زنگ‌های هشدار با شدت بیشتری به صدا در می‌آیند؛ جامعه جهانی مسئول است

اعدام قریب‌الوقوع معترض بازداشتی، عرفان سلطانی

در حالی که ماشین کشتار نظام پس از صدور فرمان‌های سرکوب اخیر، سرعت بی‌سابقه‌ای به خود گرفته است. در ویدئویی که با زحمت فراوان از داخل ایران ارسال شده و روز ۲۰ دیماه در پزشک قانونی کهریزگ را نشان می دهد، این شهروند خبرنگار ارسال کننده گزارش می گوید که تنها در آنروز در کهریزک در زمانی که او انجا بوده حدود ۲۰۰۰ جسد روی زمین بوده است تا خانواده ها آنها را شناسایی کنند.

اما اکنون پرونده عرفان سلطانی، جوان ۲۶ ساله‌ای که در جریان اعتراضات در فردیس کرج بازداشت شده و تنها چند روز پس از دستگیری، با حکم اعدام مواجه شده است؛ حکمی که به گفته منابع مطلع، بدون طی روند دادرسی عادلانه و در زمانی بسیار کوتاه صادر شده، اکنون به نمادی از «انتقام‌جویی سیستماتیک و قتل عام دیگری از زندانیان سیاسی» نظام تبدیل گشته است.

ملاقات آخر؛ شمارش معکوس برای یک جنایت

طبق اطلاعات دقیق دریافتی از نزدیکان خانواده سلطانی، مأموران امنیتی در تماسی هولناک با خانواده وی اعلام کرده‌اند که عرفان به اعدام محکوم شده و قرار است پیش از اجرای حکم، در روز چهارشنبه هفته جاری، فرصتی بسیار محدود برای «ملاقات آخر» در اختیار آن‌ها قرار گیرد. این در حالی است که کل مدت بازداشت، بازجویی و صدور حکم او در یک بازه زمانی بسیار کوتاه، بدون دسترسی به وکیل و تحت شدیدترین شکنجه‌ها برای اخذ اعترافات اجباری سپری شده است. این سرعت در اجرای حکم اعدام، مصداق بارز «قتل حکومتی» است.

از قتل‌عام ۶۷ تا امروز: هزینه سنگین بی‌عملی جامعه جهانی

این سناریوی هولناک، تکرار تاریخ است. اعدام قریب‌الوقوع عرفان سلطانی و خطر قتل‌عام بیشمار زندانی سیاسی دیگر اعتراضات اخیر، مستقیماً به فاجعه سال ۱۳۶۷ پیوند می‌خورد؛ جنایتی که در آن هزاران زندانی سیاسی در عرض چند هفته به جوخه اعدام سپرده شدند.

باید با صراحت اعلام کرد: اگر در سال ۱۳۶۷، زمانی که مقاومت ایران زنگ‌های هشدار را به صدا درآورد، جامعه جهانی پاسخی قاطع به جنایتکاران می‌داد، و مانع از این قتل عام می شد، امروز شاهد بازتولید آن قتل‌عام در زندان‌های ایران نبودیم. مصونیت سران نظام از جمله خامنه‌ای و اژه‌ای در تمام این دهه‌ها، به آن‌ها جرأت داده است تا بار دیگر برای بقای خود، ماشین کشتار را روشن کنند. سکوت امروز، تکرار همان خطای تاریخی است که به قیمت جان یک نسل تمام شد.

جامعه جهانی: از ابراز نگرانی تا اقدام مسئولانه

زنگ‌های هشدار تنها برای مردم ایران به صدا در نمی‌آیند؛ این زنگ‌ها وجدان جامعه جهانی را مخاطب قرار می‌دهند. سکوت یا اکتفا به بیانیه‌های دیپلماتیک در برابر کشتار معترضین و اعدام قریب‌الوقوع عرفان سلطانی، عملاً به معنای دادن «چراغ سبز» به آمران این جنایت است. طبق کنوانسوینهای بین المللی، سند نهایی اجلاس سران جهان در سال ۲۰۰۵ که توسط تمام کشورهای عضو سازمان ملل متحد تصویب شده است و اساسنامه رم، زمانی که یک حکومت به شکلی سازمان‌یافته علیه شهروندان خود دست به نسل‌کشی سیاسی می‌زند، مسئولیت بین‌المللی برای مداخله و توقف این ماشین کشتار (Responsibility to Protect) فعال می‌شود:

۱. ماده ۱۳۸ و ۱۳۹ سند نهایی اجلاس سران (۲۰۰۵)

این دو ماده، پایه قانونی R2P هستند:

۲. پیوند با «نسل‌کشی» (Genocide Convention 1948):

ماده ۱ کنوانسیون پیشگیری و مجازات جنایت نسل کشی ۱۹۴۸:

ماده ۱: «طرف‌های متعاهد تأکید می‌کنند که نسل‌کشی، خواه در زمان صلح صورت گیرد و خواه در زمان جنگ، به موجب حقوق بین‌الملل جنایت محسوب می‌شود و متعهد می‌شوند که از آن پیشگیری کرده و مرتکبان را مجازات کنند.»

۳. جنایت علیه بشریت (ماده ۷ اساسنامه رم)

ماده ۷ (Crimes Against Humanity): هرگونه حمله گسترده یا سازمان‌یافته علیه یک جمعیت غیرنظامی، شامل قتل، شکنجه، و ناپدیدسازی اجباری، جنایت علیه بشریت محسوب می‌شود.

فراخوان فوری برای اقدام

زمان برای عرفان سلطانی و تمامی بازداشت شدگان قیام دیماه ایران به ساعت افتاده است. این کشتارها در کف خیابان و اعدام بازداشت شدگان اعتراضات نباید تحمل شود. سکوت برابر با همدستی است. ما از تمامی نهادهای حقوق بشری و دولت‌های آزاد می‌خواهیم:

هر ثانیه تأخیر، هزینه‌ای برابر با یک جان انسانی دارد. اجازه ندهید «ملاقات آخر» روز چهارشنبه عرفان به حقیقتی تلخ برای شروع قتل عامی دیگر تبدیل شود.

خروج از نسخه موبایل