به رگبار بستن مردم در فردیس کرج؛ روایت میدانی از کشتار سازمان‌یافته در قیام دی ۱۴۰۴

جهان بداند در ایران چه گذشت

در روزهای قیام سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴، خیابان‌های ایران به صحنه‌هایی بدل شد که حافظه جمعی مردم آن‌ها را فراموش نخواهد کرد؛ صحنه‌هایی از بدن‌های افتاده بر آسفالت، خانواده‌هایی که در تاریکی به دنبال نشانی از عزیزانشان می‌گشتند، و سکوتی که با قطع اینترنت بر شهرها تحمیل شد تا صدای گلوله‌ها شنیده نشود. در میان این شهرها، فردیس کرج یکی از خونین‌ترین نمونه‌های این سرکوب بود؛ جایی که شلیک مستقیم، تیر خلاص به مجروحان و باج‌گیری از خانواده‌ها، چهره‌ای عریان از خشونت سازمان‌یافته را آشکار کرد. آنچه در ادامه می‌آید، روایت میدانی از همین روزهاست؛ روایتی برآمده از شهادت‌های مستقیم شاهدان، بی‌واسطه و بدون پیرایش.

فردیس در روزهای قیام؛ شهری که به میدان جنگ تبدیل شد

بر اساس شهادت‌های مستقیم شاهدان عینی، هم‌زمان با اوج‌گیری اعتراضات سراسری، فردیس به شهری کاملاً امنیتی تبدیل شد. حضور گسترده مردم در خیابان‌ها، درگیری‌های شدید و آرایش جنگی نیروهای سرکوبگر، فضای شهر را به صحنه‌ای شبیه جنگ تمام‌عیار بدل کرده بود.
یکی از شاهدان می‌گوید:
«در روزهای قیام، فردیس از شدت حضور مردم و درگیری‌ها قیامت بود. خیابان‌ها حمام خون شده بود. جنگ بود؛ جنگی تمام‌عیار بین مردم و نیروهای خامنه‌ای.»

به گفته همین شاهد، پس از آغاز سرکوب، اینترنت به‌طور گسترده قطع شد تا امکان ثبت و انتقال وقایع از میان برود و ابعاد واقعی کشتار پنهان بماند. او تأکید می‌کند که آنچه در فردیس رخ داد، فراتر از توصیف‌های معمول است و باور آن حتی برای شاهدان مستقیم نیز دشوار بوده است.

گاه‌شمار کشتار؛ ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴

گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که سرکوب خونین در فردیس طی دو روز متوالی به اوج رسید.

در روز ۱۸ دی‌ماه، در محله سیاه‌نوش فردیس، نیروهای سرکوبگر با شلیک مستقیم به سوی مردم، نخستین موج از کشتار را رقم زدند. بنا بر روایت شاهدان، پیکرهای جوانان بر زمین افتاده بود و امکان امدادرسانی وجود نداشت.

روز ۱۹ دی‌ماه، شامگاه، تمرکز جمعیت معترضان در فلکه سوم فردیس افزایش یافت. یکی از شاهدان عینی لحظه آغاز کشتار را چنین توصیف می‌کند:
«روز جمعه ۱۹ دی، در یک لحظه مأموران به سمت مردم حمله کردند. آنجا در فلکه سوم فردیس تعداد مردم خیلی زیاد بود. ناگهان شروع به تیراندازی با مسلسل کردند.»

به گفته این شاهد، تیراندازی از حدود ساعت ۸ شب آغاز شد و تا حوالی ۹:۳۰ شب ادامه یافت. درگیری‌ها و تعقیب‌وگریزها تا نیمه‌شب ادامه داشت و فضای شهر کاملاً در کنترل نیروهای مسلح قرار گرفت.

شهادت‌های میدانی؛ روایت مستقیم از صحنه قتل

تیر خلاص به مجروحان

یکی از شاهدان که از داخل یک زیرزمین وقایع را مشاهده کرده، روایت می‌کند:
«من خودم را سریع به داخل یک زیرزمین انداختم. از پنجره کوچک آنجا می‌دیدم. آدم‌های زیادی، حدود ۶۰ نفر تیرخورده، روی زمین افتاده بودند. زخمی‌ها روی زمین بودند و مأمورین همان‌جا به آن‌ها تیر خلاص می‌زدند. با چشم‌های خودم دیدم. چیزی بود که فقط در فیلم‌ها دیده بودم.»

او تأکید می‌کند که در میان مجروحان، همه طیف سنی دیده می‌شد؛ از جوانان تا افراد مسن و حتی کودکان کم‌سن‌وسال. به گفته این شاهد، پس از شلیک تیر خلاص، نیروهای سرکوبگر پیکرهای بی‌جان را جمع‌آوری کرده و با خود بردند.

جمع‌آوری اجساد و خروج پنهانی

این شاهد می‌گوید که کشتار تا ساعت‌ها ادامه داشت و پس از آن، نیروهای سرکوبگر اقدام به جمع‌آوری اجساد کردند:
«من ساعت سه و نیم صبح توانستم از آن محل دور شوم. وقتی مطمئن شدم کسی نیست و پیکرها را جمع کردند و بردند، از منطقه خارج شدم.»

این اقدام، به گفته شاهدان، با هدف پنهان‌سازی تعداد واقعی قربانیان و جلوگیری از اطلاع‌رسانی صورت گرفت.

سرقت جنازه و باج‌گیری از خانواده‌ها

یکی دیگر از روایت‌های تکان‌دهنده به سرنوشت خانواده یکی از جان‌باختگان مربوط می‌شود. یکی از شاهدان می‌گوید:
«خانواده یکی از کشته‌شدگان سه روز دنبال او می‌گشتند. آخرش گفتند جسد در کهریزک است. چون پول تیر را نداشتند بدهند، مجبورشان کردند که بپذیرند برادرشان بسیجی بوده است تا جنازه را تحویل بدهند.»

این روایت نشان می‌دهد که خشونت به خیابان‌ها محدود نمانده و پس از کشتار، به شکل باج‌گیری، تحقیر و فشار سازمان‌یافته بر خانواده‌ها ادامه یافته است.

کهریزک؛ پیکرهایی بدون خانواده

یکی دیگر از شاهدان درباره وضعیت کهریزک می‌گوید:
«در کهریزک اصلاً نمی‌شد روی زمین پا گذاشت. همه‌جا پر از خون بود. بوی خون تمام فضا را گرفته بود. معلوم بود که بعضی از این پیکرها خانواده دارند، اما کسی بالای سرشان نبود. همه جور آدمی آنجا دیده می‌شد.»

این روایت‌ها از انتقال پیکرهای قربانیان فردیس به کهریزک و نگهداری آن‌ها بدون اطلاع‌رسانی شفاف به خانواده‌ها حکایت دارد.

شلیک مستقیم در محله سیاه‌نوش

در تکمیل این تصویر، شاهد دیگری درباره وقایع ۱۸ دی‌ماه در محله سیاه‌نوش فردیس می‌گوید:
«روز ۱۸ دی، نیروهای سرکوبگر با شلیک مستقیم به سمت مردم جنایت هولناکی مرتکب شدند. دست‌کم ۱۰ نفر از جوانان یا کشته شدند یا به‌شدت مجروح بودند و پیکرها روی زمین افتاده بود.»

مؤلفه‌های سرکوب سازمان‌یافته در فردیس

مجموع این شهادت‌ها نشان می‌دهد که آنچه در فردیس رخ داد، واجد مؤلفه‌های مشخص یک سرکوب سازمان‌یافته است:

این عناصر به‌صورت هم‌زمان و هماهنگ اجرا شده‌اند و از یک تصمیم ساختاری برای اعمال خشونت مرگبار حکایت دارند.

خانواده‌ها؛ تداوم خشونت پس از کشتار

پس از فروکش کردن صدای گلوله‌ها، خشونت در شکل دیگری ادامه یافت. خانواده‌ها در بلاتکلیفی، ترس و سوگ رها شدند. به گفته شاهدان، در خیابان‌های فردیس بنرهای تسلیت برای جوانان جان‌باخته بر دیوارها و تیرهای برق نصب شده است. این نشانه‌ها، سندی اجتماعی از عمق سوگ جمعی و شمار قربانیانی است که نام و سرنوشت بسیاری از آن‌ها همچنان پنهان مانده است.

تحلیل حقوق بشری

شلیک مستقیم به معترضان بی‌سلاح، تیر خلاص به مجروحان، ناپدیدسازی پیکرها و اعمال فشار بر خانواده‌ها، مصداق نقض آشکار حق حیات و سایر حقوق بنیادین انسان‌هاست. آنچه در فردیس رخ داد، نه یک اقدام خودسرانه، بلکه اجرای یک سیاست سرکوب مرگبار است که می‌تواند در چارچوب نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر و الگوی جنایت علیه بشریت مورد بررسی قرار گیرد.

جمع‌بندی

فردیس کرج در قیام دی ۱۴۰۴ به یکی از نمادهای کشتار معترضان در ایران تبدیل شد. روایت‌های میدانی از این شهر، تصویری روشن از خشونت عریان، سازمان‌یافته و بی‌رحمانه ارائه می‌دهد؛ خشونتی که با تیر خلاص در خیابان آغاز شد و با باج‌گیری از خانواده‌ها ادامه یافت. ثبت و حفظ این شهادت‌ها، نه‌تنها برای دادخواهی قربانیان فردیس، بلکه برای جلوگیری از پنهان‌سازی حقیقت و تکرار چنین فجایعی ضروری است.

خروج از نسخه موبایل