جهان بداند در ایران چه گذشت
روایتهای میدانی از جنگی تمامعیار علیه مردم بیسلاح در قیام سراسری ایران
« خیابانها حمام خون بود. جنگ بود؛ جنگی تمامعیار میان مردمی که با دست خالی آمده بودند و نیروهایی که با سلاح جنگی شلیک میکردند»
این شهادت یکی از شاهدان عینی قیام سراسری ایران است؛ روایتی که در شهرها و مناطق مختلف کشور تکرار شد. شاهدان از شلیک مستقیم به جمعیت، تیر خلاص به مجروحانی که روی زمین افتاده بودند، جمعآوری سریع اجساد و وحشتی سخن میگویند که خیابانها را در مدت کوتاهی به میدان مرگ بدل کرد. آنچه رخ داد، نه کنترل تجمع، بلکه خشونتی عریان و سازمانیافته بود که مرز میان سرکوب و کشتار را بهطور کامل از میان برد.
قیامی فراگیر؛ از خیابان تا خاموشی دیجیتال
قیام سراسری ایران تا ۲۰ دیماه ۱۴۰۴ دستکم ۲۲۰ شهر را دربر گرفت؛ از کلانشهرهایی چون تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، تبریز و رشت تا شهرهای کوچک اما شورشی مانند آبدانان، فردیس کرج، لردگان و ملارد. همزمان گزارشهایی از درگیریهای شدید در استان لرستان، بهویژه ملکشاهی و دیگر شهرهای شورشی این استان، منتشر شد؛ مناطقی که با خشونت مرگبار و تلفات انسانی سنگین مواجه بودند.
پاسخ حاکمیت به این گستردگی، نه گفتوگو و نه مدیریت بحران، بلکه استقرار نظامی گسترده و اعمال نوعی حکومت نظامی اعلامنشده بود. همزمان، ایران وارد وضعیت خاموشی دیجیتال شد؛ قطع یا اختلال شدید اینترنت که مانع انتقال تصاویر، شهادتهای میدانی و ثبت مستقل وقایع شد و همچنان ادامه دارد.
آمار قربانیان و بازداشتشدگان؛ کشتار در سایه پنهانکاری
بهدلیل سرکوب گسترده و پنهانکاری سیستماتیک، برآورد دقیق تلفات با دشواری همراه است. با این حال، بر پایه دادههای تجمیعی میدانی، گزارشهای مستقل و اظهارات گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد، حداقل بیش از ۳۰۰۰ کشته تأییدشده در جریان قیام ثبت شده است؛ رقمی حداقلی که تنها موارد قابل راستیآزمایی را دربر میگیرد.
در میان جانباختگان، کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال سهم قابل توجهی دارند؛ از جمله مواردی که حتی کودک سهساله در اثر شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جان خود را از دست داده است. این واقعیت نشان میدهد خشونت اعمالشده کور، بیتمایز و بدون هرگونه ملاحظه برای حفاظت از غیرنظامیان بوده است.
در کنار کشتهشدگان، دهها هزار نفر بازداشت شدهاند؛ برآوردها شمار بازداشتشدگان را تا حدود ۵۰ هزار نفر نشان میدهد. بسیاری از این افراد بدون حکم قضایی، در بازداشتگاههای نامعلوم و بدون دسترسی به وکیل نگهداری میشوند؛ وضعیتی که خطر شکنجه، ناپدیدسازی قهری و صدور احکام شتابزده را بهشدت افزایش داده است.

استفاده از زور مرگبار؛ الگوی کشتار خیابانی
تصاویر و شهادتهای میدانی نشان میدهد نیروهای امنیتی و شبهنظامی، علاوه بر شلیک مستقیم در سطح خیابان، از سلاحهای جنگی سنگین نیز استفاده کردهاند. در موارد متعدد، افراد مسلح وابسته به حاکمیت از بالای ساختمانها با تیربار و سلاحهای سنگین از جمله دوشکا بهصورت کور به سمت مردم شلیک کردهاند.
در سطح خیابان نیز شلیک مستقیم، تیراندازی بدون هشدار و هدفگیری از فاصله نزدیک گزارش شده است. در موارد متعدد، مجروحانی که بر اثر اصابت گلوله روی زمین افتاده بودند، هدف تیر خلاص قرار گرفتند. این مجموعه شواهد، بیانگر اجرای یک الگوی هماهنگ کشتار خیابانی است.
اجساد، بازداشتگاهها و خانوادههای در جستوجوی عزیزان
همزمان با سرکوب خیابانی، گزارشهای متعددی از انتقال پنهانی اجساد و تحویل محدود یا مشروط پیکرها به خانوادهها منتشر شد. در مناطق مختلف کشور، پیکر کشتهشدگان در کیسههای سیاه منتقل میشدند؛ صحنهای تکرارشونده که به یک الگوی عمومی بدل شد. تصاویری که از کهریزک منتشر و بهطور گسترده بازنشر شد، تنها یکی از نمونههای ثبتشده این واقعیت بود، نه یک استثنا.
خانوادهها روزها میان سردخانهها، مراکز امنیتی و پزشکی قانونی سرگردان بودند و در بسیاری موارد از برگزاری مراسم سوگواری منع یا با تهدید و شروط امنیتی مواجه شدند.
بازداشت، ناپدیدسازی و اعترافات اجباری تحت شکنجه
موج بازداشتهای شبانه و فلهای در شهرهای مختلف آغاز شد. بسیاری از بازداشتها بدون حکم قضایی انجام گرفت و خانوادهها برای روزها یا هفتهها از سرنوشت بازداشتشدگان بیاطلاع ماندند. ثبتنشدن اسامی در سامانههای رسمی، خطر ناپدیدسازی قهری را افزایش داد.
شهادتهای متعدد از اعمال فشارهای شدید جسمی و روانی برای گرفتن اعترافات اجباری حکایت دارد؛ از ضربوشتم و محرومیت از خواب تا تهدید خانوادهها. این اعترافات، که بدون رعایت اصول دادرسی عادلانه اخذ شدهاند، بهعنوان ابزار ارعاب عمومی و توجیه سرکوب مورد استفاده قرار گرفتند.

گزارشگر ویژه سازمان ملل؛ آستانه جنایت علیه بشریت و نقش پزشکان
مای ساتو، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران، با اشاره به کشتار گسترده معترضان اعلام کرد که برای بررسی اینکه آیا آنچه در ایران رخ داده مصداق جنایت علیه بشریت است یا نه، باید یک هیئت حقیقتیاب مستقل بینالمللی تشکیل شود.
او تأکید کرد که جنایت علیه بشریت شامل نقضهای گسترده و سیستماتیک حقوق بشر علیه غیرنظامیان، از جمله قتل، شکنجه و بازداشتهای خودسرانه است و عنصر قصد و نیت نیز در این بررسی اهمیت دارد.
گزارشگر ویژه سازمان ملل همچنین گفت که قطع تقریباً کامل اینترنت، راستیآزمایی مستقل شمار کشتهشدگان را هر روز دشوارتر کرده است. در همین زمینه، او به نقش پزشکان شجاع داخل ایران اشاره کرد که با دسترسی به اینترنت ماهوارهای، اطلاعات مربوط به مجروحان و جانباختگان منتقلشده به بیمارستانها را به خارج از کشور ارسال کردهاند. به گفته او، بدون تلاش این پزشکان، ابعاد واقعی کشتار معترضان تا این حد قابل ثبت و مستندسازی نبود.
اظهارات مقامات ارشد؛ اذعان به وسعت کشتار
اظهارات علنی مقامات ارشد حاکمیت، حاوی اذعان به مقیاس بالای تلفات انسانی است. علی خامنهای به کشتهشدن «چند هزار نفر» اشاره کرده و محمدباقر قالیباف اعتراضات را «جنگی تروریستی و داعشگونه» خوانده و از «هزاران کشته» سخن گفته است. غلامحسین محسنی اژهای نیز با تأکید بر «عدم ارفاق»، مسیر تشدید سرکوب قضایی را هموار کرده است. این زبان، اعتراضات مردمی را دشمنی برای حذف تعریف میکند و نشاندهنده علم و اراده حاکمیت در بهکارگیری خشونت مرگبار است.

«کار اصلی ما تازه آغاز شده است»؛ تهدید به موج تازه اعدامها
رئیس قوه قضائیه با اعلام اینکه «کار اصلی ما تازه آغاز شده است» و بازنشر موضع «هیچ ارفاقی»، از تشدید محاکمهها و تسریع اجرای احکام سنگین، از جمله اعدام، خبر داد. این تهدید علنی، نگرانیها از ورود سرکوب به فاز قتلعام قضایی را بهشدت افزایش داده است.
جمعبندی نهایی
آنچه در قیام سراسری ایران رخ داد، نه کنترل اعتراض و نه تشدید یک سرکوب معمول، بلکه یک کشتار خونین وعامدانه در ابعادی سراسری و بیسابقه در تاریخ معاصر ایران بود. رژیم آخوندی اینبار بدون هیچ مهار و ترمزی، قتلعام را به کف خیابانها کشاند و مردم بیدفاع را بهصورت جمعی هدف قرار داد؛ تصمیمی آگاهانه که نشان میدهد حاکمیت وارد فاز بقا از طریق کشتار شده است.
این جنایت ریشه در ترس عمیق رژیم دارد. حاکمیتی که با فروپاشی اقتصادی، بنبست سیاسی و فرسایش جدی قدرت منطقهای مواجه است، بهروشنی میدانست که این قیام صرفاً اعتراض نیست، بلکه حرکتی مستقیم بهسوی سرنگونی است. از همین رو، پاسخ آن نه مهار بحران، بلکه حذف فیزیکی، ارعاب قضایی و خاموشکردن کشور بود.
کشتار خیابانی، قتل کودکان، جمعآوری پنهانی اجساد، بازداشتهای فلهای، اعترافات اجباری و تهدید علنی به اعدامهای گسترده، اجزای یک تصمیم واحد بودهاند؛ تصمیمی که با علم کامل به هزینه انسانی آن اتخاذ شد. این گزارش ثبت میکند که سرکوب اخیر نه برای حفظ نظم، بلکه برای جلوگیری از سرنگونی صورت گرفت؛ با هزینهای انسانی که عمداً سنگین و بازدارنده انتخاب شد.
اما این نقطه پایان نیست. این جنایت خونین یقیناً نه پایان یک مسیر، بلکه آغاز پایان رژیمی خونخوار و گامی برگشتناپذیر در حرکت مستمر مردم ایران بهسوی آزادی است.








