از اوین تا قرچک؛ تبعید سیاسی زنان زندانی
انتقال زندانیان سیاسی زن از زندان اوین به زندان قرچک ورامین، یکی از آشکارترین نمونههای سیاست سرکوب سیستماتیک رژیم حاکم بر ایران است. این انتقالها نتیجه کمبود جا یا ضرورت اداری نبوده، بلکه اقدامی تنبیهی و هدفمند برای شکستن مقاومت زندانیان سیاسی زن است. بهویژه پس از حمله موشکی اسرائیل به زندان اوین در مهرماه ۱۴۰۱، این روند شدت یافت و بسیاری از زنان سیاسی به زندان قرچک منتقل شدند؛ زندانی که بهحق «جهنم زنان» نام گرفته است. در این گزارش، با اتکا به شواهد موجود و روایتهای مستند، ابعاد این سیاست و پیامدهای انسانی و حقوقی آن بررسی میشود.
زمینه تاریخی انتقالها
زندان اوین در تهران، هرچند خود بهعنوان نماد سرکوب شناخته میشود، اما در عین حال، با زندان قرچک قابل مقایسه نیست. پس از اعتراضات گسترده سالهای اخیر و بهویژه در پی حمله به اوین در سال ۱۴۰۱، رژیم تصمیم گرفت بسیاری از زنان زندانی سیاسی را از اوین به قرچک منتقل کند.
هدف از این انتقالها روشن است:
- جدا کردن زندانیان سیاسی از شبکه حمایتی خانوادهها و وکلای مستقل.
- قرار دادن آنان در میان زندانیان عادی با جرایم خشن برای افزایش تهدید و ناامنی.
- شکستن روحیه و مقاومت زنان فعال با محرومیت از حداقل استانداردهای انسانی.
به گفته منابع مطلع، این انتقالها عمدتاً بدون اطلاع خانوادهها صورت گرفته و در بسیاری موارد، زندانیان برای هفتهها در وضعیت «ناپدیدسازی اجباری» نگه داشته شدهاند.
نمونه شاخص: ارغوان فلاحی

یکی از چهرههای شاخص این روند، ارغوان فلاحی، فعال مدنی و زندانی سیاسی است. او پس از بازداشت، برای مدتی طولانی در وضعیت بیخبری مطلق قرار داشت و خانوادهاش از محل نگهداری او اطلاعی نداشتند. این وضعیت مصداق بارز «ناپدیدسازی قهری» است که در حقوق بینالملل بهعنوان یکی از شدیدترین نقضهای حقوق بشر شناخته میشود.
در نهایت مشخص شد که ارغوان فلاحی را به زندان قرچک منتقل کردهاند. شرایط نگهداری او همچون بسیاری دیگر شامل محرومیت از خدمات درمانی و فشارهای روانی گسترده است.
شرایط وخیمتر در قرچک
اگر چه اوین بعنوان زندانی مخوف در جهان شناخته میشود، اما رژیم برای آزار بیشتر زندانیان سیاسی زن، آنان را از اوین به قرچک منتقل کرده است زیرا این زندان یک تبعیدگاه تمامعیار است:
- زیرساخت غیرانسانی: این زندان سولههایی متروکه بوده که بعدها به زندان زنان تبدیل شده است.
- ازدحام شدید: بیش از ۱۲۰۰ زندانی در فضایی که برای کمتر از ۵۰۰ نفر طراحی شده است، محبوسند.
- نقض اصل تفکیک جرائم: زندانیان سیاسی در کنار زندانیان با جرایم خطرناک نگهداری میشوند.
- محرومیت از ملاقات: خانوادهها بهطور مکرر از ملاقات منع یا بهطور تحقیرآمیز بازرسی میشوند.
- محدودیت وکیل: دسترسی به مشاور حقوقی تقریباً ناممکن است.
تحلیل حقوقی
انتقال زنان سیاسی از اوین به قرچک و نگهداری آنان در شرایط غیرانسانی، نقض فاحش اصول و اسناد بینالمللی است:
- ماده ۹ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR): ممنوعیت بازداشت خودسرانه و ناپدیدسازی اجباری.
- ماده ۱۰ ICCPR: لزوم رفتار انسانی با تمامی زندانیان.
- ماده ۷ ICCPR: ممنوعیت شکنجه و رفتار بیرحمانه.
- کنوانسیون بینالمللی حمایت از تمامی افراد در برابر ناپدیدشدگی اجباری: ممنوعیت ناپدیدسازی و تعهد دولتها به روشن کردن سرنوشت بازداشتشدگان.
- قواعد نلسون ماندلا (قواعد حداقل استاندارد سازمان ملل برای رفتار با زندانیان): اصل تفکیک جرائم و ممنوعیت تبعید تنبیهی.
تأثیر انسانی و اجتماعی
انتقال تنبیهی زنان زندانی سیاسی به قرچک، پیامدهای انسانی و اجتماعی گستردهای داشته است:
- آسیب به خانوادهها: بیخبری از محل عزیزان، ملاقاتهای محدود و تحقیرآمیز، اضطراب دائمی.
- ارسال پیام سرکوب به جامعه: هرکس مقاومت کند، به «جهنم قرچک» فرستاده میشود.
- تشدید بیاعتمادی به نظام قضایی: استفاده از انتقال زندانی بهعنوان ابزار تنبیه نشان میدهد که قوه قضائیه صرفاً بازوی سرکوب سیاسی است.
شهادتها و روایتها
بر اساس روایتهای زندانیان سابق، انتقال به قرچک بهعنوان «مجازات مضاعف» شناخته میشود. نگار حائری، وکیل و زندانی سابق، قرچک را حتی بدتر از بند ۲۰۹ اوین توصیف کرده است؛ جایی که هدف اصلی نه نگهداری، بلکه تحقیر و شکستن روحیه است.
زنان زندانی سیاسی بارها از طریق نامهها و اعتصاب غذا نسبت به این وضعیت اعتراض کردهاند. اما پاسخ مقامات، تشدید فشارها و ادامه سیاست انتقالهای تنبیهی بوده است.
نتیجهگیری و فراخوان اقدام
انتقال زنان زندانی سیاسی از اوین به قرچک، بخشی از یک استراتژی سرکوب سازمانیافته است که هدف آن تحقیر، تضعیف و در نهایت خاموش کردن صدای زنان معترض است. این سیاست، نقض آشکار حقوق بنیادین زندانیان و مصداق شکنجه سیستماتیک است.
ما از شورای حقوق بشر سازمان ملل، اتحادیه اروپا و تمامی نهادهای بینالمللی میخواهیم:
- تحقیقات فوری و مستقل درباره انتقالهای تنبیهی و ناپدیدسازیهای اجباری آغاز شود.
- آزادی فوری زنان زندانی سیاسی و بازگشت آنان به مکانهایی با حداقل استاندارد انسانی تضمین گردد.
- مقامات قضایی و امنیتی رژیم ایران به دلیل نقض تعهدات بینالمللی مورد پیگرد قرار گیرند.








