زنان زندانی سیاسی در اوین تحت فشار و سرکوب فزاینده، ضرورت اقدام بین المللی

زنان زندانی سیاسی در زندان اوین، علاوه بر تحمل شرایط فرساینده و روزمره بند که در ادامه به جزئیات آن خواهیم پرداخت، با موج جدیدی از سرکوب سازمان‌یافته روبه‌رو هستند. گزارش‌های رسیده نشان می‌دهد که پس از تغییر مدیریت زندان اوین که فشارهای عام را برروی زنان زندانی سیاسی افزایش داده است، اکنون توطئه‌ای مخفیانه برای تبعید و انتقال این زنان به زندان قرچک ورامین و جایگزین کردن آن‌ها با زندانیان زن جرایم مالی در دست اجراست.

یورش به بند زنان زندانی سیاسی و توطئه برای انتقال آنان

در روز ۲۱ تیر ۱۴۰۵، گارد زندان اوین در یورشی ناگهانی به بند زنان (بند ۶)، اقدام به انتقال حدود ۵۰ زندانی جرایم مالی از زندان‌های مختلف، از جمله زندان قرچک و برخی شهرهای دیگر، به طبقه بالای این بند کرد. هم‌زمان به زندانیان اعلام شد که گروه‌های دیگری از زندانیان جرایم عمومی نیز در راه انتقال به این مکان هستند.

این بند محل نگهداری زنان معترض بازداشت‌شده در قیام دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز هست. این اقدام مسئولان زندان که نقض آشکار «اصل تفکیک جرایم» است، با مقاومت و اعتراض شدید بازداشتی‌های قیام مواجه شد. در جریان این اعتراض، نیروهای گارد زندان با زنان زندانی سیاسی به درگیری فیزیکی پرداخته و دو تن از معترضان به نام‌های معصومه (مهسا) نوری و معصومه (فرح) نساجی را به سلول انفرادی منتقل کردند.

یکی از نگران‌کننده‌ترین بخش‌های این یورش، حضور دو کودک خردسال در زمان درگیری بود. بر اساس گزارش‌های موثق، «مهفر» و «تسنیم» که همراه مادران خود در بند حضور داشتند، در جریان ورود وحشیانه نیروهای گارد و بالا گرفتن تنش‌ها، دچار ترس و وحشت شدید روحی شدند.

طبق اطلاعات دریافتی، قوه قضاییه جمهوری اسلامی قصد دارد این بند را به طور کامل به زندانیان جرایم مالی اختصاص داده و زنان زندانی سیاسی را به زندان بدنام قرچک ورامین تبعید کند؛ تهدیدی که مأموران گارد در جریان درگیری ۲۱ تیرماه به صراحت خطاب به زنان زندانی فریاد می‌زدند. هم اینک نیز حدود ۶۰ تن از زنان بازداشتی اعتراضات اخیر در شرایطی غیرانسانی، بدون امکانات بهداری مناسب و در فضایی محدود با گرمای طاقت‌فرسای تابستان در زندان قرچک ورامین نگهداری می‌شوند. در صورت عملی شدن این جابجایی، ارتباط زندانیان زن زندان اوین با دنیای خارج به طور کامل قطع شده و اعمال فشارهای روانی و جسمی بر آنان وارد فاز خطرناکتری خواهد شد.

نگرانی از سرنوشت زنان محکوم به اعدام

در جریان یورش و تهدیدها، موضوع انتقال زنان محکوم به اعدام نیز مطرح شده است. به برخی زندانیان گفته شده که زنان محکوم به اعدام ممکن است به محل دیگری موسوم به «سوئیت» منتقل شوند.

بر اساس اطلاعات موجود، پخشان عزیزی، وریشه مرادی، ارغوان فلاحی، بیتا همتی و مریم هداوند از جمله زندانیان زنی هستند که نام آنان در ارتباط با احکام اعدام مطرح شده است.

وضعیت بند زنان قبل از یورش؛ شکنجه خاموش و محرومیت‌های روزمره

۱. قطع تماس و ایزوله‌سازی

پس از تغییر مدیریت زندان، چهار زندانی سیاسی زن همچنان از حق تماس تلفنی با خانواده خود محروم هستند. این زندانیان عبارتند از: شیوا اسماعیلی، مرضیه فارسی، فروغ تقی پور و زهرا صفایی. کارتهای تلفن این زنان زندانی سیاسی که همگی از هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران هستند توسط مسئولان زندان به علت شرکت در اعتراضات سه‌شنبه‌های نه به اعدام باطل شده است. خانواده‌های این زندانیان تاکید کرده‌اند که این قطع تماس، فشار روحی مضاعفی را بر زندانیان و بستگان آن‌ها وارد کرده و نگرانی‌ها را در مورد سلامت جسمی و روانی این چهار نفر به شدت افزایش داده است.

۲. محرومیت درمانی؛ ابزار شکنجه

محرومیت از درمان تخصصی به یکی از سنگدلانه ترين ابزارهای شکنجه خاموش در بند زنان زندان اوین تبدیل شده است:

۳. جیره غذایی و بحران تغذیه

کیفیت غذای آشپزخانه زندان به قدری پایین و نامناسب است که در موارد متعدد موجب بروز مشکلات گوارشی جدی در میان زنان زندانی شده است. پیش از این، مسئولان زندان مقدار محدودی مواد غذایی خام در اختیار بند قرار می‌دادند تا زندانیان بتوانند بخشی از غذای خود را تهیه کنند، اما اکنون این جیره نیز کاملاً حذف شده است. برخی از زندانیان سیاسی برای جلوگیری از بیماری‌های گوارشی، وعده‌های غذایی خود را تنها به نان و ماست محدود کرده‌اند.

۴. استثمار اقتصادی در فروشگاه بند

حذف جیره خام، زندانیان را کاملاً وابسته به خرید از فروشگاه زندان کرده است؛ فروشگاهی که اقلام مصرفی و مواد غذایی کم‌کیفیت را با قیمت‌هایی بسیار بالاتر از بازار آزاد به زندانیان می‌فروشد و فشار مالی و معیشتی مضاعفی را به خانواده‌های آنان تحمیل می‌کند.

تغییر مدیریت؛ شتاب گرفتن ماشین سرکوب

محمد حاجی‌مزدارانی

«محمد حاجی‌مزدارانی» که در آذرماه ۱۴۰۴ به عنوان رئیس جدید زندان اوین منصوب و جایگزین هدایت‌الله فرزادی شد، پیش از این مدیریت ندامتگاه تهران بزرگ (فشافویه) را بر عهده داشته است. کارنامه او مملو از نقض حقوق زندانیان است. با ورود او به اوین، تمامی امور روزمره بندها مشروط به طی مراحل اداری طولانی و موافقت‌های امنیتی متعدد شده که هدف اصلی آن، ایجاد فرسایش روحی و جسمی در میان زندانیان است.

ضرورت اقدام فوری و عملی جامعه بین‌المللی

وضعیت بحرانی بند زنان زندان اوین، فراتر از نقض هنجارهای داخلی، مصداق بارز شکنجه سیستماتیک، ناپدیدسازی قهری کوتاه‌مدت و نقض فاحش میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) است. برای متوقف کردن ماشین سرکوب که اکنون بر علیه زنان زندانی سیاسی در اوین شتاب گرفته است اقدامات عملی زیر فوراً و بدون فوت وقت ضرورت دارد:

۱. اعزام هیئت حقیقت‌یاب بین‌المللی: کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل و گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران باید فشار دیپلماتیک فوری برای اعزام یک هیئت مستقل جهت بازرسی سرزده از بند ۶ زندان اوین و بررسی وضعیت سلامت زندانیان سیاسی زن اعمال کنند.

۲. پاسخگو کردن مهره‌های سرکوب: نام «محمد حاجی‌مزدارانی» (رئیس جدید زندان اوین) به دلیل سابقه مدیریت در بازداشتگاه‌های بدنامی چون فشافویه و نقش مستقیم او در یورش ۲۱ تیر ۱۴۰۵، قطع تماس‌ها و محرومیت‌های درمانی، باید فوراً در لیست تحریم‌های حقوق بشری اتحادیه اروپا، ایالات متحده، بریتانیا و کانادا قرار گیرد.

۳. توقف فوری طرح تبعید به قرچک: سازمان‌های مدافع حقوق بشر و نهادهای بین‌المللی حقوق زنان باید با به کارگیری ابزارهای فشار سیاسی، هزینه نقض «اصل تفکیک جرایم» و پروژه تبعید پنهانی زنان زندانی سیاسی به زندان قرچک ورامین را برای دستگاه قضایی جمهوری اسلامی بالا ببرند.

۴. پایان مجازات‌های تنبیهی و بازگرداندن فوری به بند عمومی: سازمان‌های حقوق بشری باید خواستار پایان فوری حبس در سلول انفرادی برای معصومه (مهسا) نوری و معصومه (فرح) نساجی و بازگشت بی‌قیدوشرط آن‌ها به بند عمومی شوند.

۵. الزام به درمان تخصصی بیماران و وصل مجدد تماس‌ها: نهادهای بین‌المللی پزشکی و سازمان عفو بین‌الملل باید دسترسی اضطراری و فوری زندانیان بیمار از جمله آیدا نجف‌لو (با شکستگی مهره T12 ستون فقرات)، شیوا اسماعیلی، الهه فولادی و نوکیش مسیحی دچار ترک‌خوردگی پا به مراکز درمانی تخصصی خارج از زندان و همچنین پایان قطع تماس‌های تلفنی چهار زندانی محروم از تماس را به عنوان یک ضرورت حیاتی انسانی مطالبه کنند.

سکوت در برابر شکنجه خاموش، گرسنگی اجباری و ارعاب کودکان در بند زنان اوین، چراغ سبزی به حکومت برای قطع کامل ارتباط این معترضان با جهان خارج و تشدید اعمال خشونت بر آنان است. اقدام عاجل، تنها راه نجات است.

خروج از نسخه موبایل