زندان مرکزی اراک؛ الگوی ساختاری نقض حقوق بشر و بیگاری سازمان‌یافته

زندان مرکزی اراک یکی از مراکز اصلی نگهداری زندانیان در استان مرکزی ایران است که نقشی تعیین‌کننده در ساختار قضایی و اجرایی منطقه ایفا می‌کند. با این حال، مجموعه‌ای از گزارش‌های میدانی و شهادت زندانیان آزادشده نشان می‌دهد که شرایط حاکم بر این زندان، فراتر از مشکلات موردی یا مدیریتی، واجد ویژگی‌های یک الگوی سیستماتیک نقض حقوق بشر است.
این گزارش با تکیه بر اطلاعات میدانی هم‌سو، روایت‌های شاهدان مستقیم و تحلیل حقوق بشری، وضعیت ساختاری زندان مرکزی اراک را بررسی می‌کند؛ بدون ادعای مقام رسمی، اما با هدف مستندسازی دقیق و قابل اتکا.

موقعیت و ساختار کلی زندان

زندان مرکزی اراک در بخش شمالی شهر اراک و در امتداد خیابان ندامتگاه قرار دارد. این مجموعه با دیوارهای بلند بتنی، چندین لایه سیم خاردار، برجک‌های نگهبانی و سامانه‌های نظارتی شبانه‌روزی احاطه شده است.
زندان بر زمینی با وسعت تقریبی دو هزار متر مربع بنا شده و با احتساب اراضی کشاورزی و تأسیسات وابسته، وسعت کلی آن به حدود ده هکتار می‌رسد. ساختار زندان شامل دو واحد اصلی است: واحد ۱ و واحد ۴؛ واحدهایی که از نظر نوع جمعیت، میزان تراکم و شدت فشار بر زندانیان تفاوت‌های معناداری دارند.

تراکم جمعیتی و شرایط غیرانسانی نگهداری

بر اساس اطلاعات موجود، جمعیت زندان مرکزی اراک به‌طور قابل توجهی فراتر از ظرفیت عملی آن است. سالن‌ها و اتاق‌هایی با ابعاد محدود، میزبان شمار زیادی زندانی هستند؛ در حالی که تعداد تخت‌ها بسیار کمتر از جمعیت موجود است و بخش قابل توجهی از زندانیان ناچار به کف‌خوابی‌اند.
این تراکم مزمن، نه‌تنها امکان برخورداری از حداقل فضای شخصی و استراحت کافی را از بین برده، بلکه فشار مستمر جسمی و روانی ایجاد کرده و زمینه‌ساز تنش، بیماری و فرسایش تدریجی سلامت زندانیان شده است.

واحد ۴ (اردوگاه)؛ تمرکز تراکم و فشار

واحد ۴، که از آن با عنوان «اردوگاه» نیز یاد می‌شود، یکی از بحرانی‌ترین بخش‌های زندان مرکزی اراک است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که این واحد با تراکم شدید، کف‌خوابی گسترده و محدودیت‌های مضاعف در هواخوری و امکانات، به محیطی با فشار روانی و جسمی مداوم تبدیل شده است.
شرایط این واحد بیش از آنکه با اهداف اصلاح و بازپروری هم‌خوانی داشته باشد، نشانه‌هایی از رویکرد تنبیهی و بازدارنده ساختاری را منعکس می‌کند.

محدودیت هواخوری و انزوای تحمیلی

دسترسی زندانیان به فضای باز در زندان مرکزی اراک به‌شدت محدود است. هواخوری‌ها به‌صورت کنترل‌شده و تفکیک‌شده استفاده می‌شوند و زمان حضور زندانیان در فضای آزاد بسیار محدود است.
دیوارکشی و جداسازی فضاهای هواخوری، عملاً نوعی انزوای جمعی ایجاد می‌کند که آثار منفی قابل توجهی بر سلامت روان زندانیان دارد و تعامل اجتماعی طبیعی را مختل می‌سازد.

وضعیت بهداشت و سلامت

امکانات بهداشتی زندان مرکزی اراک با جمعیت موجود تناسبی ندارد. کمبود سرویس‌های بهداشتی و حمام، صف‌های طولانی، محدودیت آب، تهویه نامناسب و کمبود مواد بهداشتی، شرایطی ایجاد کرده که خطر شیوع بیماری‌های پوستی، گوارشی و عفونی را افزایش می‌دهد.
همچنین، گزارش‌ها از تأخیر یا ناکافی بودن رسیدگی پزشکی حکایت دارد؛ وضعیتی که سلامت جسمی زندانیان را به‌طور مستمر در معرض خطر قرار می‌دهد.

بیگاری و استثمار سیستماتیک زندانیان

یکی از جدی‌ترین اشکال نقض حقوق بشر در زندان مرکزی اراک، بیگاری سازمان‌یافته و نهادینه‌شده زندانیان است؛ رویه‌ای که به‌عنوان بخشی از سازوکار اداره زندان عمل می‌کند.

بیگاری در داخل زندان

در داخل زندان مرکزی اراک، دست‌کم بیست کارگاه در رشته‌های مختلف فعال است. این کارگاه‌ها تحت عناوینی مانند «کارآموزی» معرفی می‌شوند، اما بر اساس شهادت زندانیان آزادشده، به شبکه‌ای برای بهره‌کشی از نیروی کار زندانیان تبدیل شده‌اند.
به‌کارگیری زندانیان در این کارگاه‌ها غالباً فاقد رضایت آزادانه است و امتناع از کار یا ناتوانی جسمی می‌تواند با فشار یا محرومیت همراه شود. دستمزد پرداختی، در صورت پرداخت، ناچیز است و تناسبی با حجم و سختی کار ندارد، در حالی که محصول و سود حاصل از این فعالیت‌ها توسط مدیریت و عوامل وابسته مورد استفاده قرار می‌گیرد.

بیگاری خارج از زندان؛ مجتمع کشت و صنعت

دومین محل بیگاری، مجموعه‌ای خارج از زندان موسوم به مجتمع کشت و صنعت (زندان باز اراک) است. در این بخش، زندانیان به فعالیت‌های سنگین کشاورزی و صنعتی گمارده می‌شوند، بدون برخورداری از قرارداد شفاف، بیمه یا حمایت‌های ایمنی.
شرایط کاری دشوار، ساعات طولانی و دستمزدهای ناچیز یا پرداخت‌نشده، این فعالیت‌ها را به نمونه‌ای روشن از کار اجباری تبدیل کرده است.

بیگاری به‌عنوان ابزار کنترل

بر اساس روایت‌ها، بیگاری صرفاً کار اقتصادی نیست، بلکه به‌عنوان ابزار تنبیه و کنترل نیز عمل می‌کند. انتقال به کارگاه‌ها یا کشت و صنعت گاه برای اعمال فشار بر زندانیان معترض یا منتقد استفاده می‌شود و به فرسایش روانی آنان می‌انجامد.

رویه‌های گزارش‌شده در اجرای احکام اعدام

بر اساس شهادت یک زندانی آزادشده و روایت‌های هم‌سو از منابع مطلع، اجرای احکام اعدام در زندان مرکزی اراک با مجموعه‌ای از رویه‌های خشن و تحقیرآمیز همراه بوده است که فراتر از نفس اجرای حکم، آثار عمیق روانی بر محکومان و سایر زندانیان بر جای می‌گذارد.

به گفته این زندانی آزادشده، زندانیانی که حکم اعدام آن‌ها قطعی شده است، پیش از اجرای حکم با زور و خشونت به سلول‌های انفرادی منتقل می‌شوند و کلیه تماس‌ها و ارتباطات آنان با خانواده، وکیل و دیگر زندانیان به‌طور کامل قطع می‌شود. این مرحله، آغاز دوره‌ای از انزوای مطلق و فشار شدید روانی است.

این شاهد همچنین روایت می‌کند که پس از تأیید حکم اعدام از سوی دیوان عالی، طنابی به زندانی تحویل داده می‌شود و به او گفته می‌شود که «هر زندانی اعدامی طناب مخصوص به خود دارد». به گفته او، این اقدام نه صرفاً یک مرحله اجرایی، بلکه ابزاری برای ارعاب و شکنجه روانی است که آگاهانه برای شکستن روحیه زندانی به کار گرفته می‌شود.

بر اساس همین شهادت، پس از اجرای حکم، پیکر زندانی اعدام‌شده حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه بر بالای دار نگه داشته می‌شود تا از مرگ کامل اطمینان حاصل شود و سپس جسد با آمبولانس زندان به گورستان شهر منتقل می‌گردد.
به گفته این زندانی آزادشده، مشاهده یا آگاهی از این روند، آثار روانی شدیدی بر سایر زندانیان برجای می‌گذارد و فضای دائمی ترس و ناامنی را در بندها تقویت می‌کند.

این رویه‌ها، در صورت تأیید از طریق تحقیقات مستقل، با اصول رفتار انسانی با افراد محکوم به مجازات‌های سنگین و تعهدات بین‌المللی در زمینه منع رفتارهای غیرانسانی و تحقیرآمیز در تعارض قرار می‌گیرد.

تفکیک ناکارآمد جرایم

اصل تفکیک جرایم در زندان مرکزی اراک به‌طور مؤثر رعایت نمی‌شود. زندانیان با اتهامات مختلف، از جرایم عمومی تا مواد مخدر و پرونده‌های سیاسی، در شرایط مشابه و گاه در کنار یکدیگر نگهداری می‌شوند.
این وضعیت، امنیت جسمی و روانی زندانیان را به‌شدت تهدید کرده و فشار مضاعفی بر گروه‌های آسیب‌پذیرتر وارد می‌کند.

مسئولیت مدیریتی و ساختاری

بررسی وضعیت زندان مرکزی اراک نشان می‌دهد که تداوم این شرایط صرفاً نتیجه ضعف‌های فردی نیست، بلکه با ساختار اداره و نظارت زندان ارتباط مستقیم دارد.
در این چارچوب، مسئولیت در سطح مدیریتی و نهادی بررسی می‌شود و نقش مدیران و مقامات ناظر زندان و سازمان زندان‌های استان مرکزی، به‌عنوان بخشی از زنجیره تصمیم‌گیری و اجرا، قابل توجه است. نبود نظارت مؤثر و سازوکارهای پاسخ‌گویی مستقل، زمینه تداوم وضعیت موجود را فراهم کرده است.

ارزیابی حقوق بشری

شرایط حاکم بر زندان مرکزی اراک با اصول بنیادین حقوق بشر در تعارض قرار دارد؛ از جمله ممنوعیت شکنجه و رفتار غیرانسانی، الزام به رفتار انسانی با افراد محروم از آزادی، حق برخورداری از بهداشت و درمان، و منع کار اجباری.
این وضعیت با استانداردهای بین‌المللی شناخته‌شده، از جمله میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و قواعد حداقل استاندارد برای رفتار با زندانیان، هم‌خوانی ندارد.

جمع‌بندی

یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که زندان مرکزی اراک نمونه‌ای روشن از یک الگوی ساختاری نقض حقوق بشر است؛ الگویی که در آن تراکم عامدانه، بیگاری سازمان‌یافته، محرومیت از بهداشت و درمان، رویه‌های خشن اجرای اعدام و نبود نظارت مؤثر به‌طور هم‌زمان وجود دارد.
مستندسازی دقیق این وضعیت و توجه جدی نهادهای حقوق بشری بین‌المللی به آن، برای جلوگیری از تداوم این شرایط و حمایت از حقوق بنیادین زندانیان، اهمیتی اساسی دارد.

خروج از نسخه موبایل