تحلیل نقض سیستماتیک حقوق کودک به مناسبت روز جهانی کودک
در بسیاری از کشورهای جهان، روز جهانی کودک فرصتی برای جشن، بازی و امید به آیندهای روشن است؛ روزی که مدارس و خانوادهها بر حقوق، شادی و امنیت کودکان تأکید میکنند. اما در ایران تحت حاکمیت ملایان، این روز معنای دیگری دارد. واقعیت زندگی میلیونها کودک ایرانی با فقر، ناامنی، تبعیض، خشونت ساختاری و بیدسترسی به حقوق اساسی گره خورده است؛ حقیقتی که شکاف عمیق میان استانداردهای جهانی و تجربه روزمره کودکان را آشکار میسازد.
وقتی جهان جشن میگیرد، کودکان ایران در چرخه اعدام، فقر، کودکهمسری و سرکوب گرفتارند
چارچوب حقوقی و تضاد ساختاری با کنوانسیون حقوق کودک
ایران بیش از سه دهه پیش به کنوانسیون حقوق کودک پیوست، اما با اضافه کردن شرط اجرای موارد «در صورت عدم مغایرت با شرع»، بسیاری از اصول بنیادین این سند عملاً بیاثر شد. قوانین داخلی از سن مسئولیت کیفری تا سن ازدواج و حمایتهای اجتماعی، با معیارهای جهانی در تعارضاند و همین تعارض، زمینه نقض گسترده و مستمر حقوق کودک را فراهم کرده است.
این شکاف میان تعهدات رسمی ایران و اجرای واقعی قوانین، کودکان را در برابر مجموعهای از آسیبها بیدفاع میگذارد؛ آسیبی که از مرگ در اثر خشونت سیاسی تا فقر و محرومیت آموزشی را در بر میگیرد.
حق حیات: اعدام نوجوانان و سیاست هدفمند خشونت دولتی
ایران تنها کشوری است که همچنان مجازات اعدام را برای افرادی اجرا میکند که در زمان ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال بودهاند. مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، خواستار توقف فوری این اعدامها شده است و میشل باشله، کمیسر عالی حقوق بشر، نیز از ایران خواسته اجرای چنین احکامی را فوراً متوقف کند.
پروندههای متعددی این واقعیت را نشان میدهد: فاطمه سال بهی که در ۱۶سالگی مجبور به ازدواج شد و سپس اعدام شد؛ صمد زهابی که در ۱۷ سالگی به مرگ محکوم شد؛ مهدی رجایی که هنگام وقوع قتل تنها ۱۶ سال داشت؛ و دو نوجوان شیرازی که با وجود ادعای دستگاه قضایی، شناسنامههایشان ثابت کرد زیر ۱۸ سال بودهاند. کریستف هینز، گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره اعدامهای فراقضایی، این قتلها را «اعدامهای غیرقانونی دولتی» توصیف کرده است.
حتی ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامی که ظاهراً برای کاهش اعدام نوجوانان تصویب شد، در عمل نتیجه معکوس داشته است. دستورالعمل سال ۲۰۲۴ قوه قضائیه اختیار گستردهای به قضات میدهد تا بدون ارجاع به پزشکی قانونی و تنها بر اساس «علم قاضی» رشد نوجوان را احراز کنند، ابزاری که نه محدودکننده، بلکه تسهیلکننده صدور احکام مرگ است.
کشتار کودکان در خیزش ۱۴۰۱: خشونت سازمانیافته
در جریان خیزش سراسری ۱۴۰۱، خشونت علیه کودکان ابعاد تکاندهندهای یافت. دستکم ۷۰ کودک زیر ۱۸ سال به دلیل شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جان باختند. عفو بینالملل نیز مشخصات ۴۴ کودک را ثبت کرده است: ۳۹ پسر دو تا ۱۷ ساله و ۵ دختر شش تا ۱۷ ساله.
الگوی قتلها نشاندهنده یک سیاست هدفمند برای ایجاد ارعاب عمومی است. ۳۴ کودک با شلیک گلوله جنگی به نقاط حیاتی مانند سر و قلب کشته شدهاند. برخی دیگر بر اثر شلیک ساچمهای از فاصله نزدیک یا ضربوشتم شدید جان سپردند.
- کیان پیرفلک، ۹ ساله – کودک ایذهای که در خودروی خانواده با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی کشته شد؛ یکی از شناختهشدهترین نمادهای «حکومت کودککش».
- نیکا شاکرمی، ۱۶ ساله – نوجوان تهرانی که پس از بازداشت بر اثر ضربوشتم و شلیک کشته شد و جسدش مخفیانه دفن گردید.
- سارینا اسماعیلزاده، ۱۶ ساله – جانباخته در اثر ضربات متعدد باتوم به سر در کرج.
- جواد پوزه، ۱۱ ساله – کودک ایذهای که بر اثر شلیک به پشت سر در مسیر بازگشت از نماز جمعه جان باخت.
- سامر هاشمزهی، ۱۷ ساله (زاهدان) – از جانباختگان «جمعه خونین»، نماد کشتار سازمانیافته کودکان بلوچ.
این نامها تنها نمونهای کوچک از دهها کودک جانباخته هستند؛ کودکانی که مرگشان پیامد بخشی از سیاست استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان ازجمله کودکان است.
فروش کودکان: شدیدترین شکل استثمار
فقر گسترده، اعتیاد و نبود شبکههای حمایتی موجب افزایش فروش کودکان در برخی شهرهای ایران شده است. گزارشها نشان میدهد که معامله کودکان گاهی حتی پیش از تولد صورت میگیرد و خانوادههایی که در شرایط شدید فقر یا اعتیاد قرار دارند، نوزادان خود را به بهای ناچیز واگذار میکنند. در مواردی نیز کودکان فروختهشده بهویژه کودکان ۸ تا ۱۵ سال؛ اگر قادر به کار نباشند، در معرض بهرهکشی شدید یا حتی فروش اعضای بدن قرار میگیرند.
این پدیده تکاندهنده، محصول ساختاری است که خانوادههای آسیبپذیر را بدون حمایت رها کرده و کودکان را تبدیل به قربانیان خاموش فروپاشی اقتصادی و اجتماعی کرده است.
فقر، سوءتغذیه و محرومیت گسترده
فقر ساختاری در ایران میلیونها کودک را درگیر کرده است. سوءتغذیه در مناطق محروم به بحران ثابت تبدیل شده است. رسانههای داخلی بارها گزارش دادهاند که دهها هزار کودک زیر پنج سال دچار سوءتغذیهاند، و در استانهای محروم این آمار رو به افزایش است.
کاهش درآمد، تورم، حذف اقلام غذایی و ناتوانی در تهیه دارو، کودکان را نخستین قربانیان بحران اقتصادی کرده است. این وضعیت، رشد جسمی و شناختی نسل آینده را بهشدت تهدید میکند.
حق آموزش: ترک تحصیل، ناایمنی و تبعیض
حق آموزش برابر برای کودکان در ایران با موانع گسترده مواجه است زیرساختهای فرسوده، کلاسهای پرجمعیت، تجهیزات گرمایشی خطرناک و مدارس ناایمن، محیط آموزشی را تهدید میکند. در برخی مناطق، خانوادهها مجبورند بین مدرسه ناایمن و ترک تحصیل یکی را انتخاب کنند.
محتوای آموزشی نیز با رویکردهای ایدئولوژیک و تبعیض جنسیتی، کیفیت آموزش را کاهش داده و مسیر رشد آزادانه کودکان را محدود کرده است.
کار کودک: از خیابان تا چرخه فقر، استثمار و بیدفاعی گسترده
کار کودک یکی از گستردهترین و ساختاریترین جلوههای نقض حقوق کودک در ایران است. مطابق ماده ۳۲ کنوانسیون حقوق کودک، دولتها موظفاند کودکان را از هرگونه استثمار اقتصادی و کاری که به سلامت، تحصیل یا رشد آنان آسیب میزند، محافظت کنند. با این حال، ایران این تعهدات را اجرا نمیکند.
بهدلیل گسترش فقر ساختاری، نبود حمایت اجتماعی و افزایش هزینههای زندگی، میلیونها کودک در ایران ناچارند برای بقا و کمک به معاش خانواده کار کنند در خیابانها، کارگاههای زیرزمینی، کورهپزخانهها، مشاغل خدماتی بیقاعده و بهویژه در چرخه خطرناک زبالهگردی. بسیاری از آنان روزانه ساعتهای طولانی کار میکنند، بدون بیمه، بدون نظارت، و در معرض انواع تهدیدهای جسمی و روانی.
ابعاد واقعی بحران از چشمانداز معدود دادههای رسمی نیز قابل مشاهده است. یک گزارش حکومتی اعلام کرد که تنها در تهران، هزاران کودک زبالهگرد شناسایی شدهاند. به گفته کارشناسان، هیچیک از آمارهای منتشرشده دولتی دقیق نیست و در استانهایی مانند سیستانوبلوچستان و خراسان، وضعیت «فاجعهبار» توصیف شده است.
کودکان کار در معرض سوءاستفاده جنسی، خشونت خیابانی و استثمار اقتصادی قرار دارند؛ وضعیتی که نقض صریح ماده ۳۴ کنوانسیون حقوق کودک است. در بسیاری از گزارشها نیز اشاره شده که شبکههای استثمارگر کودکان بیسرپرست یا خیابانی را هدف قرار داده و آنان را در چرخه استثمار جنسی یا کار اجباری قرار میدهند.
بخش دیگری از این بحران به استفاده از کودکان در چرخه قاچاق مواد مخدر مربوط میشود؛ موضوعی که نقض مستقیم ماده ۳۳ کنوانسیون است. کودکان کار، بهویژه در مناطق فقیر، بهراحتی توسط شبکههای قاچاق جذب میشوند. برخی گزارشها نیز از پایین آمدن سن اعتیاد در ایران، حتی در میان دختران نوجوان خبر میدهد؛ نمادی از فروپاشی شبکههای حمایتی و بیپناهی مضاعف کودکان.
در مجموع، کار کودک در ایران نه یک پدیده حاشیهای، بلکه نمود یک بحران ملی است؛ بحرانی که میلیونها کودک را در سهگانه خشونت، فقر و استثمار قرار داده و بدون پاسخگویی و مداخله بینالمللی، آینده یک نسل را تهدید میکند.
تبعیض مضاعف علیه دختران: خشونت جنسی، کودکهمسری و محرومیتهای اجتماعی
دختران در ایران با تبعیض چندلایه مواجهاند: خشونت جنسی، کار خیابانی، محدودیتهای فرهنگی، و کودکهمسری.
دادههای رسمی مرکز آمار ایران نشان میدهد که تنها در سال ۱۴۰۱ ۲۵٬۹۰۰ ازدواج برای دختران زیر ۱۵ سال ثبت شده است. میانگین سالانه ازدواج دختران زیر ۱۸ سال بیش از ۱۳۵ هزار است و حدود ۱۷۰۰ ازدواج مربوط به دختران زیر ۱۳ سال میشود.
پیامدهای این ازدواجها تکاندهنده است: ۱۳۹۲ نوزاد از مادران زیر ۱۵ سال در سال ۱۴۰۱ متولد شده و ۷۷۹ طلاق برای دختران زیر ۱۵ سال ثبت شده است. این ارقام نشان میدهد که کودکهمسری مسیری است که به بارداری زودهنگام، ترک تحصیل، وابستگی اقتصادی و آسیب روانی منجر میشود.
کودکان کولبر، بدون هویت و کودکان اقلیتها
در مناطق مرزی، کودکان کولبر با خطر مرگ روبهرو هستند؛ از تیراندازی نیروهای امنیتی تا سقوط از ارتفاع و انفجار مین.این کودکان، قربانیان نهایی فقر، تبعیض منطقهای و نبود شبکه حمایتیاند.
کودکان بدون شناسنامه یا کودکان حاصل ازدواجهای ثبتنشده نیز از حقوق اساسی مانند آموزش و درمان محروماند.کودکان اقلیتها از جمله در بلوچستان، کردستان و خوزستان؛ با تبعیضهای گسترده در آموزش، خدمات اجتماعی و امنیت مواجهاند.
محکومیتهای جهانی و نظارت بینالمللی بر خشونت علیه کودکان در ایران
نهادهای بینالمللی در گزارشها و بیانیههای رسمی خود، ایران را بهطور مشخص به نقض تعهدات بنیادین نسبت به حقوق کودک متهم کردهاند.
عفو بینالملل در گزارشی تفصیلی رفتار مقامات کشتار کودکان در قیام 1401؛ بازداشت خودسرانه، ارعاب و تهدید خانوادهها را نشاندهنده «سبعیتی غیرقابل تصور و تلاشی سازمانیافته برای سرپوشگذاری بر جنایتها» دانست.
صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) با ابراز «نگرانی عمیق» از گزارشهای مربوط به قتل، زخمی شدن و بازداشت کودکان و نوجوانان در اعتراضات، خواستار حمایت فوری از کودکان در برابر هرگونه خشونت شد.
این سازمان همچنین درخواست دبیرکل سازمان ملل مبنی بر خودداری از استفاده غیرضروری و بیش از حد از نیرو را تکرار کرد و حمله به مدارس و کودکان را «غیرقابل قبول» توصیف نمود.
سازمان «کودکان را نجات دهید» در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل خواستار محکومیت قاطع قتل و بازداشت صدها کودک و ایجاد یک مکانیسم تحقیقاتی مستقل و مجهز برای بررسی تخلفات علیه کودکان در ایران شد.این سازمان تأکید کرد که حجم نقضها فراتر از الگوهای معمول بوده و نیازمند نظارت ویژه بینالمللی است.
مسدود کردن نظارت بینالمللی
ایران با استفاده از حق تحفظ بر کنوانسیون حقوق کودک، اجرای بسیاری از تعهدات بینالمللی را محدود کرده و با عدم پیوستن به پروتکل اختیاری «آیین مکاتبات»، امکان شکایت مستقیم کودکان را مسدود کرده است؛ اقدامی که عملاً نظارت بینالمللی را کاهش میدهد و به تداوم نقضها کمک میکند.
فراخوان به جامعه بینالمللی و نهادهای حقوق بشری
- مطالبه از شورای حقوق بشر سازمان ملل برای ایجاد سازوکار تحقیقاتی مستقل درباره اعدام نوجوانان و کشتار کودکان در اعتراضات ۱۴۰۱.
- تمدید و تقویت مأموریت گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران برای نظارت بر نقض حقوق کودک.
- مطالبه از کمیته حقوق کودک و سازوکارهای ویژه سازمان ملل برای پیگیری فوری ازدواج کودکان و ارائه گزارش ویژه به مجمع عمومی.
- همکاری سازمانهای بینالمللی برای برنامههای فوری مقابله با سوءتغذیه و فقر در مناطق محروم.
- ایجاد سازوکارهای حمایتی برای کودکان کار، کودکان فروختهشده، و قربانیان قاچاق انسان از طریق شبکههای تخصصی سازمان ملل.
- درخواست از یونیسف و UNHCR برای نظارت فعال بر وضعیت کودکان بدون شناسنامه و ارائه راهکارهای حمایتی برای دسترسی به هویت و خدمات اساسی.
- مطالبه از دولتها برای حمایت از پیوستن ایران به پروتکل اختیاری «آیین مکاتبات» تا امکان گزارش مستقیم موارد نقض حقوق کودک فراهم شود.
- درخواست برای اصلاح قوانین تبعیضآمیز و پایان دادن به خشونت ساختاری علیه کودکان و نوجوانان.
نتیجهگیری نهایی
روز جهانی کودک در ایران، بهجای آنکه جشن باشد، یادآور واقعیت تلخی است که میلیونها کودک با آن روبهرو هستند: فقر، خشونت، تبعیض، سرکوب و محرومیت از حقوق بنیادین. این گزارش نشان میدهد که نقضهای گسترده حقوق کودک در ایران، نتیجه مجموعهای از سیاستها و ساختارهایی است که منافع سیاسی را بر حقوق و رفاه کودکان ترجیح میدهند.
پاسخگویی، شفافیت و نظارت بینالمللی پیششرط هرگونه تغییر پایدار است. آینده هر جامعهای به نحوه برخورد آن با کودکان وابسته است، و در ایران امروز، این حمایت بیش از هر زمان دیگری ضروری است.
