خلاصه اجرایی
در مهرماه ۱۴۰۵، انتشار تصاویر و گزارشهای منتشرشده در رسانههای داخلی ایران، از جمله رویداد ۲۴ و ایسنا، ابعاد نگرانکنندهای از آموزش نظامی کودکان و نوجوانان در فضاهای عمومی را آشکار کرد. بر اساس این تصاویر، نیروهای نظامی و امنیتی در قالب گردانهای موسوم به «جانفدا» در نقاط مختلف تهران، از جمله میدان آزادی و میدان هفتم تیر، به آموزش کار با سلاحهای گرم از جمله تفنگهای تهاجمی، سلاحهای دوربیندار و تیربار به کودکان و نوجوانان میپردازند. این اقدامات که با حضور و نظارت نیروهای رسمی و در برابر افکار عمومی انجام میشود، نشاندهنده تداوم الگویی است که طی دهههای گذشته در قالب بسیج و سازماندهی نظامی دانشآموزان دنبال شده است. گزارش حاضر با استناد به شواهد تصویری و اظهارات رسمی، به بررسی ابعاد این پدیده، پیشینه تاریخی استفاده از کودکان در ساختارهای نظامی و امنیتی، و ارزیابی انطباق این رویهها با تعهدات بینالمللی جمهوری اسلامی ایران در حوزه حقوق کودک میپردازد.
بخش اول: استناد به شواهد میدانی؛ آموزش نظامی کودکان در میادین تهران (مهر ۱۴۰۵)
در جریان نمایشگاهها و تجمعات حکومتی برگزارشده در مهرماه ۱۴۰۵ در شهر تهران، تصاویر متعددی از آموزش مستقیم نظامی به کودکان منتشر شد که واکنشهای گستردهای را در پی داشت:
- میدان هفتم تیر تهران (۱۲ مهر ۱۴۰۵): تصاویر منتشرشده توسط خبرگزاریها نشان میدهد که افسران ارشد نظامی با لباس فرم سپاه پاسداران، به کودکان و نوجوانان (دختر و پسر) نحوه به دست گرفتن، بازوبست کردن و نشانهروی با سلاحهای جنگی سنگین و نیمهسنگین را آموزش میدهند.
روزنامه رویداد ۲۴
۱۲ مهر ۱۴۰۵
- میدان آزادی تهران (۵ مهر ۱۴۰۵): در غرفههای این میدان نیز تصاویری از کودکان با پوشش لباسهای شبهنظامی (مشابه یگانهای تکاور) منتشر شد که در حال تمرین نشانهروی با تفنگهای دوربیندار و تیربار روی خودروهای نظامی بودند. در برخی تصاویر، کودکان در برابر سبدهای هدف با تصاویر مشخص هدفگیری آموزش میبینند.
رویداد ۲۴
۵ مهر ۱۴۰۵
- ابعاد روانی و ابزاری: این آموزشها که زیر نظر مستقیم فرماندهان نظامی و در فضاهای عمومی شهر انجام میشود، مصداق بارز استفاده ابزاری از کودکان، عادیسازی خشونت عریان، و ترویج فرهنگ میلیتاریسم در میان نسلهای پایه کشور است.
بخش دوم: تداوم تاریخی؛ از کودکسربازان جنگ ایران و عراق تا گشتهای سرکوب
پدیده بهکارگیری کودکان در ساختارهای نظامی و امنیتی در حکومت ایران، یک انحراف مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک دکترین استراتژیک است که ریشههای عمیقی در دهههای گذشته دارد:
۱. دوران جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹–۱۳۶۷):
- حکومت ایران در دوران جنگ به شکلی گسترده از دانشآموزان و کودکان (حتی زیر ۱۵ سال) تحت عنوان «نیروهای مردمی و بسیجی» در خطوط مقدم جبهه استفاده کرد. طرحهایی نظیر «پاسدار-دانشآموز» با نظارت مستقیم مقامات ارشد نظام اجرا شد و مدارس به پایگاههای جذب نیرو بدل شدند.
- به اعتراف صریح مقامات نظامی (از جمله سرلشکر یحیی رحیمصفوی)، حدود یک میلیون دانشآموز به جبههها اعزام شدند.
- گزارشها، خاطرات و روایتهای متعددی از دوران جنگ ایران و عراق به استفاده از نمادهای ایدئولوژیک و مذهبی، از جمله توزیع «کلیدهای بهشت» میان برخی داوطلبان نوجوان، اشاره کردهاند. این روایتها در کنار شواهد مربوط به حضور گسترده دانشآموزان در جبهههای جنگ، از جمله باز کردن میادین مین نشاندهنده تلاش برای تشویق و بسیج کودکان و نوجوانان جهت مشارکت در فعالیتهای مرتبط با جنگ است.
۲. استفاده از کودکان در سرکوب اعتراضات مردمی (قیامهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴):
- در جریان اعتراضات سراسری (بهویژه قیام ۱۴۰۱ و اعتراضات پس از آن در سال ۱۴۰۴)، گزارشهای متعددی از سوی نهادهای حقوق بشری و فعالان صنفی منتشر شد که نشان میداد نهادهای امنیتی از کودکان و نوجوانان (برخی ۱۲ ساله) در گشتهای خیابانی، ایستهای بازرسی و حتی در قالب نیروهای لباسشخصی برای شناسایی و سرکوب معترضان بهرهبرداری کردهاند.
رحیم نادعلی معاون فرهنگی سپاه تهران در تلویزیون شبکه خبر به تاریخ ۶ فروردین گفت: «ما این طرح را در حوزههای مختلف راهاندازی کردیم بحث گشتهای اطلاعاتی و عملیاتی هستش که خب عزیزانمان جوانان و نوجوانانمان به کرار حضور پیدا کردند و گفتند ما میخواهیم در این گشتها حضور پیدا کنیم در تورهای ایست و بازرسی بسیج که الآن در سطح شهرها میبینید اتفاق افتاده مراجعه بسیار زیادی داشتیم از نوجوانان و جوانان که میخواهند در این تورها حضور پیدا کنند و با توجه به اینکه سنینی که حضور پیدا میکردند و مطالبه میکردند که میخواهند حضور پیدا کنند ما این سن را روی ۱۲سال به بالا آوردیم یعنی الآن بر و بچههای دوازده ساله سیزده ساله میخواهند حضور پیدا کنند در این فضا»
بخش سوم: پارادوکس قانونی؛ سن مسئولیت کیفری و تناقض با قوانین داخلی
حکومت ایران در حالی کودکان را وارد چرخههای آموزش نظامی و استثمار امنیتی میکند که تعیین حداقل سن ۱۸ سال برای برخی حقوق و مسئولیتهای مدنی، از جمله اخذ گواهینامه رانندگی، نشان میدهد که قانونگذار ایرانی در این حوزهها رسیدن به ۱۸ سالگی را معیار لازم برای برخورداری از بلوغ و مسئولیتپذیری کافی دانسته است. با این حال، قوانین استخدامی ارتش و سپاه پاسداران حداقل سن ۱۶ سال را برای استخدام تعیین کردهاند. این تفاوت، پرسشهای مهمی را درباره معیارهای مورد استفاده برای ارزیابی بلوغ نوجوانان، بهویژه در زمینه فعالیتهای نظامی و امنیتی که میتواند آنان را در معرض خطرات جدی جسمی و روانی قرار دهد، برمیانگیزد.
این تناقض نشان می دهد که هرگاه پای منافع امنیتی و حفظ ساختار قدرت به میان میآید، «سن قانونی» حتی به زیر ۱۲ سال تنزل مییابد و امنیت جسمانی و روانی کودکان در ساختارهای شبهنظامی (مانند گردانهای جانفدا) به بازی گرفته میشوند.
بخش چهارم: ارزیابی حقوقی و نقض آشکار تعهدات بینالمللی
آموزش نظامی کودکان و نوجوانان و سازماندهی آنان در قالب ساختارهای شبهنظامی موسوم به «جانفدا»، نگرانیهای جدی درباره انطباق این اقدامات با تعهدات بینالمللی جمهوری اسلامی ایران در حوزه حقوق کودک، حمایت از غیرنظامیان و منع بهکارگیری کودکان در فعالیتهای نظامی ایجاد میکند. این نگرانیها بهویژه با توجه به کنوانسیون حقوق کودک، پروتکل اختیاری مشارکت کودکان در مخاصمات مسلحانه، اساسنامه رم دیوان کیفری بینالمللی و اصول و تعهدات پاریس قابل بررسی است.
۱. کنوانسیون حقوق کودک (CRC – مصوب ۱۹۸۹):
- ماده ۳۸: دولتهای عضو موظفاند تمامی اقدامات عملی را برای تضمین اینکه اشخاص زیر ۱۵ سال شرکت مستقیم در مخاصمات مسلحانه نداشته باشند، اتخاذ کنند و از سربازگیری افراد زیر ۱۵ سال در نیروهای مسلح خودداری ورزند. آموزش سلاح گرم به کودکان در فضای عمومی، با هدف و فلسفه حمایتی این کنوانسیون(که ایران الحاق به آن را پذیرفته است) ناسازگار است.
۲. پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک در خصوص مشارکت کودکان در مخاصمات مسلحانه (OPAC):
- این پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک درباره مشارکت کودکان در مخاصمات مسلحانه (OPAC) دولتها را از سربازگیری اجباری افراد زیر ۱۸ سال منع میکند و دولتها را موظف میکند اطمینان حاصل کنند افراد زیر ۱۸ سال مستقیماً در مخاصمات شرکت نکنند. همچنین گروههای مسلح غیردولتی تحت هیچ شرایطی مجاز به جذب یا استفاده از افراد زیر ۱۸ سال نیستند.
۳. اساسنامه رم دیوان کیفری بینالمللی (ICC – ماده ۸):
- طبق بند ۲(ب)(xxvi) و بند ۲(e)(vii) اساسنامه رم، «سربازگیری یا نامنویسی کودکان زیر ۱۵ سال در نیروهای مسلح ملی یا گروههای مسلح و یا استفاده از آنان برای مشارکت فعال در مخاصمات» به عنوان «جنایت جنگی» شناخته میشود.
۴. اصول و تعهدات پاریس (۲۰۰۷) درباره کودکان مرتبط با نیروهای مسلح:
- اصول و تعهدات پاریس (۲۰۰۷) کودکان مرتبط با نیروهای مسلح و گروههای مسلح را به گونهای گسترده تعریف کرده و مشارکت آنان در نقشهای نظامی، امنیتی، پشتیبانی، لجستیکی و تبلیغاتی را از مصادیق ارتباط با نیروهای مسلح دانسته و بر ضرورت جلوگیری از چنین رویههایی تأکید میکند.
بخش پنجم: نتیجهگیری و توصیهها
اقدام جمهوری اسلامی در راهاندازی و تجهیز گردانهای «جانفدا» و آموزش نظامی کودکان در میادین شهری، زنگ خطری جدی برای جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری است. این رویه، تداوم آشکار سیاستهای مخرب دهههای گذشته (کودکسربازان جنگ) با ابزارهای نوین است.
مطالبات و توصیهها:
۱. به نمایندگی ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور کودکان و مخاصمات مسلحانه (SRSG-CAAC):
بررسی فوری و رسمی برنامههای جذب، آموزش و سازماندهی کودکان و نوجوانان توسط نهادهای وابسته به سپاه پاسداران، از جمله «گردانهای جانفدا»، و بهکارگیری تمامی سازوکارهای موجود سازمان ملل برای پاسخگو کردن نهادهای مسئول در قبال نقض حقوق کودکان.
۲. به گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران:
مستندسازی و انعکاس فوری روند فزاینده نظامیسازی کودکان در ایران، از جمله آموزشهای نظامی، امنیتی و ایدئولوژیک ارائهشده به افراد زیر ۱۸ سال، و ارائه گزارش ویژه به شورای حقوق بشر و مجمع عمومی سازمان ملل متحد درباره ابعاد این پدیده.
۳. به جامعه جهانی و دولتهای عضو سازمان ملل متحد:
محکومیت استفاده سازمانیافته از کودکان در برنامههای نظامی و شبهنظامی و اعمال فشارهای دیپلماتیک مؤثر بر جمهوری اسلامی ایران برای توقف فوری جذب، آموزش و سازماندهی کودکان در ساختارهای نظامی و شبهنظامی.
۴. به کمیته حقوق کودک سازمان ملل متحد:
درخواست توضیح از جمهوری اسلامی ایران درباره مبانی قانونی، اهداف، دامنه و شیوه اجرای برنامههای آموزش نظامی کودکان و ارزیابی انطباق این برنامهها با تعهدات ناشی از کنوانسیون حقوق کودک و استانداردهای بینالمللی حمایت از کودکان








