که در آن، نتایج نهایی پیش از تشکیل جلسات دادگاه، توسط نهادهای امنیتی دیکته شده است. در این فرآیند، دادگاه نه به عنوان مرجعی برای بررسی ادله، بلکه به عنوان یک «پوشش تشریفاتی» (Procedural Facade) برای مشروعیت‌بخشی به احکامی عمل می‌کند که بر پایه اعترافات آلوده به شکنجه بنا شده‌اند. این روند، «اصل برائت» را کاملاً مخدوش و سیستم قضایی را به ابزاری برای ارعاب عمومی تبدیل کرده است.

در ادامه به بررسی مستند چند پرونده می‌پردازیم که قربانی این دادرسی‌های نمایشی شده‌اند:

کیس معترض بازداشتی دانیال نیازی- ۱۸ ساله- شکنجه برای اخذ اعتراف برای صدور حکم اعدام

دانیال نیازی ۱۸ ساله از معترضین اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ می باشد. وی بعد از دستگیری برای اغذ اعتراف تحت فشار قرار گرفته و در زمان بازجویی امکان دسترسی ازادانه به وکیل منتخب را نداشته است. دانیال فرزند علی و اهل شیروان  در ۲۲ دی ماه توسط نیروهای امنیتی در منزل خود بازداشت شد و بلافاصله به محلی نامعلوم منتقل شد. منبع ما تاکید کرده است که منبع تأکید کرده است که طی ۲۴ ساعت نخست بازداشت، این جوان تحت شکنجه‌های شدید جسمی قرار گرفته و اعترافات اجباری از او اخذ شده است.اتهامات منصوب به وی عبارتند از:‌ «محاربه»، «مشارکت در شروع به قتل عمدی»، «مشارکت در ایراد ضرب و جرح عمدی»، «عضویت در تجمع بیش از سه نفر علیه نظم عمومی»، «اخلال در نظم عمومی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام»  اتهاماتی که می توانند منجر به صدور حکم اعدام شوند. شعبه ۱۰۳ دادگاه کیفری دو شهرستان شیروان با رد اعتراض دانیال نیازی به قرار بازداشت موقت، ادامه بازداشت این معترض ۱۸ ساله را تأیید کرد. بر اساس برگه‌ای از دادنامه، صدور اتهامات علیه این جوان در تاریخ ۲۳ دی‌ماه ۱۴۰۴ ثبت شده است؛ تنها یک روز پس از بازداشت وی.

قوانین نقض شده بین المللی در کیس دانیال نیازی عبارتند از:

کیس معترض بازداشتی محمد عباسی و دخترش فاطمه عباسی- دادگاه شتابزده و صدور حکم اعدام

محمد عباسی ۵۵ ساله و دخترش فاطمه عباسی ۳۴ ساله که خود مادر است و یک دختر ۱۳ ساله دارد در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شدند. خانواده این دو نفر تأکید کرده‌اند که پرونده تشکیل شده برای آنها بر پایه سناریونویسی و پرونده‌سازی از سوی دادستانی شکل گرفته و هیچ نشانه‌ای از حضور آنان در صحنه حادثه وجود ندارد.

شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی، محمد عباسی را به اتهام مشارکت در قتل یک مأمور نیروی انتظامی در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ به اعدام محکوم شد. دختر او، فاطمه عباسی، نیز به اتهام معاونت به ۲۵ سال زندان محکوم شده است؛ حکمی که در سایه محرومیت از وکیل انتخابی و اعترافات اجباری صادر شده است.

بر طبق گزارش منبع مانیتورینگ حقوق بشر ایران برای اخذ اعتراف از محمد عباسی، او تحت فشار شدید قرار گرفته است. بنا بر این گزارش، مأموران با تهدید جنسی نسبت به دخترش و اعمال شکنجه‌های جسمی، وی را وادار به اعتراف اجباری کرده‌اند. همچنین شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران اجازه ورود وکیل انتخابی خانواده عباسی به پرونده را نداده است. همچنین گفته شده که وکیل تسخیری تعیین‌شده نیز تحت امر قاضی عمل کرده و استقلال لازم برای دفاع مؤثر از متهمان را نداشته است.

به گفته منبع آگاه، دادگاه حتی پس از صدور حکم نیز از ارائه پرونده به وکیل انتخابی برای تنظیم درخواست فرجام‌خواهی جلوگیری کرده است. این وضعیت امکان دفاع مؤثر و پیگیری حقوقی را محدود کرده است.

قوانین نقض شده بین المللی در کیس محمد عباسی و دخترش فاطمه عباسی عبارتند از:

کیس زندانی سیاسی- آرمین نورمحمدی – صدور حکم اعدام برای خسارت به عابر بانک

آرمین نورمحمدی متولد ۱۳۷۷ و دانشجوی معماری و از معترضین بازداشتی اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، قیام مهسا امینی، است. پدر آرمین در رابطه با وضعیت او توضیح داده است که دهم فروردین ۱۴۰۲ مأموران اطلاعات اسلامشهر به منزل آنان مراجعه کرده و آرمین نورمحمدی را بازداشت کردند. او حدود ۲۰ روز در انفرادی و ۲۰ روز در بند ۲۰۹ در بازداشت بوده است. جلسه دادگاه در هشتم دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ برگزار شد و در کیفرخواست عنوان اتهامی محاربه درج شده بود. در ۲۸ دی‌ماه همان سال، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران این اتهام را تأیید و حکم اعدام صادر کرد. به گفته پدر آرمین نورمحمدی، ماجرا به آتش‌زدن جزئی یک دستگاه عابربانک بانک سپه در اسلامشهر بازمی‌گردد. او تأکید کرده که این عابربانک به‌صورت «جزئی و مختصر» دچار حریق شده و حتی به‌طور کامل نسوخته بود. به روایت آرمین، زمانی که حدود یک ساعت بعد به محل بازگشتند، تنها دکمه‌های دستگاه سوخته و خاموش شده بود. پدر آرمین نورمحمدی همچنین اعلام کرده است که به دلیل شکایت خصوصی بانک سپه، خانواده مبلغ ۱۸۴ میلیون تومان به‌عنوان خسارت تعیین‌شده پرداخت کرده‌اند. این مبلغ مربوط به خسارت واردشده به دستگاه عابربانک عنوان شده است.

با وجود پرداخت این مبلغ، روند رسیدگی به اتهام محاربه ادامه یافته و منجر به صدور حکم اعدام شده است.

قوانین نقض شده بین المللی در کیس آرمین نورمحمدی عبارتند از:

کیس معترضین بازداشتی اشکان مالکی، مهرداد محمدی‌نیا و آرمان معرفتی- عدم حضور وکیل انتخابی و حتی تسخیری

اشکان مالکی، مهرداد محمدی‌نیا و آرمان معرفتی به اتهاماتی از جمله اقدام علیه امنیت، تخریب اموال عمومی و مشارکت در تحریق مسجد جعفری و حوزه علمیه امام هادی در کوی نصر تهران محاکمه شدند. نماینده دادستان در قرائت کیفرخواست، اتهاماتی از قبیل اقدام عملیاتی برای «دول و گروه‌های متخاصم»، ایجاد رعب و وحشت و اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی را مطرح کرد. با این حال، گزارش رسمی جزئیاتی درباره نحوه جمع‌آوری ادله، شرایط بازجویی یا امکان دسترسی متهمان به وکیل مستقل ارائه نکرده است. در متن منتشرشده تنها به حضور «وکلا» اشاره شده، اما مشخص نیست آیا این وکلا انتخابی بوده‌اند یا تسخیری و در چه مرحله‌ای از دادرسی در پرونده حضور داشته‌اند. بخش عمده کیفرخواست بر اساس اقرارهای متهمان تنظیم شده است. نبود شفافیت درباره روند بازجویی، به‌ویژه در پرونده‌هایی با اتهامات امنیتی سنگین، نگرانی‌هایی درباره امکان اخذ اعترافات اجباری تحت فشار یا شکنجه ایجاد می‌کند. 

قوانین نقض شده بین المللی در کیس اشکان مالکی، مهرداد محمدی‌نیا و آرمان معرفتی عبارتند از:

با توجه به بی توجهی مقامات جمهوری اسلامی به درخواست خانم مای ساتو گزارشگر ویژه امور حقوق بشر در ایران که  از مقام‌های حکومت ایران خواست سرنوشت و محل نگهداری افرادی را که پس از اعتراضات سراسری بازداشت، ناپدید یا کشته شده‌اند، به‌طور شفاف اعلام کنند و تمامی اعدام‌های مرتبط با این اعتراضات را فوراً متوقف سازند و با توجه به بی توجهی مقامات جمهوری اسلامی به هشدار سازمان عفو بین الملل به آنها که باید فوراً تمام برنامه‌های اعدام هشت فرد محکوم به مرگ را متوقف کنند زیرا که  این محاکمات فاقد استانداردهای دادرسی عادلانه بین‌المللی هستند و اغلب بر پایه اعترافات اجباری تحت شکنجه استوارند.

ما از جامعه بین المللی و مجامع حقوق بشری خواهان اقدامات زیر هستیم:

بی‌عملی در برابر این مستنداتِ هولناک، نه تنها به معنای چراغ سبز به ماشین اعدام جمهوری اسلامی است، بلکه اعتبار کل نظام حقوق بشریِ بین‌المللی را زیر سوال می‌برد. هر ثانیه تعلل در واکنشِ جدیِ جهانی، به معنای تاییدِ شکنجه‌ی پدری است که با تهدیدِ جنسیِ دخترش وادار به اعتراف شده و یا سکوت در برابر اعدامِ جوانی است که بهای یک دستگاه عابربانک را با جانِ خود می‌پردازد. اکنون زمان آن است که جامعه جهانی از بیانیه‌های تکراری عبور کرده و با اتخاذ اقدامات بازدارنده، هزینه‌ی حقوقی و سیاسیِ تبدیلِ “کرسی قضاوت” به “مسلخ عدالت” را برای آمران و عاملان این جنایات افزایش دهد. سکوت در برابر این “آپارتاید قضایی”، همدستی در فاجعه‌ای است که قانون را به سلاحی برای نابودیِ حقِ حیاتِ یک ملت تبدیل کرده است

خروج از نسخه موبایل