بی‌خبری مطلق از پنج زندانی محکوم به اعدام در بندهای امن

 خطر اعدام مخفیانه و نقض فاحش حقوق بشر

 این پرونده بازتابی از کشتارگاه خاموش مخالفان و نمونه‌ای از گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران و شورای حقوق بشر سازمان ملل است که نیازمند اقدام فوری از سوی جامعه جهانی می‌باشد.

مقدمه:

با گذشت بیش از یک هفته از انتقال خشونت‌آمیز پنج زندانی سیاسی محکوم به اعدام – وحید بنی‌عامریان، پویا قبادی، اکبر (شاهرخ) دانشورکار، بابک علیپور و محمد تقوی – همچنان هیچ اطلاعی از محل نگهداری و وضعیت آنان در دست نیست. این زندانیان روز جمعه ۱۷ مرداد ۱۴۰۴ (۸ اوت ۲۰۲۵) در جریان انتقال گسترده زندانیان از زندان فشافویه به اوین، از دیگران جدا و به مکان نامعلوم منتقل شدند. در حالی که مأموران ابتدا مقصد را زندان قزل‌حصار عنوان کرده بودند، ساعاتی بعد مقامات این زندان هرگونه اطلاع از حضور آنان را انکار کردند. این انکار، همراه با قطع کامل ارتباط و عدم پاسخگویی به خانواده‌ها، مصداق آشکار ناپدیدسازی قهری است. این رویداد نمونه‌ای روشن از بی‌خبری مطلق، پنج زندانی محکوم به اعدام، بندهای امن قزل‌حصار، اعدام مخفیانه و یکی از جدی‌ترین موارد ناپدیدسازی قهری در سال‌های اخیر است.

جزئیات واقعه:

شاهدان می‌گویند انتقال این پنج زندانی با ضرب و شتم شدید، حضور مأموران مسلح و ایجاد فضای رعب و وحشت انجام شد. زندانیان حتی فرصت تماس تلفنی یا اطلاع‌رسانی به خانواده‌ها نیافتند. منابع مطلع گزارش داده‌اند که مأموران زندان با تهدید، مانع انتقال هرگونه خبر دقیق به سایر زندانیان شدند. از همان لحظه جداسازی، این افراد به‌طور کامل از جهان بیرون جدا شدند و وضعیت جسمی و روحی‌شان در ابهام است.

قزل‌حصار و بندهای امن؛ «کارخانه مرگ»:

زندان قزل‌حصار، به‌ویژه بندهای امن و واحدهای ویژه آن، در میان زندانیان به «کشتارگاه خاموش مخالفان» مشهور است. سلول‌های انفرادی کوچک، قطع کامل تماس با خانواده و وکیل، تراکم بالای محکومان به اعدام، و استفاده از سالن‌های شکنجه بخشی از واقعیت تلخ این مکان است. گزارش‌های مستند نشان می‌دهد که این بندها نه برای «حفظ امنیت»، بلکه به‌عنوان ابزار انزوا و آماده‌سازی زندانیان برای اعدام مخفیانه عمل می‌کنند. پرونده‌های بهروز احسانی و مهدی حسنی – که پس از انتقال مشابه به این بندها بی‌اطلاع از خانواده و وکیل اعدام شدند – نمونه‌ای روشن از خطر جانی برای این پنج زندانی است.

اعتراض خانواده‌ها:

خانواده‌های این زندانیان با انتشار پیام‌ها و ویدئوهایی در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های حقوق بشری خواستار شفاف‌سازی فوری شده‌اند:

• خانواده وحید بنی‌عامریان: «فرزندان ما کجا هستند؟ یک هفته است که برده‌اند ولی نمی‌گویند، نمی‌گذارند تماس بگیرند. ما نگران بچه‌هایمان هستیم.»

• خواهر شاهرخ دانشورکار: «از پنج مرداد هیچ اطلاعی نداریم. حق تماس تلفنی نمی‌دهند. اگر سالم هستند، کجایند؟ چرا قوه قضاییه جوابگو نیست؟»

این خانواده‌ها با مراجعه مکرر به مراجع قضایی و ارسال نامه‌های رسمی به دادستانی و سازمان زندان‌ها، هیچ پاسخ روشنی دریافت نکرده‌اند.

واکنش‌ها و حمایت‌های بین‌المللی:

عفو بین‌الملل، سازمان حقوق بشر ایران، بیانیه کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران و شورای حقوق بشر سازمان ملل، و فراخوان کمیته بریتانیایی برای آزادی ایران، به همراه شخصیت‌هایی چون) برد شرمن (عضو کنگره آمریکا و) شارون دیویس (قهرمان المپیک، همگی نسبت به خطر اعدام قریب‌الوقوع این پنج زندانی هشدار داده و خواستار اقدام فوری جامعه جهانی شده‌اند.

تحلیل حقوقی:

اقدام به مخفی‌کردن محل نگهداری زندانیان، نقض صریح ماده ۹، ۱۰ و ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیون بین‌المللی حمایت از همه اشخاص در برابر ناپدیدسازی قهری است. ناپدیدسازی قهری یک جنایت مستمر محسوب می‌شود که تا زمان روشن شدن سرنوشت فرد ادامه دارد و قربانی را در معرض خطر شکنجه و اعدام فراقضایی قرار می‌دهد. این عمل، حتی در شرایط اضطراری، هیچ توجیهی ندارد و ایران ملزم به توقف فوری آن است.

الگوی خطرناک و سابقه تکرار:

ناپدیدسازی اجباری و انتقال زندانیان به بندهای امن قزل‌حصار، پیش از این بارها مقدمه اجرای احکام اعدام بوده است. در پرونده بهروز احسانی و مهدی حسنی، بی‌خبری اولیه با اعدام مخفیانه پایان یافت. این رویه نشان می‌دهد که بی‌خبری، نه یک حادثه، بلکه بخشی از یک سیاست سیستماتیک برای حذف مخالفان سیاسی است.

فراخوان اقدام فوری:

ما از سازمان ملل، شورای حقوق بشر، کمیسر عالی حقوق بشر، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران، اتحادیه اروپا، دولت‌ها و سازمان‌های حقوق بشری می‌خواهیم:

1. مقامات ایران را به افشای فوری محل نگهداری و تضمین امنیت جانی این پنج زندانی وادار کنند.

2. بر توقف فوری احکام اعدام، به‌ویژه احکامی که پس از محاکمات ناعادلانه صادر شده‌اند، فشار بیاورند.

3. خواستار دسترسی فوری این زندانیان به وکیل مستقل و تماس بدون محدودیت با خانواده شوند.

4. هیئت‌های حقیقت‌یاب مستقل را برای بازدید از زندان قزل‌حصار و گفت‌وگو با زندانیان بدون حضور مأموران اعزام کنند.

نتیجه‌گیری:

بی‌خبری مطلق از سرنوشت و محل نگهداری این پنج زندانی سیاسی محکوم به اعدام، زنگ خطری جدی برای وقوع یک جنایت دیگر در پشت دیوارهای قزل‌حصار است. تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد که تنها فشار علنی و فوری جامعه جهانی می‌تواند مانع از وقوع اعدام‌های مخفیانه شود. مسئولیت حفظ جان این زندانیان مستقیماً بر عهده مقامات ایرانی است و سکوت در برابر این جنایت، همراهی با آن خواهد بود. این پرونده بازتابی از کشتارگاه خاموش مخالفان و نمونه‌ای از گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران و شورای حقوق بشر سازمان ملل است که نیازمند اقدام فوری از سوی جامعه جهانی می‌باشد.

خروج از نسخه موبایل