زندان قرچک ورامین در تابستان ۱۴۰۴، به نمادی تلخ از نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران تبدیل شده است؛ جایی که دهها زن زندانی سیاسی در شرایطی فراتر از طاقت انسانی، روزهای خود را سپری میکنند. گزارشهای موثق و مستند از داخل این زندان، تصویری هولناک از رنج مضاعف زنان در بند ارائه میدهد: قطع طولانیمدت برق، گرمای طاقتفرسا، کمبود امکانات بهداشتی و درمانی، و فضای زیستی غیرانسانی.
در هفتههای اخیر، برق سالن محل نگهداری زنان زندانی سیاسی در گرمترین ساعات روز، تا پنج ساعت قطع میشود. نبود هرگونه وسیله سرمایشی، حتی یک پنکه ساده، در فضایی بسته، بدون پنجره و تهویه، این محل را به کورهای سوزان تبدیل کرده است. این مکان که در ظاهر «باشگاه» نامیده میشود، اکنون به محل نگهداری زندانیان زن منتقلشده از بند زنان زندان اوین بدل شده؛ اما حتی حداقل استانداردهای انسانی در آن رعایت نمیشود.
زنان در محاصره گرما، بیماری و بیتوجهی
وضعیت بهداشت و سلامت زندانیان، بحرانی است. تنها سه توالت و سه دوش برای دهها زن وجود دارد. آب کافی برای نوشیدن، شستوشو و استحمام در دسترس نیست. فاضلاب محل هواخوری آلوده و پر از موش و حشرات است. زنان زندانی مجبورند در چنین فضایی، روزها را با وجود بیماری، کهولت سن و بیدرمانی سپری کنند.
برخی از این زنان که وضعیت جسمانی بحرانی دارند، عبارتاند از:
- آذر کروندی: با مشکلات قلبی و شنوایی، بدون هیچ مراقبت پزشکی.
- مولود صفایی: مبتلا به پارگی فتق دیافراگم و کاهش شدید بینایی، نیازمند درمان فوری.
- راحله راحمیپور: سالمندی با ناتوانی حرکتی، که از مراقبت پزشکی محروم است.
این افراد، مانند بسیاری دیگر، از دسترسی به دارو، مرخصی درمانی و خدمات اولیه بهداشتی محروماند. نه پزشک معتمد، نه رسیدگی اورژانسی و نه حتی سادهترین داروها در اختیارشان قرار دارد.
انتقال خشونتآمیز از اوین به قرچک
در پی حمله مأموران امنیتی به بند زنان زندان اوین در دوم تیرماه ۱۴۰۴، بیش از ۶۰ زن زندانی سیاسی بهطور ناگهانی و با خشونت به زندان قرچک منتقل شدند. این انتقال بدون اطلاع قبلی و بدون اجازه جمعآوری وسایل شخصی صورت گرفت. پس از انتقال، دسترسی این زنان به تماسهای پزشکی، امکانات بهداشتی، کتابخانه، و ارتباط با خانوادهها بهشدت محدود شده یا بهکلی از بین رفته است.
قرچک؛ نماد شکنجه بیصدا
زندان قرچک مدتهاست که به دلیل وضعیت فاجعهبار خود شناخته شده است؛ اما اکنون، با انتقال اجباری زندانیان سیاسی، شرایط به مراتب وخیمتری رقم خورده است. این مکان، امروز به نمادی از شکنجه خاموش تبدیل شده است—شکنجهای که نه با ضرب و شتم، بلکه با گرما، بوی تعفن، بیدرمانی و بیتوجهی ساختاری اعمال میشود.
