زینب جلالیان زندانی سیاسی کرد مردم ایران و سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر را به اقدام برای لغو حکم اعدام در ایران فراخواند.
زینب جلالیان که خود ۴ سال زیر حکم اعدام بوده در نامه سرگشاده ای خطاب به زندانیان سیاسی محکوم به اعدام رامین حسین پناهی، زانیار و لقمان مرادی، کمال حسن رمضان و … مردم ایران و سازمانهای مدافع حقوق بشر در جهان را به ایجاد یک جبهه علیه اعدام فراخواند.
در بخشی از این نامه آمده است «رامین، زانیار، لقمان، کمال و دیگر زندانیان سیاسی که به اعدام محکوم شدهاید همین الان که این نامه را برایتان مینویسم وجودم لبریز از درد و غم است. شماها به خاطر کدام یک از این درد و رنجهای مردم سرزمین مادریمان عصیان کردید که اینچنین به اعدام محکوم شدید؟!»
در قسمت دیگری آمده است «اگر مبارزه علیه تبعیض و ظلم جرمش اعدام است پس آنهایی که این همه جوانان این سرزمین را به مرگ محکوم میکنند باید در کدام دادگاه محاکمه شوند تا تاوان ناعدالتی و ظلم شان را که در حق جوانان کُرد روا داشتهاند، پس بدهند.»
در پایان نوشته است «ای ملت عزیز ایران و سازمانهای حقوق بشر، من به عنوان یک زندانی سیاسی که خود سالها زیر حکم اعدام قرار داشتم در پشت میلههای زندان این ستمگران، از شما تقاضا دارم همه با هم در یک جبهه علیه اعدام بایستیم و اجازه ندهیم که جمهوری اسلامی به خاطر مصلحت های غیرانسانیاش، پدر و مادر این زندانیان سیاسی محکوم به اعدام را به سوگ بنشاند. بیایید هر یک از ما به شیوهای اما همه با هم علیه اعدام، این مجازات قرون وسطایی بیاستیم، چرا که سکوتمان مهر تاییدی خواهد بود بر حکم اعدام رامین، زانیار، لقمان، هدایت، کمال و دیگر زندانی سیاسی محکوم به اعدام.»
متن نامه زندانی سیاسی کرد زینب جلالیان به قرار زیر است:
همه با هم علیه اعدام
رامین، زانیار، لقمان، کمال و دیگر زندانیان سیاسی که به اعدام محکوم شدهاید همین الان که این نامه را برایتان مینویسم وجودم لبریز از درد و غم است. شماها به خاطر کدام یک از این درد و رنجهای مردم سرزمین مادریمان عصیان کردید که اینچنین به اعدام محکوم شدید؟!
شماها هم آن کولبران را دیدهاید؟! که به خاطر تکهای نان جان عزیزشان را کف دست نهادهاند تا تکهای نان بر سر سفره عزیزانشان ببرند. در هر جامعهای فردی که کار میکند و در ازای زحمتش حقوق دریافت میکند. اما کولبران کُرد در مقابل دسترنجشان از سوی جمهوری اسلامی گلوله نصیبشان میشود!
یا آن مادری که با کودکان ریز و درشتش در کورههای آجرپزی مشغول کارگری است و سهم وی در این جامعه مردسالار و دولت ضدزن، فقط تبعیض و رنج است.
یا آن زن جوان که در اعتراض به تبعیض در مقابل چشمان گریان و نگران مادرش خود را به آتش کشید یا آن کودکی که در سطلهای زباله به دنبال نان میگشت. شماها انعکاس کننده کدامین درد هستید ای عزیزان؟! نمیدانم شماها تاوان چه چیزهای را پس میدهید، تاوان کُرد بودن یا انسان دوستیتان را.
اگر مبارزه علیه تبعیض و ظلم جرمش اعدام است پس آنهایی که این همه جوانان این سرزمین را به مرگ محکوم میکنند باید در کدام دادگاه محاکمه شوند تا تاوان ناعدالتی و ظلم شان را که در حق جوانان کُرد روا داشتهاند، پس بدهند.
ای ملت عزیز ایران و سازمانهای حقوق بشر، من به عنوان یک زندانی سیاسی که خود سالها زیر حکم اعدام قرار داشتم در پشت میلههای زندان این ستمگران، از شما تقاضا دارم همه با هم در یک جبهه علیه اعدام بایستیم و اجازه ندهیم که جمهوری اسلامی به خاطر مصلحت های غیرانسانیاش، پدر و مادر این زندانیان سیاسی محکوم به اعدام را به سوگ بنشاند. بیایید هر یک از ما به شیوهای اما همه با هم علیه اعدام، این مجازات قرون وسطایی بیاستیم، چرا که سکوتمان مهر تاییدی خواهد بود بر حکم اعدام رامین، زانیار، لقمان، هدایت، کمال و دیگر زندانی سیاسی محکوم به اعدام.