ادامه سرکوبها و تلاش برای ایجاد فضای رعب عمومی
رژیم ملایان در بن بست بحرانهای سیاسی و اقتصادی و در وحشت از استقبال جوانان از مقاومت و جلوگیری از بالاگرفتن قیام، به دستگيري زندانيان آزاد شده، هواداران و خانوادههاي مجاهدين روي آورده است.
در این طرح، اعضای خانواده زندانیان سیاسی بطورخاص هواداران مجاهدین خلق ایران از جمله مادران، پدران، خواهران و برادران آنها، بهصورت موجی هدفمند و سازمان یافته، هدف بازداشت، بازجویی، تهدید و شکنجه قرار گرفتهاند. تاکتیکهای مورد استفاده رژیم شامل یورشهای شبانه، ضربوشتم، انتقال به سلولهای انفرادی، بیخبری مطلق، و گروگانگیری علنی بستگان است.
شماری از این دستگیرشدگان عبارتند از:
- خانواده معظمی گودرزی: در تیر و مرداد ۱۴۰۴، رژیم ملایان دو بار به خانه خانواده فرزاد معظمی گودرزی، زندانی سیاسی محبوس در زندان فشافویه، در شهر بروجرد یورش برد. در نخستین یورش در تاریخ ۳۱ تیر، دستکم ۱۷ مأمور امنیتی بدون ارائه حکم قضایی وارد منزل شده و پس از ضربوشتم، لیلا صارمی (مادر فرزاد) و احمد معظمی گودرزی (پدر) را بازداشت کردند.
لیلا صارمی به زندان «تیرچه بلوک» بروجرد منتقل شد و بدون هیچگونه تماس یا دسترسی به وکیل، در سلول انفرادی نگهداری میشود. در یورش دوم در تاریخ ۸ مرداد، مأموران امنیتی قصد بازداشت رزیتا معظمی (خواهر فرزاد) را داشتند. چون او در منزل حضور نداشت، مأموران اعلام کردند که مادر خانواده همچنان در بازداشت خواهد ماند تا دختر خود را معرفی کند. این تهدید، مصداق روشن گروگانگیری حکومتی است.

فرزاد معظمی گودرزی پسرعموی رضا معظمی گودرزی، از شهدای آبان ۱۳۹۸ است. مادر فرزاد، لیلا صارمی، خود فرزند علی صارمی زندانی سیاسی باسابقهای است که پس از سالها حبس در سال ۱۳۸۹ اعدام شد.
- محمد بنازاده امیرخیزی: ۷۹ ساله، در ۶ مرداد دستگیر و به سلول انفرادی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در قم منتقل شد. مجاهدان شهید علی امیرخیزی و سکینه امیرخیزی برادر و خواهر محمد در سال ۱۳۶۰ و ۱۳۶۷ در مبارزه با رژیم ضدبشری آخوندی به شهادت رسیدند. محمد اولین بار در سال ۸۷ به اتهام ارتباط با مجاهدین دستگیر و پس از ۵ سال حبس آزاد شد. او مجددا در بهمن ۹۵ بازداشت و ۵ سال دیگر در زندان بسر برد. محمد امیرخیزی از بیماریهای مختلف از جمله سرطان پروستات رنج می برد.
- امیرحسین کشوریفر:۲۰ ساله دانشجو، دوشنبه ۳۰ تیر با یورش نیروهای امنیتی به منزلش در خرم آباد دستگیر شد. مهاجمان از او خواستند که رمز تلفنش را بدهد که او امتناع کرد. امیرحسین خواهر زاده زندانیان سیاسی محمد و مهدی خداکرمی است که در اسفند ۱۴۰۱ دستگیر و به اتهام «عضویت در مجاهدین» به ۸ و ۴ سال زندان محکوم شده اند. آنها در زندان مرکزی خرمآباد محبوسند.

- حسین آسمانی نژاد: ۶۴ ساله؛ راننده اسنپ سه شنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۴ در کیاشهر گیلان دستگیر شد. وی از زندانیان دهه شصت است. وی یکبار دیگر هم در سال ۸۲ دستگیر و زندانی شده است.
- حمیدرضا مکی: ۶۸ ساله؛ تکنسین قالب سازی، یکشنبه ۸ تیر ۱۴۰۴ در منزلش در مهرشهر کرج دستگیر شد. او از زندانيان دهه ۶۰ است. وی يكبار هم در سال ۹۸ دستگير شده است. برادرش مجیدرضا مکی از زندانیان سیاسی محبوس در زندان فشافویه است.
- مرتضی اسدی: ۴۷ ساله دکترای علوم سیاسی و استاد اخراجی دانشگاه تهران شنبه شب ۳۱ خرداد ۱۴۰۴ در منزلش در تهران دستگیر شد. وی پیش از این نیز در سالهای ۸۸ و ۹۸ دستگیر و زندانی شده است.
- نادر تیموری: شنبه شب ۳۱ خرداد ۱۴۰۴ در منزل شخصی اش در سرخه حصار دستگیر گردید. وی از زندانيان دهه ۶۰ تا ۶۷ و از شاهدين قتل عام 1367میباشد.
موج سراسری بازداشتهای سیاسی؛ الگویی از کنترل پیشگیرانه
در دهها شهر ایران، بازداشتهای گستردهای علیه فعالان سابق، دانشجویان، کاربران شبکههای اجتماعی و حتی نوجوانان انجام شده است. بطور مثال شاهین ذوقیتبار38ساله و زندانی سیاسی سابق که روز دوم مرداد1404توسط مأموران اطلاعات سپاه با یورش شبانه، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. این بازداشتها که بدون حکم و همراه با تهدید و شکنجه روانی صورت میگیرد، بخشی از سیاست سرکوب و ایجاد فضای امنیتی برای ایجاد جو ارعاب، و ممانعت از سازمانیابی دوبارهی اعتراضات مردمی و جنبشهای اجتماعی است.
تحلیل حقوقی:
اقدامات صورتگرفته ناقض موارد متعدد از میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) و اصول بنیادین حقوق بشر هستند: بازداشت مادر بهخاطر پسر (لیلا صارمی)، و بازداشت مجدد سالخوردگان بیمار (محمد بنازاده) نقض مستقیم این اصول هستند.
تأثیر انسانی و اجتماعی:
سیاست بازداشت خانوادههای زندانیان سیاسی، به هدفی فراتر از سرکوب فردی تبدیل شده: ایجاد وحشت ساختاریافته در جامعه. خانوادههایی مانند خانواده معظمی گودرزی، نماد «سرکوب چندنسل» هستند. پیام نهایی این سیاستها روشن است: هر صدای مخالف، نهفقط خودش، بلکه خانوادهاش هم در معرض سرکوب خواهد بود. این رویکرد بهوضوح قصد دارد افکار عمومی و شبکههای همبستگی اجتماعی را مختل و از هم بپاشد.
نتیجهگیری و فراخوان اقدام:
تجربه دهه ۶۰ و قتلعام ۱۳۶۷ نشان داده که نادیدهگرفتن الگوهای پیشساز جنایت، میتواند به فاجعه جمعی منجر شود. امروز نیز، روند بازداشت خانوادهها و اعدام زندانیان سیاسی، زنگ خطر تکرار همان جنایت است.
جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل، در واکنش به اعدام مهدی حسنی و بهروز احسانی، هشدار داده که ایران بار دیگر در مسیر جنایت دولتی گام برداشته است. مای ساتو، نماینده ویژه در شورای حقوق بشر سازمان ملل، نیز در نشست اخیر شورا نسبت به روند اعدامهای سیاسی و بازداشتهای خانوادگی ابراز نگرانی کرده است. سازمان عفو بینالملل نیز خواستار بررسی این الگو بهعنوان جنایت احتمالی علیه بشریت شده است.
ما خواهان موارد زیر هستیم:
- تشکیل مکانیسم حقیقتیاب ویژه در شورای حقوق بشر
- ارجاع پروندهها به مجمع عمومی سازمان ملل
- ورود گزارشگر ویژه به موارد خاص این گزارش
سکوت در برابر این سیاستها، تبدیل به همراهی با جنایتی خواهد شد که بهتدریج در حال شکلگیریاست








