ایران – فاجعهٔ انسانی: سرکوب خونین، اعدام‌های فزاینده و ناپدیدسازی معترضان

در طی سه هفته‌ای که از قیام سراسری در ایران می‌گذرد، این کشور شاهد یکی از گسترده‌ترین و خشونت‌بارترین موج‌های سرکوب حکومتی در دهه‌های اخیر بوده است. هم‌زمان با گسترش اعتراضات، دستگاه‌های امنیتی، قضایی و نظامی جمهوری اسلامی با سرعت و شدتی بی‌سابقه به بازداشت، شکنجه، اعدام و سرکوب مرگبار معترضان روی آورده‌اند. روایت‌های شاهدان عینی، گزارش‌های رسمی رسانه‌های حکومتی و اظهارات مقامات ارشد جمهوری اسلامی تصویری تکان‌دهنده از وضعیت کنونی کشور ارائه می‌دهد.

مواضع رسمی حکومتی؛ شاهدی بر سرکوب معترضان: بی‌پرده، بدون رحم و بدون شرم

در روزهای اخیر، مقامات جمهوری اسلامی در سخنان و مواضع رسمی خود نه‌تنها هیچ تلاشی برای انکار سرکوب نکرده‌اند، بلکه با لحنی آشکار و تهدیدآمیز بر ادامهٔ برخوردهای خشن تأکید کرده‌اند. این مواضع نشان می‌دهد که سرکوب معترضان نه یک انحراف یا واکنش لحظه‌ای، بلکه بخشی از یک سیاست رسمی و سازمان‌یافته است.

مصاحبهٔ علی صالحی با شبکهٔ خبر – ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶

در مصاحبه‌ای که ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶ از شبکهٔ خبر (IRINN TV) پخش شد، علی صالحی در واکنش به اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا دربارهٔ توقف اعدام‌ها، با لحنی تند گفت: «برخورد ما با اغتشاشگران قاطع، بازدارنده و مستقیم است.» وی افزود: «در شمار زیادی از پرونده‌های مرتبط با اعتراضات، کیفرخواست صادر شده و به دادگاه ارسال شده است.»

این اظهارات نشان می‌دهد که دستگاه قضایی نه‌تنها قصد کاهش شدت سرکوب را ندارد، بلکه روند صدور احکام سنگین و تسریع در اجرای آن‌ها را نیز تشدید کرده است.

سخنرانی خامنه‌ای – ۲۷ دی ۱۴۰۴ (۱۷ ژانویه ۲۰۲۶)

در سخنرانی تلویزیونی ۲۷ دی، رهبر جمهوری اسلامی بار دیگر بر برخورد سخت با معترضان تأکید کرد. او گفت: «مقامات باید مجرمان داخلی را به‌سرعت مجازات کنند.»

این اعتراف، که تنها در گزارش‌های رسانه‌های بین‌المللی بازتاب یافت و هیچ متن رسمی از این سخنرانی در رسانه‌های حکومتی هنوز منتشر نشده است ، نشان‌دهندهٔ ابعاد گستردهٔ کشتار معترضان است.

موج اعدام‌ها: یک اعدام در هر دو ساعت

طی دو هفته آغازین اعتراضات در ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ تا ۱۱ ژانویه ۲۰۲۶، دست‌کم ۱۴۳ نفر اعدام شده‌اند. اما در هفتهٔ سوم اعتراضات، موج اعدام‌ها به‌شدت افزایش یافته است:

۲۰ دی ۱۴۰۴ – ۱۱ اعدام

در زندان‌های خرم‌آباد، کرمانشاه، همدان، دزفول، نهاوند، مرکزی کرج و علیگودرز.

۲۱ دی ۱۴۰۴ – ۹ اعدام

در زندان‌های بروجرد، قم، اردبیل، قزوین، تبریز، اراک، سمنان و بندرعباس.

۲۲ دی ۱۴۰۴ – ۱۲ اعدام

در زندان‌های گرگان، نیشابور، دورود، زنجان، ساوه، کرمان، کاشان، نوشهر و اصفهان

اعدام یک زن: آرتا ساعی در زندان نوشهر

۲۳ دی ۱۴۰۴ – ۱۴ اعدام

در زندان‌های بیرجند، ایلام، اهواز، یزد، جیرفت، برازجان، بم، خواف، گناباد، سنندج و لاکان رشت

اعدام یک زن: اکرم رضایی در زندان لاکان رشت

۲۴ دی ۱۴۰۴ – ۱۸ اعدام

در زندان‌های مهاباد، کاشمر، شهرکرد، بجنورد، سبزوار، عادل‌آباد شیراز، بوشهر، چابهار، دامغان، ملایر، قوچان، فردوس و اسفراین.

۲۵ دی ۱۴۰۴ – ۴ اعدام

در زندان‌های بهبهان، ماهشهر، ساری و تایباد.

تنها در شش روز، ۶۸ اعدام ثبت شده است بدون احتساب روزهای ۲۶ و ۲۷ دی که آمار آن‌ها هنوز منتشر نشده است. مجموع اعدام‌ها در سه هفته قیام به ۲۱۱ نفر می‌رسد؛ یعنی در هر دو ساعت یک اعدام.

افزایش میانگین اعدامها بر حسب ساعت خود بخوبی نشان می دهد که این رژیم نه تنها قصد دست برداشتن از سرکوب را ندارد بلکه هر چه پیش می رویم بر ابعاد سرکوب خود می افزاید.

بازداشت‌های گسترده: اعتراف رسمی حکومت به ابعاد سرکوب

شدت و میزان بازداشتها به حدی است که رسانه های رژیم خود نیز به بخشی از این بازداشتها اعتراف کرده اند. در هفته گذشته آمار بازداشتیها را برحسب اخبار بدست آمده از منابع موثق خود در داخل ایران بیش از ۵۰.۰۰۰ نفر اعلام نمود.

گیلان – خبر گزاری تسنیم در تاریخ ۲۷ دیماه ۱۴۰۴ به دستگیری ۱۵۰۰ نفر در استان اگیلان اذغان کرده و به نقل از حسین حسن پور فرمانده انتظامی این استان گفته است که ۵۰ نفر از بازداشت‌شدگان با اتهام «لیدری اعتراضات» مواجه شده‌اند.

مشهد – روزنامه همشهری در تاریخ ۲۷ دیماه ۱۴۰۴ به بازداشت ۱۱۰ نفردر مشهد اذعان کرده و به نقل از دادستان مرکز خراسان رضوی این بازدداشتها را در رابطه با «اعتراضات» اعلام کرده است.

وزارت اطلاعات – وزارت اطلاعات در اطلاعیه‌ای که در روزهای پایانی دی‌ماه ۱۴۰۴ منتشر شد، اعلام کرد که ۱۲ شهروند بهایی را بازداشت و ۱۳ نفر دیگر را در استان‌های خراسان رضوی، تهران، کرمان، یزد، سیستان و بلوچستان، البرز، کرمانشاه و مازندران احضار کرده است. وزارت اطلاعات در همین اطلاعیه تأکید کرده که این بازداشت‌ها و احضارها «در رابطه با اعتراضات سراسری ۱۴۰۴» انجام شده است.

سایر بازداشتهای اعلام شده در رسانه های رژیم عبارتند از:

تهران – ۴ بازداشت؟!

شهریار و سمنان – ۳ بازداشت؟!

اردبیل، رشت، تهران – ۳ بازداشت؟!

با اتهام «اخلال در نظم و امنیت» و «آتش زدن اماکن دولتی».

کرج – ۵ بازداشت؟!

به اتهام «وارد کردن خسارت به کلانتری و خودروهای انتظامی».

مرودشت – ۱ بازداشت؟!

این آمار تنها «نوک کوه یخ» است. گزارش‌های میدانی از بازداشت‌های شبانه، انتقال به مکان‌های نامعلوم، شکنجه و بی‌خبری خانواده‌ها حکایت دارد.

بازداشت‌های شبانه و شکنجه در خوزستان: جزئیات کامل

در استان خوزستان، موج تازه‌ای از بازداشت‌های شبانه گزارش شده است:

خانواده‌های بازداشت‌شدگان می‌گویند هیچ‌یک از افراد بازداشت اجازهٔ تماس تلفنی نداشته‌اند و مراجعات روزانهٔ آنان به ستاد نیروی انتظامی بی‌پاسخ مانده است.

کشتار در بیمارستان‌ها: حمله به مجروحان تحت درمان

این تصاویر، سندی روشن از جنایات سازمان‌یافته رژیم علیه هموطنانی است که به‌دلیل اعتراض، هدف سرکوب قرار گرفته‌اند؛ جنایتی که نه‌تنها در خیابان‌ها، بلکه درون بیمارستان‌ها نیز ادامه یافته است.

افراد دیده‌شده در این تصاویر، زنده و مجروح به مراکز درمانی منتقل شده‌اند و شواهد پزشکی آشکار نشان می‌دهد که در روند درمان قرار داشته‌اند: وجود لولهٔ هوایی، سوند ادراری، الکترودهای مانیتورینگ قلب و آثار اقدامات احیای اورژانسی، همگی بیانگر وضعیت درمانی فعال این بیماران است.

طبق پروتکل‌های قطعی پزشکی و قانونی، در صورت فوت طبیعی بیمار در بیمارستان، تمامی تجهیزات درمانی باید از بدن جدا و پیکر برای انتقال به سردخانه آماده‌سازی شود. اما انتقال اجساد با این وضعیتِ کاملاً غیرقانونی و خلاف رویهٔ بیمارستانی حاکی از تمام کش کردن مجروحین در بیمارستانهاست

.

روایت‌های شاهدان عینی: تصویر واقعی از جنایت علیه بشریت تحت فرمان شخص خامنه ای

روایت‌های دریافتی از بهشت زهرا – تهران

۱) «از امروز صبح (۱۴ ژانویه) بقدری ازدحام زیاده که بحث پول (برای تحویلدهی اجساد معترضین به خانواده‌ها) منتفی شده. حتی هزینه کفن و دفن قبر هم نمی‌گیرن و گفتن با سرعت بیشتری (اجساد رو) تحویل می‌دیم.»

۲) «از امروز صبح شروع کردن انگشت اجساد ناشناس رو می‌ذارن روی دستگاه، همزمان عکس و شماره ملی و اسم ظاهر میشه روی مانیتوری که یه تعداد زیادی آدم وایستادن نگاه می‌کنن و اگر اسم (ی که می‌شناسی) بیاد یعنی عزیزت کشته شده.»

۳) «یک مورد خانواده مراجعه کردن برای گرفتن جسد. گفتن دو تا برگه هست به انتخاب خودتون: یکی می‌گه جسد متعلق به یه بسیجی فعال بوده که شهید حساب می‌کنیم، و دوم اینکه این برگه را امضا می‌کنین می‌گین این سه نفر (که این افراد اصلاً نمی‌شناختنشون) بچه ما را کشتند و تقاضای قصاص داریم.» (انداختن اعدام احتمالی معترضان به گردن خانواده افرادی که خود قربانیان سرکوب خامنه ای شده اند)

شیراز – پنج‌شنبه ۱۸ دی

«روز پنج‌شنبه ۱۸ دی مردم در شیراز به سمت ساختمان صدا و سیمای رژیم رفتند که در آنجا به تظاهرکنندگان حمله و شلیک شد.»

روایت‌های سراسری از گستردگی اعتراضات و شدت سرکوب

«مردم به‌طرز بی‌سابقه‌ای توی شهرهای بزرگ و کوچک کشور توی خیابون بودند.»

«خیلی از شهرها اگر مزدوران مسلح دیکتاتوری حاکم مردم رو به گلوله نمی‌بستند سقوط کرده بودند.»

«این اولین بار بود مردم خانوادگی رفته بودند اعتراض. از پدربزرگ تا نوه.»

«اگه مردمو قتل‌عام نکرده بودند سقوط کرده بودند. مردم این‌قدر زیاد بودند سنگ و تیرکمون داشتند همون جمعه کار تموم بود.»

«به همه دنیا بگید جمعه همه رو به رگبار بستند.»

تهران – وضعیت بحرانی

«کسی نمی‌تونه درک کنه وضعیت داخل، به‌خصوص تهران، در چه بحرانی هست.»

«افتادن تو شهر، بچه هر کی رو کشتن می‌گن بیاید قبول کنید تروریست‌ها کشتن شهید حساب شه! اجازه می‌دیم بنر و پلاکارد و مراسم هم براش بگیرید ولی مردم مقاومت می کنند.»

شرق کشور – مشهد

«کشتاری در حد نیزار ماهشهر اتفاق افتاده.» (در جریان سرکوب آبان ۹۸، نیروهای امنیتی صدها معترض را که به نیزارهای اطراف ماهشهر پناه برده بودند با سلاح‌های جنگی محاصره و به‌صورت مستقیم به‌سوی آنان شلیک کردند. این عملیات که با استفاده از تیربار و خودروهای زرهی انجام شد، به یکی از مرگبارترین کشتارهای معترضان در تاریخ جمهوری اسلامی تبدیل شد.)

«مزدور سپاهی با خونسردی کامل سعی می‌کرد سر رو هدف بگیره.»

غرب کشور – کرمانشاه

«مأموران حکومتی از تحویل پیکر کشته‌شدگان اعتراضات به خانواده‌ها خودداری می‌کنند.»

«شرایط سختی برای خاکسپاری تعیین کرده‌اند.»

«نیروهای امنیتی خانواده‌ها را مجبور می‌کنند پیکر عزیزانشان را بین ساعت سه تا پنج صبح دفن کنند و تنها اعضای درجه‌یک اجازه حضور در مراسم خاکسپاری داشتند.»

شهرضا،‌ استان اصفهان – استفاده از سلاح جنگی

«جنایت در شهرضا ابعاد جنگی به خود گرفته است. شاهدان عینی می‌گویند مزدوران رژیم برای سرکوب مردم دوش‌پرتاب (آرپی‌جی) به صحنه آوردند. شهرداری تا صبح مشغول شستن خون از خیابان‌ها بوده است.»

«رژیم برای پایین آوردن آمار کشتار، پیکر شهدا را در بیابان‌های اطراف شهرضا رها کرده است. خانواده‌ها را مجبور می‌کنند برای تحویل جسد بگویند فرزندشان بسیجی بوده، اما مردم مقاومت می‌کنند.»

«وضعیت بیمارستان‌ها وخیم است و مجروحان از ترس بازداشت رها شده و جان می‌سپارند.»

مرودشت – بیش از ۱۰۰ شهید

«شهر به مدت دو روز در تسخیر کامل مردم بود تا اینکه رژیم با گسیل نیروی نظامی سنگین و گلوله‌باران مردم، حکومت نظامی برقرار کرد. آمار شهدا در این شهر بالای ۱۰۰ نفر تخمین زده می‌شود.»

«مزدوران رژیم یک جوان ورزشکار مرودشتی را که موفق به بازداشتش در خیابان نشدند، تعقیب کرده و در داخل خانه‌اش با شلیک مستقیم به سر به شهادت رساندند.»

اردبیل

«گزارش‌ها حاکی از شهادت حدود ۲۰۰ نفر از هموطنان در اردبیل است.»

شهادت مادر روبینا امینیان

«روبینا با شلیک مستقیم به سر از پشت از فاصله نزدیک کشته شد. خانواده به محلی در نزدیکی دانشکده محل تحصیل روبینا هدایت شدند که در آن با پیکر ده‌ها و بلکه صدها جوان کشته‌شده مواجه شدند؛ قربانیانی که اغلب بین ۱۸ تا ۲۲ سال سن داشتند و آثار اصابت گلوله به ناحیه سر و گردن بر بدن آن‌ها مشهود بوده است.»

«فقط دختر من نبود؛ من با چشم خودم صدها جنازه دیدم.»

«بعد از کشمکش‌های فراوان، پیکر روبینا را تحویل دادند اما خانه‌مان در کرمانشاه محاصره شد و اجازهٔ برگزاری مراسم ندادند. مجبور شدیم پیکر روبینا را در میانهٔ راه کرمانشاه به کامیاران به خاک بسپاریم.»

«تا امروز اجازهٔ هیچ مراسم یادبود یا عزاداری نداده‌اند.»

وظیفه ای که جهان بردوش دارد

آنچه امروز در ایران جریان دارد نه یک بحران مقطعی، بلکه یک فاجعهٔ انسانی تمام‌عیار است؛ فاجعه‌ای که در آن حکومت با به‌کارگیری همهٔ ابزارهای سرکوب — از اعدام‌های فله‌ای و بازداشت‌های گسترده تا تیراندازی مستقیم به معترضان، ناپدیدسازی قهری، دفن اجباری شبانه و حتی کشتار مجروحان در بیمارستان‌ها — به شکلی سیستماتیک حقوق بنیادین شهروندان را نابود می‌کند و آگاهانه و با اعترافات بیشرمانه دست به جنایت علیه بشریت می زند.

ابعاد این جنایت‌ها، مسئولیت جامعهٔ جهانی را سنگین‌تر از هر زمان دیگری کرده است. در برابر چنین جنایاتی، سکوت و بی‌عملی به‌معنای همدستی با سرکوب است. برای جلوگیری از گسترش این فاجعه، اقدامات زیر فوریت مطلق دارد:

تا زمانی که این اقدامات انجام نشود، فاجعهٔ انسانی در ایران نه‌تنها ادامه خواهد یافت، بلکه هر روز ابعاد تازه‌تری پیدا خواهد کرد.

خروج از نسخه موبایل