قیام سراسری دیماه ۱۴۰۴، حاکمیت را وارد پارادایم جدیدی از سرکوب کرده است که میتوان آن را “جرمانگاری مطلقِ حقِ اعتراض“ نامید. رژیم ایران با توسل به ادبیات خصمانه و “برچسبزنیهای امنیتی” علیه شهروندان، عملاً “حق ذاتی اعتراض” را به “اقدام علیه امنیت ملی” تغییر ماهیت داده تا راه را برای حذف فیزیکی معترضان هموار کند.
این گزارش با استناد به اعترافات صریح رسانههای داخلی (مانند روزنامه جهان صنعت)، فاش میکند که حاکمیت در یک “راهبرد بقای سیستماتیک“، بازداشتهای خودسرانه را به قلب جامعه مدنی (پزشکان، وکلا و هنرمندان) کشانده است تا شریانهای حمایتی مردم را قطع کند. همزمان، اجرای ۷۲ حکم اعدام در کمتر از یک هفته و تهدید به “محاصره دیجیتالی” از طریق قطع اینترنت، نشاندهنده یک کمپین حکومتی برای ارعاب است. این اقدامات، نه یک برخورد انتظامی ساده، بلکه نقض سازمانیافته “میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی“ و تلاشی غیرقانونی برای تداوم حاکمیت از طریق سلب خودسرانه حق حیات و امنیت قضایی شهروندان است.
یادداشت متدولوژی: در این مقاله بخش بزرگی از گزارشی از روزنامه «جهان صنعت» (مورخ ۱۴ بهمن ۱۴۰۴) در رابطه با بازداشتهای بعد از سرکوب خونین اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ آورده شده است. این مقاله خود به مطالبی در این رابطه از خبرگزاری های رسمی رژیم ایران (ایرنا، ایسنا و ایلنا* اشاره کرده است نشاندهنده ابعاد غیرقابل کتمان جنایات است که حتی رسانههای تحت نظارت رژیم نیز ناچار به بازتاب بخشی از آن شدهاند. تمامی مطالب از این رسانه در گیومه آورده شده است.
سناریوی مشروعیت بخشی به کشتار
«سالهاست که مسوولان در سطوح و ردههای گوناگون از «حق اعتراض» برای تمامی شهروندان سخن میگویند اما هربار که گروهی از شهروندان دست به اعتراض میزنند، نهتنها هدف برخورد قرار میگیرند بلکه با اقدامهایی همچون مسدودکردن تمامی ارتباطات اینترنتی و غیراینترنتی آنان، عملا مانع از دسترسی آزاد این شهروندان به همان «حق برحقشان» میشوند؛…
این گزاره تکراری البته در تمام این سالها همواره با یک تکمله همراه بوده و مسوولان بر این اساس هربار که از این حق برحقِ «اعتراض» سخن گفتهاند، بلافاصله زبان به تفسیر گشوده و با استناد به آنچه «اغتشاش» میخوانند، عملا مانع از ادامه اعتراضات شدهاند؛ اعتراضاتی که در روزگاری نهچندان دور، به این دلیل که بهتشخیص برخی مسوولان، مصداق «فتنه» بود، مورد برخورد سخت قرار گرفت و امروز به این دلیل که به باورشان از مصادیق «تروریسم» است، به عقب رانده میشود.»
اعتراف به بازداشتهای بیشمار بعد از سرکوب قیام دیماه
پزشکان
«چرا آنطورکه در روزهای گذشته خبرگزاری داخلی همچون ایرنا، ایسنا و ایلنا خبر داده و میدهند، شاهد بازداشت وکلایی هستیم که اغلب اساسا در اعتراضات هم شرکت نداشتهاند؟! چرا همزمان شماری از پزشکان و پرستارانی که در دیماه خونینی که گذشت، از جان و دل مایه گذاشتند تا مگر جانِ جوانی را حفظ کنند و مادران این سرزمین کمتر خون دل بخورند، بازداشت شدهاند؟! علت بازداشت آن ورزشکاران و هنرمندانی که حداکثر با یک پست اینستاگرامی یا پیام توئیتری از اعتراضات و معترضان حمایت کردهاند، چیست؟! چه شده که این دانشجو و آن استاد دانشگاه پس از چند روز از فروکش کردن اعتراضات در منازلشان بازداشت شدهاند؟!… همایون سامهیح نجفآبادی که از اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس است نیز از رویت فهرستی خبر داده که بهگفته او، «مربوط به گروه خاصی از پزشکان بازداشتشده در سراسر کشور بوده است.» فهرستی که این نماینده مجلس با اشاره به آن به ایلنا گفته «در همان چندثانیه که بهصورت اجمالی این لیست را مشاهده کردم، تعداد افراد کم نبود.»»
هنرمندان
«تنها اما اعضای جامعه پزشکی و کادر درمان نیستند که در روزهای گذشته شاهد بازداشت شماری از همکارانشان بودند بلکه همزمان اخباری مشابه درخصوص هنرمندان و ورزشکاران نیز مخابره شده است. تا جایی که انتهای هفته گذشته، بنابر خبری که ایرنا مخابره کرد، خانه موسیقی ایران با اشاره به «تشکیل کارگروه ویژه پیگیری وضعیت هنرمندان موسیقی بازداشتشده در حوادث اخیر»، آنچه را که پیشتر درخصوص بازداشت شماری از هنرمندان حوزه موسیقی در فضای مجازی منتشر شده بود، تایید کرد… ( علیرضا حسینی، عضو هیاترییسه و نماینده کمیته حمایت حقوقی و قضایی خانه سینما ) تایید کرده «سهتن از بازداشتشدگان، با حکم قضایی و در منزل بازداشت و سهتن دیگر در اماکن عمومی دستگیر شدهاند»، میگوید: «شماری از همکاران و اعضای خانه سینما ازجمله دو نفر از اعضای هیاترییسه این نهاد صنفی نیز ازسوی سیستم امنیتی احضار شدهاند و صحبتهای چندساعته با ایشان صورت گرفته و با برخی افراد نیز تلفنی صحبت شدهاست.»
حسینی که با استناد به این شواهد از احتمال افزایش تماسها و احضارها در روزهای آینده خبر داده، همچنین گفته است: «متاسفانه همکار عزیزمان آقای جواد گنجی(دستیار کارگردان و برنامهریز) و خانم صهبا رشتیان(نقاش و انیماتور) دونفر از اعضای خانه سینما در حوادث اخیر جان عزیزشان را از دست دادهاند.»»
وکلا
«شاید اما جیبترین مورد از برخوردهایی که با فعالان صنوف گوناگون صورت گرفته، مربوط به جامعه وکلاست چنانکه در اخبار آمده تاکنون دستکم ۹وکیل پایه یک دادگستری بازداشت شدهاند. آنطورکه روزنامه شرق با استناد به اظهارات شماری از وکلای این ۹ وکیل بازداشتی گزارش داده، شیما قوشه، محمدهادی جعفرپور، مهدی انصاری، جعفر زارعی، مهران انصاری، جعفر کشاورز، نازنین برادران، عنایتالله کراماتی و امید دارابی بازداشت شدهاند و از میان این ۹وکیل پایه یک، ششتن از جمله وکلایی بودند که در شیراز سکونت و فعالیت داشتهاند.
جالب آنکه در حالی درپی انتشار این گزارش، اخباری درخصوص آزادی یکی از ششوکیل بازداشتی در شیراز مخابره شده، علی شایانمنش، عضو هیاتمدیره کانون وکلای دادگستری استان فارس و کهگیلویهوبویراحمد در توضیحات تکمیلی در این باره به ایلنا گفته «بازداشت آن یک وکیلی که اخیرا آزاد شد، در آبانماه صورت گرفته بود.»»
اعتراف به نقض قوانین وضع شده توسط خود رژیم ایران
«نجفی توانا (حقوقدان، استاد دانشگاه و پژوهشگر برجسته حقوق جزا و جرمشناسی در ایران) با استناد به اصل(۳۵) قانون اساسی بهعنوان «میثاق میان حاکمیت و ملت» میگوید: «اصل(۳۵) قانون اساسی حقی اساسی را برای مردم و تکلیفی سنگین را برای حاکمیت مشخص کرده است.»
او با تاکید بر اینکه «اعمال این حق قطعا مستلزم آزادی وکیل در انجام وظایف است»، میگوید: «وکیل باید بتواند بدون ترس و واهمه و چگونگی دفاع از موکل، وظیفه خود را انجام دهد. همانطورکه پزشکان باید آزاد باشند تا بتوانند بدون هرگونه هراس و نگرانی نسبتبه معالجه مراجعان بدون آنکه نگران عواقب احتمالی آن باشند یا اصولا وظیفهای داشته باشد که درخصوص چرایی و چگونگی نیاز بیمار به مراجعه به پزشک، تجسس کنند، به وظایف خود عمل کند.»»
کشتار ادامه دارد
رژیم حاکم بر ایران در فاصله وزهای چهارشنبه ۸ بهمن تا سهشنبه ۱۴ بهمن دست کم ۷۲زندانی را حلقآویز کردند.
سهشنبه ۱۴ بهمنماه ۱۵زندانی: خلیل همتی در شیراز، پویا لشنی در سبزوار، مرادبیگ حقیقت در بیرجند، یک زندانی در بم، اسحاق میری در جیرفت، کورش نیری در یزد، مجید سهرابی در ملایر، هیرمان صدری در مهاباد، علی حقیقتدوست در لاهیجان، طهماسب مهرجو در خواف، افشین ملکی در ایلام، هدایت میرزایی در برازجان، بهرام بنیاسد در اهواز، ایوب لشکری در رشت و سعید روحانی در سیرجان.
دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۰زندانی: آرمان کوشکی در نوشهر، ستار خالوند در اصفهان، شریف مردانپور در کرمان، سهراب رفعتی در ساوه، یاشار رضایی در کاشان، مهدی پورشهباز در زنجان، محمد جامع شورانی در دورود، آرین شوخی در قائمشهر، باقر محبی در نیشابور، و حسین نجار در گرگان.
یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۱ زندانی: مصطفی میناوند در سمنان، حکمت دریایی در بندرعباس، پیمان شیری در تبریز، سجاد دوستی در نوشهر، امین نصیری در سنندج، محمدعلی مریدان در بروجرد، فردین کلامی در قم، بهروز حضرتی در اردبیل، ناصر حسینی در قزوین، منوچهر مهرابی در نایین و شهریار فراهانی در اراک.
شنبه ۱۱ بهمن ۱۱ زندانی: صمد بهرامی در یاسوج، حسین دولتشاهی در نهاوند، هادی لشنی در ایرانشهر، مختار نوری در زاهدان، دلاور اشرفآبادی در همدان، جهان آزادبخت در دزفول، محمدجواد نامداری در کرمانشاه، شهاب بروجردی در الیگودرز، کیارش زکیپور در کرج، حاتم شمشیری و احمدرضا دریکوند در خرمآباد.
پنجشنبه ۹ بهمن ۹زندانی: اردشیر مولایی در کرمان، یاسر باباکوهی در تایباد، گلمراد آقایی در گناباد، نصرت اسدی در بجنورد، حامد چراغی در ماهشهر، تورج نورافکن در ساری، یونس سلامی در فردوس، هوشنگ خالصی در بهبهان و سوران احمدی دربوکان.
چهارشنبه ۸ بهمنماه ۱۶زندانی: اعدام سیاسی: حمیدرضا ثابت اسمعیلپور فرزند غلامحسین که در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ دستگیر شده بود، به جرم جاسوسی و همکاری اطلاعاتی به نفع سرویس اطلاعاتی متخاصم» اعدام شد (میزان-۱۴۰۴.۱۱.۸). سایر قربانیان در این روز عبارتند از: سعید ملیکان در قزلحصار، فواد امینی در مهاباد، سجاد خانی در اسفراین، فرهاد نمازی در سبزوار، عرشیا چگنی در شیراز، نیما افشاری در ملایر، خسرو پزشکی در دامغان، آرمین آقاپور در مشهد، یک زندانی در چابهار، درویشعباس یادگاری در کاشمر، حسین موسوی در شهرکرد، مختار حسنی در بوشهر، هاشم عباسی در اهر، امیر روحی در کرمان و امیرحسین توکلی زانیانی در شهرکرد.
شمار اعدامهای ثبت شده در ژانویه ۲۰۲۶ برای چهارمین ماه متوالی از ۳۰۰ گذشت.
این روند بخوبی نشان می دهد که رژیمی که همه پتانسیلهای خود را از دست داده و در محاصره بحرانها و مشکلات لاعلاج دست و پا میزند، اگر یک روز کشتار معترضان و اعدام زندانیان را متوقف کند سرنگون خواهد شد.
| تاریخ (۱۴۰۴) | تعداد اعدام ثبت شده | شهرهای شاخص |
| ۸ بهمن | ۱۶ نفر | تهران (قزلحصار)، مشهد، شیراز، شهرکرد |
| ۹ بهمن | ۹ نفر | کرمان، تایباد، بجنورد، ساری |
| ۱۱ بهمن | ۱۱ نفر | زاهدان، کرمانشاه، کرج، خرمآباد |
| ۱۲ بهمن | ۱۱ نفر | تبریز، سنندج، قم، اردبیل |
| ۱۳ بهمن | ۱۰ نفر | اصفهان، کرمان، زنجان، نیشابور |
| ۱۴ بهمن | ۱۵ نفر | شیراز، ایلام، اهواز، رشت |
| مجموع ۶ روز | ۷۲ نفر | به طور میانگین ۱۲ اعدام در هر روز = یک اعدام در هر دو ساعت |
ادامه واکنش جامعه به کشتار معترضین و تهدید به محدود سازی مجدد اینترنت
علاوه بر اخبار مبنی بر عدم شرکت دانشجویان در دانشگاههای مختلف به علت کشتار هم کلاسی هایشان در قیام ۲۰۲۶. دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز در اعتراض بهقتل همکلاسیهای خود در جریان قیام دیماه تجمع و تحصن کردند.
آنها شعار می دادند:
سکوت ما مرگ ماست
دانشجو داد بزن حقتو فریاد بزن
دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد

همینطور فایلهایی که توسط مانیتورینگ حقوق بشر ایران بدست آمده بارها و بارها نشان داده است که در تشییع جنازه شهدای قیام، بویژه مادران قیام هشدار داده اند که از خون به ناحق ریخته شده فرزندانشان نمی گذرند.
در واکنش به چنین عکس العملی از جامعه در قبال کشتار قیام دیماه ۱۴۰۴، حکومت مجدد تهدید به قطع اینترنت کرده است. اکنون برای همه جهان مشخص و واضح است که قطع اینترنت تحت حاکمیت رژیم ایران معنایی بجز سرکوب خونین ندارد. در همین رابطه اقتصاد نیوز به تاریخ ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ به نقل از وزیر ارتباطات نوشت: «وزیر ارتباطات، گفت: بازگشت وضعیت اینترنت کشور به قبل از اعتراضات بستگی به شرایط کشور دارد. » در ادامه ستار هاشمی وزیر ارتباطات تاکید می کند که « این مسأله در حوزه اختیارات این وزارتخانه نیست»
چه باید کرد
به این ترتیب کاملا مشخص می شود که بازداشت و کشتار در ایران تحت حاکمیت رژیم آخوندی ادامه دارد. جامعه بین المللی می باید از مرحله محکومیتهای نمادین عبور کرده و با بهرسمیت شناختن این سرکوبها به عنوان “جنایت علیه بشریت“، مکانیسمهای تنبیهی فوری علیه آمران و عاملان این کشتار را فعال کند. سکوت در برابر رژیمی که بقای خود را در گرو اعدام روزانه و قطع شریانهای ارتباطی شهروندان میبیند، مشوقی برای تکرار فجایع انسانی است. پرونده اعدامهای ژانویه ۲۰۲۶ و بازداشتهای خودسرانه نخبگان، باید به عنوان سندی بر نقض فاحش و مستمر میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، در دستور کار اضطراری شورای حقوق بشر سازمان ملل قرار گیرد.








