به مناسبت ۱۸ نوامبر؛ روز جهانی جلوگیری و درمان بهرهکشی و خشونت جنسی علیه کودکان
روز ۱۸ نوامبر، روز جهانی جلوگیری و درمان بهرهکشی، سوءاستفاده و خشونت جنسی علیه کودکان، فرصتی برای یادآوری یکی از عمیقترین و پنهانترین بحرانهای انسانی است؛ بحرانی که در بسیاری از کشورها با سازوکارهای شفاف، حمایت تخصصی و نظامهای پاسخگویی دنبال میشود، اما در ایران زیر سایهی پنهانکاری نهادی، قوانین تبعیضآمیز و ساختارهای سرکوبگر، ابعاد آن از چشم جامعه و افکار عمومی پنهان مانده است.
در ایران، کودکان ــ دختر و پسر ــ با مجموعهای از تهدیدهای تو در تو مواجهاند: از ازدواج اجباری و استثمار جنسی قانونیشده برای دختران، تا آزار جنسی کودکان در محیط خانواده، مدارس، مراکز نگهداری و فضاهای عمومی؛ و در مواردی تکاندهنده، سوءاستفاده و خشونت جنسی علیه کودکان پسر و دختر بازداشتشده در جریان اعتراضات. دادههای محدود داخلی نیز نشان میدهد که پسران در بسیاری از پروندههای آزار جنسی، بهویژه در محیطهای خارج از خانه، بهشدت در معرض خطر هستند.
نبود سازوکار گزارشدهی امن، ترس خانوادهها از سرزنش یا تهدید، و سیاست رسمی پنهانکاری آماری، مانع از دیدهشدن واقعیت این بحران شده است. این گزارش با تکیه بر مستندات بینالمللی، دادههای رسمی و نمونههای واقعی از استانهای مختلف، تلاشی است برای ارائه تصویری دقیق و مستند از خشونت جنسی علیه کودکان در ایران؛ تصویری که نشان میدهد این خشونت نه رویدادی پراکنده، بلکه نتیجه ساختارهای قانونی ناکافی، نقص نهادی در حمایت، و سیاستهای نهادینهشدهای است که کودک ــ چه دختر و چه پسر ــ را بیدفاع و بیصدا رها میکند.
بخش دوم: زمینه ساختاری و قانونی خشونت جنسی علیه کودکان در ایران
خشونت و بهرهکشی جنسی علیه کودکان در ایران در بستری شکل میگیرد که قانون، ساختار حمایتی و سازوکار قضایی هر سه دچار نقصهای بنیادی هستند و همین خلأها، کودکان را — دختر و پسر — در معرض آسیب جدی قرار میدهد. مهمترین عناصر این ساختار معیوب چنیناند:
۱. قانونی بودن کودکهمسری و تبدیلشدن آن به مسیر رسمی استثمار جنسی
ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی، ازدواج دختران زیر ۱۳ سال را با اذن ولی و حکم دادگاه ممکن میکند.
در سال ۱۴۰۱، بیش از ۲۵,۹۰۰ دختر زیر ۱۸ سال و بیش از ۹,۷۰۰ دختر ۱۰ تا ۱۴ سال ازدواج کردهاند.
ثبت ۱,۳۹۲ تولد از مادران زیر ۱۵ سال نشان میدهد که این ازدواجها در عمل به استثمار جنسی و بارداری کودکان تبدیل شده است.
شورای نگهبان بارها طرحهای افزایش سن ازدواج را رد کرده است.
۲. سن بسیار پایین مسئولیت کیفری
برای دختران ۹ سال قمری و برای پسران ۱۵ سال قمری تعیین شده است.
این ساختار تناقض بنیادینی ایجاد میکند:
«کودکی که در ۹ سالگی برای مجازات بالغ محسوب میشود، اما در همان سن در برابر خشونت جنسی هیچ حمایت مؤثری ندارد.»
۳. خلأهای قانونی در حمایت از کودکان در برابر آزار جنسی
در قوانین ایران، «استثمار جنسی»، «پورنوگرافی کودکان» و «قاچاق جنسی کودک» تعریف و جرمانگاری کامل ندارند.
قانون حمایت از اطفال (۱۳۹۹) وجود دارد، اما مجازاتها حداقلی و فاقد بازدارندگی است.
در بسیاری از موارد آزار جنسی از سوی والدین یا محارم، سازوکارهای جداسازی فوری و امن عملاً وجود ندارد.
۴. نبود نهاد مستقل و قدرتمند برای رسیدگی
اورژانس اجتماعی و بهزیستی اغلب تحتفشار سیاسی–اداری عمل میکنند و بارها اعلام کردهاند که ورود به پروندههای آزار جنسی کودکان در حوزه مسئولیتشان نیست.
بسیاری از پروندهها بدون تشکیل «پرونده شخصیت کودک» یا بدون ارزیابی تخصصی بسته میشوند.
۵. سیاست رسمی پنهانکاری
آمار ملی سوءاستفاده جنسی منتشر نمیشود.
تنها دادههای پراکنده موجود: ۵۳۱ مورد گزارششده از ۲۷ هزار پرونده کودکآزاری (سال ۱۳۹۵).
پنهانکاری خانوادگی، فشار نهادهای امنیتی و ترس از بیآبرویی، باعث میشود گزارشدهی واقعی بسیار کمتر از میزان وقوع باشد.
این پنهانکاری یک سیاست نهادی است که مانع شناخت ابعاد واقعی بحران میشود و عملاً دسترسی کودکان به عدالت و جبران خسارت را ناممکن میکند.
بخش سوم: نمونههای مستند خشونت جنسی علیه کودکان در ایران
۱. آزار جنسی در محیط خانواده – گسترده، پنهان و کتمانشده
مطالعات پزشکی قانونی تهران نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از آزارهای جنسی کودکان در همان خانه و توسط پدران، ناپدریها یا بستگان نزدیک رخ میدهد.
دختران ۱۱ تا ۱۵ سال در بالاترین سطح آسیباند و پسران ۶ تا ۱۰ سال در معرض خطر از سوی اقوام و آشنایان قرار دارند.
ترس از بیآبرویی، تهدید و فشار خانوادگی باعث میشود بسیاری از موارد هرگز گزارش نشوند.
این وضعیت خانه را برای بسیاری از کودکان به ناامنترین محیط تبدیل کرده است.
۲. آزار جنسی نهادی – مراکز دولتی، پرورشگاهها و مدارس
پروندههای مستند در تهران، البرز، اصفهان و کلاردشت نشان میدهد که کودکان ۷ تا ۱۱ ساله در مراکز دولتی تحت آزار جنسی کارکنان قرار گرفتهاند.
پنهانکاری، تهدید خانوادهها و عدم پیگیری قضایی، الگوی مشترک همه این موارد است.
۳. بهرهکشی جنسی کودکان کار و کودکان مهاجر
بیش از ۶۰ هزار کودک خیابان در ایران زندگی میکنند و بسیاری از آنها قربانی آزار جنسی هستند.
کودکان کار در تهران، مشهد، کرمانشاه و زاهدان و بهویژه کودکان مهاجر افغان، به دلیل نداشتن اسناد هویتی، در معرض بهرهکشی جنسی، شبکههای قاچاق و خشونتهای بدون پیگرد قرار دارند.
۴. خشونت و شکنجه جنسی علیه کودکان بازداشتشده
گزارشهای سازمان ملل تأیید میکند که پسران و دختران ۱۲ تا ۱۷ ساله در جریان اعتراضات ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ مورد تهدید جنسی، لمس اجباری و آزار برای اعترافگیری قرار گرفتهاند.
در برخی استانها، موارد آزار با ابزار نیز گزارش شده است.
این الگو نشاندهنده استفاده سیاسی از خشونت جنسی علیه کودکان است.
بخش چهارم: تحلیل حقوقی – نقض تعهدات ایران در قبال کودکان
ایران با پیوستن به کنوانسیون حقوق کودک و میثاق حقوق مدنی و سیاسی، موظف به پیشگیری، حمایت، تحقیق، پیگرد و جبران خسارت در موارد خشونت جنسی است. اما شواهد نشان میدهد:
۱. تعارض قوانین داخلی با اصول حمایت از کودک
قانونی بودن کودکهمسری، سن پایین مسئولیت کیفری و خلأ جرمانگاری استثمار جنسی در تضاد با تعهدات ایران است.
۲. نقض تعهدات در پیشگیری، حمایت و درمان
نبود سازوکارهای جداسازی فوری، کمبود حمایت روانی–اجتماعی و بیتوجهی به وضعیت کودکان کار و مهاجر، نقض آشکار تعهدات بینالمللی است.
۳. کوتاهی در تحقیق و پاسخگویی
پنهانکاری آماری، فقدان تحقیقات بیطرفانه و مصونیت عاملان، نقض وظیفه دولت برای تضمین عدالت و جبران خسارت است.
خشونت جنسی علیه کودکان بازداشتشده مصداق شکنجه محسوب میشود.
بخش پنجم: پنهانکاری و واکنش رژیم
در همه حوزهها — خانوادگی، نهادی، کودکان کار و بازداشتشدگان — الگوی مشترکی دیده میشود:
- انکار یا کوچکنمایی رسمی
- تهدید خانوادهها برای سکوت یا پسگرفتن شکایت
- پوشاندن اطلاعات و حذف گزارشها
- تحقیقات ناقص یا بینتیجه
- مصونیت عاملان در ساختار حکومتی
این الگو مانع اصلاح ساختاری میشود و دسترسی کودکان به عدالت و جبران خسارت را عملاً غیرممکن میکند.
بخش ششم: نتیجهگیری و فراخوان اقدام
خشونت جنسی علیه کودکان در ایران، از خانه تا مراکز دولتی و از خیابان تا بازداشتگاه، نشان میدهد که کودکان در معرض شبکهای از تهدیدها قرار دارند که ریشه در قوانین تبعیضآمیز، ضعف نهادی و پنهانکاری سیستماتیک دارد.
برای حفاظت از کودکان، اقدامات فوری ضروری است:
- لغو کامل کودکهمسری و تعیین حداقل سن ۱۸ سال برای ازدواج
- جرمانگاری جامع استثمار جنسی و پورنوگرافی کودک
- ایجاد سازوکارهای گزارشدهی امن و مستقل
- تحقیق بیطرفانه درباره موارد آزار جنسی در مراکز دولتی و بازداشتگاهها
- حمایت ویژه از کودکان کار و کودکان مهاجر
- ارائه خدمات درمانی و رواناجتماعی به همه کودکان قربانی
کودکان ایران امروز بیش از هر زمان دیگر به شنیدهشدن، حمایت و عدالت نیاز دارند — حتی وقتی خودشان صدایی برای گفتن ندارند.








