پرونده شهری شماره ۲: تهران؛ مرکز تصمیمگیری سرکوب
مقدمه
وقایع دیماه ۱۴۰۴ در تهران صرفاً مجموعهای از اعتراضات شهری نبود؛ بلکه صحنه اجرای تصمیمهایی بود که در بالاترین سطوح ساختار قدرت اتخاذ شده بود. تهران، بهعنوان مرکز سیاسی، امنیتی و قضایی کشور، محل استقرار عالیترین نهادهای تصمیمگیر و فرماندهی است. آنچه در خیابانهای پایتخت رخ داد، بازتاب مستقیم سیاستی بود که از اتاقهای فرمان آغاز شد و در خیابان، بازداشتگاه، بیمارستان و دادگاه تداوم یافت.
قیام دیماه در ادامه اعتراضات سراسری مردم علیه سرکوب آزادیهای اساسی، فقر گسترده، فساد ساختاری و بحرانهای حاد معیشتی آغاز شد و در مدت کوتاهی به یک خیزش سراسری علیه حاکمیت تبدیل گردید. سرکوب این اعتراضات نه نتیجه تصمیمهای میدانی محدود، بلکه حاصل هدایت و فرماندهی در بالاترین سطوح قدرت بود؛ از فرمانهای علنی علی خامنهای برای برخورد قاطع، تا دستورهای اکید غلامحسین محسنی اژهای برای تسریع در سرکوب و محاکمه، و نقش فعال دادستان تهران و دیگر مقامهای نظامی، قضایی و امنیتی در اجرای این سیاست.
بر اساس فهرستهای هویتی گردآوریشده توسط ارگانهای معتبر حقوق بشری و منابع مستند میدانی، تاکنون اسامی 1404 جانباخته در سطح ملی احراز شده است که شامل 259 زن میشود. در میان قربانیانی که سن آنان مشخص شده، دستکم 174 کودک و نوجوان زیر 18 سال دیده میشود. در همین دادههای هویتی، شمار قربانیانی که هویتشان احراز شده در استان تهران 654 گزارش شده است. این ارقام حداقل موارد مستند هستند و با توجه به قطع گسترده اینترنت، ممانعت از انتشار اطلاعات و فشارهای امنیتی بر خانوادهها، جامع تلقی نمیشوند.
در این پرونده شهری، 276 مورد جانباختگی در شهر تهران بهصورت موردی و با احراز هویت ثبت شده و فهرست اسامی آنان در Annex این گزارش ضمیمه شده است. این فهرست نه پایان مستندسازی، بلکه بخشی از فرآیند مستمر ثبت حقیقت در شرایط محدودیت و تهدید است.
روزهای خونین ۱۸ و ۱۹ دی؛ شلیک مستقیم در پایتخت
شهادتهای همراستا از تهران نشان میدهد که در ۱۸ و ۱۹ دی، الگوی برخورد از کنترل تجمع به استفاده از نیروی مرگبار تغییر کرد. استقرار نیروها در نقاط مرتفع و تیراندازی مستقیم به جمعیت در چندین منطقه گزارش شده است.
یکی از شاهدان عینی درباره ۱۸ دی در شرق تهران میگوید:
«18 دی 1404، جمعیت از سمت میدان هروی به سمت پاسداران حرکت کرد… از آنطرف گلوله مستقیم روی مردم باز کردند. حداقل 20 نفر را خودم دیدم تیر خوردند… مردم مجروحان را با ماشین شخصی به بیمارستان لبافینژاد بردند. مادرش تو خیابون داد میزد ولی جو بیمارستان امنیتی بود.»
در روایت دیگری آمده است:
«آنها مستقیم به خطوط معترضان تیراندازی کردند و مردم همانجا افتادند.»
و در پارکوی نیز گزارش شده است:
«نیروهای امنیتی از پشتبامها تیراندازی کردند… حتی قبل از شروع اعتراض، دستگیریهای خشونتآمیز با اسلحه رخ داد.»
این شهادتها در کنار یکدیگر نشاندهنده استفاده از مواضع برتر و هدفگیری مستقیم در محیط شهری است.
از «آشوبگر» تا «محارب»؛ فضاسازی برای مجازات مرگ
همزمان با تیراندازی در خیابانها، ادبیات رسمی حکومت نیز مسیر قضایی را برای برخورد حداکثری هموار کرد. به گفته عفو بینالملل، مقامها معترضان را با برچسبهایی مانند «آشوبگر» و «تروریست» معرفی کرده و خواستار محاکمه و مجازات سریع آنان «بدون هیچگونه نرمش» شدهاند. از 10 ژانویه، دادستان کل و دادستانهای استانها بارها معترضان را «محارب» خواندهاند؛ اتهامی که میتواند مجازات اعدام در پی داشته باشد. عفو هشدار داده است که چنین فضاسازیهایی خطر صدور و اجرای احکام مرگ را بهطور جدی افزایش میدهد.
این پیوند میان شلیک مرگبار در خیابان و برچسبگذاری قضایی، در ارزیابی وجود یک سیاست هماهنگ اهمیت اساسی دارد.
کهریزک؛ مدیریت پیکرها و جستجوی خانوادهها
در روزهای اوج سرکوب، گزارشهای متعدد از انتقال پیکرها به پزشکی قانونی کهریزک منتشر شد. اهمیت این محور نه فقط در تعداد، بلکه در نحوه مدیریت پیکرها و مواجهه با خانوادههاست.
عفو بینالملل با تحلیل تصاویر و ویدئوهای منتشرشده، دستکم 205کیسه جسد متمایز را در محوطهای مرتبط با پزشکی قانونی کهریزک شناسایی کرده است. این یافته، در کنار گزارشهای میدانی از انتقال اجساد با خودروهای یخچالدار، نشاندهنده فشار بیسابقه بر سردخانههای رسمی است.
در میان روایتها، ماجرای سپهر شکری به نماد این فاجعه بدل شد. پدر او در ویدیویی که از کهریزک منتشر شد، در میان ردیف کیسههای سیاه حرکت میکند و بارها میگوید:
«سپهر… سپهر بابا… کجایی؟»
این صحنه، جستجوی یک پدر در میان پیکرهای بینام را ثبت میکند؛ تصویری که به یکی از شناسههای دیماه ۱۴۰۴ تبدیل شد.
در روایت دیگری که در منابع مختلف بازنشر شده، گفته میشود یک معترض زخمی برای در امان ماندن از تیراندازی بیشتر، چند روز در میان کیسههای حمل جسد پنهان مانده است. این روایت نیازمند راستیآزمایی مستقل است، اما در کنار سایر شهادتها، تصویری از فضای رعب در محل نگهداری پیکرها ارائه میدهد.
مجموعه این روایتها نشان میدهد که کهریزک صرفاً محل نگهداری اجساد نبود، بلکه به نقطهای مرکزی در مدیریت پس از کشتار تبدیل شد.
کودکان و نوجوانان در میان قربانیان
در میان دادههای هویتی موجود، دستکم 174 کودک و نوجوان زیر 18 سال ثبت شدهاند. اهمیت این محور زمانی دوچندان میشود که حتی برخی رسانههای داخلی نیز به کشتهشدن کودکان اشاره کردهاند.
در یکی از روایتهایی که در رسانهای داخلی منتشر شد، یکی از بستگان یک قربانی ۱۳ ساله گفته است:
«بچه خواهر من ۱۳ ساله بود. نه معترض بود، فقط کشته شد.»
اذعان به چنین مواردی در رسانههای داخلی نشان میدهد که دامنه خشونت تا چه اندازه گسترده بوده است.
هدفگیری چشمها و تخلیه چشم؛ گزارش نیویورک تایمز
شهادتهای متعدد از تهران و دیگر شهرها حاکی از تیراندازی به ناحیه چشم معترضان است. پزشکان از افزایش بیسابقه آسیبهای شدید چشمی خبر دادهاند که در مواردی به تخلیه کامل چشم انجامیده است.
در گزارشی که در نیویورک تایمز منتشر شد، به صدها مورد تخلیه چشم در یک مرکز تخصصی در تهران اشاره شده است؛ گزارشی که نشان میدهد تنها در یک بیمارستان، صدها جراحی مرتبط با آسیب مستقیم چشمی ثبت شده است.
یکی از معترضان روایت کرده است:
«از فاصله نزدیک به چشمم تیر زدند. همه چیز تاریک شد.»
چنین الگویی، در صورت اثبات گستردگی و تکرار، میتواند نشاندهنده استفاده تنبیهی از سلاحهای بهاصطلاح کمترکشنده با پیامد دائمی باشد.
گسترش بازداشتها؛ از خیابان تا مدرسه و خانواده زندانیان سیاسی
همزمان با ادامه اعتراضات سراسری، موج جدیدی از بازداشت شهروندان، معلمان، دانشآموزان، دانشجویان و کادر درمان گزارش شد. مقامهای رسمی در موارد متعددی از بازداشت افراد در ارتباط با اعتراضات خبر دادهاند، اما آمار جامعی منتشر نشده است.
سخنگوی سازمان معلمان ایران اعلام کرد که آماری از تعداد معلمان و دانشآموزان بازداشتشده منتشر نشده و از راستیآزمایی جانباختن دستکم ۲۰۰ دانشآموز خبر داد. محمد داوری فضای مدارس را «به شدت متشنج» توصیف کرده و از فشار بر معلمان و دانشآموزان سخن گفته است.
در یک نمونه مستند، سه عضو خانواده بابک علیپور، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، روز ۶ دی ۱۴۰۴ در تهران بازداشت شدند: مریم علیپور، روزبه علیپور و امالبنین دهقان هنگام بازگشت از ملاقات در زندان قزلحصار توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. تا زمان تنظیم این گزارش، هیچ اطلاعات رسمی درباره محل نگهداری یا وضعیت حقوقی آنان منتشر نشده و خانوادهها از عدم تماس خبر دادهاند.
بازداشت کادر درمان؛ مداخله در بیطرفی پزشکی
گزارشها از بازداشت چندین تن از اعضای جامعه پزشکی و درمانی پس از ارائه خدمات درمانی به مجروحان حکایت دارد.
از جمله:
- شیدا ریاحی چلوانی، پزشک، در ۱۹ دی بازداشت شد.
- دکتر سروناز امیری در ۲۱ دی در تهران بازداشت شد.
- فاطمه افشاری، کارشناس اتاق عمل بیمارستان آتیه تهران، بازداشت و از تماس محروم شد.
- گلنار نراقی، پزشک اورژانس، از ۲۴ دی بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد.
رئیس سازمان نظامپزشکی ایران در ۱۹ بهمن اعلام کرد که هنوز ۱۷ نفر از اعضای جامعه پزشکی در بازداشت هستند. این اظهارات نشان میدهد بازداشت کادر درمان صرفاً گزارشهای غیررسمی نبوده است.
تراکم زندانها؛ اوین، قزلحصار، قرچک و زندان تهران بزرگ
با افزایش بازداشتها، گزارشهایی از تراکم شدید در زندانهای اوین، قزلحصار، قرچک ورامین و زندان تهران بزرگ منتشر شده است. زندانیان گفتهاند شمار انتقالیها به حدی بوده که «جای نفس کشیدن نیست». انتقال گروهی بازداشتشدگان و نگهداری در شرایط فشرده و فاقد استانداردهای بهداشتی گزارش شده است.
چنین شرایطی، در صورت استمرار، میتواند مصداق رفتار غیرانسانی یا تحقیرآمیز تلقی شود.
تحلیل حقوقی
مجموعه شواهد مربوط به تهران شامل:
- شلیک مستقیم
- هدفگیری از مواضع مرتفع
- برچسبگذاری با پیامد اعدام
- بحران کهریزک
- آسیب گسترده چشمی
- بازداشتهای گسترده
- فشار بر خانواده زندانیان
- تراکم شدید زندانها
در کنار یکدیگر، عناصر قابل بررسی برای ارزیابی وجود یک حمله گسترده یا سیستماتیک علیه جمعیت غیرنظامی را تشکیل میدهند.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل، تصریح کرده است:
«جنایت علیه بشریت شامل قتل، شکنجه و بازداشتهای گسترده علیه غیرنظامیان است و برای تعیین آن، تحقیق مستقل و دقیق ضروری است.»
درخواستها از هیئت حقیقتیاب و سازوکارهای بینالمللی
با توجه به مجموعه شواهد و شهادتهای مربوط به وقایع تهران در دیماه ۱۴۰۴، از هیئت حقیقتیاب مستقل و سایر سازوکارهای ذیصلاح بینالمللی درخواست میشود:
- تحقیق مستقل و میدانی درباره استفاده از سلاح مرگبار علیه معترضان در ۱۸ و ۱۹ دی، از جمله بررسی زنجیره فرماندهی و دستورهای صادرشده.
- دسترسی به اسناد پزشکی قانونی و دادههای کهریزک برای روشن شدن تعداد دقیق جانباختگان، نحوه نگهداری و روند تحویل پیکرها.
- بررسی موارد هدفگیری چشمها و آسیبهای دائمی با دسترسی به پروندههای پزشکی و شهادت متخصصان.
- تحقیق درباره بازداشتهای گسترده، شرایط نگهداری در اوین، قزلحصار، قرچک و زندان تهران بزرگ و ارزیابی انطباق آن با استانداردهای بینالمللی.
- بررسی بازداشت کادر درمان و خانواده زندانیان سیاسی در ارتباط با وقایع اعتراضات.
- تضمین حفاظت از شهود، خانوادهها و کادر درمان در برابر اقدامات تلافیجویانه.
- حفظ و جمعآوری ادله دیجیتال و ویدئویی مرتبط با وقایع دیماه ۱۴۰۴ برای استفاده در فرآیندهای پاسخگویی آینده.
این درخواستها با هدف تضمین حقیقتیابی مستقل، جلوگیری از مصونیت و حمایت از حقوق قربانیان و خانوادههای آنان مطرح میشود.
جمعبندی
پرونده تهران نشان میدهد که سرکوب دیماه ۱۴۰۴ در پایتخت صرفاً واکنشی مقطعی یا محدود به میدانهای شهری نبوده، بلکه در سطوح مختلف ـ از خیابان و بازداشتگاه تا دستگاه قضایی، بیمارستانها، سردخانههای پزشکی قانونی و زندانها ـ بهصورت همزمان و چندلایه اعمال شده است. همپوشانی این سطوح، حاکی از وجود یک الگوی منسجم در نحوه مواجهه با اعتراضات است.
تا تاریخ تنظیم این گزارش، اسامی ۲۷۶ نفر از جانباختگان شهر تهران بر اساس اطلاعات تأییدشده از سوی خانوادهها و نزدیکان آنان به دست ما رسیده و راستیآزمایی شده است. با توجه به محدودیت دسترسی به اسناد رسمی، قطع ارتباطات، و فشارهای امنیتی بر خانوادهها و شاهدان، این فهرست حداقل موارد احرازشده را منعکس میکند. روند جمعآوری، تطبیق و تدقیق اطلاعات همچنان ادامه دارد و هرگونه ارزیابی نهایی از ابعاد این رویداد مستلزم دسترسی آزاد به اسناد رسمی و امکان تحقیق مستقل است.
از این رو، اقدامات تحقیقاتی پیشتر تشریحشده برای روشنشدن ابعاد کامل وقایع تهران و تضمین پاسخگویی بر اساس استانداردهای بینالمللی حقوق بشر ضروری است.
ضمیمه شماره ۲
فهرست جانباختگان تأییدشده شهر تهران
مرحله استخراج فعلی – ۲۷۶ نام
- اصغر ولایتی
- محمد حاجی محمدی
- دانیال کریمی
- محمد قابضی
- ایوب شاکر
- امیرحسین جوادزاده
- امید فلاحیپور
- علی رنجبر
- یزدان افروغ
- امیررضا حیدری
- ماهان حیدری
- مهدی آقاحسینی
- میلاد غلامی
- کریم تونی
- محمد گلی
- علی آقاجانی
- یاسر عزتی نصرتیان
- آریا هنرمند
- محمدمهدی سیفاللهپور
- مصطفی افشار
- مهدی میرزایی
- امید عظیمی
- مهسا دزفولیان
- ستایش شفیعی
- پویا فارسی
- فرامرز فروغی
- ایمان نوروزی
- علی اکبر غلامزاده
- مجید قنبری
- علی صادقی
- مسعود صادقی
- مبین قنبری
- ارسلان قهرمانی
- امیر احمدی
- آیدا عقیلی
- امید فداکار
- مهدی جعفری
- امیر نوزمانی
- حسین حیدری
- روزیتا حاجیزاده
- عسل شفیعی
- بهزاد عباسی
- آرتین عبداللهی
- امیرعلی پرویزی
- فرزین بلالی
- شهاب خورشید
- سپهر ابراهیمی
- فاطمه عبداللهی
- حسین فرهی
- محمد سلیمانی
- آرمین وفایی
- میلاد تاجیک
- ماهان مردانی
- علیمحمد کاظمی
- دیاکو قادرمرزی
- محمدعلی محمدیان
- میلاد اطمانی
- پارسا معدنچیان
- علی مرادی اردبیلی
- هامون علیبری
- غلامرضا کاشانی
- نصیر نصیری
- میلاد جهانگیری
- امیرحسین موحد
- سحر فلاح
- وحید فیروزی
- مجید استیر
- مائده مرادیکیا
- علی اروجی
- محمدحسین بقرایی
- هیمن کاظمی
- دانیال زارعی
- محمد باقرپور
- سیداحمد حسینی
- امیرحسین ملکشاهی
- رامین سحری
- جواد قربانی
- محمد رسولیزاده
- عارف موسوی
- الینا حجتی
- مهدی رحیمی
- اکبر حسینی
- امیرحسین امامجمعه
- امید ساعدی
- بنیامین محمدی
- پیمان درنگ
- الینا بهرامی
- مهین مرحمتی
- سما اسماعیلی
- میلاد حسنزاده
- سعید النجری
- مهیار کاکازاده
- هادی فروغ
- پوریا بهاری
- امیر پارسا اشکبوس
- آرش احمدوند
- کیمیا کامیاب
- سینا لواسانی
- محسن دربندی
- معصومه ابراهیمی
- علی میرزایی
- محمد فرهادی
- فرشته رجبی اقباش
- سعید فراهانی
- پوریا درخشان
- حسین تهرانچی
- بهزاد ابراهیمپور
- رسول عالیوندی
- بهروز معصومنژاد
- غلامرضا یوسفی
- علیرضا ملاحسنی
- الهه نوری
- کیانوش زارعطلب
- ایمان کاظمی
- رضا آرمند
- زینب حمیدی
- عباس اسحاقی
- عسل منصوری
- امیرحسین شاکرمی
- امیرحسین کیادربندسری
- امیررضا رستمی
- آتنا رازدار
- آروین وفایی
- بهروز امین
- پارسا رحمتی
- پرنیا خلجی
- جواد استیری
- جواد آقامحمدی
- حمیدرضا معینیفر
- نسرین زارمنش
- آرش عسگری
- سالار مهری
- منصوری
- ابراهیم پوراحمدیان
- ابوالفضل اسماعیلی
- مهدی فتحی
- احمد بلوری
- احمد عبادی کمند
- امیر جوادیفر
- علی عطایی
- امیرحسین رازگردانی
- سعید رحمانی
- سلیمان پرهیزکار
- سمانه عسگری بازرگانی
- سمیه یوسفی
- سهیل صفری
- سیاوش علیجانی
- عارف میرموسوی
- حاجی محمد رضایینسب
- نیما نجفی
- فضائیل بالغ
- امیرصالح برجی
- صادق قدسی
- ایلیا قدسی
- امید علی میسایی
- محمد پایبست
- علی کاظمی
- محمدرضا مولوی
- جواد کاظمی
- یوسف هوشمند
- سامان دلآرام
- علی رضایی
- علی عربی
- علیرضا نوباغی
- فاطمه فاطمی
- فرهاد امانی
- فرهاد سهراب
- فروغ اسکندری
- فرید رمضانی
- فواد صفایی
- ماریا کریمی
- مانی تازهآذر
- ماهان متقی
- مجید افشاری
- محمد خانمحمدی
- محمد رادمان
- حسن لطفی
- علیرضا ارغوانی
- علیرضا سیدی
- حسین داداشزاده
- حسین فرحی
- حمید شیربندی
- حمید نیک
- دانیال مرادیزاده
- محمد گلریز
- محمد مملو
- محمدپارسا امینی
- علی اسدالهی
- علی بهروزی
- علی بیات
- علی پوراکرمی
- مرتضی اصلانی
- مرتضی باقری
- مرتضی همدانی
- داوود کلاته
- ابراهیم سهیکیش
- فرامرز گلستانی
- محمدعلی فروغی
- محمداسماعیل وفا
- محمد رحمتی
- مصطفی شریفی
- نادعلی دهقان
- پاشا سلطانی
- نسرین عبداللهی
- یاسر قندالی
- امیر یعقوبی
- علیرضا پناهی
- دانیال مرانکی
- مهدی طلعتی
- حسین هویدا
- علی قربانی
- احمد شکرپور
- آرمین سلطانمحمدی
- علی بابلقانی
- علی روزبهانی
- کیومرث همایی
- لیا لطفعلیان
- شیلان صالحی
- مهدی کاشفی
- علیرضا طاهرنژاد
- امیرمهدی رازگردانی
- امیرمحمد رهنما
- امیررضا حسنوند
- آرمان قهرمانی
- عرشیا نرجآبادی
- آرین محمدی
- بابک صادقی
- داوود ریوندی
- عماد مودتیپور
- فاطمه افرازه
- ابراهیم نادری
- حامد جاهدیکیا
- حمیدرضا فیروزمکان
- حمیدرضا محمدطاهری
- سامیار علیپور
- حسن شایسته
- حسن سهرابی
- حسین صفری
- مسعود سعیدی
- مهدی حنیفی
- مهرداد زارع صفا
- مهرنوش اسفندیاری
- معین رنجبر
- محمد عظیمی
- محمد اسلامیان
- محمدمعین چابک
- محمد نورس
- امیرمحمد قورتبیگلو
- علیرضا عروجی
- امیر قنبری
- امیرمحمد لطفی
- هادی قلخانی
- فرزانه جهانبخشی
- خلیل صبری
- حسن باهو
- علا قشقایی
- مجید پوررستمی
- محمد رستمی
- مرتضی ستاری
- محمدمهدی مردانی
- محمدرضا علیزاده
- رضا اسماعیلی
- سجاد سلیمانی
- محمد طالبی
- مجید بویری
- متین عباسی
- فرزین نوروزیان
- محمدحسین فتحاللهزاده
- یاسین داوودنبی
- علیرضا مروتی
- امیر قربانی
- امیرعلی پهلوانزاده
- سیاوش اسماعیلی
- علی بلال
- محمد تاجیک
- احسان افشاری








