سرکوب در محیط‌های آموزشی و کیفیت نازل آموزش در ایران

سرکوب در محیط‌های آموزشی و کیفیت نازل آموزش در ایران

سال تحصیلی جدید در ایران با ۱۵ میلیون دانش آموز که به مدرسه می روند، آغاز می شود در حالیکه مدارس و دانشگاهها از وضعیت وخیم اقتصادی جامعه رنج می برند.

درحالیکه رژیم ایران از فراهم کردن آموزش رایگان و اجباری در ایران سر باز زده و در حالیکه بیش از ٪۸۰ مردم در زیر خط فقر زندگی می کنند هیچ تضمینی برای بچه ها و جوانان ایرانی برای ادامه تحصیل وجود ندارد. 

تخمین زده می شود که بیش از هفت میلیون کودک در ایران از آموزش محروم هستند. بسیاری از آنها کودک کار هستند که برخی از والدین آنها معتاد یا بسیار فقیر هستند. برخی از آنها حتی شناسنامه ندارند.

تعداد رو به رشد دانش آموزان بویژه دختران که مدرسه و دانشگاه را ترک می کنند، نشان از ناکارآمدی آموزش ایران دارد. آمار  غیر رسمی نشان میدهد که ۲۵ میلیون ایرانی تقریبا یا کاملا بیسواد باشند.

در حال حاضر از هر چهار دانش آموز یک نفر مدرسه را ترک می کند. به گفته مقامات رژیم دلایل ۵۳ درصد از ترک تحصیل مشکلات اقتصادی و مالی و همچنین کمبود فضاهای آموزشی است.

رئیس کانون آموزشگاههای مهارت کشور اعلام کرد که ۳۷ درصد از دانش آموزان ایرانی قبل از گرفتن مدرک دیپلم ترک تحصیل می کنند و تنها ۷ درصد از فارغ التحصیلان دبیرستان در دانشگاهها پذیرفته می شوند. (خبرگزاری دولتی فارس – ۴ نوامبر ۲۰۱۷)

برخی از منابع معتقدند که “از هر ۱۲ کودک محروم از تحصیل در ایران فقط یک نفر شناسایی شده است.” (وب سایت دولتی الفبا – می ۲۰۱۹)

ارقام منتشر شده توسط رسانه های دولتی ایران حاکی از روند نزولی تعداد دانشجویان است که ۴۸۱۱۵۸۱ دانش آموز در سال تحصیلی ۲۰۱۴-۲۰۱۵ به ۳۶۱۶۱۱۴ در ۲۰۱۷-۲۰۱۸ رسیده است. (نمودار را ببینید) این به طور متوسط ۳۹۸۰۰۰ دانش آموز کمتر در سال با وجود پذیرش جدید است.

توضیح این مسئله نمی تواند چیزی به جز فقر روزافزون در جامعه و رایگان نبودن تحصیل، و فقدان هرگونه حمایت دولت از دانشجویان برای دسترسی به آموزش در ایران باشد. (خبرگزاری رسمی ایرنا – ۹ دی ۱۳۹۷؛ خبرگزاری حکومتی مهر – اول آبان ۱۳۹۶؛ سایت حکومتی بازارنیوز – اول دیماه ۱۳۹۵)

فقر عامل ترک تحصیل

بحران فقر حاکم بر ایران بیش از هر جای دیگر در سیستم آموزشی کشور مشهود است.

بخش عظیمی از کودکان در ایران قبل از دریافت مدرک دیپلم به دلیل فقر، مدرسه را ترک می کنند.

به گفته مقامات رژیم ٪۵۳ از ترک تحصیل در ایران به دلیل مشکلات مالی است که خانواده ها به آن روبرو هستند.

به گفته کارشناسان، بسیاری از این کودکان در نهایت تبدیل به کودکان کار می شوند. براساس برآوردهای غیر رسمی، بین ۲ تا ۷ میلیون کودک کار در ایران وجود دارد که نه تنها از دوران کودکی محروم هستند، بلکه در معرض خشونت و انواع سوءاستفاده نیز قرار میگیرند.

براساس اصل ۳۰ قانون اساسی ایران، “دولت موظف است آموزش ابتدایی و دبیرستان را برای همه مردم کشور  به طور رایگان فراهم کند و آموزش عالی را برای همه تسهیل کند تا کشور خودکفاء شود.”

با این وجود در طی سالهای گذشته، روحانی دستور داده است بسیاری از مدارس بخصوص در مناطق روستایی تعطیل شود تا بودجه کم شود.

رژیم همچنین به تدریج مطالبات خود را برای دریافت شهریه از دانش آموزان و خانواده های آنها افزایش داده است که خود عامل ترک تحصیل بسیاری از دانش آموزان شده است. دانشگاهها نیز هر روز بیشتر و بیشتر بر شهریه ها می افزایند.

دانشگاههای بیشتری نیز خواستار دریافت شهریه از دانشجویان بودند.

به گفته معاون سابق سازمان برنامه و بودجه، «بیش از ۹درصد خانواده‌های ایرانی برای تحصیل فرزندانشان باید وسایل زندگی را بفروشند و از محل درآمدهای عادی خود نمی‌توانند خرج تحصیل را بدهند.» (روزنامه حکومتی اطلاعات –  ۲۷ خرداد ۱۳۹۸)

خبرگزاری دولتی تسنیم در این باره با استادیار دانشگاه علامه مصاحبه کرده است.

وی میگوید: “اخیرا یونسکو به دولتها توصیه کرده است چهار تا شش درصد از تولید ناخالص داخلی و ۱۵ تا ۲۰ درصد بودجه خود را به آموزش های عمومی اختصاص دهند. اما در ایران فقط ۱.۵ تا ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی و ده درصد بودجه عمومی به آموزش اختصاص می یابد.”

تسنیم همچنین نوشت که در کشورهای ثروتمند تنها ۱۸ درصد از هزینه های تحصیل کودکان توسط والدین پرداخت می شود. در ایران تحت حاکمیت آخوندها، خانواده ها باید حدود ۳۳ درصد از هزینه تحصیل فرزندان خود را بپردازند.

کمبود مراکز آموزشی و مدارس فاقد ایمنی در ایران

کمبود فضای تدریس از مهترین مشکلات آموزشی در ایران است. به استثنای تعدادی محدود، نبود امکانات ورزشی و امکانات تفریحی ویژگی مشترک کلیه مدارس است. در مدارس دخترانه و مدارس در مناطق کم درآمد، به ویژه در استانهای سیستان و بلوچستان، هرمزگان و آذربایجان غربی، دانش آموزان در فضاهای تنگ قرار دارند که خیلی دور از استانداردهای اساسی آموزشی و بهداشتی است.

۳۲۰۰۰ مدرسه که یک سوم از کل مدارس کشور هستند فرسوده می باشند و باید از نو بازسازی شوند.

مدیرکل نوسازی مدارس استان تهران با بیان اینکه ۲۳۵ مدرسه در تهران عمر بالای ۶۰ سال دارند، گفت: «در مجموع در استان تهران ۸هزارو ۵۰۰ کلاس باید تخریب و بازسازی و ۱۴هزار و ۵۰۰ کلاس مقاوم سازی شوند.» (خبرگزاری حکومتی ایسنا –  ۲۹ مرداد ۱۳۹۷)

محسن هاشمی، رئیس شورای شهر تهران،‌ ری و تجریش، نیز فاش ساخت: «۷۰۰ مدرسه تهران با طوفان شدید تخریب می‌شوند، چه ‌برسد به زلزله». (سایت حکومتی خبر آنلاین – ۲۳ آذر ۱۳۹۶)

با بودجه جاری بازسازی کلیه مدارس سراسر کشور نیم قرن زمان خواهد برد.

با انتقاد از سهم آموزش و پرورش در لایحه بودجه دولت، یکی از نمایندگان مجلس، فریده اولادقباد اذعان کرد که ۵۰ درصد مدارس پایتخت فرسوده هستند.

در مصاحبه با وب سایت خبری مجلس، اولادقباد در ژانویه ۲۰۱۸ گفت که ٪۵۰ از مدارس تهران در ساختمانهای مخروبه واقع شده اند و این عواقب جانی و مالی دارد.

به گفته تسنیم خبرگزاری تحت نظارت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تنها در تهران حدود ۷۰۰ مدرسه در حال ویران شدن هستند که برای دانش آموزان ناامن می باشند.

خبرگزاری تسنیم می افزاید: اگرچه این مدارس در لیست مدارس تخریبی هستند اما هنوز سالانه دانش آموزان را پذیرش می کنند و به نظر می رسد کسی اهمیتی نمی دهد مگر اینکه یک فاجعه رخ بدهد.

پیش از این در نوامبر ۲۰۱۷ بعد از اینکه هشتاد مدرسه در زلزله ۷.۳ ریشتری کرمانشاه در غرب ایران به طور کامل تخریب شد، وزیر آموزش و پرورش محمد بطحایی اعلام کرد که یک سوم ساختمانهای مدارس در سراسر ایران ناامن هستند.

ساختار فرسوده مدارس و عدم کفایت دولت در بهینه سازی آنها منجر به بروز حوادث بی شماری در طی سالیان گذشته شده است. شده است.

به طور مثال سال گذشته، به علت استفاده از چراغ نفتی غیراستاندارد در یک کلاس درس در مدرسه اسوه زاهدان، چهار دانش آموز دختر طعمه حریق شدند که سه تن از آنها جان باختند و یک تن مصدوم شد. (سایت حکومتی مشرق – ۲۸آذر ۱۳۹۷)

پیش از آن دختران یک مدرسه در شین آباد (پیرانشهر، آذربایجان غربی) و گروه دیگری از دختران در شهرستان درودزن در استان فارس در آتش سوزی متحمل جراحت های جدی شدند که هنوز بعد از گذشت سالیان التیام نیافته اند.

محمد بطحایی در جلسه دولت در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۸ اعترافات تکان دهنده ای به خبرنگاران کرد و گفت: با توجه به اعتباری که دولت و وزارت آموزش و پرورش دارند امکان حذف بخاری (غیر استاندارد) از مدارس در هفت یا هشت سال آینده امکان پذیر نیست.

وزیر آموزش و پرورش آخوندها پیش از این در سال ۲۰۱۷ اعلام کرده بود که ۴۲ درصد از مدارس ایران سیستم گرمایش ایمن ندارند.

اکثریت معلمان در زیر خط فقر

با توجه به وضعیت اقتصادی و نقدینگی در ایران، حداقل هزینه زندگی برای یک خانواده چهار نفره در سال ۹۸، ماهانه ۸میلیون تومان و تنها هزینه خوراکی یک خانوار ۴ نفره برای ۱۸ قلم کالای اساسی در سطح قیمت های شهری حدود دو میلیون و ۲۲۸ هزار تومان می باشد. در حالیکه حداقل دستمزد یک میلیون و ۵۱۷ هزار تومان برای سال ۹۸ تعیین شده است. 

در عین حال حقوق متوسط یک معلم ۳ میلیون و ۲۵۰ هزار تومان و حقوق یک معلم بازنشسته حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزارتومان می باشد. این در حالی است که اکثر معلمان به صورت قراردادی کار می کنند و حقوقشان زیر ۱ میلیون است.

محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش گفت: «معلمان همواره برای گذران زندگی و معیشت خود مجبور به داشتن شغل دوم بوده‌اند، بدون تعارف می‌گویم اگر معلمی بخواهد فقط از مسیر معلمی گذران زندگی کند، نمی‌تواند زندگی خود را در سطح متوسط اداره کند.» (خبرگزاری حکومتی تسنیم – ۱۲ اسفند ۱۳۹۷)

وحید محمودی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، گفت: «شغل دوم ۶۹ درصد معلمان راننده تاکسی است و ۵۴درصد معلمان فقر درآمدی و زمانی دارند.» (خبرگزاری حکومتی تسنیم – ۱۲اسفند ۱۳۹۷)

 به این ترتیب معلمی که زیر خط فقر زندگی می کند و دغدغه تأمین آب و نان خانواده اش را دارد هرگز نمی تواند بر کیفیت آموزش و تعلیم و تربیت کودکان متمرکز باشد و وقت و انرژی مکفی به این کار اختصاص بدهد.
این چنین است که آموزش در ایران به انحطاط کشیده شده است.